تبليغاتX
نشان از بي نشانها --- فرهاد شرف پور
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
امداد و نجات و جایگاه آن در کشور ما

 

مقدمه

انسانها در طول حیات خود همواره در معرض خطرات و حوادث بوده اند.گسترش شهرنشینی ، پیشرفت علم و صنعت گرچه باعث افزایش حوادث شده اما توانایی انسان را در پیشگیری و رویارویی  با  حوادث نیزافزایش داده است. حوادثی که سالیانه جان هزاران نفر را در دنیا می گیرند ، به چندین هزار نفر آسیب وارد می کنند و هزینه های بسیاری را به جامعه ها وارد می کنند .

  حوادث چون دشمنی قهار تمامیت ارضی و کیان ملی  کشورها را تهدید می کنند و جان انسانها را می گیرند . لذا همه دولتها برای حفظ امنیت و سلامت شهروندان  و جامعه می کوشند تا توان خود را در برخورد با حوادث افزایش دهند، تا هنگام حادثه بتوانند از جامعه و کشورشان دفاع کنند.کمک به آسیب دیدگان و بازماندگان حوادث جدای وظیفه انسانی که بر عهده همه (هم دولت و هم ملت) می باشد،نقش به سزایی در تامین امنیت  و سلامت جامعه دارد . ضمن اینکه کمک رسانی به موقع و اصولی نقش مهمی در کاهش تلفات و عوارض این حوادث  و نقش به سزایی در کاهش هزینه های بعدی دارد .

حوادث و کشور ما

  کشور ما یکی از کشورهای حادثه خیز دنیا است . هر بیست و پنج دقیقه یک نفر در اثر تصادف در ایران می میرد . روزانه  صدها نفر در تصادفات شهری و جاده ای  گرفتار می شوند . هر سال صدها نفر در آبهای کشور غرق می شوند . مرتب اخبار مشکلات و مرگ ومیر کوهنوردان شنیده می شود . قرار گرفتن ایران روی خط زلزله باعث شده تا هر از گاهی زلزله ای میهب بخشی از کشور را بلرزاند . همه ساله روستاها و شهر های بسیاری از کشورما در معرض سیل قرار دارد.به این همه باید ماشینها و جاده های غیر استاندارد و نا ایمن ، ساختمانهای غیر مقاوم ٬ ساخت و ساز های غیر اصولی و... را نیز اضافه کرد.

امداد و نجات چیست

یاری رساندن به کسانی که در اثر حادثه نیازمند کمک هستند را امداد گویند. مثل دادن غذا و اسکان بازماندگان زلزله .خارج کردن مصدوم از محل حادثه وظیفه تیم های امداد و نجات حرفه ای است

به مجموعه اقداماتی که برای رهایی و خروج یک مصدوم از صحنه حادثه انجام می شود ، نجات می گویند . مثل خارج کردن مصدوم از میان لاشه ماشینهای تصادفی ،نجات یک نفر از زیر آوار،نجات یک غریق در دریا ، پیدا کردن کسی در کوه . همه و همه مثالهایی از امداد و نجات هستند.

امداد ونجات شاخه های مختلفی دارد از جمله : آب و سیلاب – آوار – جاده – کوه.

اهمیت امداد و نجات در حوادثامداد و نجات اصولی جلوی عوارض و هزینه های بسیاری را خواهد گرفت

  هنگام بروز حادثه تعدادی از افراد دردم جان می دهند اما عده ای نیز زنده می مانند،اما در صحنه حادثه درگیر می شوند. مانند کسانی که بعد از زلزله زیر آوار می مانند ،یا کسانی که زیر بهمن مدفون می شوند و ... . مهم ترین کار بعد از حادثه دسترسی به این افراد  و خروج آنها از صحنه حادثه است . قبل از اینکه جانشان را از دست بدهند و بدون اینکه آسیب جدیدی ایجاد شود . و این وظیفه نیروهای امدادی است . همانگونه  که می بینید زمان در انجام این وظیفه نقش مهمی دارد . نیروهای آموزش دیده و مجهز در کاهش تلفات و عوارض حوادث نقش به سزایی دارند و بسیار تاثیر گذارند.

یک سازمان امداد و نجات چه خصوصیاتی باید داشته باشد

یک سازمان امداد و نجات باید چه خصوصیاتی را داشته باشد تا بتواند به وظایف خود به خوبی عمل کند؟

1-  در دسترس بودن : یعنی یک ارتباط آسان با شهروندان که منبع اصلی اطلاع دهنده حادثه هستند مثل اورژانس ،آتش نشانی یا پلیس که باگرفتن یک شماره چند رقمی یکسان در تمام کشور می توان با آنها ارتباط برقرار کرد.

2-  شبانه روزی بودن : حادثه خبر نمی کند.وجود تیم امداد و نجاتی که فقط در ساعات اداری فعال است، یا روزهای خاصی حضور دارد عملا مانند نبودن است . مثل اینکه تنها بیمارستان یک شهر شبها تعطیل باشد . تیم امداد و نجات باید در تمام روزها و در تمام ساعات شبانه روز به طور کامل در دسترس باشد .تیم امداد باید همواره آماده باشد

3-  آماده بودن : تیم امداد در تمام ساعات شبانه روز بدون توجه به وجود یا عدم وجود حادثه باید آماده باشد.مثل آتشنشانی که ممکن است چند روز هم آتش سوزی نباشد . اما این دلیل نمی شود که نیروهایش به خانه بروند .

4-  نیروی انسانی : وقتی قرار است تیمی به طور کامل همواره آماده باشد باید نیروی لازم را تامین کند. مثلا اگر تیم آتشنشانی یک پایگاه نیاز به سه نفر نیرو  در هر شیفت دارد برای شبانه روزی بودن باید حداقل دوازده نفر نیرو داشته باشد.

5-  حرفه ای بودن : امداد گر باید حرفه ای باشد و شغلش امداد گری باشد تا اول حضور دائم داشته باشد دوم قابل برنامه ریزی و آموزش باشد . سوم پاسخگو باشد . امروزه تمام ارکان جامعه حتی ورزش هم حرفه ای شده است و کسانی می توانند در ورزش پیشرفت کرده موفق باشند که شغلشان ورزشکاری باشد . پس نمی توان مسئولیت امداد و نجات یک شهر و کشور را به نیروی داوطلبی سپرد که امداد گری اولویت زندگیش نیست .

6-  آموزش : نیروهای امداد باید توان کار و امداد رسانی در آب ،کوه ،جاده و هر جای دیگری را داشته باشند . پس باید نیروهای توانمند و آموزش دیده ای باشند در تمام دنیا کوهنوردان زبده ، شناگران و نجات غریقان حرفه ای به استخدام تیم های امداد در می آیند.سازمان امداد باید دارای تیم های تخصصی برای اجرای عملیات در کوه ، دریا ،جاده و شهرها باشد .

7-  تجهیزات کامل و تخصصی امداد و ایاب و ذهاب : امروزه دیگر بدون تجهیزات نمی توان به مبارزه با حوادث رفت . آوارهای آسمان خراشها را نمی توان با بیل جابجا کرد . گستره یک کشور با کوهها و دشتها را نمی توان با پای پیاده تحت پوشش قرار داد . امروزه برای رسیدن تیم امداد به دور افتاده ترین نقاط هر کشور فقط چند دقیقه زمان لازم است .

8-  قانون و شرح وظایف شفاف : تیم امداد باید به طور شفاف وظیفه امداد رسانی به تمامی شهروندانی که جان و یا مالشان در هر نقطه کشور در معرض خطر است را داشته باشد.

9- حضور در همه نقاط و کنترل مناطق حادثه خیز : تیم های امدا باید در نقاطی که بیم حادثه میتیمهای امداد باید برای کار در کوه و دریا آماده باشند رود حضور داشته باشند . مثل دریاها،جاده ها و کوهها . و همچنین باید دارای پایگاه های مختلف در سطح شهرها و روستاها باشند . همین تیمها هستند که با اختیارات خود سعی می کنند تا مانع بوجود آمدن حادثه شوند . زیرا عملا همین تیمها در صورت بروز حادثه درگیر می شوند . همانگونه که مثلا آتش نشانی برای ایمنی تبلیغ می کند .

امداد ونجات در دنیا  در تمام دنیا  تیمهای حرفه ای و آموزش دیده متولی امدا و نجات هستند

  در تمام دنیا وظیفه امداد و نجات به یک ارگان مشخص واگذار شده است. مثلا در  کشورهای عربی سازمانی به نام "دفاع مدنی"وجود دارد که هم آتشنشانی است و هم وظیفه امداد و نجات را انجام میدهد . یا در بعضی کشورها پلیس امداد این وظیفه را به عهده دارد . در بعضی از کشورها هم سازمانی جداگانه برای این کار و جود دارد . مثل کشور ما که قبل از پیروزی انقلاب سازمانی بنام سازمان دفاع غیر نظامی داشت . در هر صورت در تمام دنیا یک سازمان مشخص با نیرو های حرفه ای و آموزش دیده متولی امداد و نجات است .

امداد و نجات در کشور ما

   همگی شاهد سرنشینان خونین و آسیب دیده خودروها بوده ایم که توسط مردم بدون توجه به هیچ اصولی از خودرو های تصادفی خارج شده اند . کم نیستند کسانی که در تصادف در ماشینهایشان گرفنار شده اند و آنقدر کسی به دادشان نرسیده تا ماشینهایشان آتش گرفته است و سوخته اند . بسیارند کسانی که هنگام خروج از صحنه حادثه آسیب های جدی دیده اند و تا آخر عمر از آن آسیب رنج می برند .

  کوهنوردان و رو ستاییان بسیاری در کوه گرفتار شده اند و کسی به فریادشان نرسیده تا مرده اند .چرا؟ بسیارند کسانی که با یک شنای ساده تفریحی در آب غرق شده اند و هیچکس به دنبال زنده و مرده آنها نرفته است .

  همه ما تجربه حادثه را داریم یا دچار آن شده ایم یا در جریان آن قرار گرفته ایم  و بسیار این جمله را در مراجعات به نهادها و سازمانهای مختلف هنگام درخواست کمک شنیده ایم :"این کار در حیطه وظایف ما نیست" . و بطور مثال دیده ایم که هماهنگی برای برخواستن یک بالگرد  در کشور ما گاه روزها طول می کشد و گاه اصلا به نتیجه نمی رسد . به راستی تاکی باید هموطنان ما لای آهن پاره های ماشینها ، زیر آوار ساختمانها ، درون آب رو دخانه و دریاها ، در محاصره سیلابها و سرگردان میان کوهها ، نیازمند اندکی کمک باشند و هیچ فریاد رسی نداشته باشند . تا کی باید شاهد جان دادن و جان کندن مظلومانه و غریبانه هموطنانمان باشیم ؟ چرا و ضعیت امداد و نجات در کشور ما به وضع اسفبار فعلی رسیده است ؟ به راستی اشکال در کجاست ؟ آیا ما متولی امداد و نجات در کشور نداریم ؟ کمبود بودجه داریم ؟ نیروی انسانی نداریم ؟ خلا قانونی داریم ؟ کوتاهی مسولین عامل اصلی است ؟ اشکال در کجاست و چه کسانی باید آن را حل کنند ؟

متولی امداد و نجات در کشور ما کیست؟

   اگر شما یک روز صبح به استانداری یا فرمانداری استان محل سکونتتان بروید و بگوید که می خواهید دو میلیارد تومان پول به ارگانهای درگیر و مسئول در امداد ونجات کمک کنید، و از آنها بخواهید تا

نیروهای هلال احمر - آتشنشانی و ... در ماجرای سعادت آباد درحال امداد رسانی

نام این ارگانها رادر اختیار شما قرار دهند ٬ لیستی بلند بالا در اختیار شما قرار خواهد گرفت که در آن به احتمال زیاد این نام ها را خواهید دید : جمعیت هلال احمر ، ستاد حوادث غیر مترقبه ، شهرداری ، آتش نشانی ، هیات کوهنوردی ، اورژانس ، نیروی انتظامی و نظامی ،هوانیروز ٬ راهداری و ... . اما اگر یک روز دیگر به همه آن ارگانها بروید و برای حادثه ای درخواست کمک کنید ، همان جمله معروف را خواهید شنید "این کار در حوزه وظائف ما نیست" . اگر در صحنه تصادف هم با تک تک این ارگانها تماس بگیرید و احیانا در وقت اداری باشد و جواب شما را هم بدهند باز همان جمله را خواهید شنید ! و نکته جالب این داستان این است که در هر دو صورت حق با آنان است ! یعنی اینکه تمام این ارگانها به نوعی با امداد و نجات درگیر هستند یا شده اند ؛ اما در واقع هیچکدام هم نه مسئولیت واقعی آن را برعهده دارند و نه در برابر آن پاسخگو هستند .

اکنون به نظر شما کدامیک از ارگانهای ذکر شده خصوصیات یک سازمان امداد و نجات را که در بالا گفته شد دارد ؟

وظیفه اورژانس انجام اقدامات درمانی اولیه و انتقال مصدوم به مراکز درمانی است . وظیفه نیروهای نظامی و انتظامی مشخص است . حضور نیروهای اورژانس و انتظامی در صحنه حادثه برای رسیدگی به مصدومان و برقراری نظم و امنیت ضروری است ؛ اما این ارگانها برای امداد و نجات نه آموزش دیده اند نه نیرو و امکانات لازم را دارند . ضمن اینکه درگیر شدن این واحدها با امداد و نجات آنها را از وظیفه اصلیشان باز می دارد .

هیات ها و فدراسیونهای ورزشی متولی ورزش کشور هستند . هیچگاه مثلا فدراسیون اتومبیل رانی متولی امنیت جاده های کشور نیست ، همینطور فدراسیون کوهنوردی و شنا ارتباطی به امنیت کوهها و دریا های ما ندارند .  همینطور سایر ارگانهای ذکر شده هیچکدام سنخیتی با امداد و نجات ندارند .

شاید مرتبط ترین ارگان با امداد و نجات در کشور سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر است ؛سازمان امداد ونجات جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی که به هیچ عنوان نه توان آن را دارد نه ساختارش برای این کار طراحی شده است . جمعیت هلال احمر گرجه در کشور ما به صورت یک ارگان نیمه دولتی اداره می شود اما در واقع یک NGO و سازمان غیر دولتی است . و هیچگاه نمی توان  مدیریت امداد و نجات یک کشور را به یک انجمن غیر دولتی که طبعا آنگونه که باید قابل کنترل و پاسخگو نیست سپرد . ضمن اینکه اساس کار جمعیت هلال احمر بر کار  داوطلبانه است و همانگونه که می دانید این جمعیت فاقد نیرو های  شبانه روزی آماده است ؛ و هیچ پل ارتباطی دایمی هم با مردم ندارد . شاید هلال احمر در جمع آوری و ساماندهی نیروهای داوطلب  و برای شرایط خاص که بتوانند به نیروهای امدادی کمک کنند موفق باشد؛ اما  همانگونه که نمی توان ارتش یک کشور را به یک سازمان غیر دو لتی و داوطلبانه سپرد دفاع از مردم در برابر حوادث را هم نمی توان به چنین سازمانی سپرد . ضمن اینکه سازمان امداد و نجات زیر مجموعه ای از ساختار گسترده جمعیت هلال احمر است و یک سازمان مستقل نیست که گاه توان و نیروهایش صرف سایر قسمتهای جمعیت می شود در حالیکه برای اداره امداد و نجات یک کشور نیاز به سازمانی  با بودجه و مدیریت مستقل می باشد.

سازمان آتشنشانی از امکانات و وظایف تصریح شده قانونی در تمام کشور برخوردار نیست و علی رغم داشتن پل ارتباطی با مردم و نیروهای نسبتا حرفه ای و سازمان یافته  در تمام کشور حضور ندارد و برای خدمت رسانی در جادهها ، کو هها و دریا ها آماده نشو امداد و نجات ما ...ده است و عملا یک سازمان شهری است .

اینکه بسیاری از  نهادهای کشور خواسته و نا خواسته درگیر ماجرای امداد و نجات شده اند نشان دهنده این است که عملا هیچ سازمانی و جود ندارد که پاسخگوی امداد و نجات در کشور باشد و هیچ کس این کار را به طور کامل انجام نمی دهد . اینچنین است که وقتی حادثه ای پیش می آید در زمان طلایی که هنوز امید به نجات مصدومین میرود بخصوص در مناطق غیر شهری عملا هیچ تیم امدادی نیست و وقتی هم تیم های امداد در صحنه می رسند نیرو های همه ارگانها را در صحنه حادثه می بینید بدون اینکه وظیفه هر کس مشخص باشد.

وضعیت بودجه

در کشور ما سالانه میلیاردها ریال هزینه امداد و نجات می شود . اما اکثر این مبالغ  در نبود برنامه و مصدوم باید از رسیدن تیمهای امداد خوشحال باشد یا ناراحت !!؟ متولی  مشخص و موازی کاری ارگانهای ذی ربط هدر می رود و نتیجه ای هم عا ید نمی شود. به همین دلیل است که معتقدم مشکلات امداد ونجات  در کشور ما به هیچ عنوان بودجه  و کمبود آن نیست . مثالهای این مسئله زیاد است اما به چند نمونه عینی (که بعضی را خود درگیر و شاهد آن  بوده ام ) جهت روشن شدن موضوع اشاره می کنم.

  مثال اول : یک روز متوجه شدیم که دانشگاه علوم پزشکی قصد احداث یک پایگاه امداد جاده ای در چند صد متری پایگاه امداد جاده ای هلال احمر دارد .  مکاتبات  و مذاکرات مفید فایده نشد و آن پایگاه ساخته شد حتی قبول نکردند که پایگاه را در جاده دیگری که هیچ پایگاه امدادی نداشت بسازند . هزینه ملیونی ساخت و نگهداری یک پایگاه را در نظر بگیرید و اینکه در آن زمان قسمت عمده جاده های آن منطقه هیچ پایگاه امداد جاده ای نداشت. هم اینک در تمام جاده های کشور پایگاه های امدا د جاده ای اورژانس و هلال احمر فعالیت می کنند، هردو هم فقط کار انتقال بیمار را انجام می دهند و هیچکدام به کار امداد و نجات مشغول نیستند. نیروهای هلال احمر امداد گران داوطلبی  هستند که از درمان و انتقال بیمار در حد کمک های اولیه اطلاع دارند .

  مثال دوم  (یاد داشت یک خلبان هلیکوپتر های امداد هلال احمر ) : ...من به مدت دو سال خلبان هلیکوپتر امداد بودم و جالب اینکه طی آن دو سال هیچگاه پروازی با عنوان امداد انجام ندادم ...نه اینکه نخواسته باشم...هیچگاه پیش نیامد... و مطمئنا طی این دو سال هزاران نفر در سراسر کشور در اثر دیر رسیدن نیروهای امدادی و نا کارامدی سایرین در انجام حد اقل کمکهای اولیه جان خود را از دست داده و میدهند

  مثال سوم : از سالهای دور همه اتاقی را که در مسیر شیرپلا بر روی آن نوشته شده بود واحد امداد و نجات هلال احمر به یاد دارید.چند وقت قبل هم در خبرها خواندم که سازمان آتشنشانی قصد احداث یک پایگاه امداد کوهستان در مسیر قله توچال دارد که ظاهرا فعال هم شده است. مدتی پیش در گزارش آقای منصوری ( وبلاگ کوه فلسفه) دیدم که باز در همان مسیر چادری برقرار است که متعلق به تیم امدا و نجات هیات کوهنوردی تهران است.

  نکته دیگر در باره بودجه این است که  حتی اگر فقط از دید مادی به امداد و نجات بنگریم حتی نجات جان یک نفر یا جلوگیری از فلج شدن کسی در انتقال و نجات اصولی از هزینه های درمانی و سرباری هنگفتی در آینده جلوگیری می کند(یک بیمار قطع نخاع جدای هزینه های سرباری ماهانه 400 تا 500 هزار تومان هزینه نگهداری دارد) که بسیار بیشتر از هزینه ای است که برای امداد و نجات صرف شده است.

کوتاهی مسئولین

وقتی قانون به طور مشخص کسی را مسئول کمک رسانی به مصدومان نکرده است و به طبع ردیف بودجه مشخصی هم برای آن در نظر گرفته نشده است ؛ بدیهی است شاهد برخوردهای سلیقه ای مدیران در این زمینه خواهیم بود . هرکس بسته به صلاحدید خود در این مسئله عمل می کند . و عملا هیچکس هم نمی داند چه باید بکند . نه مردم نه مسئولین .و این مسئله آنگاه بحرانی می شود که مشکل بزرگی بوجود بیاید که برای کنترل آن نیاز به مدیریت و امکانات بیشتر باشد . چون زلزله بم ،زلزله رودبار و ...که شرح ناهماهنگی ها و مشکلات امداد و نجات و مدیریت بحران در آن حوادث را همه می دانند و توضیح آن در این گفتار نمی گنجد .

نیروی انسانی

  جمعیت هلال احمر تعداد کثیری امداد گر داوطلب آموزش دیده در اختیار دارد که سخت ترین کارها ی امدادی را بدون هیچ چشمداشت مادی انجام می دهند . دهها کوهنورد و هیمالیا نورد داریم که از شغل مناسب برخوردار نیستند . شناگران بسیاری داریم که با پایان دوران قهرمانی فراموش می شوند . آیا وقت آن نرسیده است که این نیرو ها سازمان دهی و بکارگرفته شوند ؟

چه باید کرد

  بر این باورم که امداد ونجات در کشور ما فقط و فقط به دلیل خلا قانونی و نبود متولی و مسئول مشخص به وضعیت نا بسامان فعلی در آمده است ؛ و تا این خلا قانونی برطرف نشود نه بودجه و نه نیروی انسانی و نه هیچ چیز دیگری مشکل را حل نخواهد کرد . معنی این سخن آن نیست که با تشکیل تیم امداد و نجات یا تعیین متولی برای آن مشکل به طور کلی حل می شود . ما تا رسیدن به تیمهای امداد و نجات توانمند و حرفه ای راه درازی در پیش رو داریم اما نخستین گام در این راه تعیین متولی برای امداد و نجات است که در غیر این صورت تمام تلاشها آب در هاون کوبیدن است و از جای خود تکان نخواهیم خورد و اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.

  با وضعیت فعلی کماکان هم میهنانمان  بی پناه رها میشوند تا بمیرند یا اتفاقی آنها را از چنگ حادثه برهاند. و باز همچنان بودجه ها هدر میروند و نیرو ها هم همچنین .

  اولین گام  برای سامان دهی امداد و نجات در کشور واگذاری مسئولیت امداد و نجات به یک تشکیلات دولتی حرفه ای و تمام وقت است .

کوتاهی نمایندگان مجلس و دولت مردان به هیچ عنوان پذیرفته نیست

  بر دولتمردان و بخصوص نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی   فرض است که هرچه زودتر نسبتهر روز که می گذرد جان انسانی است که از دست می رود به رفع این خلا قانونی اقدام کنند تا مشکلی که سالهاست گریبان ملت را گرفته و روز به روز پیچیده تر می شود  را با همکاری  کارشناسان و اهل فن حل کنند . بدیهی است هر قدم اشتباه در این زمینه باعث خواهد شد که باز سالها بودجه و وقت کشور هدر رود.پس این مسئله باید به دقت و با استفاده از خرد جمعی و بررسی کلیه جوانب انجام شود.کوتاهی در  این  مسئله نه تنها  به هیچ عنوان پذیرفته نیست، بلکه جای هیچ تعللی  هم ندارد .توجه کنید ما در حوادث کوچک و نه چندان پیچیده چون یک تصادف ، حادثه ای در کوه و...  نا توانیم حال اگر مشکلی بزرگ چون زلزله  پیش بیاید ، چه خواهیم کرد؟

مردم هم نباید کوتاهی کنند

  مردم با شناخت حقوق خود و دانستن کاستی ها باید مطالبات به حق خود را به گوش مسئولین برسانند و حق خود را   مطالبه کنند. این درخواست  باید همواره مطرح شود و به یک خواست ملی تبدیل شود تا مسئولین هم برای آن فکری بکنند.به طور مثال مطالبه  جامعه کوهنوردی به عنوان بخشی از جامعه که همواره با مسئله امداد و نجات و مشکلات آن دست به گریبان است باید تعیین متولی واقعی برای امداد و نجات در کشور باشد. درخواست به حقی که باید مطرح شود، تکرار شود و به گوش مسئولان رسانده شود.

یک پیشنهاد

  با توجه به مشکلات موجود و وضعیت کشور ما بر این باورم که بهترین و کم هزینه ترین راه حل برای این مشکل ادغام سازمان های امداد ونجات هلال احمر و  آتشنشانی  و تشکیل سازمانی کارآمد با توان و نیروی کافی است. مزیتهای این طرح بسیار است که از آن جمله می توان به چند مورد اشاره کرد:

1-     سازمان جدیدی تشکیل نمی شود تا دولت بر خلاف قانون بزرگ تر شود و هزینه های اضافی بوجود آید.

2-     از تجربه و امکانت سازمان امداد و نجات هلال احمر که سالها ست متولی نیمه رسمی امداد کشور است استفاده می شود.

3-     پل ارتباطی با مردم همان تلفن های آتشنشانی است و نیاز به ایجاد یک ساختار جدید نیست.

4-     پایگاههای سازمان جدید همان محلهای فعلی آتشنشنای است بدیهی است ایجاد و ساخت پایگاههای جدید در تمام کشور هم هزینه گزافی دارد و هم سالها زمان می خواهد .

5-     جلوی موازی کاری ها ی دستگاههای اجرایی گرفته می شود.

6-      مدیریت امداد ونجات به وزارت کشور  سپرده می شود  که مسئولیت اداره کشور و شهرها ،  حوادث غیر مترقبه ، شهرداریها و نیروی انتظامی را هم به عهده دارد و این تمرکز مدیریت عملا جلوی مشکلات عدیده آینده را در ارتباطات بین بخشی و در  سیستم اداری نه چندان کارآمد ما را می گیرد.

  البته این ادغام هم مشکلات خاص خود را دارد و نیاز به کار دقیق و مطالعه بیشتر دارد . اما واقعیتی که باید بپذیریم این است که سازمان امداد ونجات هلال احمر نمی تواند متولی اصلی امداد ونجات در کشور باشد و هرچه بودجه صرف آن شود اتلاف منابع است و بر کارایی آن افزوده نمی شود . این ادغام نه تنها بودجه اضافه ای به کشور تحمیل نمی کند بلکه جلوی بسیاری از حیف و میلها و موازی کاری ها راهم می گیرد . و مشکلات آن در برابر مزایایش بسیار اندک است .

سخن آخر

  برای سامان دهی وضعیت نابسامان فعلی امداد و نجات در  کشور، تنها راه تعیین متولی برای این کار است . هر لحظه درنگ در این زمینه جان انسانی است که به خطر می افتد و یا از دست می رود. این درخواست یک مطالبه ملی است و برآوردن این درخواست وظیفه دولتمردان و نمایندگان محترم مجلس است. این خواسته باید توسط جامعه مطرح شود وبه گوش مسئولین رسانده شود. و مسولین نیز باید هرچه زودتر چاره ای بیندیشند .

 

 

لطفا پس از خواندن مطلب نظراتتان را از ما دریغ نفرمایید

انتقاد کنیدتا اشکالات برطرف شود

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
طراحی وسائط نقلیه موتوری برای محافظت از عابرین پیاده

 

تصادفات عابرين پياده با وسائط نقليه موتوري چالش اصلي  متخصصين بهداشت عمومي طب تروما و ايمني ترافيك است . بيش ازيك سوم از 2/1 ميليون مرگ 10ميليون صدمه درسال كه بعلت تصادفات ترافيكي رخ داده است مربوط به عابرين پياده است . در مقايسه با سرنشينان خودرو ، عابرين پياده متحمل جراحات متعدد با شدت بيشتر و مرگ و مير بالاتر ميشوند . اگر چه اكثر اين تصادفات در كشورهاي  درحال توسعه اتفاق ميافتد ولي كشورهاي پيشرفته و صنعتي نيز متحمل هزينه سنگين ناشي ازآسيب به  عابرين پياده درنتيجه سوانح ترافيكي ميشوند كه اين ميزان 2 برابر ميزان آن در سرنشينان درون خودروست  وبه همين نسبت ميزان هزينه تحميلي آن براقتصاد كشور 2 برابر ميباشد ( 57400 پوند براي هر نفر عابر پياده ) .

علي رغم وسعت مشكل در عابرين پياده ، تحقيقاتي كه متمركز بركاهش آسيبها و جراحات در عابرين پياده باشد بسيار اندك است و اكثراً متمركز بر سرنشينان درون خودروشده است . بسياري از تلاشها كه براي كاهش آسيبها در عابرين پياده صورت گرفته است بيشتر به جدا سازي معطوف بوده است مانند احداث پل عابر پياده ، آموزشهاي عمومي و اعمال قانون ودراين رابطه كمتر به تغيير در طراحي خودرو توجه شده است . ممكن است كه اين عدم تلاش براي تغيير در طراحي خودرو به نگرش جامعه برگردد كه آسيبها وصدماتي كه بوسيله برخورد يك جسم بزرگ و سخت با عابر پياده كوچك وشكننده و آسيب پذير بوجود ميايد نمي توان بوسيله تغيير در ساختمان خودرو آنرا كاهش داد. ولي مهندسين طراحي كه اصول ايمني رابراي سرنشينان خودرو مورد توجه قرار ميدهند ميتوانند براي عابرين پياده نيز يك محيط ايمن ايجاد نمايند. درگذشته مفهوم طراحي خودرو براي محافظت و ايمني عابر پياده با تغيير در نگرش عمومي – انجام آزمايشات ايمني دوره اي و دسترسي به فناوري مدرن روز كه براي ايجاد رويكرد همه جانبه به ايمني خودرواست درنظر گرفته نمي شد . ولي امروزه فرهنگ و فضاي علمي حاكم و قانونمندشدن جامعه باعث ايجاد انگيزه قوي تر شده است و مجال كاهش حوادث درعابرين پياده چه از نظر تعداد و چه شدت آسيب بوسيلة طراحي مناسب خودرو وبكار گيري ابزارهاي ايمني در خودروها رافراهم كرده است .

آناتومي تصادفات خودرو با عابرين پياده

دربيشترتصادفات عابرين پياده وخودرو، آسيبهاي بوجود آمده ناشي از اصابت قسمتهاي جلو خودرو با عابرين پياده ميباشد و ساختمان جلـــوئي خودرو مسئول بيشتر اين صدمات است( شكل 1 )

 

شكل 1

نقاط برخورد خودرو درتصادف با عابرين پياده ، قسمت جلو خودرو مسئول اكثر صدمات به عابرين پياده است .

در اينگونه تصادفات ترتيب اصابت به اجزاء بدن بخوبي شناخته شده است . سپر خودرو با پاهاي عابر پياده برخورد ميكند . قسمت برآمده جلو كاپوت به ران يا باسن ضربه زده و نهايتاً سربه سطح خارجي كاپوت يا بادگير تعبيه شده در قسمت انتهائي آن نزديك به شيشه جلو كه فضائي بسيار محكم وسخت است برخورد ميكند ( شكل 2 ) .

دراين موقع عابر پياده به جلو خودرو ميچسبد وبه همين حالت باقي مي ماند. زمانيكه خودرو متوقف ميشود عابر همچنان به راه خود ادامه داده و پس از لحظاتي به زمين مي افتد كه اين امر نيز باعث صدمه بيشتر به وي خواهد شد.

با وجوديكه ترتيب اتفاقات فوق بصورت يك مجموعة پي درپي صورت ميگيرد ولي شدت واقعي  آسيبها بستگي به اندازه خودرو و شخص عابر – هوشياري وي قبل ازبرخورد وسرعت خودرو در هنگام برخورد دارد . كوچك بودن بدنة اكثر خودروهاي شخصي باعث ميشود كه برخورد در پائين تر از نقطه  ثقل صورت گيرد ودراين صورت مسير حركت عابر پياده مطابق با (شكل 2 ) خواهد شد.

 

شكل 2

ترتيب رخداد حادثه درتصادف باعابرين پياده .

بعداز برخورد سپربا پاي عابر پياده و پس ازچرخش پاها كه اصطلاحاً «قنداق » شدن به آن گفته مي شود سربا بادگير يا سطح خارجي كاپوت برخورد مي كند.

ولي در خودرو هاي سنگين تر وبلندتر مانند خودروهاي چند منظوره ( جيپ ) . كاميونت ، كاميون و ون برخورد بالاتر از نقطه ثقل است ودراين حالت عابر پياده بدون تماس با كاپوت خود رو به جلوپرتاپ شده و سپس خودروئي كه سعي در متوقف شدن دارد از روي وي عبور مي نمايد.

نماي آسيبها واقدامات متقابل

برخورد عابر پياده به كاپوت يا سپر خودرو در تصادفات كدام يك ارجح است؟ سرو‌‌پاها بيشترين نقاط بدن هستند كه دچار آسيب مي شوند. از آنجائي ‌كه ‌ضربه به سر از مهمترين علل مرگ‌ و مير و ناتواني هاي ناشي ازآسيبهاي ترافيكي درعابرين پياده است ( شكل 3 ) ايجاد يك بستر نسبتاً نرم در خودرو براي فرود عابر پياده ازاصول اولية طراحي ايمني خودرو براي محافظت ازعابرين پياده است .

ميزان سختي نقاط مختلف كه سربا آنها برخورد ميكند بطرز باورنكردني در ايجاد صدمه و آسيب دخيل است

 

شكل 3

توزيع آسيب ها دربرخورد خودرو باعابرين پياده ( چپ )‌و فراواني آسيب ها به تفكيك نقاط خودرو ( راست ) . درعابرين پياده بزرگسال سروپاها شايع ترين محل صدمه هستند و ازاين ميان آسيب به سر از عمده ترين علت مرگ و مير به شمار مي آيد . بادگيرو سپرمهمترين قسمت هاي ايجاد آسيب هستند.

.برخورد سر با قسمت نسبتاً سخت بادگير، باعث ايجاد آسيب شديد به سر، شكستگي  استخوان سرو صورت و آسيب عروقي حتي در سرعتهاي پائين ميشود در حاليكه برخورد با قسمتهاي مركزي نرمتراين آسيبها وصدمات كاهش مييابند. ازآنجائيكه سطح كاپوت ازفلز ساخته شده است و نسبتاً ساختمان قابل قبولي دارد خود به تنهائي خطر آفرين نيست . ولي خطر زماني جدي است كه سر به قسمتهايي از كاپوت كه روي اجزاء سخت مانند موتور را ميپوشاند برخورد نمايد .راه حلي كه درنظر گرفته ميشود ايجاد فضاي كافي ( حداقل 10 سانتي متر ) بين كاپوت و موتور است و اين راه حل مناسبي است در جهت

پيشنهادي ديگر استفاده از كاپوت هوشمند يا فناوري  پيروتكنيك است . در مواقع تصادف كاپوت به ضربه حساسيت داشته و بلافاصله كمي باز ميگردد. بدين صورت فضاي بين موتور و كاپوت زياد ميشود. اين عمل در عين اينكه شكل سنتي خودرو را حفظ ميكند باعث پيشگيري‌ازصدمات جـدي به سرنيز ميگردد.

شكل 4

 

كاپوت هوشمند (POP-up ) كه مجهز به حس كننده مي باشد . بلافاصله پس ازبرخورد با عابر پياده قسمت عقب آن به سمت بالاحركت مي كند ودر نتيجه يك بستر نرم و نامناسب براي فرود سر پديد مي آورد.

 راه حـــل سوم استفاده از روش ( Pop Up ) ميباشد بدين صورت كه در موقع تصادف لبة انتهائي كاپوت روبه بالا باز شده و مانع ازبرخورد سربا قسمت سخت بادگير ميشود . با وجود اينها مؤثر ترين راه به كارگيري كيسة هوا در فاصلة بين كاپوت و موتور ، دراطراف بادگيرها وديگر نقاط سخت خودرو است كه امكان برخورد سربا آنها وجود دارد ( شكل 5 )

با وجوديكه صدمات بر سر علت اصلي مرگ و مير درتصادفات ترافيكي است اما صدمه به پاها ازشايعترين اين آسيبها ميباشد.(شكل3 )
برخورد مستقيم سپر خودرو با پاهاي انسان به شكستگي يك يا هر دواستخوان ساق پا مي انجامد و جراحت به رباطهاي زانو ازديگر پيامد هاي اين برخورد هاست .

شكل 5

كاپوت هوشمند به تنهائي براي محافظت سراز قسمت هاي ثابت و سخت مخصوصاً درخودروهاي كوچك كافي به نظر نمي رسد- استفاده از بالشتك A و كيسه هوا مي تواند اين ضعف را برطرف نمايد.

تلاش براي كاهش انتقال قدرت به زانو ها و افزايش سطحي كه نيروبه آن وارد ميشود ازاهداف اولية طراحي خود روها براي محافظت عابرين پياده است . يكي ازاين رويكرد ها بكار گيري جاذب انرژي روي سپر خودروها است البته كاهش ضريب سختي سپرها با محدوديت همراه است زيرا اصولاً وجود سپرها براي  محافظت جلو خودرو درتصادفات ميباشد . درآزمايشها بنحوي كه درآن  از آدمكها استفاده شده وبا كمك شبيه سازكامپيوتري به آن واقعيت بخشيده شده است نشان داده است كه اعمال تغييرات هرچند جزئي و اندك درساختمان سپرها ودرارتفاع وشكل خارجي آنها به همراه افزايش ميزان هوشياري عابرين پياده درهنگام برخورد باعث كاهش زياد صدمه به پاها ميگردد.

دركل سپرهاي كم ارتفاع ازسطح زمين درموقع برخورد باعث چرخش همزمان هردواستخوان ساق پا ميشود و اين در حاليست كه بدن بر روي خودرو افتاده است . سپرهائي كه ارتفاع آنها ازسطح زمين بالاتر ازارتفاع زانو عابر پياده باشد و ما بيشتر در خودروهاي چند منظوره مانند جيپ وپاترول مشاهده ميكنم باعث گردش استخونهاي ساق پا برخلاف  جهت‌همديگر شده كه با خودموجب‌آسيب شديد

به زانو ها ميشود . اضافه نمودن يك سپر كوچگتر در زير سپر اصلي ( گل سپرها ) باعث محدوديت دراين گردش شده كه نتيجاً توزيع بهتر نيرو را به همراه خواهد داشت .

طراحي مناسب چراغهاي اصلي در جلو خودرو نيز ميتواند بعنوان جاذب انرژي حاصل ازبرخورد عمل نمايد ودرنتيجه صدمات ناشي ازآنرا كاهش دهد .

 

ارزشيابي و اقدامات انجام شده

كميته افزايش ضريب ايمني خودرو دراروپا ( EEVC ) براي ارزيابي آسيبهاي بالقوه برخورد قسمتهاي جلو خودرو وبا عابرين پياده آزمايشات اختصاصي را طراحي كرده است وبه تازگي نيز اين كميته آزمونهاي مستمراثر ضربه راه شبيه سازي برخورد خودرو با سرعت 40 كيلومتر درساعت با عابرين پياده پيشنهاد ميكند ( شكل 6 )

شكل 6

آزمون پيشنهادي كميته افزايش ضريب ايمني خودرو در اروپا (‌EEVC )‌ نشان دهنده اثر تصادف خودرو با وسيله نقليه در سرعت 40 کيلومتر  درساعت است اين آزمون اقتصادي و از قابليت تكرار پذيري برخوردار است .

اين آزمون اكثر نقاط كاپوت را كه ميتواند جايگاه ××× سر وزانو باشد راشامل ميشود . اين نقاط مجهز به گيرنده هائي هستند كه شدت ضربه ، جابجائي حاصل از آن و شتاب به وجود آمده را توسط رايانه و با  توجه  به  سطح  مقاومت بدن  وشاخصهاي بيومكانيكي سروپاها تجزيه و تحليل ميكند. توافق داوطلبانه اي كه بين سازندگان خودرو در اروپا صورت گرفته حـــكايت ازاين دارد خودروهائي كه بعد ازسال 2010 ميلادي به بازارعرضه ميشوند بايد آزمــــــونهاي پيشنهادي ( EEVC ) را موفقيت گذارنده باشند و هم اكنون تحت برنامه ارزيابي خودروهاي جـــديــــــد ( NCAP ) . بسياري از كشورها در اقصي نقاط دنيا اين آزمونها را انجام ميدهند و نتايج آنها براي اطلاعات بيشتر مشتريان در اختيار ايشان قرار ميگيرد . اگر اين آزمونها براي همة خودروسازان اجباري گردد تخمين زده ميشود كه ميزان مرگ و مير عابرين پياده تا بيشتر از20% كاهش يابد وبراي كاهش بيشتر اين ميزان به هنگام كردن آزمونها ضروريست و بخصوص كه بادگير خودرو و قاب دور آنرا نيز يكي از اجزاء اين آزمونها قرار دهند كه اين خود  بتنهائي مسئول 15% ويا بيشتر ازكل آسيبهاي عابرين پياده است . مضافاً پيشرفت در دقت ضربه سازها  و تعيين شاخصهاي دقيقتر تخمين آسيبها نيازمند مطالعات  عميقتر بيومكانيكي است .

با وجود محدوديت آزمايشات جاري اگر چه EEVC  باعث افزايش آگاهي جامعه از طراحي خودرو در ارتباط با عابرين پياده شده است ولي زمانيكه اين آزمونها با روشهاي جامع پيشگيري ازآسيبها توأم شود باعث كاهش چشمگير آسيبها خواهد شد چيزي كه زماني تصور ميشد موضوعي ‌‌فراتر از دخالت انسان باشد.

 

 

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
اطلاعات کامل
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
نكات ريز و پايه كوه نوردي

 


 در ورزش كوهنوردي حقيقت مرگ همیشه وجود دارد ، يا مي بري يا مي بازي ، وقتي اين حقيقت را

قبول كني تازه زندگي را شروع كرده اي که این خود درسی است.كوهستان محل استفاده از تجربه است

اينجا جايي است كه خودت را بشناسي و عليه عيبهايت قدم برداري.

كوهها ابهتشان را از افرادي كه در آنها مي ميرند بدست مي آورند پس نگذارید ...

کوهنوردی ورزشی برای جهت دادن ، معنا دادن ، شکل دادن ، و آماده شدن برای نوعی زیستن متکی به

 اراده و ایمان است.در یک صعود سخت به یاد می آوریم که چه هستیم و چه می توانیم باشیم و تا چه

حد آماده دفاع از اعتقاداتمان هستیم.

 تمایل به تنهایی گاهی یک نیاز نیرومند و اساسی انسانی است که تنها در کوهستان می توان آن را

تامین کرد. کیفیت کوهنوردی به مراتب با ارزش تر از کمیت صعود است.

 هر چند کوهنوردان بر سکوی افتخار نمی ایستند و در میادین ورزشی برایشان فریاد نمی کشند ، اما

رشته های محبت قلبهای آنان را به یکدیگر پیوند می دهد که باعث می شود دوباره صعود نمایند.

 ورزش کوهنوردی تنها ورزشی است که جایگاه قهرمانی ندارد.

 به یاد داشته باشیم اغلب حوادث کوهنوردی هنگام بازگشت به وقوع می پیوندد که دلیلش ...

 بی اعتنایی به خطرات کوهستان یک نوع جان باختن برای هیچ است " ترس یکی از عوامل بروز خطر

برای کوهنورد است" اگر ترس را حس كني در وجودت رخنه مي كند.

 تنها صعود کنندگان می دانند که چرا باید صعود کرد.

 رسیدن به قله های بلند و گذشتن از گردنه های خطرناک به خودی خود امتیازی محسوب نمی شود

بلکه اصل شناختن ورزش ، کوهنوردی و هدف های (تقویت قدرت درونی) آن است.

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
قلب مصنوعی

قلب همانند موتوری در بدن ما می باشد که وظیفه کارکرد همه قسمت ها را بر عهده دارد . اساساٌ قلب پمپ ماهیچه ای می باشد که اکسیژن و جریان خون را به ریه ها و اندام های مختلف بدن میرساند .

در یک روز ، قلب چیزی در حدود 2000 گالون خون را پمپ می کند . همانند هر موتور دیگری ، اگر به درستی  از قلب مراقبت نشود ممکن است اسیب ببیند و بدرستی عمل پمپاژ را انجام ندهد که به این حالت نارسایی قلب گویند .

 

قلب همانند موتوری در بدن ما می باشد که وظیفه کارکرد همه قسمت ها را بر عهده دارد . اساساٌ قلب پمپ ماهیچه ای می باشد که اکسیژن و جریان خون را به ریه ها و اندام های مختلف بدن میرساند .

در یک روز ، قلب چیزی در حدود 2000 گالون خون را پمپ می کند . همانند هر موتور دیگری ، اگر به درستی  از قلب مراقبت نشود ممکن است اسیب ببیند و بدرستی عمل پمپاژ را انجام ندهد که به این حالت نارسایی قلب گویند .

 

پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

بتازگی ، تنها گزینه برای بیمارانی که دچار نارسایی جدی قلب هستند عمل پیوند قلب ( جابجایی قلب ) می باشد . با این وجود سالیانه تنها کمی بیش از 2000 عمل جایگزینی قلب در امریکا انجام می شود و این بدین معناست که ده ها هزار نفر از مردمی که در انتظار قلب اهدایی هستند جان خود را از دست می دهند .

در دوم جولای 2001 ، امیدی دیگر به بیماران دچار نارسایی قلبی اعطا گردید که توسط عمل جراحی در بیمارستان  Jewish  ، واقع در  Louisville  کنتاکی صورت گرفت و اولین قلب مصنوعی جایگزین قلب طبیعی شد .  Abiocor implantable replacement heart   اولین قلب مصنوعی کامل است و حداقل امید زندگی بیماران قلبی را دو برابر میکند. در این مقاله نگرشی دقیق به چگونگی کار این قلب مصنوعی می اندازیم و همچنین می آموزیم که چگونه این قلب در درون سینه بیمار کاشته می شود و اینکه چه کسی  می تواند کاندیدای دریافت این قلب مکانیکی شود .همین طور مقایسه ای بین قلب abicor  و قلب مصنوعی دیگری که در گذشته کارامد نبوده اند ، انجام میدهیم .

قلب hydraulic driven 

  : میانگین پمپاژ قلب یک انسان بالغ ، دارای بازه ای بین 60 تا 100 ضربان در هر دقیقه است .

کارکرد قلب شامل دو مرحله است :

در مرحله اول ، دهلیز چپ و راست  ، همزمان منقبض شده و خون را به بطن چپ و راست می فرستند .

در مرحله دوم ، بطن ها با هم منقبض می شوند وتا خون را به سمت خارج از قلب بفرستند .

پس ماهیچه ی قلب به مرحله ی آرامش میرود تا خون دو مرتبه قلب را پر کند و دوباره این مراحل تکرار میشوند .

 پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

 

قلب های  abiocor  دارای این مزیت هستند که میتوانند همزمان خون را از دهلیزها به ریه و بقیه اندام ها برسانند  ، درصورتی که در قلب های مصنوعی دیگر ابتدا خون به ریه ها و سپس به بقیه اندامها می رود ، به جای اینکه مانند قلب طبیعی هر دو را در یک زمان انجام دهد.

 

 پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

Abiocor توانایی پمپاژ بیش از 10 لیتر خون را د ر هر دقیقه دارد که برای فعالیت های روزانه کافی می باشد.

 Abiocor وسیله ی پزشکی بسیار پیچیده ای است ، اما عملکرد وسیله یک پمپ هیدرولیکی است که مایع هیدرولیک را از سمتی به سمت دیگر انتقال می دهد.برای در ک اینکه این دستگاه چگونه کار می کند اجازه دهید نگاهی به اعضای مختلف دستگاه بیندازیم.

پمپ هیدرولیکی :

ایده ی اساسی این دستگاه درست مانند پمپ های هیدرولیکی در دستگاه های سنگین می باشد . نیرویی که از یک نقطه به نقطه ی دیگر انتقال پیدا می کند ازیک مایع تراکم ناپذیر استفاده می کنند و یک چرخنده که در درون پمپ می باشد ،برا ی ایجاد فشار 1000 دور در دقیقه می چرخد .

دریچه ارتباطی :

 

این دریچه برای ورود جریان مایع هیدرولیکی از سمت قلب مصنوعی به سمت دیگر، باز و بسته می شود . وقتی که مایع به سمت راست حرکت می کند خون توسط بطن مصنوعی به ریه ها پمپ میشود و وقتی که مایع به سمت چپ می رود خون به بقیه قسمت های بدن پمپ میشود .

 

سیستم انتقال انرژی بی سیم :

 

که با نام  (TET) transcutaneous energy transfer    نیز شناخته میشود . این سیستم شامل دو سیم پیچ میشود  ، یکی داخل و یکی خارج . نیروی انتقال دهنده توسط نیروی مغناطیسی یک باطری خارجی ، بدون تماس با سطح پوست از آن عبور می کند . سیم پیچ درونی نیرو را دریافت می کند و آن را به باطری درونی و دستگاه  کنترل کننده می فرستد .

 

باطری درونی :

 

یک باطری قابل شارژ در درون شکم بیمار کاشته می شود و این به بیمار اجازه فعالیت هایی مانند دوش گرفتن را در زمان قطع بودن از باطری اصلی بین 30 تا 40 دقیقه می دهد .

 

باطری بیرونی :

 

 این باطری توسط یک کمربند Velcro  به دور کمر بیمار بسته شده است .هر باطری قابل شارژ می تواند حدود 4 تا 5 سا عت کار کند .

 

کنترل کننده :

 

این وسیله ی الکتریکی کوچک در دیواره شکم شخص بیمار کاشته می شود و وظیفه نمایش و کنترل سرعت پمپاژ قلب بیمار را به عهده دارد .

 

قلب abiocor  که از تیتانیوم و پلاستیک ساخته شده است به 4 نقطه بدن متصل می شود :

 

دهلیز راست

دهلیز چپ

آئورت

سرخرگ ریوی

کل این سیستم دارای وزنی معادل 10/9  kg  می باشد .

 

جراحی 7 ساعته :

 

جراحی کاشتن قلب مصنوعی abiocor بسیار حساس است ، نه تنها جراحی باید بطن های چپ و راست قلب واقعی بیمار را از هم جدا کند ،  بلکه می بایست یک شی خارجی را در درون سینه بیمار قرار دهد . جرا حی قفسه ها بخیه نیاز دارد .  Graft ، abiocor   را به باقی قسمت ها ی بدن متصل می کند.

 

 Grafts   یک نوع از ترکیب بافت ها می باشد که برای متصل کردن عضو مصنوعی به اعضا ی طبیعی بیمار استفاده می شود. 

 

 پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

در طی این عمل جراحی پیجیده ، پرسنل زیادی آماده خدمت هستند . جراحی دوم جولای  سا ل 2001 که اولین عمل در نوع خود بود  ، شامل تیمی متشکل از دو جراح ، 14 پرستار ، دکتر تزریقات ، دکتر بیهوشی و باقی پرسنل کمکی بود.

در اینجا شیوه اجرا شده این عمل را میبینیم :

 

جراح ها کویل انتقال دهنده انرژی را در درون شکم قرار می دهند .

استخوان سینه باز می شود و بیمار به دستگاه قلبی _ ریوی متصل میشود .

جراحان ، بطن چپ و راست و قلب اصلی را جدا می کنند و دهلیز چپ و راست ، آئورت و سرخرگ ریوی را دست نخورده میگذارند .این قسمت از جراحی به تنهایی 2 تا 3 ساعت به طول می انجامد .

قسمت بالایی  afvial به دهلیز چپ و راست قلب طبیعی متصل میشود .

یک مدل پلاستیکی در سینه جاسازی می شود تا محل صحیح و مناسب قلب را ، بدن بیمار مشخص کند .

grafts ( پیوندها ) به اندازه ی مناسب بریده میشوند تا به آئورت و سرخرگ ریوی متصل شوند

Abiocor در سینه قرار می گیرد. جراحان ا ز اتصالات سریع برای اتصال قلب به سرخرگ ریوی ، آئورت و دهلیز چپ و راست استفاده می کنند .

تمام هوای موجود در دستگاه تخلیه می شود .

 بیمار از دستگاه قلبی _ ریوی جد ا می شود .

تیم جراحی از عملکرد صحیح قلب مطمئن می شوند .

در کل ، طراحان  abiomed   خوش بینانه ترین نتیجه را برای این جایگزینی بدین صورت شرح دادند که بهترین نتیجه برای زمان زنده ماندن شخص بیمار با قلب  abiocor  6 ماه است . این وسیله فقط برای دو برابر کردن مد ت زمان زنده ماندن اشخاص بیماری طراحی شده است که حدود 30 روز قبل از عمل جراحی امید به زندگی داشتند .

 

طبق گفته دکتر Robert tools  بیماری که قلب جایگزین را در 2 جولای 2001 دریافت کرد به همراه 10 بیمار دیگر که تحت این عمل قرار گرفتند ، جان خود را از دست دادند  ،  اما پذیزندگان قلب abiocor   از میانگین زمان زنده ماندن 5 ماه بهره مند هستند .

 

روزنه ای در عمق تاریکی :

 

اداره دارو و غذای امریکا(fda)  به موسسه ambiomed اجازه انجام 15 پیوند را به عنوان بخشی از یک کار ازمایی بالینی داده است . تا کنون 12 مورد از این 15 عمل جراحی در مراکزپزشکی بوستون لوس آنجلس  ،               و فیلا دلفیا صورت گرفته است . (FDA) بر مبنای یک مطالعه مورد به مورد ، نتایج این پیوند ها را باز بینی نموده است تا چشم انداز آتی دستگاه abiocor را مشخص نماید. چنانچه از استفاده این دستگاه 70 تا 100 هزار دلاری موفق باشد این بدان معنا خواهد بود که میتوان طول عمر بیماران را بدون ایجاد عوارض بهبود بخشید و در تنیجه دستگاه مذکور جهت استفاده گسترده تر در مراکز قلبی سراسر امریکا مورد تائید قرار خواهد گرفت . در واقع بسیاری از موسسه های خبر رسانی گزارش نموده اند که موسسه  ambiomed  در سال جاری به دنبال کسب مجوز دارو و غذای امریکا است تا قلب مصنوع abiocor  را به فروش رساند . این دستگاه تحت تام برنامه ای با عنوان  humanitarian device exemption  جهت درمان مبتلایان نارسایی قلبی مرحله انتهایی ، مورد استفاده قرار خواهد گرفت .

 پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

 

گرامان دلی اظهار داشته است که کاندید های اولیه دریافت این قلب افرادی خواهند بود که وخیم ترین وضعیت بالینی را داشته باشند . مقامات مسئول FDA و موسسه ambiomed چند جمله در خصوص افرادی که می توانند دریافت کنندگان آغازین این قلب با شند بیان نموده اند چون این بیماران باید دارای خصوصیات زیر باشند :

 

نارسایی قلبی مرحله انتهایی

امید به زندگی کمتر از 30 روز

نداشتن شرایط دریافت پیوند قلب طبیعی

در دست نبودن هیچ گونه گزینه درمانی حیاط بخش دیگر

در حال حاضر بین 2 تا 3 میلیون آمریکایی ، مبتلا به نارسایی قلب هستند و سالانه 400000 مورد جدید تشخیص داده می شوند . نارسایی قلبی بر اساس آمارهای موسسه قلب ، ریه و خون امریکا NHLBR ، موجب 39هزار مرگ درامریکا میشود . اکثر افرادی که مبتلا به نارسایی قلبی هستند میانگین طول عمری معادل 5 سا ل خواهند داشت و برای طولانی کردن عمر خود نیازمند دریافت پیوند قلب خواهند بود . تنها در ایالات متحده در سا ل 2003 ، 2143 جراحی پیوند قلب صورت گرفت . با این وجود ، هزاران نفر از نامزدهای بالقوه دریافت پیوند قلب در شرایطی که در لیست عمل های پیوند قلب وجود دارند در اثر نارسایی قلبی فوت می کنند . پزشکان کماکان جامعه را به حمایت از اهدا اعضا بدن تشویق می کنند . با این حال قلب مصنوعی abiocor میتواند زندگی بسیاری از افرادی را که امکان دریافت قلب طبیعی را نداشته یا در انتظار دریافت پیوند هستند ، نجات دهد .

منبع howstuff

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
انسولين استنشاقي: دوره تزريق‌هاي مكرر انسولين به سر آمد

 

 

چكيده
مقدمه: با افزايش شيوع ديابت و نقش اساسي انسولين در كنترل آن، نياز به يك روش غير تهاجمي مصرف انسولين بيشتر احساس مي‌شود. در حال حاضر از بين روش‌هاي غير تهاجمي، انسولين استنشاقي بيشتر مورد توجه است و به نظر مي‌رسد رها سازي درون ريوي انسولين، انتخابي اميد بخش و شايد راهي براي كنترل قند خون، بدون نياز به تزريق باشد.
در اين مقاله بيش از40 تحقيق مورد بررسي قرار گرفت و نتايج نشان داد كه اين نوع انسولين نه تنها به خوبي انسولين‌هاي تزريقي، قند خون بيمار مبتلا به ديابت نوع 1 را كنترل مي‌كند، بلكه در مقايسه با آنها از شروع اثر سريعتر و حداكثر فعاليت متابوليكـي بالاتري نيز برخوردار است. اين دارو مي‌توانـد در ديابتيك‌هاي نوع 2 هم بهتر از داروهاي خوراكي قند خون را كنترل كند. با مصرف انسولين استنشاقي موارد هيپوگليسمـي به مراتب كمتر ديده شده و كاهش HbA1c و رسيدن ميـزان هدف آن به كمتر از 7 درصد امكان پذير مي‌باشد.
نتيجه: از آنجا كه اين دارو توسط FDA (Food and Drag Administration) تأييد شده است و بزودي وارد فارماكوپه دنيا و كشور ما خواهد شد و نتايج مطالعات متعدد نشان داده كه با مصرف انسولين استنشاقي ميزان رضايتمندي بيماران از درمان و زندگـي افزايش يافته و كيفيت زندگي آنها بالاتر مي‌رود و اين دارو پذيرش دريافت انسولين را ارتقـاء بخشيده است، اميد آن مي‌رود كه بتواند در آينده‌اي نه چندان دور از عوارض كوتاه و طولاني مدت ديابت به‌طور چشمگيري بكاهد.
واژه‌هاي كليدي:‌ انسولين استنشاقي، ديابت نوع 1، ديابت نوع 2.

مقدمه:

شيـوع ديابت روز به روز افزايش مـي‌يابد و ضـرورت استفاده از انسوليـن براي كنتـرل قنـد خون، كاهـش عوارض كوتـاه و طولانـي مـدت ديابت و حفظ سلامتـي بيماران ديابتيك بيش از پيش احساس مـي‌شود. براي مبتلايان به ديابـت نـوع 1 استفاده روزانه از انسـولين امري حياتـي بـوده و بيشتر مبتلايـان به ديابت نوع 2 نيـز در مقاطعـي از سير درمـان خود، براي كنتـرل بهتر قندشان نياز به انسولين پيدا مي‌كنند (1و2).
صـرف‌ نظر از نوع ديابـت، تزريـق انسولين، واقعيتـي مطرح در زندگي 5 ميليون آمريكايـي، 800 هزار نفر بريتانيايي و. . .  مي‌باشد (3). بيش از 80 سال است كه بيماران مبتلا به ديابت نوع 1 و گاهي نوع 2 به تزريق‌‌هاي زير جلدي به‌‌عنوان راه معمول تجويز انسولين تن در داده‌انـد (4) و علي‌رغم اينكه استفاده از سوزن و زحمت تزريق-‌ هاي مكـرر را دوست ندارنـد و ازاحتمـال افت قند بعد از تزريق مي‌هراسند درمان با انسولين را ترجيح مي‌دهند (5-6)، ولي اغلب اين مشكلات سبـب به تأخير افتـادن شروع درمان با انسوليـن شده و به كنترل ناكافي قندخون و ايجاد عوارض كوتاه و بلند مدت ديابت مي‌انجامد (7). به همين دليـل در حـال حاضر شركت‌هـاي متعـددي در زمينه توسعه روش‌هـاي جديد مصـرف انسولين مانند قرص، برچسب‌هاي انسولين و افشانه‌هاي دهاني و استنشاقي در حال فعاليت هستند (3). اما در اين ميان روش استنشاقي انسولين توجه بيشتر محققـان را به خود جلـب كرده است. انسوليـن استنشاقي ايده جديدي نيست و اولين‌بار در دهه 1920 مطـرح شده است (4). سطح جذب زياد، افـزايش نفوذپذيـري، كاهش دفـع موكوسـي و مقاومـت در مقابل سيستم ايمنـي دلايل مـطرح براي دادن دارو از طريق ريه مي‌باشند (8). ريه‌ها سطـح وسيعـي (140-100 متر مربـع) را بـراي جذب دارو فراهم مـي‌كنند و انسولين استنشاقي از انسولين معمولي كه به شكل زير جلدي تزريق مـي‌شود سريع‌تر جذب مي‌شود، تربو (Trubo) به نقل از اسكايلر (Skyler) مي‌نويسد: زمان بـه اوج رسيدن غلظـت اين دارو نيز بيشتـر است و تقريبـاً بر آنالوگ‌هـاي انسولين سريع‌ الاثر مثـل هومالوگ (Humalog (lispro)) (انسولين ليسپرو) و نوولوگ (Novolog (aspart)) (انسولين آسپارت) ارجعيت دارد (4). تحويل مؤثر انسولين به آلوئول‌- ها، به فاكتورهـاي متعددي مانند انـدازه ذرات، زمان صرف شده براي تنفس، تعداد دم، عملكرد ريوي و سن فرد بستگي دارد (3و9و10). وسايلي كه جهـت استفاده از انسولين استنشاقي ساختـه شده سبك و قابل حمل بوده و ذرات را به اندازه µm3-1 در مي‌آورد. ذرات انسولين به آلوئول‌ها رفته و از آنجا از طريق مويرگ‌هاي آلوئولي جذب مـي‌گردند (11). انسولـين استنشاقـي به دو فرم مايـع و پودر خشـك ساخته شـده است كه هر كدام مزايا و معايب خاص خود را دارند.
پودرهـاي خشك را مـي‌توان نسبت به نـوع مايـع با دوز بالاتر مصرف نمود. پودرها نسبـت به نـوع مايع در دمـاي اتاق مانـدگاري بيشتـري دارند، ميكروب در پودر كمتر رشد مـي‌كند ولي پـودر در مقـابل رطوبت هوا بيشتـر تحت تأثيـر قرار مـي‌گيرد. اولـين نـوع انسولـين استنشاقـي اگزابرا (Exubera) نـام گرفت و پس از طي فاز سوم آزمـايشات باليني در ژوئـن 2006 توسـط FDA تائيـد (12) و در اروپا و ايـالات متحـده آماده مصرف در باليـن است. اين دارو به شـكل پودر خشك در بسته‌بندي‌هاي 1 و 3 ميلي گرمي براي هر بار تجويز ساخته شده كه اين مقدار به‌ ترتيـب معادل 3 تا 8 Iu از انسولـين زير جلدي مي‌باشد دارو سريع الاثـر بوده و طول مدت اثـر آن تقريباً طولاني است (13). دارو توسط دستگاه خاصـي مصـرف مـي‌شود، دستـگاه استنشاقـي ضربه‌اي از هواي فشرده ايجاد و پودر خشك را به شكل مه به درون يك مخزن رها مـي‌سازد و سپس بيمار از طريق تنفس عميق آن را استنشاق مـي‌كند (4). FDA ايمنـي و تأثيـر ايـن دارو را براي مصرف در بزرگسـالان مبتلا به ديابت نوع 1 و 2 تأييد نموده است ولي در خصوص مصرف ايـن دارو در كـودكان تاكنون تائيديـه‌اي صـادر نكرده است (12).

مروري بر مطالعات:
مطالعـات گوناگوني انسولين استنشاقي را از جهـات مختلف با انسولين‌هـاي تزريقي مقايسه كرده‌اند در يكي از اين مطالعات، فارماكوكينتيك انسولين استنشاقي با انسولين زير جلدي مقايسه شـده است و نتـايج نشـان داده‌انـد كه انسولـين استنشاقي نسبت به انسولين زير جلدي از شروع اثر سريعتر و حداكثر فعاليت متابوليكي بالاتـري برخـوردار اسـت (14) در مطـالعه ديگـري كـه انسولين استنشاقـي با انسولين ليسپرو (Lispro) وريگولار زير جلدي مقايسه شده نتايـج شروع فعـاليت سريعتـر نسبـت به انسولـين ليپسـرو و مدت زمان فعاليت بيشتري را نسبت به انسولين ريگولار زير جلدي نشان داده‌اند (15).
در خصوص تأثيرات باليني انسولين استنشاقي و انواع انسولين‌هاي تزريقي هم مطالعات فراواني صورت گرفته كه تقريباً همه، يك هم تـرازي را بين كنتـرل ديابت نوع 1 و 2 از طريق انسولـين  استنشاقي و زير جلدي نشان داده‌اند و محققـان معتقدنـد كه تأثير انسولـين استنشاقي در كنتـرل ديابـت بـا انسولـين زيـر جلـدي قابـل مقايسـه مـي‌باشد (16-17). دفـرونـزو (Defronzo) و روزن ‌استوك (Rosenstoek) نيز در سال 2005 در دو مطالعه جـداگانه اعـلام داشته‌انـد كه در بيمـاران مبتـلا به ديابت نـوع 2 كه با تغيـير در شيوه زندگـي و درمان‌هـاي خوراكـي نتوانستـه ديابت خود را كنترل كنند، اضافه كردن انسولين استنشاقـي توانسته به‌طـور معنـي‌داري قندخـون آنان را كنترل نمايد (18-19). كوآترين (Quatrin) و همـكاران در يـك كارآزمايـي بالينـي از نـوع مقـايسه‌اي، تأثيـر و ايمنـي اگـزابـرا (انسوليـن استنشاقـي) را با انسوليـن زيـر جلـدي در 335 بيمـار مبتلا به ديابـت نـوع يـك با هم مقايسـه نمودند. يك گروه از بيماران قبل از غذا انسولين استنشاقـي و در موقع خواب انسولين اولتـرانت گرفتنـد و گـروه ديگر دو تا سه تزريق انسولين ريگولار و انسولين NPH داشتند. پس از گذشت 24 هفته ميانگين كاهش در مقادير HbA1c در دو گروه، قابل مقايسه بود. در گروه تحت درمان بـا انسولين استنشاقي و اولترالنـت (1/8% - 9/7%) و گروه دوم (01/8% - 7/7%)‌، كاهش قند خون ناشتـا و پـس از غـذا در گروهـي كـه انسوليـن استنشاقي دريافت كردند بيشتـر از گـروه دوم و مـوارد هيپـوگليسمي (رخـداد/بيمار در مـاه) در گـروه انسولـين استنشاقـي در مقـايسه با گـروه دوم بـا اختلاف معنـي‌داري كمتـر بـود (8/6 در مقابل 9)، (18).
اسكايلر (Sykler) و همكاران نيز دريافتنـد ميانگين كاهش در HbA1c در پايان كار آزمايـي باليني كه 6 ماه به طول انجاميد در هر دو گـروه
(انسولين استنشاقي و انسولين زير جلدي) مشابه بود. ولي هيپوگليسمـي (رخداد/بيمار در ماه) در گروهـي كه انسولين استنشاقـي دريافت كردنـد نسبت به گروهي كه انسولين ريگولار زير جلدي مصرف كردند، كمتر بود (20) و در چند مطالعه ديگر كه انسولين استنشاقي با انواع انسولين‌هاي تزريقي مقايسه شده نتايج نشان داده كه گروهي كه انسولين استنشاقي دريافت كرده‌اند به HbA1c هـدف كـمتر از 7 درصـد رسيـده و حمـلات هيپوگليسمـي كمتري (رخداد/بيمـار در هر ماه) داشته‌اند. و قند ناشتاي آنها به‌طور معني‌داري از گروه مقابل كمتر بوده است (16-21).
در مطالـعات متعـدد ديگـري تأثير انسولـين استنشاقي با داروهاي خوراكي ضد ديابت مقايسه شده است. در يكي از اين مطالعات كه بـر 309 بيمـار مبتـلا به ديابت نـوع 2 كه بـا درمان‌هـاي خوراكـي قند خونشان خوب تحت كنترل نبود، انجام شد نتايج نشان داده است وقتي اين بيماران انسولـين استنشاقـي را بـه تنهايـي يا همـراه بـا داروهـاي خوراكي دريافت كردند، كاهش معني داري در ميـزان HbA1c اتفاق افتاده اسـت و در  گروهـي كه انسولـين استنشاقـي مـي‌گرفتند در مقايسه با گروهي كه درمان خوراكي گرفتند افت HbA1c معني‌دار و HbA1c هدف كمتر از 7 درصد گـزارش شده اسـت (19). در كارآزمايي بالينـي ديگـري بيماران مبتـلا به ديابـت نوع 2 كـه بـا خوردن يك داروي خوراكي (مت فورمين و يـا سولفونيل اوره) قندشان خوب كنترل نمي‌شد را به‌طـور تصادفـي به دو گـروه تقسيم كرده و بـه رژيـم يك گروه انسوليـن استنشاقي و به رژيـم گروه دوم يك داروي خوراكي ديگر (مت فورمين را سولفونيل اوره) اضافه كردند. نتايج اين پژوهش كاهش معني‌داري را در ميزان HbA1c گروه اول نشـان داد (22). مطالعات ديگري نشان داده‌انـد كه در طـي 2 سال درمان، بيماراني كه انسوليـن استنشاقي گرفتند در مقايسه با افرادي كه داروهاي خوراكـي دريافت كردنـد از كاهش بيشتـري در مقادير HbA1c برخوردار بوده‌اند (22-23).
انسولين استنشاقي در افراد خاص:
فارماكوكينتيك انسولين استنشاقي در سيگاري- ‌ها، افـراد مبتلا به آسـم، بيماران مسـن، باردار و افراد الكلي متفاوت گزارش شده است. همچنين محققـان دريافته‌اند كه تـأثير انسولين استنشاقـي همـراه با سـاير داروهـا يا تحـت تأثيـر ورزش ممكنست متفاوت باشد (24-25). يافته‌ها نشان داده‌اند كه عفونت سيستم فوقاني تنفس بر اثر بخشي يا فارماكوكينتيـك دارو تأثير معنـي‌داري نـدارد ولي شرايـط نامطـلوب سيستـم تحتانـي تنفس هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است (26).
محققـان معقتدنـد خـواص فارمـاكوكينتيـك انسولين استنشاقـي در افراد سيگاري و مبتلايان به آسم تغيير مي كند. بطوريكه جذب ايـن دارو در سيگاري‌هـا سريعتـر و در مبتلايـان به آسـم آهسته‌تـر از افراد عادي صورت مـي‌گيرد (27-28-4)، الـبته نتايج تحقيقي نشان داده است كـه در افراد سيگاري كه سيگار را ترك كرده‌اند اين تفاوت كمتر است (29). سيگار كشيدن ممكنست خصوصيـات فارماكوكينتيك انسولين استنشاقـي را نيز تغييـر دهد در مطالعـه‌اي نسبت معنـي‌دار 80-50 درصد در خصـوص ورود انسولـين بـه مجاري هوايي فوقاني در افراد سيگاري گزارش شده است (30). به‌طوري كه در بروشور داروي اگزوبـرا آمـده اسـت، مصـرف دارو براي افـراد سيـگاري يا افـرادي كه كـمتر از 6 ماه است كه سيگار را ترك كرده‌اند ممنوع مي‌باشد (31).
تأثيرات سوء دارو:
- هيپوگليسمـي يكي از عـوارض درمـان بـا انسولين است كه درمان با انسولين استنشاقي هم از اين قاعده مستتثني نيست، ولي مطالعات مختلف نشان داده‌اند كه وقوع حملات هيپوگليسمـي در بيمارانـي كه انسولين استنشاقـي مـي‌گرفتند بـه مـراتب كمتر از افـرادي بود كه با انسوليـن زير جلدي تحت درمان بودند (16-17-31).
- اضـافه وزن يكي ديگر از عـوارض هر دو نوع انسولـين استنشاقي و زير جلدي است ولي افرادي كه داروهاي خوراكي ضد ديابت دريافت مي‌كنند كمتر به آن دچار مي‌شوند (31-18-19).
- سرفه خفيف تا متوسط در بيشتر از 25 درصد مصرف كنندگان انسولين استنشاقي گزارش شده اسـت تحقيقـات نشـان داده‌انـد كه اين عارضـه زودگذر بوده و با ادامه درمان كمتر مي‌شود و در هيچ موردي منجر به قطع درمان نشده است (16- 17-22-23) و در مطالعه‌اي كه اين عارضه را در مصرف كنندگان انسولين استنشاقي و زير جلدي مقايسه كرده شيوع سرفه خفيف را 27 درصد در مقـابل 5 درصد گزارش نموده ولي خاطرنشـان كرده كه اين عارضه با ادامه درمان كاهش يافتـه است (17).
عوارض طولاني مدت و پاسخ‌هاي ايمني:
انسولين استنشاقي يكي از اولين پروتئین‌هایی است كـه از طريق ريوي تجويز مـي‌شود و اين نگراني وجود دارد كه ريه تحت عوارض طولاني مدت اين دارو قرار گيرد. بنابراين بيشتر مطالعات انجام شده ايمني تأثير دارو بر ريه را تحت مطالعه قرار داده‌انـد. در مطالعـات كوتاه مدتـي كـه در خصـوص انسولين استنشاقـي انجام شده اسـت تغييراتي در FEV1 (Forced expiratory volume in 1s)  (حجـم بازدمي اجباري طي ثانيه اول) و كاهش در ظرفيت انتشار منوكسيد كربن گزارش شده و قيد شده  كه اين تغييرات مختصر بوده و از نظر كلينيكي حائز اهميت نمي‌باشد (16-17-22-23).
مطالـعه ديگري نيز به دنبال مصرف انسولين استنشاقـي تغيير معنـي‌داري را در عملكـرد ريه گـزارش نموده ولـي نتايج هميـن مطالعه نشـان داده اسـت كه ايـن تغييـرات بـا قطـع انسوليـن استشاقـي از بين مي‌روند (32). افزايش مقاديـر آنتي‌ بادي‌هـا نيز با مصرف انسـولين استنشاقـي گـزارش شده است به طـوري كه حداقل سطـح آنتي بادي‌ها 10-5 بار بيشتر از حالت عادي بوده اسـت و به سرعت پس از شـروع درمان ايجـاد شـده است، ولي در خصوص مصرف انسوليـن استنشاقـي از نوع اگزابـرا مشخص شده كه ايـن تغييـر از نظر كلينيكي تأثير معني‌داري را ايجـاد نمي‌كنـد. بسياري از مطالعات طولاني مدت كـه در خصوص اگزابرا انجام شده اغلب حكايت از ايمـن بـودن دارو دارنـد و اعـلام داشته‌انـد كـه تغييـرات عملكـرد ريه و پاسخ‌هـاي آنتـي بادي پيشرونـده نيست و از نظـر كلينيكي مشكل‌سـاز نمي‌باشد (17-33).
احساس رضايت و پذيرش بيمار:
در مطالعات متعددي كه بيماران ديابتي تحت درمان با انسولين استنشاقي قرار گرفتند، پيشرفت معنـي‌داري در ميزان رضـايت و كيفيت زندگـي آنها گزارش شده است (34-35-16-17). بيماران، درمان با انسولين استنشاقي رابه انسولين تزريقي ترجيح مي‌دهند اين يافته ايست كه طي يـكسال مطالعه روي بيماران مبتلا به ديابت نوع 1 و2 به دست آمده است (36).
نتايج مطالـعه ديگري هـم نشان داد كـه رتبه رضايت‌مندي در گروهي كه با انسولين استنشاقي تحت درمـان قرار گرفتند به طور معنـي‌داري از گروه انسولين زير جلدي بيشتر بود (9/37 درصد در مقابل 1/3 درصد با 01/0P<) و راحتي استفاده از آن 02/43 درصـد در مقابـل 9/0 درصـد بـا (01/0P<) نيز بيشتر گزارش شـده است. نتايـج هميـن مطالعه نشـان مـي‌دهد كه وقتي درمان بـا انسولين استنشاقي انجام شود بيماران خيلي بيشتر و بهتر درمان با انسولين را مي‌پذيرند (37).
تستا (Testa) و سيمونسن (Simonson) در دو مطالـعه جداگانه كه در سال 2004 انجام دادنـد رضايت‌مندي بيماران مبتلا به ديابت نوع 2 تحت درمـان با دو نوع درمـان انسولـين استنشاقـي و خوراكي را با هم مقايسه كردند و نشان دادند كه گروهي كه انسولين استنشاقي مصرف مـي‌كردند رضايت‌مندي بيشتري از درمان داشته و از كيفيت زندگي بالاتري برخوردار بودند. علت اين تفاوت كـنترل بهتر قندخـون با انسولين استنشاقـي ذكر شده است (38-39). بلاري (Bellary) 2006 نيز در تحقيق خود بدين نتيجه رسيد كه گروهي كه انسولين استنشاقي مصرف مي‌كردند رضايتمندي بيشتري از درمان داشته و از كيفيت زندگي بالاتري
برخوردار بودند (40).
آمـوزش در خصـوص مصـرف انسوليـن استنشاقـي بيماران تحـت درمـان با انسوليـن استنشاقي بايد:
- اگر به انسولين و ساير مواد موجود در اين دارو حساسيت دارند مراتب را به پزشك خود اطلاع دهند.
- اگر سابقه ابتلاء به آلرژي دارند و قبـلاً به مـواردي چـون:‌ راش، ويزينـگ، سرفـه، تـورم صـورت و لب، زبـان يا گلو، كهيـر، خارش يـا مانند آنها مبتلا شده‌اند به مراقب بهداشتي خود اطلاع دهند.
- از دارو به ميزان تجويز شده استفاده كنند و حتي اگر احساس بهبودي نمودند ميزان آن را تغيير ندهند.
- داروي تاريخ گذشته را مصرف نكنند.
- در زمان مصرف دارو مرتب تحت نظر يك مركز بهداشتي باشند.
- دارو را 10 دقيقه قبل از غذا استنشاق كنند.
- رژيم غذايي كه به آنها توصيه شده را كاملاً رعايت كنند.
- دوز فراموش شده را هر چه زودتر مصرف كنند ولـي اگر زمان مصرف دوز بعدي نزديـك است دوز فراموش شده را رها كرده و دوز بعدي را طبق جدول زمانبندي مصرف نمايند.
- اگر 80 سال يا بيشتر سن دارند دارو را با دقت مصرف كنند (احتمال كاهش قندخون در اين افراد زياد است).
- براي انجام تست‌هاي عملكرد ريه در سال اول درمـان هر 6 ماه يكبـار وپس از آن به‌طـور ساليانه مراجعه نمايند.
- ميزان مصرف الكل اعم از آبجو، شراب و... را خيلي محدود كنند.
- هميشه ورزش كنند و مدت ورزش خـود را به مراقب بهداشتـي خود يادآور شوند چـون ورزش مي‌تواند ميزان نياز به انسولين را كم كند.
- اگر باردار هستند، قصد باردار شدن دارنـد  يا به نـوزاد خود شير مـي‌دهند اين مطلب را بـه مراقب بهداشتي خود متذكر شوند.
- اگـر بدنبـال مصـرف دارو علائمـي چون عصبانيت، لرزيدن، ضربان سريع قلب، گيجي با تعريـق (علائـم هيپوگليسـمي) داشتنـد يك آب نبات يا مايع حاوي گلوكز مصرف نمايند.
- اگر بدنبـال مصـرف دارو حـالت تهـوع و استفراغ داشتند از دهانشان خوب مراقبت نمايند و غـذا را به ميزان كم و در دفعات زياد مصرف نمايند. مكيدن آب نبات بدون شكر يا جويدن آدامس كم شكر ممكنست در رفع اين مشكل مؤثر باشد.
- از دندان‌هايشان بخوبـي مراقبت كنند و به طور منظم به دندانپزشك مراجعه نمايند.
- قندخون خود را به طور منظم كنترل كنند.
- در صورت داشتن علائم و نشانه‌هاي عفونت مانند تب بالا، لرز، گلودرد شديد، درد در ناحيه سينوس‌ها و گوش، سرفه، افرايش ميزان يا تغيير رنگ خلط، درد در موقع دفع ادرار ، زخم دهان، زخمي كه بهبودي نمي‌يابد يا خارش و درد ناحيه مقعد فوراً به پزشك مراجعه نمايند.
- اگر علي‌رغم مصرف صحيح دارو، احساس بدتر شدن داشتند به پزشك مراجعه نمايند.
- دارو را در دماي اتاق نگهـداري كنند و از گذاشتن داخل يخچال و فريزر خودداري كنند.
- دارو از دسترس اطفال و حيوانات خانگـي دور نگه داشته شود.
- ليستـي از داروهـاي مصرفي خود اعـم از داروهايي كه پزشك تجويز نموده، داروهاي گياهي، مكمل‌ها، ويتامين‌ها يا داروهاي خارج از نسخه‌اي كه مصـرف مي‌كننـد تهيـه نمـوده و در اختيـار پزشك و مراقب بهداشتي خود قرار دهند (31).
بحث و نتيجه گيري:
استفـاده از انسولـين جهت كنتـرل قندخـون  بيماران ديابتي امري حياتي است ولي گاهي ديده مي‌شود كه بيماران يا حتي دست اندركاران حرفه پزشكي نسبت به شروع درمان با انسولين و ادامه آن رغبتـي نشان نمي‌دهند. فاكتورهاي متعـددي مانند درد، دردسر تزريق، ترس از سوزن و ترس از هيپوگليسمـي سبب شده كه بيماران به راحتي درمان با انسولين را نپذيرند ولي در دسترس بودن يك روش غيـر تهاجمي مي‌تواند براي بيمـاران ديابتـي اميد تازه‌اي باشـد. بهبود كيفيت زندگـي يكـي از اهداف درمـان مبتلايان به بيماري‌هـاي مزمن است كه با استفـاده از انسولين استنشاقـي اين هدف در بيماران ديابتي محقق مـي‌گردد. در مطالعـات باليني متعددي بيماران ديابتي استفـاده از انسولين استنشاقي را به انسولين تزريقي ترجيح داده‌اند چـرا كه استفاده از آن نسبت به انسوليـن تزريقي آسانتر و راحت‌تر بوده و نسبت به دارو- هاي خوراكـي بهتر مي‌توانـد قندخون را كنتـرل نمايد. اين موضوع مي‌تواند پيشرفت كنتـرل قند خون را در بيمـاران ديابتي نويد دهد و از ايجاد عـوارض كوتاه و طولانـي مـدت ديابت كنتترل نشده پيشگيري نمايد و اميد به زندگي را در اين بيماران بالا ببرد.
اگرچه ممكنست اين نوع انسولين براي بعضي بيماران ديابتي قابل استفاده نباشد و بيماران مبتلا به ديابت نوع 1 و برخي مبتلايان به ديابت نوع 2 نياز به انسولين پايه (انسوليني كه بدن طي شبانه روز براي ثـابت نگه داشتـن قندخون نياز دارد) خـود را با انسولين طولانـي اثر كه نوع تزريقـي دارو اسـت برطـرف نماينـد ولـي با استفـاده از انسولـين استنشاقي دفعات تزريق كمتر خواهـد شد. ما اميدواريم انسولين استنشاقي طولاني اثـر هم در آينده ساخته شود و افراد مبتلا به ديـابت بتواننـد قندخون‌شـان را بدون هرگونـه تزريـق كنترل نمايند.


منابع:
1. American Diabetes Association: Clinical practice recommendations. Diabetes Care 2000; 23: 116.
2. Wright A, Burden AC, Paisey RB, Cull CA, Holman RR. U.K. Prospective Diabetes Study Group. Sulfonylurea inadequacy: efficacy of addition of Insulin over 6 years in patients with type 2 diabetes in the U.K. Diabetes Care 2002; 25: 330–6.
3. فيروز بخش م. رواج تدريجي قرص‌ها، برچسب‌ها و اسپري‌هاي انسولين در آينده. پيام ديابت. 1382؛ 5 (19): 5-23.  
4. Trubo R. Interest in inhaled insulin grows. JAMA 2005; 294: 1195-6.
5. Hunt LM, Valenzuela MA, Pugh JA. NIDDM patients' fears and hopes about insulin therapy. The basis of patient reluctance. Diabetes Care 1997; 20: 292–8.
6. Zamanini A, Newson RB, Maisey M, Feher MD. Injection related anxiety in insulin treated diabetes. Diab Res Clin Pract 1999; 46: 239–46.
7. Gerber RA, Hauber AB, Bolinder B, Johnson FR. Diabetes patients' stated preference for insulin therapies: trading health for convenience. Diabetologia 2004; 47: 274.
8. Owens DR. New horizons – alternative routes for insulin therapy. Nat Rev Drug Discov 2002; 1: 529–40.
9. Chetty DJ, Chien YW. Novel methods of insulin delivery: an update. Crit Rev Ther Drug Carrier Syst 1998; 15: 629–70.
10.  Byron PR. Determinants of drug and polypeptide bioavailability from aerosols delivered to the lung. Adv Drug Deliv Rev 1990; 5: 107–32.
11. Klonoff DC. Inhaled insulin. Diabetes Technol Ther 1999; 1: 307–13.
12. http://www.webmd.com/content/article/117/112802.htm.by insulin in hald Approved by FDA on January 27, 2006.
13. Patton JS, Bukar JG, Eldon MA. Clinical pharmacokinetics and pharmacodynamics of inhaled insulin. Clin Pharmacokinet 2004; 43: 781–801.
14. Heinemann L, Traut T, Heise T. Time-action profile of inhaled insulin. Diabet Med 1997; 14: 63–72.  
15. Rave K, Bott S, Heinemann L. Time-action profile of inhaled insulin in comparison with subcutaneously injected insulin lispro and regular human insulin. Diabetes Care 2005; 28: 1077–82.
16. Hollander PA, Blonde L, Rowe R. Efficacy and safety of inhaled insulin (exubera) compared with subcutaneous insulin therapy in patients with type 2 diabetes: results of a 6-month, randomized, comparative trial. Diabetes Care 2004; 27: 2356–62.
17. Quattrin T, Belanger A, Bohannon NJ, Schwartz SL. Efficacy and safety of inhaled insulin (Exubera) compared with subcutaneous insulin therapy in patients with type 1 diabetes: results of a 6-month, randomized, comparative trial. Diabetes Care 2004; 27: 2622–7.
18.  Defronzo RA, Bergenstal RM, Cefalu WT. Efficacy of inhaled insulin in patients with type 2 diabetes not controlled with diet and exercise: a 12-week, randomized, comparative trial. Diabetes Care 2005; 28: 1922–8.
19.  Rosenstock J. Zinman B, Murphy LJ. Inhaled insulin improves glycemic control when substituted for or added to oral combination therapy in type 2 diabetes: a randomized, controlled trial. Ann Intern Med 2005; 143: 549–58.
20. Skyler JS, Weinstock RS, Raskin P. Use of inhaled insulin in a basal/bolus insulin regimen in type 1 diabetic subjects: a 6-month, randomized, comparative trial. Diabetes Care 2005; 28: 1630–5.  
21. Hermansen K, Ronnemaa T, Petersen AH, Bellaire S, Adamson U. Intensive therapy with inhaled insulin via the AERx insulin diabetes management system: a 12-week proof-of-concept trial in patients with type 2 diabetes. Diabetes Care 2004; 27: 162–7.
22. Barnett AH, Amiel SA, Hopkins D. Six month efficacy and 2-year safety of inhaled insulin as adjunctive therapy in combination with an oral agent. Diabet Med 2005; 22: 82.
23. Skyler JS. For the Inhaled Insulin Phase 2 Study Group. Long term sustained efficacy and safety of inhaled insulin after 4 years of continuous therapy. Diabetologia 2004; 47: 311.
24. Henry RR, Mudaliar S, Chu N. Young and elderly type 2 diabetic patients inhaling insulin with the AERx insulin diabetes management system: a pharmacokinetic and pharmacodynamic comparison. J Clin Pharmacol 2003; 43: 1228–34.
25. Petersen AH, Laursen T, Clauson P, Wollmer P. Absorption of inhaled insulin dramatically increases by large tidal volume ventilation in rabbits. Diabetes 2005; 54: 101.
26. McElduff A, Mather LE, Kam PC, Clauson P. Influence of acute upper respiratory tract infection on the absorption of inhaled insulin using the AERx insulin Diabetes Management System. Br J Clin Pharmacol 2005; 59: 546–5
27. Himmelmann A, Jendle J, Mellen A, Petersen AH, Dahl UL, Wollmer P. The impact of smoking on inhaled insulin. Diabetes Care 2003; 26: 677–82.
28. Henry RR, Mudaliar SR, Howland WC and Inhaled insulin using the AERx Insulin Diabetes Management System in healthy and asthmatic subjects. Diabetes Care 2003; 26: 764–9.
29. Becker RH, Sha S, Frick AD, Fountaine RJ. The effect of smoking cessation and subsequent resumption on absorption of inhaled insulin. Diabetes Care 2006; 29: 277–82
30.  Laube BL. The expanding role of aerosols in systemic drug delivery, gene therapy, and vaccination. Respir Care 2005; 50: 1161–76.
31. Inhaled insulin:patient drug information. uptodate. 2006. version 14.2.
32. Dumas R, England RD, Reise RJ, Teeter JG. Exubera is well tolerated and achieves tight glycemic control in patients with type 1 diabetes. Diabetes 2005; 54: 87.
33. Fineberg SE, Kawabata T, Finco-Kent D, Liu C, Krasner A. Antibody response to inhaled insulin in patients with type 1 or type 2 diabetes. An analysis of initial phase II and III inhaled insulin (Exubera) trials and a two-year extension trial. J Clin Endocrinol Metab 2005; 90: 3287–94.
34.  Bilous R. Overall satisfaction increased more with inhaled insulin than with subcutaneous insulin in type 1 diabetes. ACP J Club 2002; 136: 101.
35. Cappelleri JC, Cefalu WT, Rosenstock J, Kourides IA, Gerber RA. Treatment satisfaction in type 2 d99iabetes: a comparison between an inhaled insulin regimen and a subcutaneous insulin regimen. Clin Ther 2002; 24: 552–64.
36- Rosenstock J, Cappelleri JC, Bolinder B, Gerber RA. Patient satisfaction and glycemic control after 1 year with inhaled insulin (Exubera) in patients with type 1 or type 2 diabetes. Diabetes Care 2004; 27: 1318–23.
37- Freemantle N, Blonde L, Duhot D. Availability of inhaled insulin promotes greater perceived acceptance of insulin therapy in patients with type 2 diabetes. Diabetes Care 2005; 28: 427–8.
38- Testa MA, Turner RR, Hayes JF, Scranton RE, Simonson DC. An international trial of sulfonylurea plus either metformin or inhaled insulin: Impact on quality of life and treatment satisfaction. Diabetologia 2004; 47 (1): A5.
39- Simonson DC, Turner RR, Hayes JF, Scranton RE, Testa MA. Improving quality of life in type 2 diabetes when inhaled insulin is added after failure on metformin: A multicenter, international trial. Diabetologia 2004; 47 (1): A311.
40- Bellary Sand Barnett AH. Inhaled insulin: new technology, new possibilities. International journal of clinical practice 2006; 60: 728

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
بحرانهای طبیعی

بحرانهايي هستند كه در اثر حركت لايه هاي زمين و آب و هوا به وجودمي آيند، كه ممكن است در اشكال زير خود را نشان بدهد، رانش زمين، زلزله، گردباد، خشكسالي، آتشفشان.

آتشفشان:

آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر 3)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید.
آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی
زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات
منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.
همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.

فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در
سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.
علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و
ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

فوران آتشفشان :

انواع فوران

  • 1-نوع هاوایی
  • 2- نوع استرومبولی
  • 3- نوع وولکانو
  • 4- نوع پله
  • 5- نوع کومولوولکان یا کوپول

نوع هاوایی:

این نوع آتشفشان به شکل گنبدی می باشد و بیشتر مخروط آن از گدازه رقیق با ضخامت زیاد و گسترش کم است. ارتفاع این نوع آتشفشان نسبتا کم است. از دهانه آن اغلب گدازه های بازیک با سیالیت بالا و مواد پرتابی کم، بیرون می ریزد.
به علت وجود میزان کم گاز در گدازه این نوع آتشفشان، فوران جریانی در آن دیده می شود.
ماگمایی که به سطح می رسد، معمولا به صورت فواره یا چشمه های گدازه ای خارج می شود. این نوع آتشفشان در جزایر هاوایی به تعداد زیاد یافت می شود. در جزیره ایسلند نیز از این نوع آتشفشان یافت می شود.

 

 نوع استرومبولی:

در آتشفشان های نوع استرومبولی ماگمای نسبتا رقیق با ترکیب بازیک و مواد پرتابی کم تا زیاد می باشد که مواد پرتابی به صورت ریتمی از اسکوری های ملتهب‏، لاپیلی و بمب می باشد. عمده فعالیت این نوع آتشفشان در ساحل غربی ایتالیا دیده شده است. فعالیت های آرام استرومبولی از دهانه های باز صورت می گیرد و گدازه های نسبتا سیال در افق های بالایی مجرای آتشفشان وجود دارند.
به علت گرانروی بالای ماگما، خروج گاز زیادتر از انواع ماگماهای سیال نوع هاوایی صورت می گیرد.
فوران های طولانی مدت استرومبولی می تواند مخروطهای مختلط را تشکیل دهد، در حالی که فوران های کوتاه مدت معمولا مخروط های اسکوری دار را تشکیل می دهند.
خاکستر در این نوع آتشفشان کم بوده و به هنگام انفجار تولید ابرهای سبک وزنی را می کند.شیب مخروط این نوع آتشفشان از شیب آتشفشان نوع هاوایی خیلی بیشتر است.

 

نوع وولکانو:

در نوع وولکانو، گدازه های خمیری شکل، دهانه آتشفشان را مسدود می کند و مانع خروج گازها و بخارات می شود. پس از آن که فشار گازها و بخارات بر اثر تراکم زیاد شد، انفجارات شدید تولید می کند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب می شوند و تولید ابرهای ضخیم و وسیعی از خاکستر را می کنند. این ذرات خاکستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ریخته شده و تولید مخروطی از خاکستر می کند. این نوع مخروط آتشفشانی اغلب دارای دو شیب است که یکی به طرف دهانه و دیگری به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خیلی کم و نسبتا محدود است.

یک کوه آتشفشان ممکن است مدتی به شکل یک نوع و مدتی دیگر به شکل نوعی دیگر آتشفشانی می کند. چنان که آتشفشانی کوه وزوو و اتنا. گاهی از نوع استرومبولی و زمانی از نوع وولکانو می باشد.

 

نوع پله:

 در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. ابرهای سوزان در این نوع آتشفشان تقریبا شبیه نوع وولکانو می باشند ولی شدت خروج آنها از دهانه زیادتر است. به علاوه، حرکت آنها موازی با سطح زمین و گاهی مایل با آن است، در حالی که در نوع وولکانو این حرکت به صورت قائم می باشد.
در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابی که خیلی غلیظ و خمیری شکل هستند با فشار زیاد از دهانه خارج می شوند و به شکل سوزنی در دهانه کوه منجمد می شوند که به این مواد منجمد شده در دهانه کوه، سوزن پله می گویند.

نوع کومولوولکان یا کوپول:

مخروط این نوع آتشفشان به شکل گنبد است که به یک طرف بیشتر متمایل است. این نوع آتشفشان در شرایطی تقریبا مشابه نوع پله ایجاد می شود. قطعات بزرگی از سنگ، که از دهانه این نوع آتشفشان خارج می شود، ممکن است دارای سطوح صیقلی یا مخطط باشند .

منبع:

حق تکثیر برای پایگاه ملی داده‌های علوم زمین تمام حقوق محفوظ است.


|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
جامعه آماده کلیات مفاهیم بحران

کلیا ت و مفا هیم برای اینکه هر مجموعه  کاری شناخته واجرایی شود بایستی به یک سری مفاهیم کلیدی که با آنها سرو کار داریم پرداخته وآشنا بشویم .

حادثه:

واقعه ايست كه ميزان خسارت به دارائيها كم است.آشفتگي در محل حادثه ممكن است پيش بياييد ولي در محدوده بسيار كوچك اين اتفاق رخ ميدهد به طور مثال تصادف يك اتومبيل ممكن است موجب بسته شدن جاده شود. فقط شامل يك گروه كوچك كه متشكل از قربانيان و وابستگان آنهاست مي شود و افراد فاصله هاي دور از واقعه تحت تأثير قرار نمي گيرند.  پيامدهاي بلند مدت و كوتاه مدت فوري داشته است و به يك فضاي جغرافيايي كوچك محدودمي شود.

سانحه:

محدوده واقعه محلي است اما وسيعتر از محدوده يك حادثه مثل آتش سوزي يك هتل.تعداد افراد درگير بعنوان قربانيان و امدادگران زياد است و به همين نسبت به تعداد وابستگان نيز اضافه مي شود..به دليل محدوده جغرافيايي وسيعتر و تعداد بيشتر آدمهاي درگير از نظر فعاليتهاي امدادي وضع پيچيده تر است. به طور موقت ادامه فعاليتهاي كوچك از زير بناهاي مستقيم اجتماعي با مشكل مواجه مي شود. (مانند سانحه تصادف قطار)

بحران:

واقعه ايست كه موجب آشفتگي در مجموعه فرآيندهاي اجتماعي (هر چند موقت) و روابط اجتماعي ميگردد و براي برطرف كردن آن، فرد يا يك گروه كوچك كافي نيست بلكه كل و يا بخش عظيمي از سيستم اجتماعي درگير آن ميشود.تعداد افراد در محدوده آسيب ديده بسيار زياد خواهد بود و در نتيجه تعداد وابستگان درگير افزايش مي يابد.زير بناهاي اجتماعي و ادامه فعاليتهاي جاري جامعه، با مشكلات جدي مواجه مي شوند .مشكلات اكثريت مردم در محدوده آسيب ديده را شامل مي شود، البته كيفيت و كميت براي همه محدوده يكسان نيست. در شرايط بحران، ساخت و كاركرد سازمانهاي اجتماعي تا حد زيادي آشفته مي شود به طوريكه ادامه زندگي انسانها به طور جدي به مخاطره مي افتد در حاليكه اين ويژگي در شرايط حادثه و سانحه وجود ندارد و به طور كلي مي توان این تعريف ذيل را براي بحران داشت. هر حادثه اي كه به طور طبيعي و يا توسط بشر به طور ناگهاني و يا به صورت   به وجود آيد و سختي و مشقتي را به جامعه انساني تحميل نمايد، كه جهت برطرف كردن آن نياز به اقدامات اساسي و فوق العاده باشد.

فاجعه :

فاجعه واقعه اي نسبي يا بي نهايت در محيط طبيعي يا محيطي كه ساخته دست بشر مي باشد  كه به گونه اي معكوس روي زندگي، مالكيت يا فعاليت انسان به اندازه اي كه منجر به يك بحران  مي شود تأثير مي گذارد. فاجعه بحرانی است که جامعه بزرگی از اجتماع را تحت تاثیر خود قرار میدهد ودراین حالت اکثر جوامع بین المللی برای کمک به جامعه بحران زده بسیج میشوند. مانند زلزله ،سیل ،تندباد،آتشفشان ،سونامی یا خشکسالی و یا بیماریهای صعب العلاج  (بیماریهای هموفیلی- فلج اطفال ) بیماریهای واگیر دار(مانند ایدز ) فاجعه اختلال جدي در عملكرد جامعه است، كه منجر به فقدانهاي زياد انساني، مادي يا محيطي مي شود كه فراتر از توانائي جمعيتي است كه تحت تأثير قرار گرفته اند كه حتي بتوانند از منابع خودشان براي استفاده نمونه برداري كنند. بلايا اغلب بر اساس سرعت شروع (ناگهاني يا آهسته)، يا بر طبق دليلشان (طبيعي يا ساخته دست بشر) طبقه بندي مي شوند.

مسئله فاجعه :

حوادث خاصي را كه منجر به فاجعه و موارد اضطراري مي شود را توضيح مي دهد.

روند فاجعه، اينكه اين موارد كجا اتفاق مي افتند چه افرادي بيشتر از طريق اين موارد تحت تأثير قرارمي گيرند.

از آغاز بهتر  از به خود يادآوري كنيم كه فاجعه و موارد اضطراري هر دو اغلب به عنوان وقايع استثنائي به شمار مي آيند، و از زندگي عادي جدا مي باشند. در حقيقت، هر چند كه عكس اين مطلب درست است. بلايا و موارد اضطراري واكنش هاي عمده زندگي طبيعي مي باشند.

اين دو مقوله نتايج روشهايي اند كه جوامع خود را از لحاظ اقتصادي و اجتماعي سازماندهي كرده اند، روشهايي كه جوامع و دستگاههای دولتی  با هم كار مي كنند، و ارتباطي كه بين تصميم گيرندگان است نيز در اين مقوله قرار مي گيرند. بنابراين سيل يا زمين لرزه به خودي خود يك فاجعه نيست.

فاجعه از اين حقيقت ناشي مي شود كه گروهها يا جمعيت هايي مشخص مجبور مي شوند در مناطقي كه از تأثير طغيان رودخانه يا فوران آتشفشان آسيب پذير مي باشند. لازم است كه تفاوتهاي بين خطر و فاجعه قرار دهيم، و درك كنيم كه تأثير فاجعه خطر بر فاجعه لزوما معياري از آسيب پذيري جامعه است. نمودار زير اين شتراك از نيروهاي مخالف را توضيح مي دهد. آسيب پذيري به عنوان پيشرفتي از سه مرحله زير مي باشد:

1- دلايل نهفته: مجموعه اي از فاكتورهاي ريشه اي در جامعه كه با هم آسيب پذيري را شكل مي دهند و آن را حفظ مي كنند.

2-فشارهاي فعال: روندي انتقالي كه تأثير دلايل منفي را به شرايط نا امن سوق مي دهد، اين مرحله ممكن است منجر به فقدان خدمات اساسي يا پخش و توزيع آن شود يا اينكه ممكن است از مجموعه اي از نيروهاي بزرگ باشد.

3- شرايط نا امن: شرايط آسيب پذيري جايي كه مردم و مالكيت آنها در معرض خطر فاجعه قرار دارند؟ محيط فيزيكي آسيب پذير يك فاكتور است، ديگر فاكتورها شامل اقتصاد ناپايدار و سطح درآمد پائين است. 

۴- فاكتورهاي محلي و معلولي بلايا :

شدت هر كدام از بلايا، با مرگ، خسارت يا هزينه هايي كه براي كشورهاي در حال توسعه با افزايش جمعيت حاشيه اي افزايش پيدا مي كند. اين مطلب از طريق ميزان بالاي تولد، مشكلات اجاره زمين و فرصتهاي اقتصادي و فقدان يا اختصاص بر منابع براي نيازهاي اساسي بشر در جمعيتي گسترده، باشد.همانطور كه جمعيت افزايش پيدا مي كند، بهترين زمين هم در مناطق روستايي و هم در مناطق شهري بالا مي رود، و افرادي كه به دنبال زميني براي كشاورزي يا خانه سازي مي باشند مجبور مي شوند كه زمين نامناسبي را بپذيرند. اين روند قدرت بهره وري را كم مي كند و معيارهاي متري از ايمني فيزيكي و اقتصادي را به وجود مي آورد. متن زير هر كدام از اين موضوعات را مدنظر مي گيرد. مهم ترين فاكتور روي تأثير يك فاجعه فقر است. همه فاكتورهاي ديگر كاهش پيدا مي كنند اگر كه جمعيتي كه تحت تأثير قرار گرفته اند از طريق فقر نيز محدود نشده باشند. در حقيقت همه مطالعات فاجعه نشان مي دهند كه ثروتمندترين گروهها ضامن بقاي جمعيتي مي باشند كه تحت تأثير قرار نگرفته اند يا اينكه قادر مي باشند كه به زودي از اين وضعيت بهبودي پيدا كند. در طول طيف گسترده بلايا، فقر عموما مردم را براي تأثير خطرات آسيب پذير مي سازد. فقر توضيح مي دهد كه چرا مردم در مناطق شهري مجبورند در سوراخهايي زندگي كنند كه مستعد زمين لغزه باشد، يا اينكه چرا مردم نزديك آتشفشان ها يا رودخانه هايي مستقر شوند كه به طور اجتناب ناپذيري كناره هاي آنها را آب فرا گيرد. فقر توضيح مي دهد كه چرا خشكسالي كشاورزان روستايي فقير را به عنوان قربانيان در بر مي گيرد و به ندرت افراد ثروتمند را و چرا بيشتر قحطي ها به دليل نبود قدرت خريد غذا نمي باشند و بيشتر به دليل نبود غذا مي باشند. فقر، به ميزان چشمگيري توضيح مي دهد كه چرا بسياري از افراد مجبور به جابجايي از منازلشان به ديگر بخشهاي كشور يا حتي به حاشيه ها براي زندگي كردن مي باشند. چنين مهاجرتهايي كه منجر به بحران مي شود چالش هايي قابل ملاحظه را هم در شرايط كمك هاي فوري براي افراد آواره و هم در شرايط طولاني مدت پيشرفت مطرح مي سازد.

    ۵- موارد اضطراري واژه ديگري كه در ارتباط نزديك با فاجعه است و در اين قسمت استفاده مي شود موارد اضطراري مي باشد. فاجعه ممكن است به عنوان نوع خاصي (يا زير مجموعه اي) از موارد اضطراري است. فاجعه دوره زماني سخت و سطح اضطراري را بيان مي كند. در حاليكه فاجعه دوره خاصي دارد كه در آن زندگي و دارايي لازم بلافاصله در معرض خطر قرار مي گيرند، موقعيت اضطراري را بيان مي كند. در حاليكه فاجعه دوره خاصي دارد كه در آن زندگي و دارايي لازم بلافاصله در معرض خطر قرارمي گيرند، موقعيت اضطراري مي تواند دوره كلي تري را رد بر گيرد كه شامل موارد زير است: بدتر شدن واضح و آشكار در توانائي هاي سازگاري گروه يا جمعيت وجود دارد.توانايي هاي سازگاري فقط از طريق قوه ابتكار غيرمعمول گروه يا جمعيت يا از طريق مداخله هاي خارجي تداوم پيدا مي كنند.

چرخه مدیریت بحران:

اين مديريت پنج وضعیت  دارد كه برنامه ريزي براي زمانهاي ذيل مي نمايد:

·        قبل از وقوع بحران

·        حين وقوع بحران

·        بهبودی نسبی

·        عادی سازی

·        بعد از وقوع بحران(بازسازی)

قبل از وقوع بحران: عوامل مؤثر براي اينكه يك بحران خسارات مادي، انساني و توسعه نداشته باشد مي طلبد كه برنامه مدوني را براي شناخت كاملي از محيط داشته باشیم

1- جمعیت وجامعه شناسي محلی 

2- وضعيت جغرافيايي زمين

3-  آسيبهاي روي زمین

4- آسیبهای زیر زمین

5- تحليل جامع بر روي اين آسيبها

6-اولويت بندي آسيبها

7- بررسی توانائیها

8-اولویت بندی توانائیها

9- ارئه طرح هائی برای کاهش آسیب

10- تنظیم قوانین مورد نیاز جهت پیشگیری،آمادگی،آگاهی،هشدار،مقاوم سازی وکاهش خسارت

11- تدوین وظایف ادارات ونهادهای در گیر در چرخه بحران

12- تدوین ساختار فرماندهان دربحران ونحوه ارتباط آنها

13- جمع آوری کلیه اطلاعات مورد نیاز

14-   تدوین واجرای طرح منطقه بندی روستاهای بالای1500نفرجمعیت،شهرها،شهرستانها،استانهای پرخطر

15- واگذاری بخش عمده کار امداد ونجات درقالب تشکیلاتی مردمی به مردم

16-برنامه ریزی برای آمادگی،آگاهی،آموزش و سازماندهی مردم محلی برای کاهش خسارت

17- مانور وتمرین دستگاههای دولتی ومردمی

زمان وقوع در72ساعت اولیه  بحران:

1. جمع آوری اطلاعات خسارتها اعم از انسانی،حیوانی،ساختاری،زیربنایی واقتصادی

2.تحلیل وارزیابی اطلاعات

3. پاسخگوئی

4. امداد ونجات

5. رسیدگی به وضعیت مجروحین ومصدومین اورژانسی

6. جمع آوری کودکان فاقد سرپرست

7. تدفین قربانیان

8. باز کردن راههای اصلی

9. تامین امنیت

10. کنترل ترافیک جادههای اصلی داخل وخارج از شهر......... بهبودی

1. رسیدگی به وضعیت مجروحین

2. رسیدگی به وضعیت زنان وکودکان فاقد سرپرست

3. کمک به ایجاد سر پناه موقت

4.امداد بازماندگان ورفع مایحتاج عموم افراد بازمانده

5. کنترل موارد بهداشتی تا امراض مسری شیوع پیدا نکند

6. مداخلات روانی بازماندگان وتوجه به نیازهای آنها........

7. تامین حداقل سه ماه موارد بهداشتی و غذایی برای مردم

8. برنامه ریزی وپیگیری روشن نمودن وضعیت معلولین ومجروحین بیمارستانی

9. برنامه ریزی جهت روشن نمودن وضعیت زنهای ،کودکان فاقد سرپرست عادی سازی

عادی سازی موضوع جدیدی نیست،اما باید توجه داشت که اصل مهم برگشت به وضعیت قبل از بحران خانواده های آسیب دیده میباشد(زندگی ادامه دارد).

1.  باز گشائی مدارس

2. بازگشائی مغازه ها

3.  توجه به خانواده هامرد ان وزنان برای کسب درآمد

4.  ایجاد مراکز خود اشتغالی زو د بازده باتوجه به موقعیت محلی

5.  آموزش به مردم برای تولید صنایع دستی محلی وکمک به فروش آنها

6. ایجاد صندوقهای اعطای وام برای کارهای مرسوم محلی

7. فعال شد ن ادارات ودستگاه ها

8. ایجاد فضاهای تفریحی برای مردم وکودکان

9. باز سازی

1.جمع آوری آوارهای

2. باز کردن راهها

3.اصلاح پلها

4. برنامه ریزی وپیگیری ساخت منازل تخریب شده

5. برنامه ریزی وپیگیری منازل قابل مقاوم سازی

6. برنامه ریزی وپیگیری ساخت یامقاوم سازی مراکز تجاری وصنعتی

7. برنامه ریزی جهت ساخت منازل برای زنهای فاقد سرپرست

8. بازسازی تاسیسات زیر بنایی(آب،برق،گاز،مخابرات،مدارس،دانشگاه هاو ادارات)

9. بازسازی مراکز اقتصادی،تجاری،صنعتی

10. بازسازی راهها و جاده ها

منابع:

1.    طرح جامع امدا ونجات کشور

2.    مرکز آموزش آسیای جنوب شرق (ADPC)

3.    تجربیات بم نویسنده

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
جامعه آماده کلیات مفاهیم بحران 1

کلیا ت و مفا هیم برای اینکه هر مجموعه  کاری شناخته واجرایی شود بایستی به یک سری مفاهیم کلیدی که با آنها سرو کار داریم پرداخته وآشنا بشویم .

حادثه:

واقعه ايست كه ميزان خسارت به دارائيها كم است.آشفتگي در محل حادثه ممكن است پيش بياييد ولي در محدوده بسيار كوچك اين اتفاق رخ ميدهد به طور مثال تصادف يك اتومبيل ممكن است موجب بسته شدن جاده شود. فقط شامل يك گروه كوچك كه متشكل از قربانيان و وابستگان آنهاست مي شود و افراد فاصله هاي دور از واقعه تحت تأثير قرار نمي گيرند.  پيامدهاي بلند مدت و كوتاه مدت فوري داشته است و به يك فضاي جغرافيايي كوچك محدودمي شود.

سانحه:

محدوده واقعه محلي است اما وسيعتر از محدوده يك حادثه مثل آتش سوزي يك هتل.تعداد افراد درگير بعنوان قربانيان و امدادگران زياد است و به همين نسبت به تعداد وابستگان نيز اضافه مي شود..به دليل محدوده جغرافيايي وسيعتر و تعداد بيشتر آدمهاي درگير از نظر فعاليتهاي امدادي وضع پيچيده تر است. به طور موقت ادامه فعاليتهاي كوچك از زير بناهاي مستقيم اجتماعي با مشكل مواجه مي شود. (مانند سانحه تصادف قطار)

بحران:

واقعه ايست كه موجب آشفتگي در مجموعه فرآيندهاي اجتماعي (هر چند موقت) و روابط اجتماعي ميگردد و براي برطرف كردن آن، فرد يا يك گروه كوچك كافي نيست بلكه كل و يا بخش عظيمي از سيستم اجتماعي درگير آن ميشود.تعداد افراد در محدوده آسيب ديده بسيار زياد خواهد بود و در نتيجه تعداد وابستگان درگير افزايش مي يابد.زير بناهاي اجتماعي و ادامه فعاليتهاي جاري جامعه، با مشكلات جدي مواجه مي شوند .مشكلات اكثريت مردم در محدوده آسيب ديده را شامل مي شود، البته كيفيت و كميت براي همه محدوده يكسان نيست. در شرايط بحران، ساخت و كاركرد سازمانهاي اجتماعي تا حد زيادي آشفته مي شود به طوريكه ادامه زندگي انسانها به طور جدي به مخاطره مي افتد در حاليكه اين ويژگي در شرايط حادثه و سانحه وجود ندارد و به طور كلي مي توان این تعريف ذيل را براي بحران داشت. هر حادثه اي كه به طور طبيعي و يا توسط بشر به طور ناگهاني و يا به صورت   به وجود آيد و سختي و مشقتي را به جامعه انساني تحميل نمايد، كه جهت برطرف كردن آن نياز به اقدامات اساسي و فوق العاده باشد.

فاجعه

فاجعه واقعه اي نسبي يا بي نهايت در محيط طبيعي يا محيطي كه ساخته دست بشر مي باشد  كه به گونه اي معكوس روي زندگي، مالكيت يا فعاليت انسان به اندازه اي كه منجر به يك بحران  مي شود تأثير مي گذارد. فاجعه بحرانی است که جامعه بزرگی از اجتماع را تحت تاثیر خود قرار میدهد ودراین حالت اکثر جوامع بین المللی برای کمک به جامعه بحران زده بسیج میشوند. مانند زلزله ،سیل ،تندباد،آتشفشان ،سونامی یا خشکسالی و یا بیماریهای صعب العلاج  (بیماریهای هموفیلی- فلج اطفال ) بیماریهای واگیر دار(مانند ایدز ) فاجعه اختلال جدي در عملكرد جامعه است، كه منجر به فقدانهاي زياد انساني، مادي يا محيطي مي شود كه فراتر از توانائي جمعيتي است كه تحت تأثير قرار گرفته اند كه حتي بتوانند از منابع خودشان براي استفاده نمونه برداري كنند. بلايا اغلب بر اساس سرعت شروع (ناگهاني يا آهسته)، يا بر طبق دليلشان (طبيعي يا ساخته دست بشر) طبقه بندي مي شوند.

مسئله فاجعه

حوادث خاصي را كه منجر به فاجعه و موارد اضطراري مي شود را توضيح مي دهد.

روند فاجعه، اينكه اين موارد كجا اتفاق مي افتند چه افرادي بيشتر از طريق اين موارد تحت تأثير قرارمي گيرند.

از آغاز بهتر  از به خود يادآوري كنيم كه فاجعه و موارد اضطراري هر دو اغلب به عنوان وقايع استثنائي به شمار مي آيند، و از زندگي عادي جدا مي باشند. در حقيقت، هر چند كه عكس اين مطلب درست است. بلايا و موارد اضطراري واكنش هاي عمده زندگي طبيعي مي باشند.

اين دو مقوله نتايج روشهايي اند كه جوامع خود را از لحاظ اقتصادي و اجتماعي سازماندهي كرده اند، روشهايي كه جوامع و دستگاههای دولتی  با هم كار مي كنند، و ارتباطي كه بين تصميم گيرندگان است نيز در اين مقوله قرار مي گيرند. بنابراين سيل يا زمين لرزه به خودي خود يك فاجعه نيست.

فاجعه از اين حقيقت ناشي مي شود كه گروهها يا جمعيت هايي مشخص مجبور مي شوند در مناطقي كه از تأثير طغيان رودخانه يا فوران آتشفشان آسيب پذير مي باشند. لازم است كه تفاوتهاي بين خطر و فاجعه قرار دهيم، و درك كنيم كه تأثير فاجعه خطر بر فاجعه لزوما معياري از آسيب پذيري جامعه است. نمودار زير اين شتراك از نيروهاي مخالف را توضيح مي دهد. آسيب پذيري به عنوان پيشرفتي از سه مرحله زير مي باشد:

1- دلايل نهفته: مجموعه اي از فاكتورهاي ريشه اي در جامعه كه با هم آسيب پذيري را شكل مي دهند و آن را حفظ مي كنند.

2-فشارهاي فعال: روندي انتقالي كه تأثير دلايل منفي را به شرايط نا امن سوق مي دهد، اين مرحله ممكن است منجر به فقدان خدمات اساسي يا پخش و توزيع آن شود يا اينكه ممكن است از مجموعه اي از نيروهاي بزرگ باشد.

3- شرايط نا امن: شرايط آسيب پذيري جايي كه مردم و مالكيت آنها در معرض خطر فاجعه قرار دارند؟ محيط فيزيكي آسيب پذير يك فاكتور است، ديگر فاكتورها شامل اقتصاد ناپايدار و سطح درآمد پائين است. 

۴- فاكتورهاي محلي و معلولي بلايا

شدت هر كدام از بلايا، با مرگ، خسارت يا هزينه هايي كه براي كشورهاي در حال توسعه با افزايش جمعيت حاشيه اي افزايش پيدا مي كند. اين مطلب از طريق ميزان بالاي تولد، مشكلات اجاره زمين و فرصتهاي اقتصادي و فقدان يا اختصاص بر منابع براي نيازهاي اساسي بشر در جمعيتي گسترده، باشد.همانطور كه جمعيت افزايش پيدا مي كند، بهترين زمين هم در مناطق روستايي و هم در مناطق شهري بالا مي رود، و افرادي كه به دنبال زميني براي كشاورزي يا خانه سازي مي باشند مجبور مي شوند كه زمين نامناسبي را بپذيرند. اين روند قدرت بهره وري را كم مي كند و معيارهاي متري از ايمني فيزيكي و اقتصادي را به وجود مي آورد. متن زير هر كدام از اين موضوعات را مدنظر مي گيرد. مهم ترين فاكتور روي تأثير يك فاجعه فقر است. همه فاكتورهاي ديگر كاهش پيدا مي كنند اگر كه جمعيتي كه تحت تأثير قرار گرفته اند از طريق فقر نيز محدود نشده باشند. در حقيقت همه مطالعات فاجعه نشان مي دهند كه ثروتمندترين گروهها ضامن بقاي جمعيتي مي باشند كه تحت تأثير قرار نگرفته اند يا اينكه قادر مي باشند كه به زودي از اين وضعيت بهبودي پيدا كند. در طول طيف گسترده بلايا، فقر عموما مردم را براي تأثير خطرات آسيب پذير مي سازد. فقر توضيح مي دهد كه چرا مردم در مناطق شهري مجبورند در سوراخهايي زندگي كنند كه مستعد زمين لغزه باشد، يا اينكه چرا مردم نزديك آتشفشان ها يا رودخانه هايي مستقر شوند كه به طور اجتناب ناپذيري كناره هاي آنها را آب فرا گيرد. فقر توضيح مي دهد كه چرا خشكسالي كشاورزان روستايي فقير را به عنوان قربانيان در بر مي گيرد و به ندرت افراد ثروتمند را و چرا بيشتر قحطي ها به دليل نبود قدرت خريد غذا نمي باشند و بيشتر به دليل نبود غذا مي باشند. فقر، به ميزان چشمگيري توضيح مي دهد كه چرا بسياري از افراد مجبور به جابجايي از منازلشان به ديگر بخشهاي كشور يا حتي به حاشيه ها براي زندگي كردن مي باشند. چنين مهاجرتهايي كه منجر به بحران مي شود چالش هايي قابل ملاحظه را هم در شرايط كمك هاي فوري براي افراد آواره و هم در شرايط طولاني مدت پيشرفت مطرح مي سازد.

    ۵- موارد اضطراري واژه ديگري كه در ارتباط نزديك با فاجعه است و در اين قسمت استفاده مي شود موارد اضطراري مي باشد. فاجعه ممكن است به عنوان نوع خاصي (يا زير مجموعه اي) از موارد اضطراري است. فاجعه دوره زماني سخت و سطح اضطراري را بيان مي كند. در حاليكه فاجعه دوره خاصي دارد كه در آن زندگي و دارايي لازم بلافاصله در معرض خطر قرار مي گيرند، موقعيت اضطراري را بيان مي كند. در حاليكه فاجعه دوره خاصي دارد كه در آن زندگي و دارايي لازم بلافاصله در معرض خطر قرارمي گيرند، موقعيت اضطراري مي تواند دوره كلي تري را رد بر گيرد كه شامل موارد زير است: بدتر شدن واضح و آشكار در توانائي هاي سازگاري گروه يا جمعيت وجود دارد.توانايي هاي سازگاري فقط از طريق قوه ابتكار غيرمعمول گروه يا جمعيت يا از طريق مداخله هاي خارجي تداوم پيدا مي كنند.

چرخه مدیریت بحران:

اين مديريت پنج وضعیت  دارد كه برنامه ريزي براي زمانهاي ذيل مي نمايد:

·        قبل از وقوع بحران

·        حين وقوع بحران

·        بهبودی نسبی

·        عادی سازی

·        بعد از وقوع بحران(بازسازی)

قبل از وقوع بحران: عوامل مؤثر براي اينكه يك بحران خسارات مادي، انساني و توسعه نداشته باشد مي طلبد كه برنامه مدوني را براي شناخت كاملي از محيط داشته باشیم

1- جمعیت وجامعه شناسي محلی 

2- وضعيت جغرافيايي زمين

3-  آسيبهاي روي زمین

4- آسیبهای زیر زمین

5- تحليل جامع بر روي اين آسيبها

6-اولويت بندي آسيبها

7- بررسی توانائیها

8-اولویت بندی توانائیها

9- ارئه طرح هائی برای کاهش آسیب

10- تنظیم قوانین مورد نیاز جهت پیشگیری،آمادگی،آگاهی،هشدار،مقاوم سازی وکاهش خسارت

11- تدوین وظایف ادارات ونهادهای در گیر در چرخه بحران

12- تدوین ساختار فرماندهان دربحران ونحوه ارتباط آنها

13- جمع آوری کلیه اطلاعات مورد نیاز

14-   تدوین واجرای طرح منطقه بندی روستاهای بالای1500نفرجمعیت،شهرها،شهرستانها،استانهای پرخطر

15- واگذاری بخش عمده کار امداد ونجات درقالب تشکیلاتی مردمی به مردم

16-برنامه ریزی برای آمادگی،آگاهی،آموزش و سازماندهی مردم محلی برای کاهش خسارت

17- مانور وتمرین دستگاههای دولتی ومردمی

زمان وقوع در72ساعت اولیه  بحران:

1. جمع آوری اطلاعات خسارتها اعم از انسانی،حیوانی،ساختاری،زیربنایی واقتصادی

2.تحلیل وارزیابی اطلاعات

3. پاسخگوئی

4. امداد ونجات

5. رسیدگی به وضعیت مجروحین ومصدومین اورژانسی

6. جمع آوری کودکان فاقد سرپرست

7. تدفین قربانیان

8. باز کردن راههای اصلی

9. تامین امنیت

10. کنترل ترافیک جادههای اصلی داخل وخارج از شهر......... بهبودی

1. رسیدگی به وضعیت مجروحین

2. رسیدگی به وضعیت زنان وکودکان فاقد سرپرست

3. کمک به ایجاد سر پناه موقت

4.امداد بازماندگان ورفع مایحتاج عموم افراد بازمانده

5. کنترل موارد بهداشتی تا امراض مسری شیوع پیدا نکند

6. مداخلات روانی بازماندگان وتوجه به نیازهای آنها........

7. تامین حداقل سه ماه موارد بهداشتی و غذایی برای مردم

8. برنامه ریزی وپیگیری روشن نمودن وضعیت معلولین ومجروحین بیمارستانی

9. برنامه ریزی جهت روشن نمودن وضعیت زنهای ،کودکان فاقد سرپرست عادی سازی

عادی سازی موضوع جدیدی نیست،اما باید توجه داشت که اصل مهم برگشت به وضعیت قبل از بحران خانواده های آسیب دیده میباشد(زندگی ادامه دارد).

1.  باز گشائی مدارس

2. بازگشائی مغازه ها

3.  توجه به خانواده هامرد ان وزنان برای کسب درآمد

4.  ایجاد مراکز خود اشتغالی زو د بازده باتوجه به موقعیت محلی

5.  آموزش به مردم برای تولید صنایع دستی محلی وکمک به فروش آنها

6. ایجاد صندوقهای اعطای وام برای کارهای مرسوم محلی

7. فعال شد ن ادارات ودستگاه ها

8. ایجاد فضاهای تفریحی برای مردم وکودکان

9. باز سازی

1.جمع آوری آوارهای

2. باز کردن راهها

3.اصلاح پلها

4. برنامه ریزی وپیگیری ساخت منازل تخریب شده

5. برنامه ریزی وپیگیری منازل قابل مقاوم سازی

6. برنامه ریزی وپیگیری ساخت یامقاوم سازی مراکز تجاری وصنعتی

7. برنامه ریزی جهت ساخت منازل برای زنهای فاقد سرپرست

8. بازسازی تاسیسات زیر بنایی(آب،برق،گاز،مخابرات،مدارس،دانشگاه هاو ادارات)

9. بازسازی مراکز اقتصادی،تجاری،صنعتی

10. بازسازی راهها و جاده ها

منابع:

1.    طرح جامع امدا ونجات کشور

2.    مرکز آموزش آسیای جنوب شرق (ADPC)

3.    تجربیات بم نویسنده

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
جامعه آماده کلیات مفاهیم بحران 2

چرخه مدیریت بحران:

اين مديريت پنج وضعیت  دارد كه برنامه ريزي براي زمانهاي ذيل مي نمايد:

·        قبل از وقوع بحران

·        حين وقوع بحران

·        بهبودی نسبی

·        عادی سازی

·        بعد از وقوع بحران(بازسازی)

قبل از وقوع بحران: عوامل مؤثر براي اينكه يك بحران خسارات مادي، انساني و توسعه نداشته باشد مي طلبد كه برنامه مدوني را براي شناخت كاملي از محيط داشته باشیم

1-    جمعیت وجامعه شناسي محلی 

2- وضعيت جغرافيايي زمين

3-  آسيبهاي روي زمین

4- آسیبهای زیر زمین

5- تحليل جامع بر روي اين آسيبها

6-اولويت بندي آسيبها

7- بررسی توانائیها

8-اولویت بندی توانائیها

9- ارئه طرح هائی برای کاهش آسیب

10-   تنظیم قوانین مورد نیاز جهت پیشگیری،آمادگی،آگاهی،هشدار،مقاوم سازی وکاهش خسارت

11- تدوین وظایف ادارات ونهادهای در گیر در چرخه بحران

12- تدوین ساختار فرماندهان دربحران ونحوه ارتباط آنها

13- جمع آوری کلیه اطلاعات مورد نیاز

14-   تدوین واجرای طرح منطقه بندی روستاهای بالای1500نفرجمعیت،شهرها،شهرستانها،استانهای پرخطر

15- واگذاری بخش عمده کار امداد ونجات درقالب تشکیلاتی مردمی به مردم

16-برنامه ریزی برای آمادگی،آگاهی،آموزش و سازماندهی مردم محلی برای کاهش خسارت

17- مانور وتمرین دستگاههای دولتی ومردمی

زمان وقوع در72ساعت اولیه  بحران:

1. جمع آوری اطلاعات خسارتها اعم از انسانی،حیوانی،ساختاری،زیربنایی واقتصادی

2.تحلیل وارزیابی اطلاعات

3. پاسخگوئی

4. امداد ونجات

5. رسیدگی به وضعیت مجروحین ومصدومین اورژانسی

6. جمع آوری کودکان فاقد سرپرست

7. تدفین قربانیان

8. باز کردن راههای اصلی

9. تامین امنیت

10. کنترل ترافیک جادههای اصلی داخل وخارج از شهر......... بهبودی

1. رسیدگی به وضعیت مجروحین

2. رسیدگی به وضعیت زنان وکودکان فاقد سرپرست

3. کمک به ایجاد سر پناه موقت

4.امداد بازماندگان ورفع مایحتاج عموم افراد بازمانده

5. کنترل موارد بهداشتی تا امراض مسری شیوع پیدا نکند

6. مداخلات روانی بازماندگان وتوجه به نیازهای آنها........

7. تامین حداقل سه ماه موارد بهداشتی و غذایی برای مردم

8. برنامه ریزی وپیگیری روشن نمودن وضعیت معلولین ومجروحین بیمارستانی

9. برنامه ریزی جهت روشن نمودن وضعیت زنهای ،کودکان فاقد سرپرست عادی سازی

عادی سازی موضوع جدیدی نیست،اما باید توجه داشت که اصل مهم برگشت به وضعیت قبل از بحران خانواده های آسیب دیده میباشد(زندگی ادامه دارد).

1.  باز گشائی مدارس

2. بازگشائی مغازه ها

3.  توجه به خانواده هامرد ان وزنان برای کسب درآمد

4.  ایجاد مراکز خود اشتغالی زو د بازده باتوجه به موقعیت محلی

5.  آموزش به مردم برای تولید صنایع دستی محلی وکمک به فروش آنها

6. ایجاد صندوقهای اعطای وام برای کارهای مرسوم محلی

7. فعال شد ن ادارات ودستگاه ها

8. ایجاد فضاهای تفریحی برای مردم وکودکان

9. باز سازی

1.جمع آوری آوارهای

2. باز کردن راهها

3.اصلاح پلها

4. برنامه ریزی وپیگیری ساخت منازل تخریب شده

5. برنامه ریزی وپیگیری منازل قابل مقاوم سازی

6. برنامه ریزی وپیگیری ساخت یامقاوم سازی مراکز تجاری وصنعتی

7. برنامه ریزی جهت ساخت منازل برای زنهای فاقد سرپرست

8. بازسازی تاسیسات زیر بنایی(آب،برق،گاز،مخابرات،مدارس،دانشگاه هاو ادارات)

9. بازسازی مراکز اقتصادی،تجاری،صنعتی

10. بازسازی راهها و جاده ها

 

منابع:

1.    طرح جامع امدا ونجات کشور

2.    مرکز آموزش آسیای جنوب شرق (ADPC)

3.    تجربیات بم نویسنده

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar