| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
مديريت بحران
هـوالعليم
همانطور كه روز خوب، خواب خوشي در پي دارد، زندگي هم اگر خوب سپري شود، پايان خوشي در پي خواهد داشت.
((«لئوناردو داوينچي»))
در جوامع مترقّي و امروزي نيروي كار روز به روز به سوي مديريت شخصي پيش ميرود. آنان بايد اصول و روش بهسازي، بند، بسط و گسترش همه جانبه را بياموزند. در شرايط كنوني جهان و جامعه انساني ما، همه بايد بياموزند كه خود را اداره و مدير خود باشند. در وضعيت عادي همه چيز بصورت مطلوب پيش ميرود و نتيجه مثبت ارزيابي ميگردد ولي چنانچه اوضاع غير عادي و به عبارت ديگر بحراني شود، نوع ديگري از مديريت لازم است «مديريت بحران». به عبارتي ديگر بسياري از مديران خرد و كلان در شرايط عادي عملكرد و مديريتي مطلوب را عرضه مينمايند ولي در شرايط بحراني به دليل عدم درك صحيح و تفهيم موضوع فرايند مديريتي ايشان درست نمي باشد. آنان بايد سه اصل ايثار، صبر و صداقت را در هنگام بحران و به همراه ديگر تخصصها و عوامل تحت فرمان رعايت نمايند. ايثار يعني اول ديگري و سپس من به تعبيري واضحتر، اول ديگران بهرهمند شوند و آنگاه من. صبر به منزلة ايستايي در مقابل مشكلات، حوصله مندي فراوان و صداقت سمبل صراحت در گفتار، عمل و رفتار. اين نكته كتمان ناپذير است كه همواره از بدو آفرينش و خلقت بحران در كمين بشر و جوامع بشري مي باشد.
توسعه و تكنولوژي همزاد بحران ميباشد. آنچه در ذيل بصورت اجمال از نظرتان ميگذرد، سعي بر معرفي، اقدامات و توصيهها، قبل، حين و بعد از بحران را دارد. اميد آنكه مطالب مطروحه مورد استفاده مطلوب تمامي عوامل اجرايي و كارگزاران رشته كوهنوردي قرار گيرد.
تعاريف كلي
مدير: اداره كننده، گرداننده، كسي كه كاري را اداره كند.
مديريت: مدير بودن و مديري.
انواع مديريت
فني، نيرو (انرژي) اداري و تشكيلات (رسمي)، مردمي (هيئتي)، زمان، قوم، خانواده، نشاط و شادي، بودجه، حقوقي و …
بحران: آشفتگي، تغيير حالت ناگهاني، عدم تعادل، به هم ريختگي ارگانيسم، فرصتهاي خطرناك، شرايط سخت، تهديد، نامساعد، موقعيتي كه تهديد غير منتظره متوجه ارزشهاي حياتي شده و زمان براي تصميمگيري محدود است.
انواع بحران
طبيعي و غير طبيعي(مصنوعي)
الف) بحران طبيعي:
خارج از خواست، ميل، اراده، عزم، نيت، فكر، انديشه و عملكرد بشر ايجاد و حادث ميگردد.
مانند: سيل، زلزله، آتشفشان، بهمن، صاعقه، امراض ناشناخته و …
ب) بحران غير طبيعي(مصنوعي):
برخي از بحرانها با خواست، ميل، اراده، عزم، نيت، فكر، انديشه و عملكرد بشر ايجاد و صورت ميگيرد.
مانند: جنگ، كودتا، آتشسوزي، تصادف، مشكلات خانوادگي، دعوا و …
وظايف اصلي مديريت بحران
الف) شناخت بحران و مسئله، ارزيابي اطلاعات، بررسي اخبار مربوطه، توجه به امكانات و توامنديهاي موجود، پيشدستي در مقابل شايعات، ارزيابي راه حلهاي موجود و نهايتاً انتخاب بهترين راه.
اخذ مشاورة مطلوب، بهرهمندي از متخصصين ويژه در كادر مديريت شناخت زمان و مكان و آشنايي كامل با اركان اجرايي تحت مديريت از وظايف اصلي مديريت بحران مي باشد.
ب) شناخت لايههاي مختلف بحران و به عبارتي ديگر پس بحرانها :
لايه اول: انسان
شناخت تجربيات، آموختهها، ميزان نگراني، اضطراب، خونسردي و توانمنديها.
لايه دوم: فرهنگ جامعه
شناخت فرهنگ بحران ستيزي، باورهاي ايجاد تغيير عليه بحران و شناخت سنتها، اقليم، آداب و رسوم.
لايه سوم: ساختار ارتباطي در بحران
شناخت ارتباط واحدها با هم، ميزان پيچيدگي، تمركز و سلسله مراتب، سرعت عمل در تصميمگيري، هماهنگي و مبادله اطلاعات، چه در تشكيلات رسمي و چه نهادها و اجتماعات مردمي.
لايه چهارم: استراتژي
تبيين خط مشيها، روشها و شيوههاي مقابله با بحران.
عملكرد و فعاليت كوتاه مدت:
(تصميم درست و قاطع در زمان بسيار كم)
1- تشكيل ستاد بحران با حضور تمامي نيروهاي مطلع و مسئول.
2- تقسيمبندي وظايف.
3- حضور يا ارتباط دائم.
4- استفاده و بهرهمندي از نيروهاي مسئول.
5- انجام خدمات امداد و نجات.
6- تشكيل هستههاي عمليات.
7- آگاهي دادن به بحران زدهگان.
8- گزارش اقدامات به مديران عالي.
عملكرد فعاليت بلند مدت
شناخت چيستي، چرايي، چگونگي، كيستي و منبع بحران (شناسايي كامل بحران).
زمان
تعيين زمان لازم براي كنترل بحران و انجام هر تصميم در فرآيند بحران، شناسايي عناصر بحران، جمعآوري اطلاعات جامع و تصميمگيري مناسب در كوتاهترين زمان موجود از عوامل تاثير گذار بر كنترل بحران ميباشد.
طبقهبندي بحرانها
ورزشي، فرهنگي، اجتماعي، قومي و …
طبقهبندي بحرانها از حيثّ تهديد و زمان تصميمگيري.
در زمان وقوع بسياري از بحرانها زمان تصميمگيري كم و تهديد بسيار جدي است، مانند زلزله، سيل، بهمن، سانحه در كوهستان، تصادف و… لذا با شناخت بحران، آرايش مديريتي و عملياتي سرعت بيشتري ميگيرد.
مديران تصميمساز خوب
مقتضي است مديريت بحران، اطلاعات مناسب را از بحران داشته و نيز كيفيت وقوع بحران را بدانند، ارزشهاي مورد تهديد را بشناسد، ساختار بحران را شناخته و عوامل فرآينده آن را نيز بدانند، بر كاهندهها و قدرت كنترل سازمانهاي عمل كننده اشراف داشته باشند، آگاهي از نيازها و منابع در دسترس را دارا باشد.
عوامل مخل در تصميمگيريهاي موثر و مناسب براي مديريت بحران:
1- غافلگيري نيروها (در نتيجه عدم آمادگي).
2- تعداد مراكز تصميمگيري.
3- توسعه و گسترش بحران.
4- زمان كم و استرس زياد.
5- عدم مقابله لازم با شايعات.
اين نكته حائز اهمّيت است، كه چرا بايد تصميمگيري در شرايط بحراني سريع و موثر اتخاذ گردد. زيرا گذر زمان به ضرر ما عمل مي كند، به سرعت فرصتها از ما گرفته ميشود، احتمال گسترش و توسعه بحران ميرود و از عامل تهديدات نيز نبايد غافل بود.
ويژگيهاي يك تصميم خوب
1- صريح، روشن قابل فهم.
2- كليه تصميمات در يك سيستم مديريت واحد اتخاذ شود.
3- در ابلاغ تصميم و مصوبات سلسله مراتب رعايت شود.
4-تفويض اختيارات لازم صورت گيرد.
5- در يك زمان واحد براي يك موضوع تصميمگيري شود.
ريسك و تحليل در مديريت بحران
واژهشناسي ريسك:
خطر، احتمال خطر و ضرر، اقدام به كاري كه نتيجة آن معلوم نباشد واحتمال خطر در آن باشد، خطرپذيري و كار عملي كه همه كس جرأت انجام آنرا ندارد.ضريب نتايج حاصله از ريسك متغير است.
در شرايط بحراني مدير هميشه به پذيرش ميزان قابل ملاحظهاي ريسك مجبور است در بسياري از موارد ريسك واقعيتي انكارناپذير است. ريسك هم شرايط و مقدمات خاص خود را ميطلبد. قدرت عملكرد، تخصص، امكانات ، ميزان حمايت از مدير و مقتضيات فرهنگ، تمدن و سنت در جامعه، جهت انجام ريسك بسيار مهم است.
همواره در هنگام وقوع بحران دو جنبه از بحران بايد مورد كنترل قرار گيرد:
الف) كنترل و تنظيم بحران. ب) حل و فصل رضايت بخش آن .
چند توصيه بسيار مهم
1-در شرايط عادي، آموزش مديريت بحران الزامي است.
2-همواره بدنبال كشف مواردي باشيد كه سبب تشديد بحران ميشود.
3-امكان پيشرفت بحران و راه حلها را بررسي نمايد.
4-ارتباط بين اعضاي ستاد بحران را بهبود ببخشيد.
5- براي حالتهاي مختلف بحران سوالات متعددي را طرح كنيد.
6-بهترين راه برخورد با بحران زدهگان (مردم) را به اعضاي ستاد توضيح دهيد.
7- حدود اختيارات را مشخص نمايد.
8- مديريت عالي و مركزي بحران در جريان برنامهريزي كامل قرار گيرد.
9- اعضاي ستاد را در جريان طرحها و برنامهها قرار دهيد.
10-جدول زمانبندي به همراه چك ليست اتفاقات احتمالي را تهيه كنيد.
11- خود و اعضا ستاد را براي بدترين موقعيت آماده نمائيد.
12- غلبه بر فشارهاي رواني در دستور كار خود و ستاد قرار دهيد.
13- برخورد منطقي و به موقع با شايعات احتمالي. (كنترل شايعات).
14- بهترين تصميم در كوتاهترين زمان.
15- بهرهمندي از عوامل اجرايي متخصص و مرتبط با بحران.
چنانچه هر بحراني كوچك خوب كنترل و اتمام نپذيرد، تبديل به بحراني بزرگ ميشود.در مطالب و موارد مطروحه نكاتي بصورت كليات در مبحث مديريت بحران به نظر مبارك شما رسيد. نگارنده معتقد است كوهنورد و يا به تعبيري ديگر ورزش كوهنوردي نيز همواره مورد تهديد بحران قرار دارد. چرا كه تهديد و خطرپذيي در آن بسيار است. لذا بايسته و شايسته است از كوهپيمايي تا عاليترين سطوح عملي كوهنوردي، از كارگزاران پايه تا بالاترين سطح اجرايي و عملياتي در صف و ستاد همگي از بحران و مديريت بحران، چگونگي برخورد، كنترل و انواع وابسته به كوهنوردي مطلع باشند. جملگي ، تصميمگيري در شرايط سخت را آموزش ببينيم. اميدآنكه در فرصتهاي بعدي با ذكر مصداقها، روشنگري بيشتري به مطالب و مفاهيم تئوريك بخشيده شود. (انشاا… ) نكته آخر اينكه، بحرانهاي مختلف، مديريت خاص خود را ميطلبد و بحران شناسي از اركان پايه در مديريت بحران به شمار ميرود. به عبارتي ديگر درنگ و تفكر روي مثلث طلايي، پيشگيري، شناخت و اقدام، با رعايت اصول برشمرده اجرايي ميگردد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش روشها و تجهيزات در كمكهاي اوليه 3
پانسمان
هميشه بايد زخم را با پانسمان بپوشانيد. چون اين كار از عفونت پيشگيري ميكند. در موارد خونريزي شديد، پانسمان با فشار آوردن بر روي زخم، به لخته شدن خون كمك ميكند. در صورت امكان، از يك پانسمان استريل بستهبندي شده ، استفاده كنيد. در صورتي كه به پانسمان استريل دسترسي نداريد، ميتوانيد با هر پارچه تميز و بدون كُرك، يك پانسمان موقتي بسازيد. خراشها و بريدگيهاي كوچك را ميتوان با پانسمانهاي چسبدار پوشاند.
مباحث زير را هم ببينيد:
خراشها و بريدگيها ، وسايل كمكهاي اوليه ، خونريزي شديد.
اصول استفاده از پانسمانها
هنگام استفاده از پانسمان، بايد چند اصل را رعايت كنيد. اين اصول به شما امكان ميدهند كه پانسمانها را بهطرز صحيح به كار ببريد؛ همچنين مصدوم و شما را در برابر عفونت محافظت ميكنند (مبحث « روشهايي براي پيشگيري از عفونت متقاطع » را ببينيد).
قبل از دست زدن به هر نوع پانسمان (غير از چسب زخم)، در صورت امكان، هميشه دستكشهاي يكبار مصرف بپوشيد.
هميشه از پانسماني استفاده كنيد كه براي پوشاندن زخم به قدر كافي بزرگ است و ميتواند بيشتر از لبههاي زخم را هم پوشش دهد.
لبههاي پانسمان را بگيريد و انگشتان خود را كاملاً از محلي كه در تماس با زخم خواهد بود، دور نگه داريد. مطمئن شويد كه پانسمان براي پوشاندن زخم به اندازه كافي بزرگ است.
پانسمان را مستقيماً بر روي زخم قرار بدهيد؛ هرگز آن را از كنار به روي زخم نكشيد.
پانسماني را كه از محل خارج شده است برداريد و در جاي خودش قرار دهيد.
اگر تنها يك پانسمان استريل در اختيار داريد، اين پانسمان را براي پوشاندن زخم به كار ببريد و ساير پارچههاي تميز را روي آن قرار دهيد.
اگر خون به داخل پانسمان نشت كرده، پانسمان را برنداريد؛ در عوض، يك پانسمان ديگر روي آن بگذاريد. اگر خون به داخل پانسمان دوم هم نشت كرد، هر دو پانسمان را كاملاً برداريد و با گذاشتن يك پانسمان تازه به جاي آنها، محل خونريزي را تحت فشار قرار دهيد.
پس از مداواي زخم، دستكشها، پانسمانهاي مصرف شده و وسايل آلوده را در داخل يك كيسه پلاستيكي مناسب بريزيد. هميشه تا زماني كه كارتان با مواد آلوده تمام نشده است، دستكشهاي يكبار مصرف را خارج نكنيد.
پانسمانهاي استريل
اين نوع پانسمان، از يك لايه پانسمان متصل به يك باند رولي تشكيل شده است. اين لايه پانسمان از يك قطعه گاز كه زير آن يك لايه پنبه قرار گرفته، تشكيل شده است. پانسمانهاي استريل به صورت تكي و در اندازههاي مختلف فروخته ميشود و براي پيشگيري از آلودگي، در پوششهاي محافظ پيچيده شده است اگر چسب روي پوشش اين پانسمانها باز شده باشد، پانسمان ديگر استريل نيست.
احتياط!
پانسماني را كه از محل خارج شده برداريد و يك پانسمان جديد به جاي آن قرار بدهيد.
اگر خونريزي به داخل پانسمان نفوذ كرد، يك پانسمان ديگر روي اولي قرار بدهيد. اگر خون به درون پانسمان دوم هم نشت كرد، هر دو پانسمان را برداريد و يك پانسمان تازه به جاي آنها بگذاريد.
مراقب باشيد كه خونرساني پايينتر از محل پانسمان را مختل نكنيد.
1) چسب روي پوشش را باز كرده، پوشش را كنار بزنيد. باند را از حالت پيچيده باز كنيد و مراقب باشيد كه رول رها نشود و به لايه پانسمان دست نزنيد.
2) با گرفتن دو طرف باند، لايه پانسماني را باز كنيد و آن را مستقيماً روي زخم قرار دهيد.
3) انتهاي كوتاه (دم) باند را يك بار به دور اندام و پانسمان بچرخانيد تا آن را محكم كنيد.
4) انتهاي ديگر (سر) باند را به دور اندام بچرخانيد تا تمام لايه پانسمان را بپوشانيد. دم باند را به حال آويزان قرار دهيد.
5) براي مستحكم كردن باند، دو انتهاي آن را گره بزنيد. گره را مستقيماً روي لايه پانسمان ايجاد كنيد تا فشار پايداري روي زخم اعمال شود.
6) پس از محكم كردن باند، گردش خون را در قسمتهاي پايين كنترل كنيد. اگر باند را خيلي سفت بستهايد، آن را شل كنيد.
پانسمانهاي غيراستريل
در صورتي كه به پانسمان استريل دسترسي نداريد، ميتوانيد از وسايلي مثل پوشش گازدار يا هر نوع پارچه تميز بدون كُرك استفاده كنيد. براي جذب خون و ساير مايعات روي آن پنبه بگذاريد. در هنگام استفاده از پانسمان غيراستريل دقت كنيد كه وسيلهاي را كه به كار ميبريد، تميز باشد. در صورت امكان، دستكش يكبار مصرف بپوشيد و انگشتان خود را از قسمتي از سطح پانسمان كه در تماس با زخم خواهد بود، دور نگه داريد. به منظور فشار آوردن روي زخم، پانسمان را با نوارچسب يا باند محكم كنيد.
احتياط!
هرگز چسب نواري را دورتادور اندام يا انگشت نبنديد چون اين كار، گردش خون را مختل ميكند.
قبل از استفاده از چسب نواري، كنترل كنيد كه مصدوم نسبت به چسب آلرژي نداشته باشد؛ اگر آلرژي وجود دارد، از باند استفاده كنيد.
اين مبحث را هم ببنديد:
باندهاي رولي .
پانسمانهاي داراي گاز
1) كنارههاي پوشش گازدار را گرفته، آن را مستقيماً روي زخم قرار دهيد.
2) با يك لايه پنبه، روي پانسمان گازدار را بپوشانيد.
3) گاز و پوشش روي آن را با نوار چسب يا باند رولي محكم كنيد.
پانسمانهاي موقتي
1) لبههاي پارچه را بگيريد. پارچه را باز كرده، مجدداً تا كنيد تا سطح داخلي آن رو به بيرون قرار بگيرد.
2) پوشش پارچهاي را مستقيماً روي زخم قرار بدهيد. در صورت لزوم، مقدار بيشتري پارچه روي اين پوشش قرار بدهيد.
3) اين پوشش را به كمك يك باند يا يك نوار پارچهاي تميز (مثل روسري يا شال) محكم كنيد.
پانسمانهاي چسبدار
چسب زخم براي پانسمان كردن خراشها و بريدگيهاي كوچك مفيد است. اين چسبها از يك لايه گازدار يا سلولزي به همراه يك نوار چسبدار تشكيل شدهاند كه اغلب در بستههاي مجزاي استريل قرار داده ميشوند. چسبهاي زخم در اندازههاي مختلف و به اشكال گوناگون براي استفاده در نوك انگشتان، پاشنه و آرنج تهيه ميشوند؛ بعضي از انواع آنها ضدآب هستند. قبل از استفاده از چسب زخم، دقت كنيد كه مصدوم نسبت به پانسمانهاي چسبدار آلرژي نداشته باشد. افرادي كه با غذا سرو كار دارند، بايد زخمهاي روي دست خود را با چسب زخمهاي ضدآب، مشخص و آبيرنگ بپوشانند.
هشدار!
هميشه از مصدوم سؤال كنيد كه آيا نسبت به پانسمانهاي چسبدار آلرژي دارد يا خير.
1) پوست اطراف زخم را تميز و خشك كنيد. چسب زخم را باز كرده، نوارهاي محافظ دو طرف آن را بگيريد بهطوري كه لايه پوششي آن رو به پايين باشد.
2) نوارهاي محافظ را آنقدر بكشيد كه لايه پوششي مشخص شود ولي نوارها را كاملاً برنداريد. بدون دست زدن به سطح لايه پوششي، آن را روي زخم بگذاريد.
3) با دقت نوارهاي محافظ را بكشيد و سپس لبههاي چسب زخم را به پايين فشار دهيد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش روشها و تجهيزات در كمكهاي اوليه 2
وسايل كمكهاي اوليه
تمام محلهاي كار، مراكز تفريحي، خانهها و اتومبيلها بايد به بستههاي كمكهاي اوليه مجهز باشند. بستههاي موجود در محلهاي كار و مراكز تفريحي بايد با شرايط قانوني تطابق داشته باشند؛ همچنين اين بستهها بايد به خوبي قابل شناسايي و به راحتي در دسترس باشند. در مورد ماشين يا خانه، يا ميتوانيد يك بسته كمكهاي اوليه خريداري كنيد و يا خود اقدام به جمعآوري وسايل كمكهاي اوليه و نگهداري آنها در يك محفظه تميز و ضدآب بكنيد. تمام بستههاي كمكهاي اوليه را بايد در جاي خشك نگهداري كرد و بهطور مرتب، آنها را بازرسي و تكميل كرد تا وسايل آنها هميشه براي استفاده آماده باشند.
وسايلي را كه در اين صفحات ميبينيد اجزاي اساسي يك بسته كمكهاي اوليه را براي استفاده در خانه تشكيل ميدهند. ممكن است تمايل داشته باشيد كه موارد ديگري مثل آسپيرين يا استامينوفن را هم به اين مجموعه اضافه كنيد.
انواع پانسمان
پانسمان چسبدار يا چسب زخم
اين وسايل كه براي پوشاندن خراشها و بريدگيهاي كوچك به كار ميروند، از پارچه يا پلاستيك ضدآب ساخته ميشوند. در مورد زخمهاي دست، انواع ضدآب از بقيه مناسبتر هستند و براي افرادي كه نسبت به چسب موجود در انواع معمولي آلرژي دارند، چسب زخم كمآلرژي ساخته شده است. افرادي كه با غذا سر و كار دارند، بايد از چسب زخمهاي آبي استفاده كنند.
پانسمان استريل
اين وسايل از يك لايه پانسمان متصل به يك باند رولي تشكيل و كاملاً در يك پوشش محافظ پيچيده شدهاند. كاربرد آنها آسان است لذا براي مصرف در موارد اورژانس ايدهآل هستند. اين پانسمانها در اندازههاي مختلف در دسترس هستند.
پوشش چشمي استريل
پوششهاي چشمي در واقع پانسمانهايي هستند كه براي محافظت از چشم آسيب ديده به كار ميروند. به بعضي از پوششهاي چشمي باندهايي متصل است كه استحكام اين پوششها را روي سر مصدوم افزايش ميدهند.
انواع باندها
باندهاي رولي
اين وسايل براي نگه داشتن مفاصل آسيب ديده، محدود كردن حركات، مستحكم كردن پانسمانها در محل و حفظ فشار بر روي آنها و محدود كردن تورم به كار ميروند.
باندهاي مثلثي
اين وسايل را كه از پارچه كلفت تهيه ميشوند، ميتوان بهعنوان باند يا آويز مورد استفاده قرار داد. اگر اين وسايل، استريل و داراي پوشش مجزا باشند، ميتوان آنها را براي پانسمان كردن زخمها و سوختگيهاي بزرگ به كار برد.
باندهاي لولهاي
اين باندها در واقع لولههاي بدون درزي از گاز يا مواد كشي مستحكم هستند. اين باندها در آسيبهاي مفاصل يا انگشتان (پا يا دست) كاربرد دارند. انواع گازدار را با يك ابزار مخصوص به كار ميبرند.
ساير وسايل مفيد
وسايل اصلي براي كمكهاي اوليه خانگي
جعبه ضدآبي كه به راحتي قابل شناسايي باشد
20 عدد پانسمان چسبدار (چسب زخم) در اندازههاي مختلف
6 عدد پانسمان استريل با اندازه متوسط
2 عدد پانسمان استريل با اندازه بزرگ
2 عدد پانسمان استريل با اندازه خيلي بزرگ
2 عدد پوشش چشمي استريل
2 عدد باند مثلثي
6 عدد سنجاق قفلي
دستكش يكبار مصرف
ساير وسايل مفيد
2 عدد باند رولي كرپ
قيچي
انبرك
پنبه
دستمالهاي پاككننده زخم بدون الكل
نوار چسب
محافظ صورت پلاستيكي يا ماسك صورت جيبي
دفترچه، مداد و كارت
پتو، كيسه نجات، چراغ قوه و سوت
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش روشها و تجهيزات در كمكهاي اوليه 1
علايم حياتي
ممكن است هنگام درمان، مصدوم، نياز به ارزيابي و كنترل سطح پاسخدهي، نبض و تنفس داشته باشد. همچنين ممكن است لازم باشد دماي بدن مصدوم را هم كنترل كنيد.
علايم حياتي ميتوانند در شناسايي مشكلات خاص و تعيين هرگونه تغيير در وضعيت مصدوم به شما كمك كنند. كنترل علايم حياتي را بهطور مرتب ادامه بدهيد و يافتههاي خود را در نمودار ثبت مشاهدات، ثبت كنيد و آن را به امدادگران گروه پزشكي كه مراقبت از بيمار را بر عهده خواهند گرفت، تحويل دهيد .
بررسي سطح پاسخدهي
براي ارزيابي وضعيت هوشياري، لازم است سطح پاسخدهي مصدوم را كنترل كنيد. هر آسيب يا بيماري كه مغز را درگير كند، ميتواند وضعيت هوشياري را تغيير دهد؛ هرگونه بدتر شدن اوضاع، ميتواند خطرناك باشد.
سطح پاسخدهي مصدوم را طي مراحل زير ارزيابي كنيد:
«1»: آيا مصدوم «هوشيار» است؟ آيا چشمهايش را باز ميكند و به سؤالات جواب ميدهد؟
«2»: آيا مصدوم به «صدا» پاسخ ميدهد؟ آيا به سؤالات ساده پاسخ ميدهد يا از دستورات پيروي ميكند؟
«3»: آيا مصدوم به «درد» واكنش نشان ميدهد؟ آيا در برابر درد نيشگون، چشمانش را باز ميكند يا حركت ميكند؟
«4»: آيا مصدوم نسبت به تمام تحريكات، «ناپاسخگو» است؟ با استفاده از اين مراحل، ميتوانيد هرگونه تغيير وضعيت مصدوم را كنترل كنيد.
كنترل نبض
با هرضربان قلب، خون به داخل شريانها پمپ ميشود و موجي از فشار توليد ميشود (مبحث « قلب و رگهاي خوني » را ببينيد). در محلهايي كه شريانهادرست زيرسطح پوست قرارميگيرند (مثلاً در داخل مچ دست يا در گردن)، ميتوان موج فشار را به صورت نبض لمس كرد. در بزرگسالان، تعداد نبض بهطور طبيعي 80-60 ضربان در دقيقه است. تعداد نبض در كودكان تندتر است و در بزرگسالاني كه از آمادگي جسمي بالايي برخوردارند، ميتواند آهستهتر باشد. نبضي كه بهطور غيرطبيعي تند يا كند شده است، ميتواند نشانهاي از يك بيماري خاص باشد.
نبض بازويي دو انگشت خود را در سمت داخل بازوي شيرخوار قرار دهيد.
محلهاي گرفتن نبض عبارتند از: گردن (نبض كاروتيد) و مچ دست (نبض راديال). در شيرخوران، يافتن نبض در بازو (نبض بازويي) آسانتر است.
نبض راديال سه انگشتتان از درست پايينتر از چين مچي كه در قاعده شست قرار دارد، بگذاريد.
براي گرفتن نبض، به جاي انگشت شست (كه خودش نبض دارد) از ساير انگشتان خود استفاده كنيد و موضع را به آرامي فشار دهيد تا بتوانيد نبض را لمس كنيد. موارد زير را ثبت كنيد:
- سرعت (تعداد ضربان در دقيقه)
- قدرت (ضعيف يا قوي)
- ريتم (منظم يا نامنظم)
نبض كاروتيد دو انگشت خود را در يك طرف گردن قرار دهيد.
كنترل تنفس
وقتي به ارزيابي تنفس مصدوم ميپردازيد، سرعت تنفس را كنترل كنيد و مشكلات تنفسي يا صداهاي غيرطبيعي را سمع كنيد. سرعت تنفس طبيعي در بزرگسالان، 16-12 بار در دقيقه است؛ در شيرخواران و كودكان كم سن و سال، اين سرعت به 30-20 بار در دقيقه ميرسد. براي كنترل تنفس، به سمع آن بپردازيد و حركات قفسهسينه مصدوم را تحتنظر بگيريد. در مورد شيرخواران و كودكان خردسال، احتمالاً گذاشتن دست بر روي قفسهسينه و حس كردن تنفس، كار سادهتري است. اطلاعات زير را ثبت كنيد:
- سرعت (تعداد تنفس در دقيقه)
- عمق (نفسهاي عميق يا كمعمق)
- سهولت (راحت، سخت يا دردناك)
- صدا (نفسهاي بيصدا يا صددار و نوع صدا)
شمارش سرعت تنفس حركات قفسه سينه را تحت نظر گرفته، تعداد تنفس را در دقيقه بشماريد. روش سادهتر در مورد شيرخواران يا كودكان كم سن و سال، آن است كه دست خود را روي قفسه سينه قرار دهيد.
كنترل درجه حرارت
بهمنظور ارزيابي درجه حرارت بدن، پوست بدون پوشش را لمس كرده، براي بهدست آوردن درجه حرارت صحيح، از يك دماسنج استفاده كنيد. درجه حرارت طبيعي بدن 37 درجه سانتيگراد است. درجه حرارت بالا (تب) معمولاً در اثر عفونت ايجاد ميشود. درجه حرارت پايين ميتواند از مواجهه با سرما يا محيط مرطوب ناشي شود. انواع مختلفي از دماسنجها وجود دارند كه از آن جمله ميتوان به دماسنجهاي شيشهاي جيوهاي معمول و دماسنجهاي ديجيتال اشاره نمود. مطمئن شويد. كه نحوه استفاده از دماسنجي را كه در اختيار داريد، ميدانيد.
دماسنج ديجيتال
اين دماسنج را ميتوان بهصورت زيرزباني يا زيربغلي براي اندازهگيري دما به كار برد. اين دماسنج را تا زمان ايجاد صداي بوق (تقريباً 30 ثانيه) در محل قرار دهيد و سپس دما را از روي صفحه نمايش بخوانيد.
دماسنج جيوهاي
قبل از استفاده از اين دماسنج، بايد مطمئن شويد كه سطح جيوه پايينتر از 37 درجه سانتيگراد است. قبل از خواباندن درجه، دماسنج را به مدت 3-2 دقيقه در محل (زير زبان يا زير بغل) قرار دهيد.
دماسنج نواري پيشاني
اين نوارهاي كوچك حساس حرارت، براي اندازهگيري درجه حرارت كودكان كمسن و سال مفيد هستند. نوار را به مدت تقريباً 30 ثانيه روي پيشاني كودك قرار دهيد. درجه حرارت از روي تغيير رنگ نوار مشخص ميگردد.
دماسنج گوشي
نوك اين دماسنج در داخل گوشي قرار داده ميشود و درجه حرارت را در عرض يك ثانيه تعيين ميكند. كاربرد اين حسگر ساده است و براي استفاده در مورد كودكان بدحال مفيد است. اين وسيله را ميتوان در هنگامي كه كودك خوابيده است، به كار برد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 10
درمان و مراقبتهاي بعدي
هر وضعيتي را كه پيدا كرديد، بر طبق اصول و با حفظ خونسردي درمان كنيد. به مصدوم اطمينان و به حرفهاي او گوش بدهيد. بيش از حد سؤال نپرسيد و اجازه ندهيد كه مردم در صحنه حادثه تجمع كنند. از جابهجايي بيمورد مصدوم خودداري كنيد. در صورت لزوم، اطمينان حاصل كنيد كه يك نفر با خانواده مصدوم تماس خواهد گرفت.
اولويتهاي درمان
ترتيب اولويتها به شرح زير است:
ارزيابي اوليه را انجام داده، بر اساس يافتههاي خود اقدام كنيد. ضمناً مطمئن شويد كه راه تنفسي مصدوم باز و پاك است.
خونريزي را كنترل كنيد.
ارزيابي ثانويه را انجام دهيد.
سوختگيها و زخمهاي وسيع را درمان كنيد.
آسيبهاي مفاصل و استخوان را بيحركت كنيد.
ساير آسيبها و وضعيتها را بهطور مناسب درمان كنيد.
علايم حياتي (سطح پاسخدهي، نبض و تنفس) را بهطور مرتب كنترل و ثبت كنيد. به مشكلات مربوط به علايم حياتي رسيدگي كنيد.
فراهم ساختن ترتيب مراقبتهاي بعدي
در مورد نياز مصدوم به كمكهاي پزشكي تصميمگيري كنيد. اگر نياز به كمك داريد، در صورت امكان شخصي را براي فراخواني كمك بفرستيد. در صورتي كه وضعيت مصدوم در حال تغيير يا بدتر شدن است، تا زمان رسيدن نيروهاي كمكي، در كنار مصدوم بمانيد. بر اساس ارزيابي خود، ممكن است لازم باشد كه:
براي درخواست مشاوره، با يك پزشك تماس بگيريد.
با يك مركز آمبولانس تماس بگيريد يا ترتيب انتقال به بيمارستان را فراهم كنيد.
مراقبت از مصدوم را به يك پزشك، پرستار يا پرسنل آمبولانس واگذار كنيد.
تا زمان رسيدن كمكهاي پزشكي، مصدوم را به يك خانه يا پناهگاه نزديك به محل منتقل كنيد.
به مصدوم اجازه بدهيد به منزل خود برود (در صورت امكان مطمئن شويد كه يك نفر وي را همراهي خواهد كرد). از مصدوم سؤال كنيد كه آيا در منزل شخصي (براي مراقبت از او) هست يا خير.
به مصدوم توصيه كنيد كه به پزشك مراجعه كند.
احتياط!
مصدومان مبتلا به اختلال هوشياري، آسيبهاي جدي، مشكلات شديد تنفسي يا نشانههاي شوك، مجاز نيستند كه به منزل بروند. تا زمان رسيدن نيروهاي كمكي، در كنار مصدوم بمانيد.
هرگز به مصدوماني كه احتمالاً آسيب داخلي يا نياز به مراقبت بيمارستاني دارند، از راه دهان چيزي ندهيد.
به مصدوم اجازه سيگار كشيدن ندهيد.
مراقبت از وسايل شخصي
اگر مجبور هستيد براي تعيين هويت مصدوم يا يافتن سرنخهايي درباره وضعيت وي، وسايل شخصي او را بگرديد، اين كار را در برابر يك شاهد قابل اعتماد انجام بدهيد. اطمينان حاصل كنيد كه تمام لباسهاي مصدوم يا وسايل شخصي وي، همراه با او به بيمارستان منتقل ميشوند و يا به پليس تحويل داده شدهاند.
جستجوي وسايل شخصي در برخي موارد، تنها راه يافتن سرنخهايي درباره هويت يا وضعيت مصدوم، جستجوي وسايل شخصي او است.
كاربرد داروها
تجويز داروها در كمكهاي اوليه عمدتاً در حد تسكين دردهاي عمومي گنگ و تيز است. اين عمل، معمولاً شامل كمك به مصدوم براي خوردن يك قرص استامينوفن (طبق دستور بخش مربوط به مصرف دارو در اين كتاب) است. تعداد زيادي از داروها را ميتوان بدون نسخه پزشك خريداري كرد و ممكن است شما بسياري از اين داروها را بشناسيد و مصرف كرده باشيد. با اين حال، در درمان مصدومان، حق نداريد با خريد يا امانت گرفتن دارو، اقدام به تجويز دارو كنيد حتي اگر مصدوم داروهاي خود را فراموش كرده باشد و يا شما همان داروهايي را كه احتمالاً مصدوم مصرف ميكرده، در اختيار داشته باشيد. در صورتي كه در هنگام ارايه كمكهاي اوليه، اقدام به تجويز يا توصيه به مصرف داروهايي غير از آنچه در اين راهنما قيد شده، بكنيد، امكان دارد كه مصدوم با خطر مواجه شود و عواقب قانوني يا اجتماعي گريبانگير شما شود. هر زمان كه مصدوم دارويي مصرف ميكند، مطمئن شدن از موارد زير ضرورت دارد:
دارو براي اين وضعيت مناسب باشد.
تاريخ مصرف دارو نگذاشته باشد.
طبق دستور مصرف شود.
تمام جوانب احتياطي به طور دقيق رعايت شود.
دارو بيش از مقدار توصيه شده، مصرف نشود.
نام، مقدار، زمان و نحوه تجويز دارو ثبت شود.
هشدار!
اگر داروي موردنياز در دسترس نيست، كمك پزشكي درخواست كنيد. تنها مورد استثنا، وجود دستورالعملهاي واضحي است كه توسط يك كارفرما يا سازمان داوطلبانه تعيين شده باشد. اين دستورالعملها به اعضا يا كاركنان كارآزموده اجازه ميدهد كه در شرايط خاص، اقدام به تجويز دارو كنند (مثلاً دادن پادزهر در مسموميت با سموم صنعتي).
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 9
ارزيابي مصدوم
ولين وظيفه شما در برخورد با يك مصدوم، بررسي او از نظر وضعيتهاي تهديدكننده حياتي است كه نياز به كمكهاي اوليه اورژانس دارند. اين بررسي اوليه، تحت عنوان ارزيابي اوليه ناميده ميشود. اگر مصدوم با خطر فوري مواجه نيست، بايد براي ارزيابي ثانويه اقدام كنيد .
ارزيابي ثانويه
پس از آنكه مطمئن شديد مصدوم در معرض خطر فوري نيست و ارزيابي اوليه به پايان رسيد ، ارزيابي ثانويه را آغاز كنيد. اين عمل، شامل پي بردن به ماجرا (اخذ شرح حال) و انجام معاينه فيزيكي است. شرايط موجود مشخص خواهد كرد كه در معاينه چقدر بايد به جزييات بپردازيد. به عنوان مثال، در شرايط سرما و رطوبت كه منتظر رسيدن آمبولانس هستيد، تنها لازم است به آسيبهاي عمده رسيدگي كنيد؛ گرم و خشك نگه داشتن مصدوم در اولويت قرار دارد. اگر شخص توانست علايمي را توصيف كند ، بر درمان همان مشكلات تمركز كنيد.
گرفتن شرح حال
- شرح حال در واقع توصيفي است از نحوه وقوع حادثه، نحوه ادامه پيدا كردن آسيب يا نحوه شروع و تداوم بيماري. براي اخذ شرح حال، از مصدوم سؤال كنيد و با ناظراني كه شاهد حادثه بودهاند، گفتگو كنيد. سعي كنيد تصوير كاملي از موقعيت بسازيد.
بهعنوان مثال:
- مصدوم، آخرين بار در چه زماني غذا خورده يا چيزي نوشيده است؟
- آيا مصدوم بيماري خاصي دارد يا داروي خاصي مصرف ميكند؟
- نيروي ايجادكننده آسيب چقدر شديد بوده است و چگونه اعمال شده است؟
- درباره شرايط محيط سؤال كنيد (آيا مصدوم در يك اتاق گرم و دمدار قرار داشته يا در يك اتاق سرد و يا با وزش باد يا باران مواجه شده است؟)
- در مورد سن و وضعيت سلامت مصدوم تحقيق كنيد: لغزيدن و افتادن يك جوان كه بدني آماده دارد، ممكن است منجر به پيچ خوردن مچ پا يا دست وي شود اما همين حادثه در مورد يك زن سالخورده، احتمالاً منجر به شكستگي بازو يا لگن وي خواهد شد.
- هويت مصدوم و در صورت امكان، محل زندگي وي را شناسايي كنيد. از اين اطلاعات يادداشت برداشته، زمان حادثه و زمان معاينه خود را در آن درج كنيد تا بتوانيد آن را در اختيار پزشك يا گروه خدمات اورژانس قرار دهيد.
سرنخهاي بيروني
اگر مصدوم قادر به همكاري نيست و يا بيهوش است، براي تعيين وضعيت وي به دنبال سرنخهاي بيروني بگرديد (اگر مشكوك به سوءمصرف مواد هستيد، مراقب سوزنها و سرنگهاي همراه مصدوم باشيد). ممكن است با يك كارت ملاقات براي رفتن به بيمارستان يا درمانگاه و يا كارتي كه بر روي آن سابقهاي از آلرژي، ديابت يا صرع درج شده است، مواجه شويد. اسبسواران يا دوچرخهسواران ممكن است اين كارت را در داخل كلاه يا كلاه ايمني خود قرار دهند. داروها يا غذاها نيز ميتوانند سرنخهاي ارزشمندي از حادثه در اختيار شما بگذارند؛ به عنوان مثال، بيماران مبتلا به ديابت ممكن است چند حبه قند با خود همراه باشند. به علاوه، افرادي كه دچار اختلال شناخته شدهاي هستند، ممكن است بر روي گردنبند، دستبند، مدال يا جاكليدي ويژهاي، اطلاعات هشداردهنده طبي داشته باشند. اين اشياء را در كنار مصدوم نگه داريد يا آنها را به دو گروه خدمات اورژانس تحويل دهيد.
تزريقكننده خودكار: اين وسايل محتوي اپينفرين (آدرنالين) بوده، براي افرادي كه در معرض شوك
آنافيلاكتيك هستند، كاربرد دارند.
دستبند هشداردهنده: ممكن است روي آن شماره تلفني براي دريافت اطلاعات درباره سابقه پزشكي
بيمار درج شده باشد.
اسپري استنشاقي: وجود يك اسپري استنشاقي معمولاً به اين معني است كه مصدوم مبتلا به آسم است.
داروها: مثل ترينيتريت گليسرين براي آنژين صدري يا فني توئين در صرع
نحوه ايجاد آسيب
شما ميتوانيد با مشاهده شرايطي كه آسيب در آن رخ داده و نيروهاي دخيل در آسيب، سرنخهاي بيشتري در مورد آسيبهاي احتمالي و شدت آنها به دست آوريد. اين اطلاعات مفيد هستند زيرا به فرد كمك ميكنند تا نوع و شدت آسيب را پيشبيني كند. در اكثر موارد، افرادي كه در صحنه حادثه يا در زمان آسيب با مصدوم سرو كار دارند (اغلب، ارايهكنندگان كمكهاي اوليه) ميتوانند اين اطلاعات را بهدست آورند.
شرايط آسيب
نوع و شدت آسيب ناشي از ضربه (مثلاً سقوط از ارتفاع يا ضربه ناشي از تصادف اتومبيل) را در صورت اطلاع داشتن دقيق از نحوه وقوع حادثه، ميتوان پيشبيني كرد. بهعنوان مثال، آسيبهاي جدي وارد بر سرنشين يك اتومبيل، احتمالاً در ضربه ناشي از تصادم پهلو بيش از تصادم از روبهرو با همان سرعت است. علت اين مطلب آن است كه بدنه جانبي اتومبيل، محافظت كمتري ايجاد ميكند و نميتواند به انداه قسمت جلوي اتومبيل، انرژي را جذب كند.
در رانندهاي كه كمربند ايمني بسته و از ناحيه جلو يا عقب اتومبيل تصادف كرده است، ميتوان به نوع خاصي از آسيب مشكوك شد. بدن بهطور ناگهاني به يك سمت حركت ميكند اما سر براي يك لحظه قبل از حركت، عقب ميماند. اين حالت منجر به حركت «شلاقي» گردن ميشود (شكل مقابل). همچنين مصدوم ممكن است آسيبهايي ناشي از اثر مهاري كمربند ايمني (مثل كوفتگي يا شكستگي استخوان جناغ سينه و احتمالاً كوفتگي قلب و ريهها) داشته باشد. ممكن است برخي از آسيبهاي صورت ناشي از برخورد با فرمان اتومبيل يا كيسه هواي باد شده باشد.
نيروهاي اعمال شده روي بدن
نيروهاي پرانرژي وارد شده در يك ضربه، از ديگر عوامل مهم در تعيين نوع و شدت آسيبها هستند. بهعنوان مثال، اگر شخصي از ارتفاع يك متري به روي زمين سخت سقوط كند، احتمالاً دچار كوفتگي خواهد شد ولي آسيب جدي نخواهد ديد. با اين حال، سقوط از ارتفاع بلندتر از 2 متر، احتمالاً آسيبهاي جديتري (مثل شكستگي دنده يا لگن و خونريزي داخلي ناشي از آسيب به اعضاي داخلي) ايجاد ميكند.
چه سؤالهايي بايد پرسيد؟
وقتي بر سر يك مصدوم حاضر ميشويد، از مصدوم يا شاهدان سؤالاتي را براي پي بردن به نحوه ايجاد آسيب بپرسيد. سؤالات احتمالاً ميتوانند به صورت زير باشند:
- آيا مصدوم از وسيله نقليه به بيرون پرتاب شده است؟
- آيا مصدوم كمربند ايمني را بهطرز صحيح بسته بود؟
- آيا وسيله نقليه واژگون شد؟
- آيا مصدوم كلاه ايمني بر سر داشت؟
- مصدوم از چه ارتفاعي سقوط كرد؟
- مصدوم روي چه سطحي سقوط كرد؟
- آيا شواهدي از برخورد مصدوم به يك شيء سخت (مثل كف زمين و يا داشبورد يا شيشه جلوي اتومبيل) وجود دارد؟
اين سؤالات به ويژه در مواردي كه خود مصدومان قادر نيستند كه اطلاعات را در اختيار شما بگذارند، بسيار مهم هستند. تمام اطلاعاتي را كه جمعآوري كردهايد، به گروه خدمات اورژانس انتقال دهيد .
نحوه ايجاد آسيب «شلاقي» در يك تصادف اتومبيل، به دليل نيروهاي ناگهاني كه به بدن وارد ميشوند، ممكن است سر به عقب رفته، سپس به سرعت به جلو حركت كند (يا برعكس). اين حركت به آسيب «شلاقي» همراه با كشيدگي عضلات و رباطهاي گردن منجر ميشود.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 8
نجات غريق
حوادثي كه اطراف آب رخ ميدهند، ممكن است افرادي از هر گروه سني را گرفتار كنند. كودكان كمسن حتي در آبهاي بسيار كمعمق هم در معرض خطر هستند. با اين حال، اكثر موارد غرقشدگي شامل افرادي است كه مشغول شنا در جريانهاي قوي يا آبها بسيار سرد بودهاند و يا پس از مصرف الكل، به شنا يا قايقسواري پرداختهاند.
خطرات آب سرد
آبهاي آزاد حتي در تابستان هم سرد هستند. درجه حرارت دريا از 15-5 درجه سانتيگراد متغير است؛ آبهاي داخلي حتي ميتوانند (از اين هم) سردتر باشند. آب سرد، خطرهاي پيش روي غريق يا منجي غريق را افزايش ميدهد چون ميتواند منجر به موارد زير شود:
نفس نفس زدن غيرقابل كنترل در زماني كه شخص وارد آب ميشود و به دنبال آن، خطر استنشاق آب
افزايش ناگهاني فشار خون كه ميتواند زمينهساز حمله قلبي باشد.
ناتواني در شنا كردن بهطور ناگهاني
كاهش درجه حرارت در صورتي كه شخص مدت زيادي در آب بماند يا با وزش باد مواجه شود.
دسترسي به غريق در صورت امكان، از ورود به آب براي نجات غريق خودداري كنيد. در عوض، يك شيء دراز مثل يك قطعه چوب را نگه داريد تا غريق بتواند آن را بگيرد، سپس وي را به سوي خشكي بكشيد.
احتياط!
اگر غريق بيهوش است، وي را كاملاً از آب بيرون آوريد و طوري جا به جا كنيد كه سرش پايينتر از قفسه سينهاش قرار گيرد تا در صورتي كه استفراغ كرد، از راههاي تنفسي محافظت كرده باشد.
آنچه شما ميتوانيد انجام دهيد
اولين اولويت شما آن است كه با كمترين خطر، غريق را به سطحي خشك منتقل كنيد. بيخطرترين راه براي نجات يك غريق، آن است كه خود روي خشكي بمانيد با دست خود يا يك تكه چوب، شاخه يا طناب، او را از آب بيرون بكشيد؛ راه ديگر آن است كه يك تيوب به سوي غريق پرتاب كنيد. اگر يك منجي غريق كارآزموده هستيد و يا غريق بيهوش است، ممكن است مجبور باشيد به آب بزنيد يا به سمت غريق شنا كنيد و وي را به سمت خشكي بكشيد. به آب زدن بيخطرتر از شنا كردن است. وقتي غريق را از آب خارج كرديد، در صورت امكان وي را در برابر وزش باد محافظت كنيد تا بدن او بيش از پيش دچار لرز نشود. سپس اقدامات درماني مربوط به غرقشدگي را اجرا كنيد و عوارض مربوط به سرماي شديد را مداوا كنيد (مبحث « كاهش دماي بدن » را ببينيد). حتي در صورتي كه بهنظر ميرسد غريق كاملاً بهبود يافته است، شرايط انتقال يا بردن وي به بيمارستان را مهيا كنيد. در صورت لزوم و يا در صورتي كه كاملاً دستپاچه شدهايد، آمبولانس درخواست كنيد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 7
آسيبهاي الكتريكي
وقتي شخصي دچار برق گرفتگي ميشود، عبور جريان الكتريكي از طريق بدن ممكن است وي را از هوش برده، منجر به توقف تنفس و حتي ضربان قلب وي شود. جريان الكتريكي ميتواند هم در محلي كه وارد بدن ميشود و هم در محلي كه براي تخليه به «زمين» از بدن خارج ميشود، سوختگي ايجاد كند. در بعضي موارد، جريان برق، گرفتگي عضلاني هم ايجاد ميكند كه اين موضوع، مانع از قطع ارتباط مصدوم با منبع برق ميشود. بنابراين وقتي به صحنه حادثه ميرسيد، امكان دارد كه هنوز جريان الكتريكي در بدن مصدوم برقرار باشد («برقدار»). آسيبهاي الكتريكي معمولاً در منزل يا محل كار و در اثر تماس با منابع برق با ولتاژ پايين رخ ميدهند. همچنين ممكن است اين آسيبها در اثر تماس با منابع برق با ولتاژ بالا (مثل خطوط انتقال نيروي افتاده روي زمين) هم رخ دهند. افرادي كه با جريان ولتاژ بالا دچار برقگرفتگي ميشوند، ندرتاً زنده ميمانند.
مباحث زير را هم ببينيد:
سوختگيهاي الكتريكي ، اقدامات نجاتدهنده حيات .
صاعقه
صاعقه يك جريان الكتريكي ناگهاني طبيعي است كه از جو تخليه ميشود و در مسير خود، مقادير زيادي از حرارت و نور را منتقل ميكند. صاعقه، تماس خود با زمين را از طريق نزديكترين ساختارهاي بلند محوطه و احتمالاً هر شخصي كه نزديك آن ساختار ايستاده باشد، برقرار ميكند. اصابت صاعقه ميتواند به آتش گرفتن لباسها، زمين خوردن مصدوم و حتي مرگ آني منجر شود. هرچه سريعتر تمام افراد را از محل اصابت صاعقه دور كنيد.
جريان ولتاژ بالا
تماس با جريان ولتاژ بالا (كه معمولاً در خطوط نيرو و كابلهاي هوايي پرفشار وجود دارد) معمولاً به مرگ فوري منجر ميشود. افرادي كه زنده ميمانند، سوختگيهاي شديدي خواهند داشت. از اين گذشته، اين شوك ميتواند با ايجاد اسپاسم عضلاني، مصدوم را به اطراف پرتاب كرده، آسيبهايي مثل شكستگي ايجاد كند. جريان برق با ولتاژ بالا ميتواند تا 18 متر جهش («قوس») داشته باشد. اشيايي مثل چوب خشك يا لباس نميتوانند از شما محافظت كنند. قبل از نزديك شدن به مصدوم، منبع جريان برق بايد قطع شده باشد؛ در صورتي كه خطوط نيروي هوايي در راهآهن آسيب ديده باشند، قطع منبع برق بسيار حياتي خواهد بود. مصدوم احتمالاً بيهوش است. پس از آنكه از بيخطر بودن محل مطمئن شديد، راه تنفسي مصدوم را باز كرده، تنفس وي را بررسي كنيد؛ آماده باشيد تا در صورت لزوم احياي تنفسي و ماساژ قفسه سينه را آغاز كنيد (مبحث « اقدامات نجاتدهنده حيات » را ببينيد). در صورتي كه مصدوم در حال نفس كشيدن است، وي را در وضعيت بهبود قرار دهيد. علايم حياتي (سطح پاسخدهي، نبض و تنفس) را مرتباً كنترل و ثبت كنيد.
جريان برق با ولتاژ بالا ناظران را از محل حادثهاي كه در اثر جريان ولتاژ بالا رخ داده است، دور كنيد. فاصله ايمن، بيش از 18 متر از منبع برق است.
جريان ولتاژ پايين
جريانهاي خانگي كه در منازل و محلهاي كار مورد استفاده قرار ميگيرند، ميتوانند آسيبهاي جدي يا حتي مرگ ايجاد كنند. حوادث معمولاً ناشي از كليدهاي برق خراب، سيمهاي برق لخت شده يا وسايل برقي داراي نقص هستند. خصوصاً كودكان كم سن و سال در معرض خطر هستند (كودكان بهطور طبيعي كنجكاو بوده، ممكن است انگشتان خود يا ساير اشياء را به داخل پريزهاي ديواري برق فرو كنند). آب (كه يك هادي قوي و خطرناك الكتريسيته است) ميزان خطر را افزايش ميدهد. تماس با يك وسيله برقي بيخطر با دستهاي خيس يا در شرايطي كه كف اتاق خيس باشد، خطر شوك الكتريكي را به مقدار زيادي افزايش ميدهد.
هشدار!
در صورتي كه مصدوم در تماس با جريان الكتريكي است، به وي دست نزنيد؛ ممكن است مصدوم «برقدار» باشد و شما هم در معرض برقگرفتگي قرار بگيريد.
هرگز از وسايل فلزي براي قطع تماس الكتريكي استفاده نكنيد. روي يك ماده خشك نارسانا ايستاده، از يك وسيله چوبي استفاده كنيد.
آماده باشيد تا در صورت توقف تنفس مصدوم، احياي تنفسي يا ماساژ قلبي را تا رسيدن كمكهاي اورژانس آغاز كنيد (عنوان « اقدامات نجاتدهنده حيات » را ببينيد).
آنچه شما ميتوانيد انجام دهيد
در صورتي كه به محل انشعاب اصلي يا كنتور برق به سهولت دسترسي داريد، تماس بين مصدوم و منبع برق را از طريق خاموش كردن آن، قطع كنيد. در غير اين صورت، دو شاخه را خارج كنيد يا كابل را درآوريد. اگر به كابل، پريز يا محل انشعاب اصلي دسترسي نداريد، به موارد زير عمل كنيد:
براي محافظت از خود، روي يك ماده خشك نارسانا مثل يك جعبه چوبي، يك كفپوش پلاستيكي يا يك دفترچه راهنماي تلفن بايستيد.
با استفاده از يك وسيله چوبي (مثل يك جارو)، اندامهاي مصدوم را از روي منبع الكتريكي كنار بزنيد و يا منبع الكتريكي را از مصدوم دور كنيد.
اگر قطع تماس (مصدوم با منبع برق) با يك وسيله چوبي مقدور نيست، ضمن آنكه كاملاً مراقب هستيد تا به مصدوم دست نزنيد، طنابي را به دور مچ پاي مصدوم يا بازوان وي حلقه كنيد و وي را از منبع جريان الكتريكي دور كنيد.
تنها در صورتي كه ضرورت دارد، مصدوم را با كشيدن بخشهايي از لباس كه شل و خشك هستند، (از منبع برق) دور كنيد. اين كار را تنها به عنوان آخرين تلاش انجام دهيد زيرا ممكن است مصدوم همچنان «برقدار» باشد.
دور كردن منبع برق اگر نميتوانيد جريان الكتريكي را خاموش كنيد، بر روي يك ماده خشك نارسانا (مثل يك دفترچه راهنماي تلفن) بايستيد و با استفاده از يك دسته جارو، منبع برق را از مصدوم دور كنيد. هرگز مستقيماً به مصدوم دست نزنيد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 6
آتشسوزي
در آتشسوزي، سريع و دقيق فكر كردن حياتي است. آتش به سرعت گسترش پيدا ميكند. بنابراين اولين اولويت شما، آگاه كردن افراد در معرض خطر است. اگر در داخل ساختمان هستيد، نزديكترين آژير حريق را فعال كنيد. همچنين بايد فوراً به خدمات اورژانس اطلاع دهيد، اما اگر اين كار، خروج شما را از محل به تأخير مياندازد، امنيت خود را به خطر نيندازيد. افرادي كه در آتش گير افتادهاند، به سرعت دچار هراس ميشوند. شما به عنوان ارايهكننده كمكهاي اوليه، ميتوانيد با آرام كردن افرادي كه رفتارشان احتمالاً ترس و دلهره را در ديگران تشديد ميكند، از ميزان هراس بكاهيد. افراد را براي ترك محل، تشويق و كمك كنيد. هرگز براي برداشتن لوازم شخصي، مجدداً به ساختمان در حال سوختن وارد نشويد و يا خروج خود را به تأخير نيندازيد. تنها موقعي ميتوانيد وارد ساختمان شويد كه يك آتشنشان راه را براي اين كار باز كرده باشد.
هشدار!
تحت هيچ شرايطي از آسانسور استفاده نكنيد.
پس از ورود به محل حريق يا اشتعال، يك لحظه صبر كنيد، محل را زير نظر گرفته و فكر كنيد و به سرعت وارد صحنه نشويد. امكان دارد مواد قابل اشتعال يا انفجار (مثل گاز يا دودهاي سمي) يا خطر برق گرفتگي وجود داشته باشد. يك آتشسوزي جزيي ميتواند در عرض چند دقيقه گسترش يافته، تبديل به يك حريق جدي شود. اگر خطري شما را تهديد ميكند، تا رسيدن خدمات اورژانس منتظر بمانيد.
هرگز اقدام به خاموش كردن آتش نكنيد مگر آنكه پيش از آن به خدمات اورژانس اطلاع داده باشيد و مطمئن باشيد كه خود را در معرض خطر قرار نميدهيد.
مباحث زير را هم ببينيد:
سوختگي راههاي تنفسي ، استنشاق گاز ، سوختگي شديد و سوختگي با آب جوش .
نحوه برخورد با آتشسوزي
براي شروع و ادامه پيدا كردن حريق 3 چيز بايد وجود داشته باشد: جرقه آتش (يك جرقه الكتريكي يا شعله)؛ يك منبع سوخت (بنزين، چوب يا پارچه)؛ و اكسيژن (هوا). براي شكستن اين «مثلث حريق» بايد يكي از اين اجزا را حذف كنيد. به عنوان مثال:
سوييچ ماشين را خاموش كنيد و يا شير سوخت را در ماشينهاي ديزلي بزرگ خارج كنيد.
تمام مواد سوختني را كه ميتوانند به عنوان منبع سوخت براي آتش عمل كنند (مثل كاغذ و مقوا) از مسير آتش دور كنيد.
درها را به روي آتش ببنديد تا منبع اكسيژن آن قطع شود.
شعلههاي آتش را با استفاده از پتو يا ساير مواد غيرقابل نفوذ، خفه كرده، مانع رسيدن اكسيژن به آن شويد.
ترك ساختمان در حال سوختن
هنگامي كه آتش را در يك ساختمان مشاهده ميكنيد يا به آن مشكوك ميشويد، نزديكترين آژير حريق را فعال كنيد. سعي كنيد بدون آنكه خود را در معرض خطر قرار دهيد، به افراد كمك كنيد تا ساختمان را ترك كنند. درها را پشت سر خود ببنديد تا از گسترش آتش جلوگيري شود. به دنبال راههاي خروج از آتش و محلهايي براي تجمع بگرديد. شما بايد قبلاً عمليات تخليه را در محل كار خود فرا گرفته باشيد. وقتي با ساختمانهاي ديگري مواجه ميشويد، نشانههاي مربوط به راههاي گريز اضطراري را دنبال كنيد و دستورات (روي آنها) را انجام دهيد.
كمك به گريز از ساختمان در حال سوختن: افراد را تشويق كنيد كه خونسرد اما سريع، ساختمان را از طريق نزديكترين خروجي امن ترك كنند. اگر مجبور به استفاده از راهپله هستيد، مطمئن شويد كه كسي عجله نخواهد كرد و خطر سقوط وجود ندارد.
آتش گرفتن لباس
هميشه الگوي زير را طي كنيد: توقف، انداختن روي زمين و چرخاندن. در صورت امكان قبل از اقدام به چرخاندن مصدوم، وي را در يك پارچه كلفت بپيچيد.
از وحشتزده شدن، دويدن يا بيرون رفتن مصدوم جلوگيري كنيد. هرگونه حركت يا باد، مانند بادبزن به شعلهها دامن ميزند.
مصدوم را به زمين بيندازيد.
در صورت امكان، با يك كت، پرده، پتو (غير از انواع نايلوني يا گشادبافت)، فرش يا ساير پارچههاي كلفت، مصدوم را محكم بپيچيد.
مصدوم را روي زمين بچرخانيد تا شعلهها خفه شوند.
اگر آب يا مايع غيرقابل اشتعال ديگري در دسترس است، مصدوم را طوري روي زمين بخوابانيد كه بخش در حال سوختن در بالا قرار گيرد و ناحيه سوختگي را با مايع خنك كنيد.
هشدار!
هرگز از مواد قابل اشتعال براي خفه كردن شعله استفاده نكنيد.
اگر لباس خودتان آتش گرفت و نيروي كمكي در صحنه حاضر نبود، با پيچاندن محكمِ پارچه مناسب به دور خود و چرخيدن روي زمين، آتش را خاموش كنيد.
دود و گاز
آتشسوزي در فضاي بسته، جو خطرناكي ايجاد ميكند كه اكسيژن كمي دارد و ممكن است با مونوكسيد كربن و گازهاي سمي آلوده شده باشد. هرگز وارد ساختماني كه در حال سوختن يا پر از گاز است نشويد و هرگز دري را كه به محل آتشسوزي ختم ميشود، باز نكنيد. اين كارها را به گروه خدمات اورژانس واگذار كنيد.
اجتناب از دود و گاز در صورتي كه در داخل ساختمان در حال سوختن هستيد، اقداماتي براي اجتناب از استنشاق دود و گازهاي مضر انجام دهيد. فضاي باز زير در را مسدود كنيد و نزديك به كف اتاق قرار بگيريد تا با دود كمتري مواجه شويد.
آنچه از عهده شما برميآيد
اگر در يك ساختمان در حال سوختن گير افتاديد، به يك اتاق پنجرهدار پناه برده، در را ببنديد. اگر مجبور هستيد از يك اتاق پر از دود عبور كنيد، در حالت نشسته حركت كنيد: هوا در سطوح پايين و نزديك كف، صافتر است.
اگر مجبور به فرار از پنجره هستيد، ابتدا پاهاي خود را خارج كنيد؛ سپس (با گرفتن لبه پنجره) به اندازه طول دستهايتان به زمين نزديك شده، بعد بپريد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 5
حوادث رانندگي
شدت حوادث رانندگي از سقوط دوچرخه تا تصادف شديد با اتومبيل، متفاوت است. محل حادثه اغلب به دليل ترافيك در حال حركت، پر از خطرهاي جدي است. بيخطر كردن محل حادثه قبل از حاضر شدن بر سر مصدومان، بسيار حياتي است. اين اقدام به شما امكان ميدهد كه از خود، مصدوم و ساير افراد عبوركننده از جاده، حفاظت كنيد. به محض بيخطر شدن محل، به سرعت وضعيت مصدومان را ارزيابي كرده، درمان را اولويتبندي كنيد. به مصدوماني كه به كمكهاي اورژانس نياز دارند، قبل از ديگران رسيدگي كنيد.
بيخطر كردن محل
- ابتدا از امنيت خود مطمئن شويد و از انجام كاري كه ممكن است شما را به مخاطره بيندازد، پرهيز كنيد.
- اتومبيل خود را در محلي امن و كاملاً با فاصله نسبت به محل حادثه پارك كنيد و چراغهاي خطر آن را به حالت چشمكزن قرار دهيد.
- هرگز در عرض يك جاده عريض ندويد.
- در شب، لباسي بپوشيد يا چيزي حمل كنيد كه روشن يا منعكسكننده نور باشد و از چراغقوه استفاده كنيد. پس از انجام موارد فوق، احتياطهاي كلي زير را رعايت كنيد:
- چند ناظر را براي هشدار دادن به ساير رانندگان و كاستن از سرعت آنها روانه كنيد.
- حداقل به فاصله 45 متر از محل حادثه در هر دو طرف آن، مثلث يا چراغ هشداردهنده قرار دهيد.
موتور تمام وسايل نقليه آسيبديده را خاموش كرده، در صورت امكان، مخزن سوخت را در ماشينهاي ديزلي و موتور سيكلتها خاموش كنيد.
- وسيله نقليه را بيحركت كنيد. اگر وسيله نقليه روي چهارچرخ است، ترمز دستي را كشيده، اتومبيل را در دنده قرار دهيد و يا چند قطعه سنگ بزرگ را درست در جلوي چرخها بگذاريد. اگر وسيله نقليه چپ كرده است، سعي نكنيد آن را برگردانيد اما از واژگون شدن آن پيشگيري كنيد.
- مراقب خطرهاي فيزيكي باشيد. اطمينان حاصل كنيد كسي سيگار نميكشد. گروه خدمات اورژانس را از وجود خطوط نيروي آسيبديده، سوخت پخش شده و هرگونه وسيله نقليهاي كه نشانه «خطر شيميايي» دارد، آگاه سازيد.
نشانههاي خطر شيميايي پلاك خطر شيميايي (شكل زير) نشان ميدهد كه وسيله نقليه در حال حمل يك ماده خطرناك است. ماهيت اين خطر بالقوه با يك نشانه (شكلهاي سمت راست) مشخص ميشود. خدمات اورژانس قادر به تفسير اين اطلاعات خواهد بود.
مواد خطرناك
در هر حادثه (رانندگي) ممكن است عوارضي مثل ريزش مواد خطرناك يا فرار گازهاي سمي رخ دهد. ناظران را از صحنه حادثه دور كرده، موافق جريان باد بايستيد. به علامتهاي «خطر شيميايي» روي وسايل نقليه توجه كرده، گروه خدمات اورژانس را در جريان قرار دهيد. اگر در مورد امنيت خود يا مفهوم يك نشانه مشكوك هستيد، از محل فاصله بگيريد. در صورتي كه ريزش مواد وجود دارد و يا روي نوار بالا و چپ علامت «خطر شيميايي» حرف « E » به چشم ميخورد (حرف « E » به معناي خطر امنيت عمومي است)، به دقت مراقب اوضاع باشيد.
بررسي وضعيت مصدومان
به سرعت تمام مصدومان را ارزيابي كنيد. اگر بيش از يك مصدوم وجود دارد، ابتدا به آنهايي كه ممكن است آسيبهاي تهديدكننده حيات (مثل سوختگي يا زخم شديد) داشته باشند، رسيدگي كنيد. در صورت امكان، مصدومان را در همان وضعيتي كه با آنها مواجه شديد، درمان كنيد؛ تنها در صورتي كه مصدومي در خطر باشد يا به منظور ارايه درمان نجاتبخش، ميتوانيد وي را جابهجا كنيد. محل را بهطور كامل جستجو كنيد تا از مصدوماني كه به مناطق دورتر پرتاب شدهاند يا از آنهايي كه به خاطر منگي، بيهدف حركت كرده و از محل دور شدهاند، غفلت نكرده باشيد. اگر مصدومي در داخل يا زير يك وسيله نقليه گير افتاده است، به كمك خدمات آتشنشاني و نجات احتياج خواهيد داشت. بنابراين در اسرع وقت با اين مراكز تماس بگيريد.
نحوه برخورد با مصدومان داخل وسيله نقليه:
در زماني كه شما مصدوم را از نظر وجود آسيبهاي بالقوه تهديدكننده حيات ارزيابي ميكنيد، ناظران ميتوانند با نگه داشتن سر مصدوم، به شما كمك كنند.
در برخورد با يك مصدوم، ابتدا يك ارزيابي اوليه انجام دهيد و در صورت امكان، به آسيبهاي تهديدكننده حيات رسيدگي كنيد. در مورد هر مصدومي كه در حوادث رانندگي آسيب ديده است، هميشه فرض كنيد كه آسيب گردن (نخاع) وجود دارد و سر مصدوم را تا رسيدن نيروهاي كمكي، با دست نگه داريد. در مدتي كه منتظر رسيدن كمكهاي تخصصي هستيد، علايم حياتي مصدوم (سطح پاسخدهي، نبض و تنفس) را كنترل و ثبت كنيد .
نحوه برخورد با مصدومان روي جاده:
پس از اطمينان از بيخطر بودن اوضاع، مصدوم را از نظر وجود آسيبهاي تهديدكننده حيات بررسي كنيد. مصدوم را فقط در صورتي ميتوانيد جابهجا كنيد كه كاملاً ضرورت داشته باشد.
هشدار!
مصدوم را حركت ندهيد مگر وقتي كه قطعاً ضرورت داشته باشد.
اگر لازم باشد مصدوم را حركت دهيد، روش مورد استفاده براي جابهجا كردن مصدوم بسته به وضعيت وي و نيز وجود يا عدم وجود نيروهاي كمكي، فرق ميكند (مبحث « جابهجا كردن بيماران » را ببينيد).
از يك ناظر بخواهيد كه موقعيت وسيله نقليه و مصدوم را نشانهگذاري كند؛ اين اطلاعات براي پليس مفيد است.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 4
مصدومان متعدد
در وضعيتهايي مثل حوادث ترافيكي عمده، ممكن است مجبور باشيد همزمان به چندين مصدوم رسيدگي كنيد. ممكن است تنها يا همراه با ساير ارايهكنندگان كمكهاي اوليه مشغول كار باشيد و يا به متخصصان كمك برسانيد. در هر كدام از اين وضعيتها، استفاده از يك راه و روش منظم توأم با خونسردي در آشفتگي و هرج و مرج ابتدايي، بسيار مهم است. در ابتدا تمام مصدومان بيهوش را شناسايي كرده، بر سر آنها حاضر شويد و با انجام ارزيابي اوليه هرگونه آسيب تهديدكننده حيات را شناسايي و درمان كنيد.
نحوه برخورد با حادثه
حوادث عمدهاي كه تعداد زيادي مصدوم به جاي ميگذارند، فشار توانفرسايي بر دوش نجاتدهندگان وارد ميكنند. مجربترين ارايهكننده كمكهاي اوليه كه در محل حادثه حاضر است، بايد مسؤوليت را بر عهده بگيرد. اولين كار آن است كه مطمئن شويد با مراكز خدمات اورژانس تماس گرفته شده و اطلاعات دقيق در مورد حادثه، در اختيار آنها گذاشته شده است. اولويت بعدي، ارزيابي صحنه حادثه و در صورت امكان، بيخطر ساختن آن است. سپس، ارايه كمكهاي اوليه اورژانس را در صورت بيخطر بودن، آغاز كنيد. در صورتي كه ساير ارايهكنندگان كمكهاي اوليه از راه رسيدند، در حد توان اطلاعات در اختيارشان بگذاريد. با ورود خدمات اورژانس، افسر ارشد كنترل اوضاع را در دست خواهد گرفت. در حوادث عمده، پليس محلهايي را براي تجمع اختصاص ميدهد و افسراني را براي دريافت گزارشهاي نجاتدهندگان منصوب ميكند. از بين نبردن شواهد موجود در محل حادثه بسيار مهم است چون ممكن است در آينده نياز به تحقيقات قانوني باشد.
نقش ارايهكننده كمكهاي اوليه
در حوادث عمومي عمده (بهخصوص وقتي كه يك پزشك در گروه شما حضور دارد)، ارايهكنندگان كمكهاي اوليه تا زمان ورود آمبولانس و ساير خدمات، نقش گروه پزشكي حاضر در محل را ايفا ميكنند. با ورود اين افراد، نقش شما در رسيدگي به حادثه، كاهش مييابد. در تمام حوادث عمده، در صورتي كه يكي از اعضاي خدمات اورژانس از شما درخواست كند كه صحنه را ترك كنيد، بايد اين كار را انجام دهيد. البته ممكن است از شما درخواست شود كه با انجام كارهاي سادهاي (مثل در دست گرفتن سرم يا نگه داشتن اندام آسيب ديده) به گروه پزشكي ياري برسانيد. هميشه به اين درخواستها پاسخ مثبت بدهيد؛ از كمك شما به غايت تقدير خواهد شد.
چه كمكي از دست شما برميآيد
- مصدوماني را كه آسيب جدي دارند شناسايي و براي درمان فوري علامتگذاري كنيد. تمام مصدوماني را كه آسيب جزيي دارند به سرعت از محل منتقل كنيد تا دسترسي به موارد جدي، تسهيل شود؛ آسيبهاي جزيي را ميتوان در فرصت مناسب درمان كرد. اين كار را «ترياژ» مينامند.
- مصدوماني را كه واضحاً فوت كردهاند، رها كنيد. به اين طريق شما ميتوانيد به ساير مصدوماني كه نياز به كمك دارند، بهطور مؤثر رسيدگي كنيد.
- بر روي تمام مصدومان، برچسبي شامل نام آنها و جزيياتي درباره وضعيتشان قرار دهيد تا اطلاعات دقيقي براي پرسنل پزشكي فراهم كرده باشيد.
- به كاركنان و ساكنان نزديك به محل حادثه، نسبت به وجود خطرهاي بيشتر (پنهان) هشدار دهيد.
اولويتبندي : مصدوماني را كه آسيبهاي جزيي دارند، از سر راه دور كنيد تا پرسنل اورژانس بتوانند بر سر مصدوماني كه آسيبهاي جديتري دارند، حاضر شوند.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 3
تماس تلفني براي درخواست كمك
شما ميتوانيد با تلفن به تعدادي از مراكز، درخواست كمك كنيد.
خدمات اورژانس: پليس، مراكز آتشنشاني يا مراكز آمبولانس؛ گروههاي نجات معدن، كوهستان، غار و بيابان؛ نيروهاي حراست ساحل (گارد ساحلي)
خدمات شهري: گاز، برق يا آب
خدمات سلامت: پزشكان، دندانپزشكان، پرستاران، ماماها تماسهاي اورژانس رايگان هستند و از طريق تمام دستگاههاي تلفن (مثل تلفنهاي اتومبيل يا تلفنهاي همراه) قابل انجام هستند. در جادههاي ماشين رو، در هر چندكيلومتر يك دستگاه تلفن اورژانس وجود دارد؛ پيكانهاي روي تيركهاي نشانگر كه بين اين تلفنها واقع شدهاند، جهت نزديكترين تلفن را نشان ميدهند. براي فراخواني كمك از طريق اين تلفنها، تنها كافي است گوشي را برداريد و شماره تلفن امداد را بگيريد؛ به درخواست شما پاسخ داده ميشود. اگر براي درخواست كمك از طريق تلفن، مجبور به ترك مصدوم هستيد، قبلاً با انجام عمليات حياتي، خطرهاي تهديدكننده را در مصدوم به حداقل برسانيد (به « ارزيابي اوليه » مراجعه كنيد). تماس خود را كوتاه ولي دقيق انجام دهيد. اگر از شخص ديگري خواستيد كه اين تماس را برقرار سازد، از او بخواهيد كه (پس از انجام تماس) برگردد و شما را از آمدن نيروهاي امدادي، مطمئن سازد.
برقراري تماس تلفني
وقتي با تلفن اورژانس تماس ميگيريد، در مورد خدمات موردنياز شما سؤال ميشود و سپس به افسر كنترل مربوطه وصل ميشويد. اگر با چندين مصدوم مواجه شدهايد، آمبولانس درخواست كنيد؛ مركز آمبولانس به ساير مراكز خدماتي اطلاع خواهد داد. اگر در مورد موقعيت مكاني خود مطمئن نيستيد، هراس به خود راه ندهيد. سعي كنيد از بوميان و اطرافيان موقعيت جغرافيايي محل را جويا شويد. ممكن است از شما بخواهند كه براي «نشان دادن راه» خدمات اورژانس، در كنار دستگاه تلفن بمانيد. اگر ميخواهيد شخصي را براي انجام اين كار روانه كنيد، مطمئن شويد كه وي اهميت موضوع را درك كرده است و گزارش ماجرا را به شما خواهد رساند.
تماس با مركز خدمات اورژانس سعي كنيد خونسردي خود را حفظ كنيد تا بتوانيد تمام اطلاعات موردنياز مركز خدمات اورژانس را ارايه كنيد. تا زماني كه افسر كنترل بتواند خط شما را رديابي كند، تلفن را قطع نكنيد.
اطلاعاتي كه بايد در اختيار اورژانس قرار دهيد؟
- نام خود را درست بيان كنيد و ذكر كنيد كه به اندازه ظرفيت خود به عنوان يك ارايهكننده كمكهاي اوليه، مشغول به فعاليت هستيد. جزييات زير ضروري هستند:
- شماره تلفن خودتان
- محل دقيق حادثه
در صورت امكان، نام يا شماره جاده را بدهيد. هرگونه تقاطع يا نشانه ديگرا را ذكر كنيد.
- نوع و سنگيني مورد اورژانس؛ بهعنوان مثال «حادثه رانندگي، دو ماشين، جاده مسدود شده، 3 نفر گير افتادهاند».
- تعداد، جنس و سن تقريبي مصدومان و هر چيزي كه در مورد وضعيت آنها ميدانيد؛ بهعنوان مثال «مرد، پنجاه و چند ساله، مشكوك به حمله قلبي، ايست قلبي».
- جزييات هر نوع خطر مثل گاز، مواد سمي، صدمه خطوط نيرو يا وضع آب و هوا (مثلاً مه يا جاده يخ زده).
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 2
مراقبت از خود
حفاظت از خود در برابر آسيب و عفونت در واقع ارايه كمكهاي اوليه، بسيار پراهميت است. يكي از قواعد اوليه در ارايه كمكهاي اوليه، اطمينان پيدا كردن از بيخطر بودن موقعيت پيش از شروع درمان مصدوم است. به خاطر بسپاريد كه عفونت حتي با وجود آسيبهاي نسبتاً جزيي، ميتواند يك خطر باشد. از اين رو لازم است كه گامهايي را در جهت جلوگيري از تماس با عفونت مصدوم يا عدم انتقال عفونت خود به مصدوم، طي كنيد. به علاوه، بايد مراقب سلامت رواني خود باشيد و سعي كنيد كه برخوردي مؤثر با استرس داشته باشيد.
امنيت شخصي
در موقعيتهاي خطرناك، دست به اقدامات قهرمانانه نزنيد. اگر خود را در معرض خطر قرار دهيد، احتمالاً نميتوانيد به صورتي مؤثر به مصدومان كمكرساني كنيد. هميشه ابتدا وضعيت خود را ارزيابي كنيد و مطمئن شويد كه موقعيتي كه قصد ورود به آن را داريد، براي شما خطري ايجاد نميكند.
اقدامات در وضعيتهاي اورژانس
در هر موقعيت اورژانس، بايد از يك مجموعه اقدامات مشخص پيروي كنيد. از اين طريق، شما قادر خواهيد بود موارد ضروري را اولويتبندي كنيد و شخصاً تصميمگيري كنيد. گامهاي اصلي عبارتند از: ارزيابي وضعيت، بيخطر كردن محل، ارايه كمكهاي اورژانس و كمك گرفتن از ديگران. قبل از دست زدن به هر كاري، سعي كنيد بر احساسات خود غلبه كنيد و يك لحظه بينديشيد. بسيار مهم است كه خود را در معرض خطر قرار ندهيد بنابراين در مواردي كه خطرناك است، به سرعت وارد نشويد. به خطر وجود گاز يا بنزين دقت كنيد. به علاوه، سعي نكنيد همه كارها را به تنهايي انجام بدهيد.
اولويتهاي كمكهاي اوليه
وضعيت را ارزيابي كنيد. به سرعت و با حفظ خونسردي، آنچه را كه رخ داده تحت نظر بگيريد و به دنبال هرگونه خطر تهديدكننده خود يا مصدوم بگرديد. هرگز خود را در معرض خطر قرار ندهيد.
محل را از خطر عاري كنيد. در حد توان، مصدوم را از خطر محافظت كنيد اما به محدوديتهاي خودتان هم واقف باشيد.
كمكهاي اورژانس را ارايه دهيد. وضعيت تمام مصدومان را ارزيابي كنيد تا بتوانيد اولويتها را مشخص كنيد و اول آنهايي را كه دچار وضعيتهاي تهديدكننده حيات هستند درمان كنيد.
از ديگران كمك بگيريد. به سرعت مطمئن شويد كه هرگونه كمك طبي ضروري يا كمكهاي تخصصي درخواست شدهاند و در راه هستند.
ارزيابي وضعيت
رويكرد شما بايد بسيار سريع و در عين حال با حفظ خونسردي و كنترل باشد. اولويتهاي كاري شما عبارتند از: شناسايي هرگونه خطر براي خودتان، مصدوم و ناظران، سپس بررسي امكانات موجود و نوع كمكي كه ممكن است به آن نياز داشته باشيد. هنگامي كه پيشنهاد كمك به شخص ميدهيد، بگوييد كه از مهارتهاي كمكهاي اوليه برخوردار هستيد. اگر هيچ پزشك، پرستار يا افراد كارآزموده ديگري در محل حضور ندارند، با خونسردي مسؤوليت را بپذيريد. ابتدا سؤالات زير را از خود بپرسيد:
آيا خطر همچنان وجود دارد؟
آيا جان كسي در معرض خطر فوري قرار دارد؟
آيا ناظري براي كمك وجود دارد؟
آيا من به كمك تخصصي نياز دارم؟
بيخطر كردن محل
شرايطي كه منجر به وقوع حادثه شده است، ميتواند همچنان خطرزا باشد. فراموش نكنيد كه امنيت خودتان در درجه اول قرار دارد. اغلب اقدامات ساده (مثل خاموش كردن يك سوييچ) براي بيخطر كردن محل كفايت ميكند. اگر نميتوانيد خطر تهديدكننده حيات را از بين ببريد، بايد سعي كنيد بين مصدوم و محل خطر، قدري فاصله ايجاد كنيد و در صورت امكان، ميزان خطر را به حداقل برسانيد. به عنوان آخرين اقدام، بايد مصدوم را از محل خطر دور كنيد (به مبحث « جابهجا كردن بيماران » مراجعه كنيد). معمولاً براي جابهجا كردن مصدوم به تجهيزات و كمكهاي تخصصي نياز خواهيد داشت.
بيخطر كردن وسيله نقليه در برخورد با مصدومي كه داخل وسيله نقليه است، خاموش كردن سوييچ در اولويت قرار دارد. اين عمل خطر ايجاد آتشسوزي ناشي از شمع اتومبيل را كاهش ميدهد.
ارايه كمكهاي اورژانس
پس از بيخطر شدن محل، به سرعت يك بررسي مقدماتي و ارزيابي اوليه از هر مصدوم انجام دهيد تا مصدوماني را كه به كمكهاي اوليه اورژانس نياز دارند، فوراً درمان كنيد. به هر حال، درخواست كمك ضروري را به تأخير نيندازيد؛ در صورت امكان، از يك ناظر بخواهيد كه اين كار را انجام دهد. براي پي بردن به وجود يا عدم وجود تنفس در مصدوم، به قفسه سينه وي نگاه كنيد. در مورد هر مصدوم، موارد زير را بررسي كنيد:
آيا مصدوم هوشيار است؟
آيا راه تنفس باز است؟
آيا مصدوم نفس ميكشد؟
آيا نشانههاي گردش خون در مصدوم وجود دارند؟ مشاهدات شما، اولويتها و نيز زمان نياز به كمك و ميزان كمك موردنياز را تعيين ميكنند.
انجام كمكهاي اورژانس به محض برطرف شدن خطر، ارزيابي اوليه را انجام دهيد: بررسي كنيد كه آيا راه تنفس مصدوم باز است، نفس ميكشد و نشانههاي كار كردن قلب و گردش خون وجود دارند يا خير.
كمك گرفتن از ديگران
گاهي امكان دارد كه همزمان با چندين كار مواجه شويد: حفظ امنيت، تماس تلفني براي درخواست كمك و آغاز كمكهاي اوليه. ميتوانيد از افراد ديگري براي انجام كارهاي زير كمك بخواهيد:
بيخطر كردن محل
انجام تماس تلفني براي درخواست كمك
آوردن تجهيزات كمكهاي اوليه
كنترل ترافيك و ناظران
كنترل خونريزي يا نگه داشتن يك اندام
خلوت كردن اطراف مصدوم
انتقال مصدوم به يك مكان بيخطر
برخورد با ناظران ممكن است افراد حاضر در صحنه حادثه بتوانند به راههاي مختلف به شما كمك كنند (مثلاً آوردن تجهيزات يا كنترل كردن ساير ناظران). به آنها بگوييد كه آموزشهاي مربوط به كمكهاي اوليه را پشت سر گذاردهايد و درخواستهاي خود را با صراحت مطرح كنيد.
كنترل كردن ناظران
واكنشهاي ناظران ممكن است باعث شود كه شما نگران يا حتي عصباني شويد. ممكن است اين افراد هيچ آموزشي درباره اين كمكهاي اوليه نديده باشند و احساس ترس يا بيفايده بودن كنند. در صورتي كه اين عده خود در حادثه حضور داشته باشند و يا شاهد آن بودهاند، ممكن است آسيب ديده باشند و قطعاً دلواپس و نگران خواهند بود. اگر به هر طريقي نياز به كمك يك ناظر داشتيد، اين مطالب را فراموش نكنيد. روشي قاطعانه توأم با خوش رفتاري به كار بگيريد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بخش اصول كمكهاي اوليه در كمكهاي اوليه 1
چگونه ارايهكننده كمكهاي اوليه باشيم
يادگيري كمكهاي اوليه از يك كتاب راهنما يا يك دوره آموزشي، با آنچه در واقعيت اتفاق ميافتد كاملاً مشابه نيست. اكثر ما در برخورد با «موارد حقيقي» دچار نگراني ميشويم. با مقابله كردن با اين نوع احساسات، بهتر قادر به برخورد با موارد غيرمنتظره خواهيم بود.
هر آنچه در توان داريد، انجام دهيد
علم كمكهاي اوليه، سختگير نيست و خطاهاي انساني را ميپذيرد. حتي با درمان مناسب و سختترين كوششهاي شما، امكان دارد مصدوم در حد انتظار پاسخ ندهد. بعضي وضعيتها حتي با بهترين مراقبت پزشكي، به ناچار به مرگ منتهي ميشوند. اگر در حد توان تلاش كنيد، وجدان شما آسوده خواهد بود.
خطرها را ارزيابي كنيد
اصل طلايي و اوليه آن است كه «اول سعي كنيد ضرر نرسانيد». بايد از درماني استفاده كنيد كه به احتمال قوي براي مصدوم مفيد واقع ميشود و نبايد فقط از جهت اينكه كاري انجام داده باشيد، درماني را به كار ببريد كه در مورد كارايي آن اطمينان نداريد. اصل «انسان نيكوكار»، از افرادي كه در وضعيت اورژانس براي كمك به ديگران پا به صحنه ميگذارند، حمايت ميكند ولي از افرادي كه حد و مرزهاي پيشرفته شده را زير پا ميگذارند، پشتيباني نميكند. اگر خونسردي خود را حفظ كنيد و از راهكارهاي مشخص شده در اين كتاب پيروي كنيد، نيازي به نگراني درباره عواقب قانوني نخواهيد داشت.
مسؤوليتهاي شما
مسؤوليتهاي ارايهكنندگان كمكهاي اوليه بهطور مشخص تعيين شده است. اين موارد عبارتند از:
ارزيابي سريع و بيخطر يك وضعيت اورژانس و فراخواني كمكهاي مناسب
محافظت از مصدومان و ساير افراد حاضر در صحنه در برابر خطرها
شناسايي آسيب يا نوع بيماري مصدوم در حد امكان
ارايه درمان به موقع و مناسب به هر كدام از مصدومان (درمان وضعيتهاي بسيار خطرناك اولويت دارد).
فراهم كردن شرايط انتقال مصدوم به بيمارستان، نزد يك پزشك يا منزل وي (بسته به ضرورت)
در صورت نياز به كمكهاي پزشكي، باقي ماندن در كنار مصدوم تا زماني كه امكان ارايه مراقبتهاي بيشتر فراهم شود.
گزارش كردن مشاهدت خود به افرادي كه مراقبت از مصدوم را به عهده ميگيرند و در صورت نياز، ارايه كمكهاي بيشتر
پيشگيري از انتقال متقاطع عفونت بين خود و مصدوم در حد امكان .
وضعيت را ارزيابي كنيد در مورد واقعه از مصدوم يا ناظران سؤال كنيد. سعي كنيد آسيبهاي وي را شناسايي كنيد و ابتدا موارد ضروري را درمان كنيد. مصدوم را تا زماني كه كاملاً ضروري نباشد، حركت ندهيد.
با اطمينان اقدام به مراقبت از مصدوم كنيد
هر مصدومي بايد احساس امنيت داشته باشد و بداند كه فرد كارآزمودهاي از وي مراقبت ميكند. با رعايت نكات زير، ميتوانيد جوي از اطمينان و اعتماد به وجود آوريد:
هم واكنشهاي خود و هم مشكل ايجاد شده براي مصدوم را كنترل كنيد.
خونسرد و منطقي عمل كنيد.
خوش رفتار ولي قاطع باشيد.
با مهرباني اما هدفدار و صريح با مصدوم صحبت كنيد.
ايجاد اطمينان
در طول زمان معاينه و درمان مصدوم، با وي صحبت كنيد.
به وي توضيح بدهيد كه قصد داريد چه كاري انجام دهيد.
سعي كنيد با دادن پاسخهاي صادقانه به سؤالات بيمار، تا جايي كه ميتوانيد از ترس وي كم كنيد. در صورتي كه پاسخ سؤالي را نميدانيد، اين مطلب را به بيمار بگوييد.
حتي پس از پايان درمان، باز هم اطمينان بخشيدن به بيمار را ادامه بدهيد. همچنين در مورد خويشاوندان نزديك مصدوم يا هر شخص ديگري كه بايد از اين حادثه مطلع شود، سؤال كنيد. از مصدوم بپرسيد كه آيا لازم است مسؤوليتهايي را كه بر عهده وي بوده (مثلاً رفتن به مدرسه به دنبال فرزندش) انجام دهيد.
فردي را كه مطمئن هستيد در حال مرگ و يا شديداً بدحال يا آسيبديده است، رها نكنيد. به گفتگو با مصدوم ادامه بدهيد و دست وي را بگيريد؛ هرگز اجازه ندهيد كه فرد احساس تنهايي كند.
گفتگو با خويشاوندان
رساندن خبر فوت به خويشاوندان مرحوم معمولاً از وظايف پليس يا پزشك مربوطه است. با اين وجود، مناسب است كه شما به خويشاوندان و دوستان فرد بگوييد كه وي مصدوم يا بيمار شده است. هميشه مطمئن شويد كه اولين شخص طرف گفتگو با شما، همان شخص مناسب و مرتبط با حادثه است. سپس، در حد توان ساده و صادقانه، به توضيح ماجرا بپردازيد و در صورت لزوم، محلي را كه مصدوم به آنجا منتقل شده هم ذكر كنيد. مبهم يا اغراقآميز سخن نگوييد چون اين كار ميتواند دلواپسي بيمورد ايجاد كند. بهتر است به جاي دادن اطلاعات گمراهكننده به فرد در مورد يك آسيب يا بيماري، اظهار بياطلاعي كنيد.
نحوه برخورد با كودكان
كودكان كم سن و سال بسيار زيرك هستند و هر گونه ترديد و دودلي شما را به سرعت درك ميكنند. اعتماد كودك آسيبديده يا بيمار را از طريق گفتگوي ابتدايي با فرد مورد اعتماد وي (در صورت امكان يكي از والدين) جلب كنيد. در صورتي كه پدر يا مادر كودك، شما را بپذيرند و متقاعد شوند كه كمك شما مؤثر واقع خواهد شد، اين حس اعتماد به كودك منتقل ميشود. هميشه در مورد روند كار و آنچه قصد داريد انجام دهيد، با جملاتي ساده به كودك توضيح بدهيد؛ از بالاي سر كودك با او صحبت نكنيد. نبايد كودك را از مادر، پدر يا ساير افراد مورد اعتماد وي جدا كنيد.
ارايه كمكهاي اوليه به يك كودك سعي كنيد كه كودك ضمن درمان شما، احساس آرامش و اطمينان كند. هميشه بدون توجه به اينكه سن كودك چقدر است، در مورد آنچه انجام ميدهيد به وي توضيح دهيد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
دارو شناسی 1
ANTIDOTES
ACETYLCYSTEINE-ACTIVATED CHARCOAL-AMYL NITRITE-ATROPINE-CALCIUM DISODIUM EDETATE-DEFEROXAMINE-DICOBALT EDETATE-DIMERCAPROL-DISODIUM EDETATE-OBIDOXIME CHLORIDE-PENICILLAMINE-SODIUM THIOSULFATE
ACETYLCYSTEINE
موارد مصرف: استيل سيستئين برايدرمان مسموميت با استامينوفن و بهمنظور جلوگيري از اثر سمي آن بر كبدبهكار برده ميشود.
مكانيسم اثر: استيل سيستئين ميتواند كبدرا در برابر عوارض سمي متابوليت فعالاستامينوفن، از طريق افزايش ميزانگلوتاتيون و پيوند با متابوليت فعال،محافظت نمايد.
موارد منع مصرف: در آسم شديد وحساسيت به استيل سيستئين نبايدمصرف گردد.
هشدارها: 1 ـ در صورت وجود زخم معدهبا احتياط مصرف گردد.
2 ـ درمان با اين دارو حتي در صورتبروز كهير بايد ادامه يابد.
عوارض جانبي: عوارض اين دارو خيليشايع نيست ولي شامل واكنشهايحساسيتي، انقباض برونش، ادم صورت،بثورات جلدي، آنافيلاكسي، گيجي، تب،تهوع و استفراغ ميباشد.
نكات قابل توصيه: 1 ـ دارو را ميتوانبهصورت تزريق داخل وريدي تجويز كرد.
2 ـ قبل از استفاده از اين دارو در درمانمسموميت با استامينوفن ضروري استكه محتويات داخل معده تخليه شود.
3 ـ درمان با اين دارو حداكثر ظرف 24ساعت اول پس از مسموميت صورت گيرد.
مقدار مصرف: بهعنوان پادزهر درمسموميت با استامينوفن در ابتدا مقدار150mg/kg در 200 ميليليتر دكستروز 5%طي 15 دقيقه انفوزيون وريدي ميشود ومتعاقب مقدار 50mg/kg در 500 ميليليتردكستروز 5% طي 4 ساعت و سپس100mg/kg در 1000 ميليليتر دكستروز5% وراري 16 ساعت انفوزيون ميگردد.مقدار مصرف اين دارو در كودكان مشابهبزرگسالان است.
اشكال دارويي:
Injection: 200mg / ml
ACTIVATED CHARCOAL
موارد مصرف: زغال فعال براي درمانغيراختصاصي اورژانس در مسموميتناشي از اكثر داروها و مواد شيمياييمصرف ميشود. اين دارو ميتواند بهبسياري از سموم در معده پيوند يافته وجذب آنها را كاهش دهد، هر چند كه درمسموميت با سيانور كاملا بياثر و درمسموميت با اسيدهاي معدني، بازهايسوزاننده، اتانول، متانول و املاح آهن،اسيدبوريك و مواد پاك كننده نسبت بياثراست. اين دارو براي درمان اسهال، سوءهاضمه، هيپركلسترولميا و كمك به جذبگازهاي روده كه موجب نفخ ميشوند نيزمصرف ميشود.
مكانيسم اثر: بهعنوان داروي ضداسهال،زغال فعال شده بسياري از محركهايي راكه موجب اسهال و نارحتي گوارشيميشوند، جذب سطحي ميكند. بهعنوانپادزهر اين دارو مواد سمي خورده شده راجذب سطحي كرده و مانع از جذب آنها درمعده و روده ميشود.
فارماكوكينتيك: اين دارو از مجراي
گوارش جذب نميشود و متابوليزه نيزنميگردد. راه اصلي دفع آن از طريق
مدفوع است. حداكثر اثر درماني چنانچهدارو طي 30 دقيقه پس از بلع ماده سميتجويز گردد، حداكثر اثر درماني حاصلميگردد.
هشدارها: 1 ـ مصرف دارو ممكن استموجب بروز تهوع و استفراغ گردد
كه ممكن است در موارد بلع مواد
سوزاننده يا هيدروكربنهاي فرارخطرناك باشد.
2 ـ مصرف طولاني اين دارو براي رفعناراحتيهاي گوارشي كودكان زير 3 سال،ممكن است سوء تغذيه ايجاد نمايد.
تداخلهاي دارويي: زغال فعال ميتواندداروهاي موجود در لوله گوارش را جذبكند. جذب استيل سيستئين خوراكي وشربت ايپكا را كاهش ميدهد. لذا درمواردي كه مصرف هر دو دارو لازم استتوصيه ميشود كه زغال را فقط پس ازاتمام استفراغ تجويز كرد. زغال را نبايد باشير يا شربت مخلوط كرد زيرا ظرفيتجذب با آن كاهش مييابد.
نكات قابل توصيه: 1 ـ دارو در ظرفدربسته نگهداري شود.
2 ـ اگر قبلا به مسموم شربت ايپكا دادهشده است، بعد از بروز استفراغ از اين دارواستفاده شود.
3 ـ استفاده طولاني مدت اين دارو بهعنوانضد نفخ توصيه نميگردد.
4 ـ اين دارو رنگ مدفوع را سياه ميكند،اگرچه اين مسأله از نظر درماني اهميتندارد.
5 ـ از مصرف همزمان با ساير داروهاخودداري شود.
مقدار مصرف:
بزرگسالان: در مسموميت حاد مقدار
100g ـ 30 گرم (g/kg 2 ـ 1) بهصورتسوسپانسيون در آب مصرف ميشود. دردرمان اسهال، مقدار 520 ميليگرممصرف ميشود كه برحسب نياز، هر 30دقيقه تا يكساعت تكرار ميشود، حداكثرمقدار مصرف در اين موارد 4g/dayميباشد. بهعنوان ضد نفخ، مقدار 4 - 1گرم از دارو سه بار در روز بعد از غذامصرف ميشود.
اشكال دارويي:
Tablet: 250mg
Suspension: 30g / 240ml
AMYL NITRITE
موارد مصرف: آميل نيتريت براي درمانحملات حاد آنژين صدري بهكار ميرود.ولي بدليل وجود داروهايي با سميت كمترمانند نيتراتها كمتر مورد استفاده قرارميگيرد. اين تركيب عموم در درمانمسموميت با سيانيد مصرف ميشود. ايندارو همچنين بهعنوان داروي كمكتشخيصي در بررسي عملكرد ذخيرهايقلب استفاده ميشود.
مكانيسم اثر: بهنظر ميرسد كه اثر ضدآنژين آميل نيتريت در نتيجه كاهش فشارشرياني سيستميك و ريوي باشد و كاهشبرونده قلبي به دنبال مصرف آميل نيتريت،ناشي از گشاد شدن عروق محيطيميباشد. به عنوان پادزهر مسموميت باسيانيد، آميل نيتريت موجب تشكيلمتهموگلوبينمي ميگردد. اين ماده باسيانيد تركيب شده و تبديل به تركيب غيرسمي سيانومتهموگلوبين ميشود.
فارماكوكينتيك: اثر آن طي 30 ثانيه شروعشده و 5 ـ 3 دقيقه ادامه خواهد داشت.متابوليسم آن كبدي است و تقريب 1/3 آناز راه كليهها دفع ميگردد.
هشدارها: 1 ـ در بيماران سالخورده،احتمال بروز كمي فشار خون در حالتايستاده بيشتر است.
2 ـ در كم خوني شديد، خونريزي مغزي وضربات وارده به سر، پركاري تيروئيد وانفاركتوس اخير ميوكارد با احتياطمصرف گردد.
عوارض جانبي: عوارض شايع شاملسرگيجه و يا منگي هنگام برخاستن ازحالت خوابيده و يا نشسته، برافروختگيصورت و گردن، سردرد خفيف، تهوع يااستفراغ، نبض سريع و بيقراري ميباشد.
تداخلهاي دارويي: مصرف همزمان باداروهاي پايين آورنده فشار خون و ياساير داروهاي گشادكننده عروق اثر آن راتشديد ميكند. اثرات هيستامين ونوراپينفرين و استيل كولين در مصرفهمزمان با آميل نيتريت كاهش مييابد.داروهاي مقلد سمپاتيك اثر آميل نيتريت راكم ميكنند.
نكات قابل توصيه: 1 ـ بيمار بايد آمپول رادر ميان دستمالي شكسته و 6 ـ 1 بار آنرااستنشاق كند و سپس در حالت نشسته وخوابيده قرار گيرد.
2 ـ اين دارو قابل اشتعال است.
مقدار مصرف: به عنوان ضد آنژين، مقدار0/3 ميليليتر (يك آمپول) استنشاقميشود و ميتوان آنرا هر 5 ـ 3 دقيقه تكراركرد به عنوان پادزهر مسموميت با سيانيددر صورت لزوم هر 5 دقيقه به مدت
60 ـ 30 ثانيه تا زمان بهوش آمدناستنشاق ميشود و سپس فاصله مقاديرمصرف را طولاني كرده و تا 24 ساعتمصرف دارو ادامه مييابد.
اشكال دارويي:
Ampules for Inhalation
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
فراگیری توصیه های ایمنی
برای کسانی که در مناطق زلزله خیز زندگی می کنند، همیشه این سؤال مطرح بوده است که اگر زلزله رخ دهد چکار کنند. سؤال دیگر آنها این است که چه زمانی این زلزله اتفاق می افتد؟ از آنجا که دانشمندان تاکنون نتوانسته اند تاریخ وقوع زلزله را به طور دقیق پیش بینی کنند. مردم باید برنامه های آمادگی را برای زمان وقوع این پدیده فراگیرند. برنامه ریزی و آمادگی برای زلزله تا حد زیادی خسارات فیزیکی و روانی ناشی از زلزله را کاهش می دهد. یکی از اهداف آموزش همگانی ارتقاء سطح آگاهی مردم و آموزش آنان به منظور کاهش خطرات ناشی از زلزله است. درا ینجا شما با ضروری ترین اقدامات قبل، هنگام و پس از زلزله آشنا می شوید:
توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله:
آمادگی فردی؛
توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله در منزل؛
توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله در مراکز اداری؛ بر اساس نظریه متخصصان:
کسب آمادگی به عنوانی یکی از بهترین روشهای پیشگیری در کاهش خطرهای ناشی از این پدیده محسوب می شود. در مرحله آمادگی است که روشهای ایمنی و چگونگی کاربرد آنها آموخته می شود. بنابراین ضروری است که آموزشهایی برای آشنایی با پدیده زلزله و نحوه مقابله با خطرات ناشی از آن به عموم مردم ارائه شود.
آمادگی فردی:
در مورد آنچه که باید در هنگام وقوع زلزله انجام دهید فکر کنید، ممکن است هنگام وقوع زلزله در خانه، محل کار، سالن اجتماعات، تأتر، استادیوم، در حال دیدار دوستان، رانندگی و یا مشغول انجام دیگر فعالیتهای عادی خود باشید. برنامه ریزی و آمادگی شما باعث می شود که در هنگام وقوع حادثه خونسرد، ولی موثر رفتار کنید. نزدیکترین محلهای امدادرسانی نظیر درمانگاه. ایستگاه آتش نشانی و پلیس را شناسایی کنید. کیفی حاوی وسایل ضروری برای بعد از وقوع زلزله آماده کنید و آن را در محل امنی که دسترسی به آن در موقع لزوم راحت باشد قرار دهید. بعد از وقوع زلزله از مهمترین نیازها، خوردن، نکات بهداشتی، امدادرسانی و کمک به دیگران می باشد. برای این کارها وسایلی لازم است که شاید جمع آوری آنها پس از زلزله امکان نداشته باشد، پس بهتر است از قبل آنها را تهیه کنید و در بسته ای قرار دهید و در محل امنی بگذارید. با وجود این تجهیزات، شما می توانید بعد از وقوع زلزله تا رسیدن نیروهای امدادی به مدت 72 ساعت یا بیشتر در خانه، محیط کار و یا خودرو شخصی از خود و خانواده خویش محافظت کنید. مایحتاج ضروری را بر حسب تشخیص خود در خانه، محل کار و یا خودرو شخصی به صورت ذخیره و در دسترس داشته باشید.
وسایل ضروری:
جعبه کمک های اولیه شامل باند و گاز استریل، مواد ضدعفونی کننده، پماد سوختگی و آنتی بیوتیک، اسپیرین، قیچی، قطره چشمی و داروهایی که با تجویز پزشک به طور منظم استفاده می کنید
دفترچه ای حاوی شماره تلفن های ضروری و مراکز امدادی
چراغ قوه با باطری یدک
کپسول کوچک اطفاء حریق
دستکش و کفش محکم
وسایل بهداشت شخصی (حوله، صابون، خمیردندان و مسواک، پودر شوینده، دستمال کاغذی و ...)
انبردست و آچار، بیل و کلنگ
حداقل 4 لیتر آب را برای هر فرد در یک ظرف نشکن ذخیره کنید و هر چند وقت یکبار از نظر تازگی و بهداشتی بودن باید بررسی و تعویض شوند
مواد غذایی فاسد نشدنی به تعداد افراد خانواده برای مدت 3 روز مانند غذای کنسرو شده، کمپوت، بیسکویت، مواد غذایی، آبنبات و ...
توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله درمنزل
هر فردی به عنوان سرپرست و یا عضوی از خانواده می تواند با فراگیری توصیه های ایمنی و عمل به آنها جان خود و اطرافیان را در برابر خطرات ناشی از زلزله حفظ کند.
الف - ایمن سازی محیط منزل:
خانه خود را از نظر آسیب پذیری زلزله بررسی کنید
آتش سوزی ناشی از وقوع زلزله می تواند از لوله های شکسته شده نفت و گاز و ... ایجاد شود. بنابراین آبگرمکن و دیگر وسایل نفت سوز و گاز سوز را توسط پیچ و مهره و سایر وسایل ممکن در جای خود محکم کنید
در صورت امکان از اتصالات انعطاف پذیر استفاده کنید
وسایل سنگین که هنگام زلزله امکان سقوط دارند از جمله کتابها و گلدانهای آویز و لوسترها را با وسایل ممکن در جای خود محکم کنید
اشیاء بزرگ و سنگین را در قفسه های پایین تر قرار دهید و قفسه ها را با روش ایمنی به دیوارها محکم کنید
اجسام سنگین و وسایل خانگی بلند مانند یخچال، کمد، کتابخانه از جمله اشیاء خطرناک به حساب می آیند. سعی کنید آنها را در جای خود استوار سازید. اگر قابل ایمنی شدن نیستند به یاد داشته باشید هنگام وقوع زلزله از آنها فاصله بگیرید
شیروانیها و لوله های بخاری را بازرسی کنید و امکان سقوط آنها را در زمان وقوع زلزله از بین ببرید
اشیایی که در قسمت خارجی ساختمان قرار دارند مانند کولر، گلدانهای پشت پنجره و ظروف مواد غدایی را بردارید و در جای مناسبی قرار دهید
از ریختن مواد خطرناک مانند مواد شیمیایی، اسیدها و ضدعفونی کننده های قوی در ظروف شیشه ای خودداری کنید
در خانه سازی یا تعمیر بناهای قدیمی از آیین نامه های ساختمانی به منظور کاهش خطرات زلزله پیروی کنید
از خانه خود نقشه ای تهیه کنید که در آن اماکن امن، خطرناک، راههای خروجی و محل قرارگیری شیر اصلی آب و کنتور برق و گاز مشخص شده باشد
کیف حاوی وسایل ضروری بعد از وقوع زلزله را در مکان امنی که دسترسی به آن در هنگام ضرورت آسان باشد قرار دهید و همه اعضای خانودده را از محل آن آگاه سازید.
ب – همه اعضای خانواده باید بیاموزند که:
چگونه جریان برق را قطع و شیرهای آب و گاز و نظایر آن را از محل اصلی ببندند
در حد امکان در یادگیری کمکهای اولیه بکوشند، زیرا پس از بروز یک زلزله شدید، محلهای درمانی و پزشکی مملو از جمعیت خواهند شد و در نتیجه، دسترسی به امکانات پزشکی بسیار مشکل خواهد بود
هر چند گاه یکبار وقوع زلزله فرضی را در خانه خود صحنه سازی نمایند و به کمک همه اعضای خانواده روشهای ایمنی و پیشگیری در برابر زلزله را تمرین کنند
امکان وقوع حوادث ناشی از زلزله را در خانه خود از بین ببرند. برای مثال محل خواب خود را دور از پنجره ها قرار دهند و راههای خروجی و راهروها را بررسی کنند و وسایلی را که ممکن است بعد از یک زمینلرزه آنها را مسدود کند به جای دیگری انتقال دهند
از محل خروجیهای اضطراری، زنگهای خطر و کپسولهای اطفاء حریق آگاهی داشته باشند تا هنگام لزوم بتوانند بی درنگ از آنها استفاده کنند
از مهارتهای همسایگان خود اطلاع حاصل نمایند. ممکن است تا رسیدن امداد به شما چندین روز طول بکشد و بنابراین این مهم است که بتوانند به یکدیگر کمک بکنند
هر چند گاه یکبار با افراد خانواده در مورد زلزله و دیگر مصایب طبیعی گفت و گو کنند و توصیه های لازم را به خاطر بسپارند. توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله در مراکز اداری
کسب آمادگی برای یک زمینلرزه در ساختمانهای اداری به دو شکل امکان پذیر خواهد بود:
ایمن ساز ی وسایل داخل ساختمان با استفاده از ابزار و امکانات مناسب
آمادگی افراد و ساکنین ساختمان برای انجام عملکرد صحیح در زمان، هنگام و بعد از زمینلرزه با رعایت و بکار بستن توصیه های ایمنی در محیط کارتان می توانید خود و همکارانتان را در برابر وقوع زلزله احتمالی ایمن کنید.
محیط اداری:
ساختمانهای اداری قدیمی، فاقد مقاومت لازم در برابر وقوع یک زمینلرزه شدید هستند که در این خصوص باید جهت مقاوم سازی آنها با متخصصین و مسئولین مشورت و تاکید شود
در اتاقها باید قطعات تزیینی سقف یا شبکه سازی ها مورد بازبینی قرار گیرند تا اطمینان حاصل شود که امن نصب شده اند
لیستی از کلیه شماره تلفن های ضروری مانند:آتش نشانی، هلال احمر، بیمارستانها و درمانگاهها تهیه شود. بخصوص آنهایی که به محل کار شما (ساختمان اداری) نزدیک هستند
در اتاق ها لامپ های مهتابی که بر روی سقف قرار دارند باید در جای خود محکم شده باشند و در صورت لزوم به وسیله دو سیم در دو طرف آنها مهار شوند
کلیه دارایی ها و اموال اداره برای برآورد خسارتهای احتمالی پس از وقوع زلزله تهیه شود
اصولاً آزمایشگاه محل نگهداری مواد قابل اشتعال و خطرناک است، حتماً باید مواد آزمایشگاهی خطرناک و قابل اشتعال در ظروف نشکن یا پلاستیکی قرار داده شده و در قفسه های دردار نگهداری شود
پارتیشن ها در جای خود به وسیله بست های فلزی محکم شوند
با همکاری کارکنان واحدهای مختلف، ماشین های اداری بزرگ و سنگین مانند کامپیوترها، چاپ و تکثیر، که امکان دارد هنگام زلزله جابجا شده و یا منجر به بسته شدن درها و راههای خروجی گردد به وسیله بست های فلزی یا تسمه های محکم مهار شوند
با همکاری کارکنان، کمدها و فایل ها و کتابخانه ها به کمک بست های مناسب به دیوار محکم شوند
بایگانی و انبار از اماکنی هستند که به علت وجود وسایل قابل اشتعال، پس از وقوع یک زلزله شدید و آتش سوزی احتمالی در معرض خطر قرار دارند. بنابراین باید سعی شود که لوازم آتش زا، مانند: نفت و گاز از وسایل قابل اشتعال: مانند کاغذ، کیسه های گونی و نایلونی، کارتون ها و جعبه ها و ...دور نگه داشته شوند و حداکثر اقدامات ایمنی در برابر آتش سوزی در این اماکن رعایت شده و سعی شود این اماکن به وسایل اطفاء حریق مجهز شوند
از کارکنان خواسته شود از قرار دادن میزهای کار در کنار پنجره های شیشه ای، زیر لوسترها و آویزها خودداری کنند
در داخل ساختمان کانل های کولر و هواکش باید به طریق مناسبی در جای خود محکم شده باشند تا احتمال پرتاب شدن آنها وجود نداشته باشد
با نظارت و هماهنگی کلیه واحدهای مختلف مواد خطرناک و قابل اشتعال در خارج از ساختمانهای اداری نگهداری شوند
با همکاری یکدیگر وسایلی را که در اثر حرکت امکان تولید جرقه و آتش سوزی دارند، مانند بخاری را مهار نمایید
از اسامی کلیه کارکنان در تمام طبقات و اتاقها لیستی تهیه شود
اطلاع کلیه کارکنان یک سازمان از محل کنتور آب، برق و گاز، تا در صورت لزوم بتوانند با سرعت جریان آنها را قطع کنند
آموزشهای لازم در زمینه کمکهای اولیه به کمک جمعیت هلال احمر
ترغیب کارکنان برای شناسایی کامل ساختمان و بخصوص مناطق خطرناک و راههای اضطراری
آموزش کارکنان برای استفاده از کپسولهای آتش نشانی در مواقع لوزم و نحوه اطفاء حریق به وسیله آنها
در زیر میزشان مکانی خاص برای مواقع خطر را داشته باشند
آموزش کلیه کارکنان هر واحد در مورد تهیه جعبه لوازم ضروری زمان زلزله، قرار دادن آنها در مکانهای قابل دسترسی و مشخص شده. توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله در مدارس و مراکز آموزشی
با در نظر گرفتن میزان آسیب پذیری، تعداد و پراکندگی دانش آموزان در سراسر کشور اگر زلزله شدیدی در ساعات آموزشی مدارس رخ دهد و برای رویارویی با این پدیده آمادگی نیز وجود نداشته باشد تلفات جانی فراوانی به دنبال خواهد داشت. بنابراین آموزش توصیه های ایمنی برای آمادگی در برابر خطرات ناشی از زلزله به دانش آموزان کشور امری ضروری است.
الف - ایمن سازی محیط:
پنجره و درهای شیشه ای بزرگ باید توسط چسب به صورت ضربدر یا در صورت امکان با سلفونهای چسبی به نوعی تقویت گردند تا بعد از شکشته شدن به اطراف پرت نشوند
گاهی اوقات گذشته از سقوط آوار، خرابی قفل درها باعث می شود تا افراد در قسمتهایی از ساختمان زندانی شوند، بنابراین باید قفل تمام درهای خروجی، دستشویی ها، اتاقها و ... بررسی شوند و نقص آنها رفع شود. یا در صورت لزوم تعویض گردند
خطر سقوط و پرتاب بسیاری از اجسام و وسایل را باید با تغییر مکان و یا محکم کردن آنها در جای خود از بین برد. وسایل سنگین و آویزان (مانند: چراغ آویز، تابلو، تخته سیاه، یخچال، آبگرمکن و ...) را به دیوار محکم کرد. در صورت امکان و حتی المقدور بهتر است محل نشستن افراد، زیر و یا نزدیک این وسایل نباشد. اشیاء سنگین، شکستنی و قابل سقوط روی کمد، قفسه ها و طاقچه ها را بردارید و به مکان نزدیک سطح زمین منتقل کنید
موادی را که زود آتش می گیرند از نزدیکی بخاری، آبگرمکن و سایر وسایل نفتی و یا گازی دور کنید
وسایل داخل کلاس ها و راهروها طوری قرار گیرند که مزاحم حرکت نشوند و جابجایی آنها هنگام وقوع زلزله راه خروجی را نبندند
راههای خروجی، پله های عادی و اضطراری از موانع خالی باشد
سیم کشی های برق و یا لوله کشی های گاز و آب، کلید و شیرهای اصلی آنها بررسی و نقایص احتمالی توسط متخصصین و والدین با تجربه درا ین امور برطرف شود، تا احتمال قطع آب و بروز خطر آتش سوزی که معمولاً بعد از زلزله رخ می دهد، از بین برود
مواد شیمیایی که احتمالاً سمی و یا قابل احتراق هستند به داخل قفسه های دردار انتقال داده شود؛ ظروف شیشه ای مخصوص نگهداری این مواد با ظروف پلاستیکی و نشکن تعویض شود
در صورت امکان توصیه می شود با قرار دادن میله یا نرده محافظ جلوی قفسه های کتابخانه از سقوط کتابها هنگام وقوع زلزله جلوگیری کنید.
ب – دانش آموزان باید:
نقشه مدرسه خود را بدانند و در آن، اماکن و راههای خروجی و محل قرارگیری شیرهای اصلی آب و گاز و کنتور برق را مشخص کنند
از محل قرارگیری جعبه کمکهای اولیه و کپسول اطفاء حریق و زنگهای خطر آگاهی داشته باشند تا در صورت لزوم از آنها استفاده کنند
طرز استفاده از کپسول اطفاء حریق و انجام عملیات امدادرسانی و کمکهای اولیه را تا حد امکان بدانند
امکان وقوع حوادث ناشی از زلزله را در کلاس درس از بین ببرند. برای مثال: فاصله محل نشستن ( میز و نیمکت) خود را با پنجره ها و درهای شیشه ای حفظ کنند
بیاموزند که چگونه جریان برق را قطع و شیرهای آب و گاز و نظایر آن را از محل اصلی ببندند.
توصیه های ایمنی قبل از وقوع زلزله در مدارس و مراکز آموزشی.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
تاريخچه ي احياي تنفسي
در زمانهاي گذشته در بين مردم جهان جهت برقراري مجدد تنفس در مصدومين و بخصوص غرق شدگان داخل آب ، روشهايي متداول بوده كه تاحدودي جان افراد را از خطر مرگ حتمي نجات مي داده ، ودر زمان خود نيز بهترين روش بوده . باگذشت زمان وبالا رفتن تجربه ي افراد و پيشرفت علم و مدد گرفتن از ابزار آلات ، بشر توانسته تعداد زيادي از افراد که دچار ايست تنفسي شده اند را احيا كند ، كه اين روشها به اختصار بيان ميشود .
اين تحقيق از منابع مختلفي ازجمله كتاب تنفس مصنوعي ونجات غريق به قلم استاد ارجمند جناب آقاي ابراهيم نعمتي گرفته شده است.
روش شلاق زدن
در اين روش ، فرد را به فلك بسته و شلاق مي زدند، گاهي اين روش را با استفاده از چوب يا برگهاي گزنه كه داراي تيغ هاي ريز است استفاده مي نمودند ويا با پارچه اي مرطوب او را مي زدند تا بيمار بحالت اوليه باز گردد .
روش داغ كردن
گاهي با ريختن مقداري خاكستر داغ وآتش ، يا ريختن آب جوش و يا سوزاندن فضولات خشك حيوانات بر روي شكم افراد ، براي نجات او اقدام مي كردند .
روش دميدن (1530 ميلادي)
« پاراسلو س» اولين كسي بود كه با وسيله مخصوصي كه شبيه دَمٍ آهنگري بود هوا را به داخل ريه ي شخص مي دميد . اين روش حدود سيصد سال در سراسر اروپا مورد استفاده قرار گرفت.
روش ضدعفوني كردن با دود (1711.م)
هنديهاي ساكن آمريكاي شمالي براي احيا و به هوش آوردن افرادي كه به ظاهر مرده اند مبادرت به دميدن دود به داخل مثانه حيوانات مي كردند وپس از پر شدن مثانه از دود آنرا به مقعد بيمار ويا غريق مي دميدند . اين روش تاسال 1767 در انگلستان شناخته شده و بطور موقت در مستعمرات آمريكا بكار گرفته مي شد .
به حالت ماً كوس قرار دادن ( سال 1770.م)
در اين روش به مچ پاي فرد مصدوم طنابي بسته و با استفاده از شاخه ي درخت و يا هر وسيله ديگر فرد را به حالت ماً كوس قرار مي دادند و در نتيجه ي فشار زيادي كه به سينه ي او وارد مي شد ، هوا از ريه ها خارج مي گرديد ، پس از آن طناب را آزاد كرده و او را روي زمين قرار مي دادند تا فشار روي سينه قطع شده و هوا داخل ريه ها شود ، اين كار را به دفعات تكرار كرده تا فرد تنفس طبيعي خود را شروع نمايد .
بكار بردن بشكه (سال 1773 .م)
در اين روش فرد را بصورت دَمَر ( روي شكم ) روي بشكه ي چوبي قرار داده و نجات دهنده با دست پاهاي فرد راگرفته و سپس بشكه را بطرف جلو وعقب مي غلطاندند ، حركت و غلطاندن بشكه ي چوبي بجلو سبب مي شد كه از فشار بروي سينه كاسته شده و در نتيجه هوا وارد ريه ها شود ( عمل دم انجام گيرد ) حركت وغلطاندن بشكه بطرف عقب موجب برخورد سينه با بشكه و درنتيجه فشار به سينه شده و بازدم انجام گرفته وهوا از ريه ها خارج مي شود .
روش روسي (سال1803.م )
در اين روش فرد را بطور افقي وصاف در زير خاك دفن نموده ، سر و قسمتي از سينه وي را خارج از خاك قرار مي دادند و بشدت بصورت او آب مي پاشيدند .
روش اسبي (سال 1812.م)
در اين روش فرد را به روي شكم روي اسب گذاشته وسپس اسب را يورتمه مي بردند . چون در اين حالت اسب ومصدوم بالا وپائين مي رفتند در نتيجه ريه ها باز و بسته مي شدند .
روش دال ريمپل(سال1831.م)
دراين روش يك تكه پارچه بلند به دور سينه ي مصدوم مي بستند و دو نفرِ كمك كننده آن را از دو طرف مي كشيدند و سپس آنرا رها مي كردند : كشيدن پارچه ها سبب فشار به سينه وخروج هوا از ريه ها شده و با آزاد نمودن پارچه ها ، سينه فرد منبسط گشته وعمل دَم انجام مي گرفت .
روش مارشال (1856.م)
در اين روش كه دكتر « مارشال هال» آنرا ابداع كرده بود ، مصدوم را از وضعيت روي شكم (دمر) ، بطرف پهلو غلطانده وپس ازلحضه اي توقف ، مجدداً وي را به حالت اوليه و بروي شكم بازگشت مي دادند و سپس با دستها به پشت او فشار وارد مي نمودند .
روش سيلوستر ( سال 1857.م)
در اين روش مصدوم را به پشت خوابانده وزير شانه هاي او يك پتو يا بالش قرار داده ، كمك دهنده بالاي سر مصدوم نشسته و دو دست وي را گرفته و مانند صليب باز كرده تا ريه ها باز شوند ، سپس دو دست را روي سينه ي مصدوم مي گذاشتند تا هوا خارج شود .
روش فرانسيس (سال1886.م)
در اين روش فرد مصدوم رابه پشت روي تكه اي چوب يا الوار خوابانده بطوريكه پائين كمر وي روي الوار قرار گيرد وسر اورا دوكمك دهنده گرفته و باهم تكان مي دادند .
روش پروچاونيك (سال1894.م)
در اين روش بايك دست دوپاي نوزاد را گرفته واو را وارونه كرده وبا دست ديگر به سينه هاي نوزاد فشار مي آوردند .
روش شيفر( سال1903 .م)
در اين روش كه يك فيزيو تراپيست انگليسي به نام دكتر« شارپكس شيفر» آن را ابداع كرده بود ، مصدوم را به روي شكم خوابانيده وپشت دستهاي او را زير صورت او قرار داده و كمك دهنده پشت سر او زانو مي زده وبا دستهاي كاملاً صاف خود ، ازپشت قفسه ي مصدوم را فشار داده تا هواي آن خارج شود و زماني كه دستهاي خود را برمي داشته هوا وارد ريه ها مي شده.
روش آكلن (سال1916.م)
دراين روش با استفاده از دستگاه مخصوصي كه روي سينه فرد مصدوم بسته مي شد وبا كمك دسته ي بالايي آن به شكل يك آكاردئون بالاو پائين مي بردند تا موجب باز وبسته شدن ريه ها شود.
روش ايسمنگر (سال1926.م)
در اين روش يك پمپ الكتريكي به كيسه هاي لاستيكي وصل كرده و اين كيسه را روي سينه فرد مصدوم مي بستند اين پمپ به دفعات پر وخالي شده وريه ها را باز وبسته مي كرده .
روش نيلسن(سال1935.م)
در اين روش كه «كلنل هولگر نيلسن » دانماركي آن راابداع كرد ، مصدوم را به روي شكم خوابانيده وصورت اورا روي دستهايش قرار مي دهند ، كمك كننده بالاي سر مصدوم زانو زده وآرنجهاي اورا گرفته وبه عقب مي كشد ، در اين حالت ريه ها باز شده وهوا وارد آنها مي شود ، بعد آرنجهاي وي را رها كرده وبراي خروج هوا بر روي شانه ها وپشت قفسه ي سينه فشار مي آورند .
روش الاكلنگي
اين روش را دكتر « او» ابداع كرد ، بدين صورت است كه مصدوم را به روي شكم وبر روي يك صفحه ي پايه داري شبيه الاكلنگ خوابانيده ، دستها ، كمر وپاهاي وي را مي بستند ؛ كمك كننده پائين پاي مصدوم مي ايستاده وصفحه را تا نزديك كمر خود بالا آورده وپس از چند ثانيه مكث مجدداً تابالاي سر خود بالابرده وچند ثانيه ي ديگر مكث مي كند ، دوباره آن را تاكمر پائين آورده وبعد از يك مكث چند ثانيه اي آن را روي زمين مي گذارند .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
فاجعه چيست ؟ ( حمايت های روانی در فاجعه )
فاجعه:حوادث و جريان های غير مترقبه بسيار شديدی است که موجب بروز واکنش های بيش از حد توانايی فرد و جامعه می گردد و به طور موقت جريان عادی زندگی را قطع و موجب وقفه در عملکرد جامعه و فرد می گردد اهميت فاجعه از نظر روانشناسی از آن روست که موجب فشارهای روانی برای فرد وجامعه می شود .به طور معمول فاجعه تهديدی جدی برای حيات آدمی و خطری اساسی در انهدام بناها و ساختار های اجتماعی است.
تحقيقات نشان داده است که فاجعه ها بيش از همه به کسانی آسيب می رسانند که توان مقاومت در برابر حادثه ها را ندارند .
به طور کلی انسان هايی را که در معرض فاجعه از جمله زلزله قرار می گيرند می توان با توجه به مجموعه نيازها و مشکلات به چند دسته تقسيم کرد.
دسته اول :افرادی که پيش از همه در معرض تاثير مستقيم سانحه قرار مي گيرند و اغلب دارای مشکل های روحی - جسمی و محيطی هستند. اينها در اصل آسيب ديدگان واقعی هستند.
دسته دوم :اين دسته شامل بستگان نزديک و دوستان آسيب ديدگان هستند.
دسته سوم :اين دسته کارکنان گروههای امدادی هستند که در حين انجام وظيفه فشارهای عصبی زيادی را تحمل می کنند.
دسته چهارم :گروه کثيری از مردم هستند که پس از فاجعه زلزله به اقدامات مختلفی دست مي زنند از جمله هديه های سخاوتمندانه ای که گاهی بيشتر براي تسلی خاطر اهدا کنندگان است تا دريافت کنند گان هديه.
دسته پنجم :کسانی هستند که ترجيح می دهند به فاجعه خيلی فکر نکنند زندگی را آسان بگذرانند و فکر کنند که برای آنها اين اتفاق نخواهد افتاد . نگرانی اين دسته از اين جهت است که در کسب کارشان رکورد ايجاد شود و در تامين نيازهای زندگيشان با مشکل مواجه می شوند.
فاجعه تهديدی برای حيات آدمی و خطری اساسی در انهدام بناها و ساختار های اجتماعی
((مقابله با فشار های روانی به هنگام بروز فاجعه ))
زمانی که فاجعه رخ می دهد علاوه بر عوارض مادی فاجعه زندگی روز مزه ی آسيب ديده ها نيز مختل شده و سبب وارد شدن فشار های روانی به فرد و جامعه می شود .
آسيب ديدگان فاجعه دچار مشکل عمده ای می شوند و واکنش های متفاوتی از خود بروز مي دهند.مسئولان و امداد گران با يستی با تدابير خاصی در جهت ايجاد روحيه ی اميد و اعتماد به نفس به کمک آسيب ديدگان بشتابند و از آنان حمايت کنند .گاهی اوقات آسيب ديدگان بر اثر فشار شديد روانی دچار استرس می شوند که اگر درمان نشوند منجر به اعتياد عده ای از آنان می شود و در نهايت به مصرف داروهای آرام بخش روی می آورند .
ساده ترين روش درمان اختلال و واکنش های روانی در با زماند گان سوانح طبيعی تکنيک های رفتاری هستند که توسط کارکنان بهداشتی و امدادگران قابل اجرا و آموزش مي با شد که علاوه بر آن حمايت روانی فردی و گروهی توسط روانشناس و پزشک عمومی نيز ضرورت دارد.
بروز تنش های فردی و اجتماعی در آسيب ديدگان قابل پيش بينی است
هر يک از گروه ها نيازهای متفاوتی دارند و هر يک پس از فاجعه زلزله واکنش های متفاوتی از خودشان نشان می دهند . در مورد دسته اول اين واکنش ها ناشی از وضعيت روحی يا در واقع سلامت جسمانی و به هم خوردن روابط اجتماعی و اقتصادی محيطی است بروز تنش های فردی و اجتماعی در آسيب ديدگان و حتی بستگان و گروههای امدادی قابل پيش بينی است و مي توان با تدابيری آنها را کاهش و حتی از بين برد.
آنچه مي تواند از ميزان اين تنش ها بکاهد و آرامش را به آسيب ديدگان باز گرداند و انگيزه کار و فعاليت و مشارکت در امور پس از فاجعه را در آسيب ديدگان فراهم آورد رفتار سازمان های امدادرسانی در کنار کميت آن پس از فاجعه است . در واقع تلاش سازمان های امدادی در شناخت و درک اين تنش ها و عوامل تشديد کننده يا کاهش دهنده می تواند مشکل گشا باشد.
آگاهی از اين واکنش ها کمک مي کند تا واکنش های روانی آسيب ديدگان و امداد گران را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را در يابيد . در اصل وقوع اين حالت ها مردم را منسجم می کند
و به آنها انگيزه می دهد تا با حوادث دست و پنجه نرم کنند.
مرحله اول :تماس يا ضربه
چند دقيقه پس از حادثه حالت تماس يا ضربه بروز می کنند .در اين مرحله اکثر افراد دچار ترس و وحشت می شوند. در برخی از افراد ترس با حالتی از بهت همراه می شود افراد گيج و درمانده هستند و قدرت انجام هيچ کاری را ندارند . چرا که فرد شاهد يک حادثه آسيب زا همراه با تهديد به مرگ يا آسيب جدی به سلامت جسمانی خود ويا ديگران است . اين حالت به طور معمول گذرا و کوتاه مدت است.
مرحله دوم :قهرمان نمايی
اين مرحله در ساعت های اوليه وقوع حادثه بروز می کند. واکنش روانی در اين مرحله شامل حالتی است که افراد احساس می کنند بايد کاری انجام دهند . با ديگران ارتباط بر قرار کنند و به طور داوطلبانه در امداد رسانی کمک کنند . برای مثال : اقدام به بيرون آوردن جسدهای عزيزا نشان از زير آوار می کنند و به دفن کردن آنها می پردازند و تا رسيدن نيروها و کمک های امدادی
از خارج منطقه بسياری از کارها را خود انجام می دهند . در اين مرحله افراد گستاخانه عمل کرده و به موانع اداری کاری ندارند ممکن است عصبانی و تحريک پذير شوند امدادگران و نيروهای امدادی بايد اين وضعيت افراد را درک کرده و با پذيرش آن به عنوان بخشی از واکنش طبيعی افراد سعی کنند به نحوی هو شمندانه فعاليت های آنها را در جهت مثبت هدايت کنند. در اين مرحله مردم تمايل دارند قهرمانانه و با گذشت و ايثار عمل کنند و اگر اين امداد رسانی به نحو صحيح هدايت شود امداد رسانی مطلوب صورت خواهد گرفت.
مرحله سوم :فراموش کردن غم
اين مرحله يک تا چند هفته تا چند ماه بعد از واقعه ظاهر می شود افراد اميدوار شده ممکن است حتی آرامش و نشاط پيدا کنند اين مرحله به طور همزمان با رسيدن نيروها و کمک های امدادی حرفه ای يا غير حرفه ای بروز می کند. کمک رساندن به افراد در اين مرحله بسيار مفيد بوده و باعث سرعت در پيدا يش تعادل روانی و جلوگيری از اختلالات روانی عاطفی و حتی جلوگيری از انتقام جويی و بد بينی نسبت به ديگران می شود.
مرحله چهارم :مواجه شدن با واقعيت
افراد آسيب ديده دوباره روحيه خود را از دست می دهند و نا آرام خسته و در مانده می شوند. ممکن است به اين نتيجه برسند که کمک های رسيده برای آنها کفايت نمی کند و حتی به مقايسه کمک های دريافتی خود با ديگران بپردازند . امدادگران بايد بدانند که افراد در اين مرحله افسرده و مظطرب بوده و احساس تنهايی شديد می کنند و از نظر روانی احتياج به حمايت بيشتری دارند . بنا بر اين ترک فوری منطقه قبل از رسيدگی لازم به نيازهای اجتماعی و روانی آنها را خراب تر خواهد کرد. در اين مرحله مسولان و امدادگران بايد با تدابير خاصي در جهت ايجاد روحيه اميد و اعتماد به نفس در کمک به آسيب ديدگان بکوشند.
مرحله پنجم : تجديد سازمان
در اين مرحله افراد زندگی خود را باز سازی می کنند و به تدريج درک می کنند که بايد متکی به خود باشند عدم رسيدگی کامل به افراد آسيب ديده در اين مرحله منجر به باقی ماندن احساس
ناراحتی و پرخاش و دشمنی درونی خواهد شد . امداد گران و مسولان توزيع کمک ها در چنين
شرايطی بايد حداکثر تلاش را به کمک خود مردم در جهت توزيع عادلانه خدمات انجام داده و روند تجديد سازمان توسط خود مردم را با حمايت های همه جانبه آسان نمايند.....ادامه دارد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بيماريهاي شايع در مناطق آسيب 6
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
هپاتيت Hepatitis
كلمه هپاتيت به معني التهاب بافت كبد كه مي تواند به دلائل گوناگون از جمله مصرف داروها يا عفونت هاي انگلي يا ميكروبي و يا ويروسي باشد. با توجه به اهميت زياد هپاتيت هاي ويروسي، شيوع آنها و عوارض ناشي از آنها در اينجا به مهمتـــرين هپاتيت هاي ويروسي اشاره مي كنيم.
در انواع به علت التهاب كبد و اختلال كار آن سوخت و ساز و متابوليسم يك سري مواد به درستي توسط كبد انجام نمي گيرد از جمله اين مواد بيلي روبين موجود در خون است كه تجمع غير عادي و بيش از حد آن در بيماري كبد از جمله هپاتيت باعث بروز زردي يا يرقان در بيمار مي شود كه يكي از مشخصه هاي بيماري كبدي است.
هپاتيت A:
عامل آن يك ويروس است كه بطور اختصار آنرا HAV مي نامند راه انتقال آن از راه مدفوعي، دهاني است يعني دست آلوده به مدفوع شخص بيمار باعث عفونت خود وي و يا ديگران از طريق آلوده سازي آب و غذا شده و يا آلوده شدن آب آشاميدني و غذا به فاضلاب يا مواد زائد آلوده موجبات انتشار بيماري را فراهم مي سازد.
اين بيماري در سرباز خانه ها، مهد كودك ها و موسسه هاي مخصوص نگهداري بيماران سالمند و …. به علت تماس مداوم و نزديك افراد با يكديگر و پائين بودن سطح بهداشت و عدم رعايت اصول بهداشتي بيشتر ديده شده و سريعاً گســـــترش مي يابد.
نكته:
فاصله زماني ورود ويروس تا شروع علائم يعني دوره كمون 15 تا 45 روز است.
علائم:
شروع تب به صورت ناگهاني با بي قراري، بي اشتهايي، تهوع، ناراحتي شكم و درد شكمي بخصوص در ناحيه فوقاني راست يعني محل قرار گرفتن كبد، پررنگ شدن ادرار و كمرنگ شدن مدفوع و يرقان يا زردي مي باشد.
نكته مهم اين است كه قبل از بروز زردي ويروس در مدفوع فرد وجود دارد بنابراين مي تواند آلوده كننده باشد. اين بيماري عموماً در اواخر پائيز و اوايل زمستان شايع تر است.
علائم بيماري در كودكان خفيف تر ولي در بزرگسالان شدت علائم بيشتر است. معمولاً بيمار حدود 38 درجه سانتي گراد الي 39 درجه سانتيگراد تب دارد.
تيره شدن ادرار و كم رنگ شدن مدفوع ممكن است ازحدود 1تا5 روز قبل از زردي ديده مي شود. بنابراين در تشخيص بيماري كمك كننده است. بيمار عموماً در عرض 6 تا12 ماه بهبود مي يابد، مرگ و مير عوارض هپاتيت نوع A نادر است و بيماران مبتلا آن به ناقلين مزمن تبديل نمي شوند.
تشخيص:
گرفتن شرح حال انجام معاينه فيزكي و تست هاي آزمايشگاهي خاص از جمله تغيير آنزيم هاي كبدي ويروسي سطح آنتي بادي ضد ويروس هپاتيت A Anti – Hav در خون بيمار.
پيشگيري:
رعايت بهداشت فردي و عمومي، بهداشت آب و فاضلاب، شستن دستها، تزريق واكسن كه در موارد خاص براي افراديكه به مناطق آلوده قصد سفر دارند صورت مي گيرد.
نكته:
بيماري از مادر به جنين انتقال پيدا نمي كند و مراتب بيماري در اثر تماس با اشياء آلوده به خون مثل نيدل نادر است، انتقال بيماري از طريق تماس جنسي موردي است كه تا كنون جواب قاطعي براي آن پيدا نكرده اند بنابراين مطمئن نيستم كه انتقال پيدا مي كند يا نه؟
هپاتيت B:
عامل آن ويروس HBV نام دارد و چون از طريق خون و فرآورده هاي خوني منتقل مي شود به آن هپاتيت سرمي نيز مي گويند راههاي آن از مادر به جنين، تماس جنسي، تزريق خون آلوده، تماس با سر سوزن و سرنگ آلوده بخصوص در معتادين تزريقي است. همچنين تماس با وسائل تيز و برنده آلوده به خون مثل قيچي يا تيغ سلماني و يا وسايل خال كوبي غير بهداشتي عامل سرايت بيماري است.
دوره كمون بيماري 30تا180 روز به طول مي انجامد.
اين بيماري از راه مدفوعي – دهاني انتقال نمي يابد و شدت بيماري و علائم همومي آن شديدتر ا هپاتيت نوع A مي باشد. در هپاتيت نوع B عفونت مزمن و ناقل وجود دارد. مرگ و مير آن بيشتر از نوع A مي باشد. اين نوع هپاتيت مي تواند منجر به سرطان سلولهاي كبد شود. ممكن است به علت بروز يك سري واكنش هاي خاص در سرم و خون بيمار حالت التهاب مفاصل نيز ديده شود. در ضمن مرگ و مير در اين بيماري بيشتر از هپاتيت نوع A مي باشد.
تشخيص:
با انجام تست هاي آزمايشگاهي و يافتن آنتي ژن سطحي ويروس HBS Ag يا آنتي بادي هاي خاصي كه عليه قسمتهاي مختلف ويــروس در بدن ترشح مي شود مثل Anti – HBV .
پيشگيري:
تزريق واكسن كه براي نوزادان، كاركنان و پرسنل مراكز مثل دانشجويان پزشكي و پيراپزشكي و بيماراني كه مرتب فرآورده هاي خوني دريافت مي كنند مثل: (هموفيلي، تالاسمي و غيره) توصيه مي گردد. البته در حال حاضر تزريق واكسن براي نوزادان اجباري بوده و جزء برنامه واكسيناسيون كشوري محسوب مي گردد. علاوه بر اين افرادي كه با بيمار تماس نزديك داشته اند مثل فرزندان يا همسر بيمار (كسي كه با او تماس جنسي داشته) نيز بايد واكسن را تزريق كند.
تزريق واكسن در سه مرحله انجام مي شود. كه اولين مرحله را نوبت اول مي گويند سپس يك ماه بعد از تزريق نوبت اول، نوبت دوم را بايد تزريق كرد و 6 ماه بعد از تزريق اول نوبت سوم تزريق انجام مي شود.
نكته:
تزريق واكسن براي نوزادان در بدو تولد – 5/1 ماهگي و 9 ماهگي انجام مي شود.
توصيه به رعايت بهداشت، عدم استفاده از سرنگ هاي آلوده و يا سوزن هاي آلوده در خال كوبي و كارهاي آرايشي و عدم ارتباط با شريك جنسي مشكوك و تزريق واكسن به افراد در معرض خطر از مهمترين راههاي جلوگيري از بيماري هستند.
هپاتيت D:
عامل آن ويروس دلتا و يا HDV نام دارد. ويروس همراه هپاتيت B ديده مي شود و به تنهايي باعث بروز بيماري نمي گردد. ولي در فردي كه به هپاتيت نوع B مبتلا شده است مي تواند باعث شدت يافتن بيماري نوع B و تشديد علائم آن شود. از راه مدفوعي – دهاني منتقل نمي شود. ولي از راه ورود سر سوزن آلوده …. تماس جنسي و مادر به جنين انتقال مي يابد. در صورتيكه هپاتيت D و B با هم باشند از كار افتادن كبد و التهاب مرگ آور كبدي بسيار افزايش مي يابد.
تشخيص:
ديدن علائم، گرفتن شرح حال و ديدن آنتي بادي بادي ضد ويروس در خون مريض Anti – HDV از طريق آزمايش خون.
پيشگيري:
واكسن ندارد و براي جلوگيري از ابتلاء آن بهترين راه رعايت اصول بهداشتي و اخلاقي، دفع سر سوزنها و سرنگهاي آلوده به طريقه بهداشتي …. به علاوه تزريق واكسن هپاتيت B است.
هپاتيت نوع C:
عامل آن ويروس HCV مي باشد. دوره كمون آن 15 تا 160 روز است. تماس با سرنگ يا سرسوزن هاي آلوده و يا اشياء تيز و …. آلوده به خون مثل صورت تراشي يا سوزن خال كوبي شايعترين علت انتقال بيماري است. به طور معمول از طريق تماس جنسي و يا مادر به نوزاد منتقل نمي شود. همچنين در اثر آلوده بودن وسايل پزشكي دندانپزشكي و عموماً توسط دندانسازهاي تجربي انتقال مي يابد. واگر وسايل به درستي ضد عفوني شود انتقال پيدا نمي كند.
يكي از گروههايي كه هپاتيت B و C در آنها شايع است معتادين زنداني هستند (به علت استفاده از سرنگ مشترك) عفونت مزمن در آن شايع است، حالت ناقل در مبتلايان ايجاد گردد، التهاب مرگ آور كبدي نادر است ولي خطر ايجاد سرطان كبد وجود دارد.
پيشگيري و تشخيص:
بهترين راه پيشگيري، تشخيص بيماران و آزمايش خونهاي اهدايي در بانك خون است كه براي تشخيص از آنتي بادي ضد ويروس C يعني Anti-HCV استفاده مي شود. همچنين مثل ساير موارد هپاتيت رعايت بهداشت و عدم استفاده از سرنگ و سر سوزن و تماس نداشتن با وسايل آلوده به خون ضروري است.
نكته:
در تمامي انواع هپاتيت هاي ويروسي ياد شده تشخيص قطعي بيماري با يافتن آنتي بادي ضد ويروس و يا آنتي ژن هاي ويروسي در خون بيمار ممكن مي گردد. مثل: (Anti-HAVوAnti-HBVوHBSAg).
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بيماري هاي شايع در مناطق آسيب 5
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
قارچهاي پوستي
اين نوع بيماريهاي پوستي نقاط مختلفي مثل پوست، مو و ناخن را در گير مي كند، از علائم بيماري ايجاد لكه هاي قرمز، خارش، پوسته پوسته شدن آن و همچنين گاهي اوقات حالت رطوبت و له شدگي مي باشد.(مخصوصاً قارچ پا) اين بيماري بر اساس مناطق درگير تقسيم بندي مي شود.
الف: قارچ سر (كچلي)
بيماري مسري بوده و ساقه مو را درگير مي كند و در كودكان شايع مي باشد.
علائم:
ديده شدن لكه هاي قرمز و پوسته ريزي در ناحيه مبتلا.
درمان:
حتماً بايستي به پزشك مراجعه شود و شخص اگر به موقع درمان شود مجدداً مو در مي آورد.
ب: قارچ پا
اين حالت در كساني كه پاهايشان بيشتر در محيط مرطوب قرار مي گيرد ايجاد مي شود و بيشتر انگشت شصت و دوم را درگير مي كند، خارش ازعلائم مهم آن است. اين بيماري بيشتر در مورد ورزشكاران و سربازان كه به مدت طولاني پاهاي آنها در محيط مرطوب قرار دارد اتفاق مي افتد.
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
ج: قارچ ناخن
در اين حالت ناخنها كدر مي شود و بد شكل و ضخيم شده و به سادگي مي شكند. طول مدت درمان بسيار طولاني است و حتي ممكن است تا يك سال به طول انجامد.
نكته مهم در درمان قارچهاي پوستي:
از خود درماني در بيماريهاي پوستي جداً خودداري كنيد. چون علائم ظاهري آن تغيير كرده و منجر به عدم تشخيص قطعي شده و در درمان واقعي مشكل به وجود مي آيد. همچنين در پوست ملتهب خون رساني بيشتر صورت مي گيرد و اجزاي سيستم ايمني در آن ناحيه بيشتر وجود دارد، بنابراين مصرف ماده خارجي باعث به وجود آمدن حساسيت به دارو مي شود.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بيماري هاي شايع در مناطق آسيب 4
اسهال
تعريف:
حالتي است كه دفع اجابت مزاج از حد عادي بيشتر و حجم مدفوع و مقدار مايع افزايش مي يابد كه نسبت به رژيم غذايي كشورهاي مختلف فرق مي كند. در كشورهايي مثل آمريكا و اروپاي شمالي به طور متوسط وزن مدفوع آنها 200 گرم در روز مي باشد و بيشتر از اين مقدار اسهال محسوب مي شود، اما در كشورهايي كه فيبرو سلولز مصرف مي كنند اين مقدار فرق مي كند. بطور كل اجابت مزاج از سه در روز تا سه در هفته طييعي به حساب مي آيد و بستگي به عادت طبيعي شخص دارد و اگر بيش از حد طبيعي باشد حالت اسهال را پيدا خواهد كرد.
عواملي كه موجب اسهال مي شود شامل:
1-مصرف بعضي از داروها.
2-مواد غذايي كه در تركيب آنها رنگ به كار رفته است.
3-عوامل ميكروبي(باكتري- ويروس- قارچ- انگل)
نكته:
در موارديكه شخص در اثر مشكلات رواني و مسائل استرس را دچار سندرم بوده تحريك پذير مي شود بيشتر دچار اسهال مي شود.
علائم:
علائم بيماري شامل: تهوع، استفراغ، گاهي تب، درد شكم(دل پيچه)، در بعضي از مواقع قرقر روده، بي اشتهايي، تشنگي و عطش مي باشد.
پيشگيري:
با رعايت بهداشت و شستن دستها، پختن فراورده هاي گوشتي و سبزي، نگهداري شير و لبنيات در يخچال به روش صحيح مي توان از بروز اسهال جلوگيري كرد.
درمان:
جايگزين كردن مايعات از دست رفته بدن و مصرف دارو طبق تجويز پزشك.
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
چند نكته مهم:
1-داروهاي ضد اسهال فقط بايد با تجويز پزشك مصرف شود و به هيچ عنوان داروهايي كه براي بزرگسالان مصرف مي شود به كودكان داده نشود.
2-مصرف نبات داغ يا آب قند حالت اسهال را تشديد مي كند به خصوص در موارديكه اسهال عفوني است حتي مصرف نوشابه نيز خطرناك است چون قند موجود در اين مواد باعث افزايش رشد عامل اسهال مي شود.
3-بهترين ماده غذايي مصرف ماست(مخصوصاً ترش مزه به علت اسيد لاكتيك موجود در آن) وكته وهمچنين لعاب برنج، فرني، دوغ مي باشد و به طور كلي براي بزرگسالان ممنوعيت ماده غذايي خاص وجود ندارد. در مصرف مواد غذايي بهتر است كه تعداد دفعات غذا را افزايش داده اما حجم آن را كم نماييد همچنين مايعات بيشتر از حد عادي استفاده شود.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بيماري هاي شايع در مناطق آسيب 3
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
گال(جرب)
نوعي آلودگي پوستي است كه توسط انگل به وجود مي آيد، عامل بيماري در زير پوست به صورت تونل سيار مي كند و در آن محل تخم گذاري كرده و زندگي مي كند در اثر فعاليت هايش حالت تحريك و خارش در محل مورد نظر به وجود مي آيد به طور كلي از زمان آلودگي تا شروع علائم يك ماه طول مي كشد.
علائم:
مشخص ترين علامت خارش شبانه به خصوص در نيمه فوقاني بدن مي باشد. هر چه محل خارش را بيشتر تحريك كنيم خون رساني به آن بيشتر شده در نتيجه خارش شديد تر مي شود با مرطوب كردن، محل و باد زدن آن مي توان ميزان تحريك را كمتر كرد.
شايعترين محل هاي در گيري:
كناره هاي انگشت(به خصوص انگشت هاي دست)،چين داخل مچ، آرنج، چين جلوي بغل، دور هاله پستان، دور ناف، پشت گردن و بين كتف، آلت تناسلي درمردان.
راه هاي انتقال:
در اثر تماس نزديك(دست دادن) و همچنين تماس با افراد آلوده در محل هاي شلوغ مثل: سر باز خانه ها، مهد كودك ها، هم خوابي، استفاده از رخت خواب مشترك، استفاده از لباسهاي مشترك و…
تشخيص:
ديدن علائم باليني، گرفتن شرح حال از بيمار و پيدا كردن انگل و يا مواد دفع شده از ناحيه مشكوك پوستي.
پيشگيري:
رعايت بهداشت و عدم استفاده از لباس و وسايل شخصي ديگران، شستن لباسهاي آلوده با آب جوش.
درمان:
بايد به بيمار آموزش داد كه ابتدا بدن خود را با آب و صابون بشويد تا تمام بقاياي سلولي تميز شود، سپس بدن را خشك كند و طبق تجويز پزشك از دارو هايش استفاده كند و حتماً از لباسهاي تميز استفاده كند زيرا استفاده مجدد از لباسهاي آلوده درمان را به تأخير مي اندازد. نكته مهم در درمان اين است كه كل خانواده بايد درمان شوندمخصوصاً شريك جنسي.
نكته:
بچه هاي كمتر از 15 سال حساس هستند و معمو لاً اولين كسي كه در خانه علامت دار مي شود بچه هاي كوچك زير 15 سال مي باشند.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بيماري هاي شايع در مناطق آسيب 2
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
وبا
يك بيماري حاد روده اي است كه به طور ناگهاني با اسهال شديد و آبكي تظاهر مي كند و در صورت عدم درمان صحيح و سريع به علت از دست دادن آب و الكتروليت باعث كم آبي بدن بيمار شده و اين امر منجر به مرگ وي مي گردد.
عامل بيماري وبا:
ويبريو كلراvibrio choleraمي باشد كه بيشتر از همه در دلتاي گنگ- هند-بنگلادش-پاكستان شايع است. همچنين در مناطقي كه با حوادثي نظير سيل- زلزله ويا جنگ مواجه هستند به صورت اپيدمي، همه گير در مي آيد.
علائم بيماري:
از علائم بيماري اسهال شديد و ناگهاني مي باشد كه علت آن ورود ميكروب و ترشح سم و آن بر دستگاه گوارش است. در اين صورت شخص حدود 18الي 20 ليتر در روز آب از دست داده ممكن است در مدت نصف روز تلف شود. همچنين بيمار از درد شكمي – ضعف و بيحالي شكايت دارد اما معمولاً تب وجود ندارد و در اثر اسهال، مايعات و املاح را از دست مي دهد كه اين مسئله مي تواند باعث مرگ وي شود.
نكته:
در بيماري وبا اسهال به صورت آب ريس برنجي مي باشد.
راه انتقال:
از طريق مدفوعي – دهاني است و مخزن آن انسان مي باشد. در مواقع مصرف آب آلوده به مدفوع و يا محتو يات استفراغ بيماران ميتواند موجبات انتقال بيماري را فراهم سازد.
پيشگيري:
بهترين كار رعايت بهداشت و عدم تماس با مواد آلوده مخصوصاً مدفوع شخص آلوده مي باشدهمچنين گزارش مناطق آلوده به مقامات بهداشتي از شيوع بيماري جلوگيري مي نمايد.
نكته:
واكسن بيماري وبا نيز موجود مي باشد اما در حالت معمولي مصرف نمي شود و فقط در شرايط خاص و در مناطق بسيار آلوده كه اشخاص سالم قصد مسافرت به آن مناطق را دارند تزريق صورت مي گيرد.
دوره نهفته(كمون):
مدت زمان ورود عامل بيماري در بدن انسان كه به صورت نهفته مي باشد، 12الي48 ساعت به طول مي انجامد، به همين دليل بيماري به سرعت گسترش مي يابد.
تشخيص:
از طريق گرفتن شرح حال از بيمار و ديدن عامل بيماري در مشاهدات آزمايشگاهي.
درمان:
جايگزين كردن مايعات از دست رفته، همچنين مصرف دارو طبق تجويز پزشك (بهترين ماده جهت جايگزيني آب و املاح ORS مي باشد.)
وباي التور:
نوعي از وبا مي باشد كه چون اولين بار از منطقه اي به نام التوردر آفريقا پيدا شده به اين نام مشهور است.عامل وباي التور مدت بيشتري در آب زنده مي ماند. دوره كمون آن 51 روز مي باشد و نسبت موارد علامت دار به موارد بدون علامت كمتر مي باشد. در مناطقي كه سطح آب هاي زير زميني آن بالا است آلودگي آنها با مدفوع و فاضلاب بيشتر و در نتيجه بيماري در اين مناطق شايعتر است.
مخزن بيماري: انسان مي باشد.
تشخيص: بر اساس علائم باليني، شرح حال بيمار ونتايج آزمايشگاهي.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
بيماري هاي شايع در مناطق آسيب 1
در مناطقي كه دچار آسيب شده است مثل زلزله , سيلاب و ... , بيماري هايي شيوع پيدا مي كند كه عوامل مختلفي در شيوع اين بيماري ها دخيل است . اهميت فراگيري راههاي مقابله با اين بيماري ها ما را بر آن داشت تا بعضي از بيماري هاي شايع در مناطق آسيب را به شما معرفي و راههاي مقابله با آن ها را براي شما بيان كنيم .
البته هيچگاه نبايد فراموش كرد كه پيشگيري بهتر از درمان است و هميشه بايد در مناطق آسيب تدابيري انديشيد تا از بروز چنين فواجعي جلوگيري شود .
تيفوئيد (حصبه)
يك بيماري حاد باكتريال مي باشد كه عامل آن باكتري به نام سالمونلاتيفي (Salmonella typhi) مي باشد. ميكروب در اثر خوردن آب آلوده به مدفوع يا ادرار انسان عفوني وارد بدن مي شود و چون اين ميكروب و همين وسيله نيز از بدن بيمار خارج مي شود مي تواند توسط دست ناقليني كه در تهيه و توزيع ميوه ها و ساير غذاها دخالت دارند آب و غذا را آلوده مي كند.
منبع ديگر عفونت، خوردن صدف و حلزون آبهاي آلوده است.
علائم بيماري:
بهترين علامت تب طولاني مقاوم به درمان مي باشد تب حدود 8-4 هفته طول مي كشد اما به علت تشخيص بيماري مدت كمتر مي شود. با شروع علائم شخص احساس ناخوشي-خواب آلودگي- درد شكم و بعد تب دارد. اگر بيمار درمان نشود با افزايش علائم، درجه تب مي تواند به (40تا41) درجه سانتيگراد برسد كه در اين صورت علامت مشخصه ديگري بنام لكه هاي صورتي يا Rose spot در قسمت فوقاني شكم بيمار (روي قفسه سينه) ديده مي شود كه بهتر است مريض دائم از اين ناحيه معاينه شود چون اين علامت در اواخر هفته اول در صورتي كه درمان نشود ديده شده و سريعاً محو مي شود، در صورتي كه مريض معاينه نشود اين علامت مشخصه را از دست خواهيم داد.
بيمار مبتلا به تيفوئيد ممكن است سرفه خشك نيز داشته باشد و تب آب به صورت پله اي بالا رود (هر روز بالاتر مي رود تا به 41 درجه سانتيگراد مي رسد) همچنين ممكن است در بالغين شروع علائم با يبوست و در اطفال شروع علائم با اسهال خفيف و درد شكمي همراه باشد و اگر بيماري طول بكشد شخص اشتهاي خود را از دست داده در نتيجه لاغري و كاهش وزن را در او مشاهده خواهيم كرد. با وجود تب بالا ممكن است تعداد ضربان قلب به نسبت آهسته باشد. بزرگي ظحال و كبد نيز از علائم ديگر بيماري محسوب ميشود. در هفته سوم در صورتي كه بيماري درمان نشود خطر پاره شدن دستگاه گوارش (روده ها)وجود دارد كه مي تواند باعث خونريزي و حتي مرگ وي شود
قسمتهاي مختلف بدن كه درگير اين بيماري مي شوند شامل:
1-مغز استخوان
2-ظحال
3-كبد وغدد لنفاوي
پيشگيري:
موارد زير در پيشگيري از بيماري تيفو ئيد حائز اهميت مي باشد.
آموزش بهداشت و شستن صحيح دستها، دفع صحيح و بهداشتي فضو لات انساني،
پختن كامل مواد غذايي ،شناسايي افراد ناقل و برقراري محدوديت شغلي و درمان آنها.
روش انتقال:
سرايت از طريق آب و غذاي آلوده به مدفوع يا ادرار فرد آلوده امكان پذير است همچنين ميوه و سبزيجات خام كه كاملاً تميز و ضد عفوني نشود نيز از راههاي سرايت بيماري مي باشد. مهمترين عامل انتقال ناقلين سالم هستند.
(( ناقلين سالم كساني هستند كه عامل بيماري در قسمتي از بدن باقي مي ماند و از راه دستگاه گوارش دفع مي شود اما خود شخص را مبتلا نمي كند معمو لاً اين افراد خانم هاي چاق بالاي 50 سال كه مبتلا به سنگ كيسه صفرا هستند مي باشند چون عامل بيماري در كيسه صفرا ميتواند به حيات خود ادامه دهد.))
تشخيص بيماري:
با انجام آزمايش خون، ادرار و كشت آن و ديدن عامل بيماري در يكي از موارد فوق الذكر و همچنين شرح حال بيمار و بررسي علائم مخصوصاً ديدن لكه هاي صورتــي مي تواند مكمل آزمايشات شده و در تشخيص قطعي راهنماي خوبي باشد.
درمان:
مصرف دارو طبق تجويز پزشك.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله (( قسمت هفتم ))
بازسازي واحدهاي مسكوني به دو صورت ممكن انجام شود:
الف) بازسازي براي مردم بدون مردم
ب) بازسازي براي مردم با مشاركت مردم
در بازسازي براي مردم بدون مردم عموماً دولت از طريق ستاد مديريت بحران نسبت به برآورد ريالي و تأمين اعتبار مورد نياز براي بازسازي و اسكان دائم ساكنين واحدهاي تخريب شده اقدام مي نمايد. در اين بازسازي عموماً يكي از دستگاههاي اجرايي عضو ستاد بحران كه داراي همين تخصص است و زيرنظر ستاد بحران و به كمك امكانات ساير دستگاههاي اجرايي و يا رأساً اقدام به بازسازي مي نمايد. اين نوع بازسازي عموماً با تأخير زماني انجام شده و دخالتهاي مردمي را عموماً به همراه دارد.
در نوع دوم يا بازسازي براي مردم با مشاركت مردم، عموماً طراحي و مشخصات ساختمان براساس نقشهاي توسط دولت انجام مي گيرد. روش كار به اين صورت است كه توسط دستگاه يا نهاد دولتي مصالح جهت ساخت و ساز مردم تأمين مي شود و مردم با نيروهاي كار و مديريت خود اقدام به ساخت و ساز مي نمايد، در اين نوع ساخت و ساز نظارت دولت در مراحل مختلف انجام خواهد شد. در اين نوع بازسازي بخشي از هزينه هاي ساخت و ساز شامل تأمين مصالح و نيروي كار مخصوص به صورت تسهيلات بانكي با بهره كم و طويل مدت و يا به صورت كمك بلاعوض توسط دولت به مردم داده مي شود.
تجربه در بازسازي مناطق آسيب ديده در ايران نشان مي دهند نوع دوم بازسازي موفقتر بوده است؛ چرا كه دستگاههاي اجرايي عضو ستاد بحران و متولي ساخت و ساز از نيروهاي محلي موجود حداكثر بهره را در جهت نظارت خواهند برد و از طرفي مردم نيز از حالت بحران به وضعيت اميد رسيده و نشاط در جهت رسيدن به حالت بحران به وضعيت اميد رسيده و نشاط در جهت رسيدن به حالت عادي در منطقه بحران زده حاكم خواهد شد. ولي آنچه كه در اين نوع بازسازي مهم است و عموماً باعث ايجاد تأخير مي گردد، عدم تأمين اعتبار مالي در زمان مناسب و به ميزان كافي از طرف دولت است.
در بازسازي واحدهاي مسكوني آسيب ديده بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرد:
1ـ شناسايي مناطق امن جهت ساخت و ساز براساس نقشه هاي و الگوهاي بازسازي.
2ـ رعايت اصل مقاومسازي و رعايت نكات ايمني در ساخت و ساز
3ـ انجام ساخت و سازها براساس طرحها و نقشه هاي مهندسي
4ـ ابعاد و متراژ ساختمانها بايد براساس نياز خانوار طراحي شود.
5ـ مشخصات ساخت و ساز حتي الامكان با بافت سنتي و بومي منطقه همخواني داشته باشد.
6ـ در صورتي امكان از مصالح قابل دسترسي و بومي استفاده شود.
7ـ استفاده از مصالح استاندارد و سبك و مقاوم در مراحل مختلف ساخت و ساز مورد توجه قرار گيرد.
8ـ حتي الامكان از جابجايي و انتقال ساكنين از يك منطقه به مناطق ديگر جهت اسكان دايم خودداري شود.
9ـ حتماً از مسئولين محلي در ساخت و ساز مشورت گرفته و از مشاركت مردمي استفاده شود.
10ـ از آنجايي كه مردم تمايلي به اسكان در اردوگاه و شهرك ها ندارند در صورت امكان ساختمان جديد در محل بناي تخريب شده و يا نزديكترين محل به آن احداث مي شود.
4ـ بازسازي اماكن دولتي و عمومي و تأسيسات زيربنايي: عموماً اين كار به تناسب كار تخصصي اعضاي ستاد مديريت بحران توسط دستگاه اجرايي مربوطه و با تأمين اعتبار توسط دولت صورت مي گيرد، گاه اين اعتبارات توسط خيرين و نهادهاي غيردولتي و مجامع بين المللي نيز تأمين مي شود. بازسازي اينگونه اماكن عمومي بايد بر پايه اصول مقاوم سازي و رعايت اصول ايمني و براساس بافت بومي منطقه صورت گيرد. در بازسازي زيرساختهاي شهري بايد ضمن آينده نگري و توجه به توسعه مناطق طراحي متناسب با طرحها و نقشه هاي مهندسي با رعايت اصول پيشگيري و ايمني انجام شود.
عدم تخصيص اعتبارات به موقع و در مدت زمان پيش بيني شده براي عمليات اجرايي طرح باعث بروز مشكلاتي از ديدگاه اجتماعي خواهد شد و به تناسب تورم سالانه، هزينه هاي اجرايي طرح را چندين برابر مي كند. بنابر اين تأمين اعتبار به موقع و اجراي سريع عمليات بازسازي با حفظ اصول مقاوم سازي، ايمني و آينده نگري در اينگونه بازسازيها همواره بايد مدنظر باشد.
و نهايتاً همانطور كه گفته شد رعايت اصول شهرسازي مانند ساختار شهري،فرم شهر، كاربري اراضي شهري، تراكم هاي شهري، تأسيسات و زيرساختهاي شهري اعم از شبكه آب، برق، گاز، تلفن و شبكه هاي ارتباطي بياد با دقت مورد توجه قرار گيرد؛ چرا كه اين سازهها نقش مهمي در ميزان آسيب پذيري مناطق جمعيتي در برابر زلزله در آينده نيز خواهد داشت، به همين منظور در كنار بازسازي واحدهاي مسكوني بايد ساخت و ساز تأسيسات زيربنايي شهر به طور ويژه و همزمان مدنظر قرار گيرد.
نتيجه گيري:
آنچه مسلم است ايران بر روي كمربند فعال لرزه خيزي آلپ ـ هيماليا قرار دارد وقوع زمين لرزههاي مخرب در ايران امري اجتناب ناپذير است، به گونهاي كه همه ساله زمين لرزه هاي مخرب خسارات مالي و تلفات جاني بيشماري را در مناطق شهري و روستايي بر مردم و دولت وارد مي نمايد. بنابراين،اين احساس نياز در جهت كاهش خسارتها و تلفات جاني ناشي از رخداد زمين لرزه هاي آتي در هر ايراني ديده مي شود. جهت نيل به خواسته هاي به حق مردم و رفع دغدغه هاي جامعه، برنامه ريزي تأمين منابع، مشاركت و همدلي آحاد مختلف جامعه ضروري است.
اما اين امر زماني تحقق خواهد يافت كه دستگاههاي دولتي و گروههاي مردمي با يك بسيج عمومي در چرخ هاي تحت عنوان مديريت بحران شامل چار مرحله پيشگيري، آمادگي، مقابله، اسكان و بازسازي حضور يافته و عملاً توانمنديهاي بالقوه خود را به بالفعل تبديل نمايند. اين مهم را مي توان در قالب يك مديرتي واحد بحران و با نيروهاي واكنش سريع و متخصص با توان تجهيزاتي مناسب، مشاركت مردمي و شبيه سازي و عبرت از بحرانهاي گذشته عملي نمود، تا در صورت وقوع زمين لرزه هاي احتمالي كشور نسبت به گذشته آمادگي بيشتري براي مديريت بحرانها و كاهش خسارات و تلفات داشته باشد.
نزديك به 130 ميليون نفر در 15 كشور جهان هر ساله در معرض خطر زمين لرزه قرار داشته و وقوع زمين لرزه جان آنها را تهديد مي كند. برطربق آمار UNDP در فاصله زماني سالهاي1980 تا 2000، 158 هزار و 551 نفر در سراسر جهان در اثر وقوع زلزله جان باختند.
جمهوري اسلامي ايران با رقمي معادل 47 هزار و 267 نفر قرباني بالاترين ميزان مرگ و مير ناشي از زلزله قرار دارد.
پس از كشور ما ژاپن، اندونزي، تركيه، هند، افغانستان و فيليپين در بين كشورهاي آسيايي، مكزيك، شيلي و آمريكا در قاره آمريكا، وانادو، گوام و گينه نو از جزاير كوچك و نيكاراگوئه و گواتمالا از آمريكاي مركزي در ليست پرخطرترين كشورها از جهت وقوع زمين لرزه قرار دارند.
به عقيده كارشناسان دليل اصلي بروز مرگ و مير بالا در اين كشورها گذشته از قرار گرفتن اين كشورها در خط زلزله، رشد شديد و بيضابطه جمعيت شهرنشين و تحولات فيزيكي و ساختاري ناشي از اين رشد جمعيت در شهرها است. اين دو عامل مهمترين عوامل در جهت به بار آمدن فجايع مرگبار انساني در اثر وقوع زمين لرزه است.
در طي دهه اخير رشد جمعيت و تمركز آن در شهرها به معضلي بزرگ در بسياري از كشورها به خصوص كشورهاي آفريقايي، آسيايي، آمريكاي لاتين و منطقه كارائيب تبديل شده است و پيش بيني مي شود با اين روند تا سال 2007 بيش از نيمي از جمعيت جهان به شهرها هجوم آورده و زندگي شهرنشيني را انتخاب كنند.
بر طبق آمار UNDP جمعيت 100 شهر بزرگ جهان از 1/2 ميليون نفر در سال 1950 به
1/5 ميليون نفر در سال 1990 رسيده است و اين در حالي است كه همگام با رشد جمعيت شهرنشيني تحولي چشگمير در زمينه تأمين نيازهاي آنها نشده است.
مسئله رشد جمعيت شهرنشين در شهرهاي كوچك وضعيتي به مرابت وخيم تر ايجاد كرده است به طوري كه با وقوع حوادثي چون زمين لرزه، سيل و ... فجايعي شبيه به آنچه شاهد آن هستيم اتفاق مي افتد.
اين مربي اميدوار است با تحقيق و پژوهش پيرامون مديريت بحران زلزله گامي هر چند كوچك در جهت اطلاع رساني به شما امدادگر گرامي ارائه كرده باشد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله ((قسمت ششم ))
امداد و نجات:
امداد و نجات، بهداشت و درمان، آتشنشاني و خدمات ايمني، تاسيسات زيربنايي، تامين سلامت رواني و اجتماعي، دفع مواد زائد، تدفين، امنيت و انتظامات.
پشتيباني: بودجه، بيمه و امور مالي، مشاركت مردمي، روابط عمومي، هماهنگي استانهاي معين، هماهنگي تشريفات،آمار و ارزيابي خسارت، تداركات، ترابري، امور قضايي و حقوقي، جذب و هماهنگي مشاركتهاي بينالمللي، مخابرات و بيسيم، تأسيسات زيربنايي، مهندسي و طراحي، خدمات شهري.
مرحله اسكان و بازسازي:
1ـ اسكان موقت: عموماً بعد از وقوع هر زمين لرزه از آنجايي كه عمليات بازسازي واحدهاي مسكوني و برگرداندن وضع بحراني شهر و مناطق جمعيتي نياز به زمان دارد اقدام به اسكان موقت مردم مي نمايند، عموماً اسكان موقت توسط چادر و كانكس صورت مي گيرد، در اين مرحله عدهاي از مردم نيز در خانه هاي خود كه مقاوم بوده و سالم مانده سكونت مي يابند. بهترين راه براي اسكان موقت مردم بر پا نمودن چادر و كانكس در محل ساختمان تخريب شده در اثر زلزله و يا نزديكترين محل به آن است.
ولي از آنجايي كه عموماً بعد از زلزله اصلي شاهد پسلرزه ها مي باشيم و از طرفي تأسيسات زيربنايي شامل آب و برق و گاز و مخابرات خسارت ديده و امكان استفاده از آنها نيست، ايجاد اردوگاههاي محلي در پاركها و فضاهاي باز در محلات داخل و اطراف شهر بهترين نوع اسكان موقت خواهد بود. از طرفي در عمليات آوار برداري چادرهاي اسكان موقت دست و پا گير هستند، ولي مردم تمايل دارند به دو منظور در كنار خانه هاي تخريب شده خود اقامت داشته باشند، اول به خاطر حفاظت از اسباب و اثاثيه و اموال زير آوار مانده خود، دوم اين كه در بازسازي و آواربرداري حضور مستمر داشته باشند به هر حال بلافاصله پس از برپا نمودن چادر و استقرار مردم در اين چادرها تأمين آب پس از برپا نمودن چادر و استقرار مردم در اين چادرها تأمين آب شرب و بهداشتي توسط تانكر سيار و ثابت و يا با ايجاد شبكه آب با كنترلهاي بهداشتي در اردوگاه، تعبيه فضاهاي تخليه زباله و انتقال مرتب زبالههاي جمع آوري شده، تامين سيتسم روشنايي در فضاي عمومي اردوگاه، در چادرها و يا كانكسها،تأمين خط تلفن عمومي، تأمين ظروف و وسايل و لوازم پخت و پز در جهت تأمين غذاي گرم در روزهاي بعد، تأمين لوازم بهداشتي،تأمين شيرخشك و ... ضروري است.
در كنار اين مسائل، راه اندازي مهدهاي كودك، مراكز بهداشتي و درماني، نانواييها، فروشگاههاي سيار، ايجاد پاسگاههاي انتظامي محلي، راه اندازي اداراتي كه قبلاً در منطقه فعاليت داشتند (حتي به صورت موقت)، مراكز آموزشي، ستادهاي تداركات محلي، سرويس اياب و ذهاب عمومي، حضور مرتب گروه هاي آمار و ثبت و احوال، مددجويان، روانشناسان، كارشناسان بهداشتي در بين بازماندگان ضروري است. اين مرحله كه حتي مي تواند چند ماه نيز به طول بي انجامد اگر زمينه اشتغال بازماندگان را فراهم آورد و اين افراد را در آواربرداري و بازسازي مشاركت دهد بسيار مؤثر خواهد بود.
در اين مرحله نيز به منظور جلوگيري از هرج و مرج بايستي بلافاصله از طريق مقامات محلي، مدارك و مستندات موجود بازماندگان بومي شناسايي شده و براي آنها كارت ها و دفترچه هاي شناسايي صادر كرد تا هر گونه خدمات به بازماندگان براساس اين كارتها و دفترچه ها صورت گيرد.
2ـ آواربرداري: بخشي از آواربرداري در زمان امداد و نجات جهت در آوردن اجساد و محرومان از زير آوار انجام مي گيرد و بخشي ديگر كه بخش اعظم آواربرداري است، معمولاً همزمان و يا عموماً بعد از اسكان موقت صورت مي گيرد. اين مرحله حتماً بايستي براساس برنامه مشخص و توسط دستگاهها و ماشين آلات و نيروهاي متخصص با نظارت مسئولان محلي صورت گيرد. در كنار نيروها و ماشين آلات آواربرداري گروههاي تخصصي متشكل از نمايندگان آتشنشاني و ايمني، آب، برق، گاز، مخابرات و ... نيز بايد حضور داشته باشند. تا در مواقع ضروري جهت سرعت بخشيدن به كار و افزايش ايمني از آنها استفاده شود. داشتن آماري از ماشين آلات و نيروهاي موجود در كل منطقه بحران لازم است، زيرا گاه ايجاب مي كند كه بعضي گروهها و ماشين آلات در مناطق جابجا شود و در آواربرداي تعيين محل مناسب براي تخليه نخاله مهم است. در تخليه نخاله نزديكي به محل آواربرداري، ايجاد حداقل ترافيك در مسير تخليه و عدم خسارت به محيط زيست بايد مدنظر قرار گيرد.
در زمان آوار برداري حضور مالك، نيروي نظامي و نماينده دستگاه قضايي جهت رفع مشكلات احتمالي الزامي است. جذب مشاركتهاي مردمي در اين كار نيز در سرعت آواربرداري مؤثر و از حساسيتهاي مربوط مي كاهد.
3ـ اسكان دائم: به تناسب ميزان خسارت وارده به بخشهاي مختلف اسكان دائم نياز به زمان بيشتري دارد علاوه بر زمان تأمين منابع مالي از طرف دولت و مردم جهت بازسازي به صورت اعتبار دولتي و يا مشاركت مردمي در سطح منطقه، كشور و يا بين المللي نيز الزامي است. در كنار نظارت عاليه ستاد مديريت بحران، بهتر است براي بازسازي واحدهاي مسكوني يك متولي واحد وجود داشته باشد. ساير گروههايي درگير نيز مي تواند به كم سازمان متولي بيايند همچنان كه حضور و مشاركت مردم نيز در اين زمينه بسيار نتيجه بخش است.
تجربه هر زلزله زنگ خطري براي دولت و مردم است كه ساختمانهاي خود را خوب و مقاوم بسازند، سرعت و كمبود اعتبارات مالي نبايد مردم و مسئولين را غافل نمايد بلكه بايد سريع، درست و مقاوم بسازند.
بازسازي اماكن مسكوني و زيرساختهاي شهري و مناطق جمعيتي بايد مبتني بر اصل مقاوم سازي و متناسب با طرحهاي جامعه و اصول معماري و شهرسازي مناطق مختلف باشد؛ به نحوي كه ضمن حفظ اصول اميني در آن پپيش بيني اكثر نيازهاي مردم شده باشد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله ((قسمت پنجم ))
به طور كلي در مرحله مقابله مي توان موارد زير را انجام داد:
1ـ اخذ اطلاعات سريع و از منابع معتبر از مناطق بحران زده و اعلام نياز اوليه براساس نوع و ابعاد حادثه.
2ـ فراخواني نيروهاي اضطراري و واكنش سريع از دستگاههاهي اجرايي امدادي و خدماتي از طريق سازمان متبوع.
3ـ فراخواني مسئولين و فرماندهان درجه اول دستگاهههاي عضو ستاد به اتاق بحران مركزي و اتاق بحران مناطق.
4ـ ورود اضطراري دستگاههاي اجرايي به تناسب ضرورت در منطقه بحراني و هماهنگي و هدايت اين نيروها توسط اتاق بحران در اين مرحله بايستي از ورود نيروها و امكانات غيرضروري به منطقه بحراني جلوگيري شود.
5ـ تشكيل ستادهاي محلي جهت ساماندهي نيروها و امكانات و استفاده بهينه از منابع و ارتباط مستمر و مستقيم اين مركز محلي با اتاق بحران و نيروهاي درگير در حادثه و تأمين خواسته هاي گروههاي درگير در حادثه.
6ـ انتقال مجروحان و آسيبديدگان به مراكز درماني از هر طريق ممكن (هوايي،زميني، دريايي).
7ـ بازگشايي معابر اصلي و فرعي توسط ماشين آلات سنگين و فعاليت ماشين آلات جهت آواربرداريهاي اوليه به منظور عمليات امداد و نجات.
8ـ حضور به موقع و سريع آمبولانس و خودروهاي امدادي، ماشينهاي آتشنشاني و خدمات ايمني و تأسيساتي به منطقه بحران از هر طريق ممكن. در اين مرحله حضور چرخبال امدادي و در مناطق دريايي قايقهاي امدادي بسيار مؤثر خواهد بود.
9ـ حضور به موقع نيروهاي امينتي و حفاظتي به منظور جلوگيري از هرج و مرج سرعت اموال، كنترل تردد ماشين آلات و ترافيك.
10ـ فعاليت گروههاي تدفين و ايجاد بانك اطلاعات و ثبت مشخصات افراد بومي و غيربومي با همكاري ثبت احوال.
11ـ فعاليت گروههاي دفع مواد زائد و زباله در مكانهاي مناسب و فعاليت نيروهاي خدمات شهري.
12ـ فعاليت گروه آمار و اطلاعات جهت ارزيابي خسارات مالي و جمع بندي ساير اطلاعات مورد نياز.
13ـ فعايت گروه زيربنايي جهت تأمين اضطراري و رفع عيب خدمات شهري مثل آب، برق، گاز و مخابرات در نقاط بحراني
14ـ فعاليت گروه روابط عمومي به منظور اطلاع رساني و هشدار و به تصوير كشاندن وقايع.
15ـ فعاليت گروه بهزيستي و بهداشتي و انجام امور به تناسب تخصص.
در مرحله مقابله گروهها در دو بخش امداد و نجات و پشتيباني زيرنظر ستاد مديريت بحران كه يك مديريت واحد خواهد بود فعاليت مي كنند. گروههاي فعال در هر بخش به شرح زيرند:
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله (( قسمت چهارم ))
چرخه مديريت
مرحله پيشگيري
در كشورهاي لرزه خيزي كه اصول پيشگيري و ايمني در آنها رعايت مي شود ثابت شده كه درصد تلفات، صدمات و خسارات ناشي از حوادث غيرمترقبه بخصوص زلزله هاي مخرب به مراتب كمتر از جوامعي كه به اين اصول عمل نمي كنند و يا به طور كلي به امر پيشگيري اعتقاد ندارند و در اذهان اين انديشه را اشاعه مي دهند كه زلزله بلايي طبيعي است و بايستي انتظار كشيده تا رخ دهد و سپس به كمك رساني اقدام شود.
به منظور پيشگيري از آثار سوء ناشي از زلزله بايستي نكاتي همچون فرهنگ عمومي جامعه، ويژگيهاي زمين شناختي، وضعيت جمعيتي، نوع و بافت سازهها مسكوني و تجاري، وضعيت زيرساختها، آثار فرهنگي و تاريخي و ... مدنظر باشد.
پيشگيري از آثار مخرب زلزله و كاهش اثرات آن امكان پذير است.
براي اين كار چند اصل مهم وجود دارد:
1ـ بانك اطلاعات: بانك اطلاعات مي تواند به دو گونه باشد:
اول: بانك اطلاعات زمين شناختي منطقه و تفكيك مناطق از نظر ميزان خطرپذيري و پردازش اطلاعات و استفاده از آنها در امور اجرايي مناطق جمعيتي
دوم: بانك اطلاعات وضعيت ساختمانهاي مسكوني و امدادي، تاسيسات زيربنايي، بافتهاي شهري، وضعيت معابر، فضاهاي باز و .. كه طبيعتاً در رفع نواقص، تقويت نكات قوت و افزايش ايمني مؤثر خواهد بود.
2ـ مقاوم سازي: مقاوم سازي ابينه موجود (مسكوني، تجاري، آبينه مهم مثل پلها و ...)، افزايش ايمني تأسيسات زيربنايي، اصلاح بافتهاي شهري نامناسب و ... در مقاوم سازي ساختمانها عموماً چند عامل مي تواند مؤثر باشد: اجراي صحيح پي و انتخاب محل مناسب براي ساخت و ساز، اجراي صحيح اسكلت، استفاده از مصالح استاندارد، مناسب و سبك (در ديوار چيني و اجراي سقف) و ... همه اينها به وضع اقتصادي مردم، تهيه نقشه هاي مناسب، نظارت صحيح بر اجراي نقشهها، استفاده از معمار و كارگر ماهر در ساخت و ساز برمي گردد.
در افزايش ايمني تأسيسات زيربنايي چنانچه اطلاعات كاملي از وضعيت اين تاسيسات و نقشه ها و وضعيت موجود آنها در سطح مناطق جمعيتي موجود باشد، با استفاده از راهكارهاي نوين علمي مي توان در جهت ايمن نمودن آنها اقدام كرد تا در مواقع بحراني خسارت و تلفات به حداقل ممكن برسد.
در اصلاح بافته هاي شهري عموماً در طرحهاي جامعه و هادي شهرها بايستي توجه جدي به تهيه مناسب نقشه ها و اجراي صحيح آن در مناطق جمعيتي به عمل آيد در شرايط بحراني حداكثر استفاده و حداقل مشكلات را در پي داشته باشند.
3ـ آموزش رفتار در برابر زلزله: آموزشهاي رفتاري مقابله با پديده زمين لرزه به طور فردي، خانوادگي و همگاني مهمترين موضوع در كاهش تلفات، صدمات و خسارات است.
شناخت خطر در افزايش آگاهيهاي عمومي بخصوص مقاوم سازي و افزايش ايمني، همچنين ضروريترين اقدامات رفتاري قبل از وقوع حادثه، به هنگام تكانهاي شديد ناشي از زلزله و نيز در عملكرد پس از وقوع زلزله بسيار مفيد است.
از آنجايي كه گاه در اجرايي كردن اهداف پيشگيري دولت با مقاومت ها و كارشكني ها و عدم آگاهيهاي مردمي رو به رو مي شود، افزايش آگاهيهاي عمومي در جهت پيشبرد اهداف دولت به منظور حفظ سلامت جامعه و كاهش خسارات ناشي از بلايا بسيار مؤثر است.
مرحله آمادگي:
وجود آمادگي قبلي در يك جامعه براي برخورد با زلزله يكي از مهمترين عوامل در كاستن صدمات زلزله است. آنچه مسلم است حذف فاجعه غيرممكن، اما كاستن از صدمات و تلفات ناشي از آن ممكن است، آمادگي جامعه به عنوان يك بخش از برنامه كاهش خسارت تلقي مي شود. مردم به طور معمول تا حادثهاي به ويژه حوادث طبيعي پيش نيايد به چارهانديشي نمي انديشند يا به عبارت ديگر آمادگي چنداني براي رويارويي با آن ندارند. بنابراين داشتن برنامه هاي رسمي به منظور برخورد صحيح و سريع با حوادث و به محض وقوع آن لازم است. آگاه و متقاعد كردن مردم به ضرورت درك خطرات بالاي طبيعي و نيز ايجاد انگيزه همكاري مشترك بين مقامات محلي و مردم در تدوين برنامه هاي مطلوب مشترك بين مقامات محلي و مردم در تدوين برنامه هاي مطلوب جهت حفظ سلامت عموم از اهميت خاصي برخوردار است.
شناخت كامل وضع موجود شهرها و مكانهاي جمعيتي و شريانهاي حياتي و تأسيسات زيربنايي، شناخت مكانهاي امن و فضاهاي باز، شناخت توانمنديها و تواناييهاي موجود گروه هاي درگير در بحران اعم از نيرو و امكانات،تقويت آنها و برنامه ريزي قبل از بحران، آموزشهاي تخصصي براي گروه هاي درگير در بحران و آموزشهاي عمومي براي مردم، انجام تمرينات دورهاي براي گروه هاي درگير و مردم، ساماندهي نيروها و امكانات، شناخت پتانسيلهاي موجود، همگي در آمادگي يك منطقه براي مقابله با بحران مؤثر خواهد بود.
استفاده از توانمنديهاي مناطق همجوار بخصوص استانهاي معين، تقسيم كار به تناسب تخصصها و ايجاد هماهنگيهاي بين بخشي، استفاده از پيشرفته ترين روشهاي عملياتي و به كارگيري مدرنترين و كاملترين تجهيزات، ايجاد هماهنگيهاي بين بخشي، استفاده از پيشرفته ترين روشهاي عمليات به كارگيري مدرنترين و كاملترين تجهيزات، ايجاد هماهنگي بين دستگاههاي اجرايي درگير در بحران و ايجاد يك مديريت واحد، مشاركتهاي دولتي و مردمي برنامه ريزي شده، پيش بيني امكانات و تجهيزات مقابله با بحران در مناطق امن جمعيتي، شناسايي مناطق امن جهت استفاده در زمان بحران، شناسايي محلي براي دفن زباله، طراحي مراكز امدادي و خدماتي مناسب به تناسب وضعيت جمعيت و بافت و موقعيت شهري و ...، همگي در آمادگي جهت مقابله با بحران و اتخاذ تصميم سريع، صحيح و هماهنگ و استفاده بهينه از منابع (نيرو و امكانات) در قالب يك مديريت واحد بايد مدنظر قرار گيرد. برنامه ريزي مناسب، پيش بيني هاي لازم، استفاده از نيروهاي واكنش سريع با تجهيزات مناسب، برقراري ارتباط مؤثر بين گروههاي درگير در بحران و اجراي اضطراري و منظم امور در بحران در مرحله آمادگي باعث مي شود تا همگي براي يك بحران و مقابله با آن همواره مهيا باشند و با مانورهاي سمبليك و مقايسه عملكرد سيستم مديريتي در بحران در جهت رسيدن به هدف كاهش اثرات بلايا مؤثر خواهد بود.
مرحله مقابله:
هرچه برنامه ريزيها دقيقتر، هماهنگيهاي قبلي بين گروههاي درگير بهتر، آموزشهاي تخصصي و عمومي بيشتر، تجهيزات مناسبتر و هرچه تمرينهاي بيشتري انجام گرفته باشد در هنگام مقابله با بحران نتايج مطلوبتري حاصل مي شود.
در هنگام مقابله سه نوع استفاده از منابع (نيرو و امكانات) به ترتيب زماني بعد از وقوع حادثه انجام خواهد شد:
1ـ ورود سريع بازماندگان حادثه جهت مقابله.
2ـ ورود سريع نيروهاي امدادي و خدماتي دستگاههاي اجرايي درگير در بحران از نزديكترين محل و از مناطق با آسيب كمتر به محل حادثه.
3ـ ورود استانهاي معين و يا كشورهاي همجوار كه مي تواند به تناسب فاصله از مركز بحران انجام گيرد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله (( قسمت سوم ))
وضع موجود مديريت بحران در ايران
به منظور حفاظت از جان و مال مردم ، تاسيسات ، منابع مختلف و ثروتهاي ملي در برابر حوادث طبيعي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي سازمان دفاع غير نظامي با مديريت وزارت كشور فعال بوده و پس از چند سال فعاليت اين سازمان بر اساس مصوبه مجلس در سال 1354 به منظور ايجاد آمادگي بين اقشار مختلف مردم و دولت ، سازمان آمادگي ملي و بسيج غير نظامي زير نظر نخست وزيري تشكيل شد . با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 مسئوليت امداد رساني و وظايف سازمانهاي مورد اشاره بر عهده ستاد حوادث غير مترقبه و زير نظر رياست جمهوري قرار گرفت . در سال 1370 با توجه به ابعاد وسيع فعاليت هاي وزارت كشور اين امر به اين وزارتخانه محول گرديد و به همين منظور در وزارت كشور دفتري تحت عنوان دفتر مطالعات و هماهنگي امور ايمني و بازسازي و در استانداري ها نيز با همين نام دفتري تشكيل شد . فعاليتهاي اين ستاد عموما برنامه ريزي ، مطالعات ، نظارت و هماهنگي بين دستگاه هاي اجرايي در امور مربوط به حوادث غير مترقبه و بحران هاي طبيعي است .
وقوع حوادث مختلف از جمله زلزله هاي مخرب سالهاي اخير علي الخصوص زلزله سال 69 رودبار اين احساس نياز مديريتي را در بين مقامات و جامعه بيش از پيش بر انگيخت و تجربيات تلخ اين زلزله و حوادث بعدي باعث شد تا همه دستگاه هاي امدادي و خدماتي دولتي و خصوصي به تناسب نوع خدمات و فعاليتي كه دارند در مواقع بحران دخالت كنند.
در حال حاضر مديريت بحران به صورت ستادي زير نظر وزارت كشور و واحدهاي تابعه استاني آنها يعني استانداريها و فرمانداريها با هدف هماهنگي و نظارت بر دستگاه هاي اجرايي در امور مرتبط با حوادث غير مترقبه در مواقع بحران اداره مي شود .
اعضا اين ستاد را وزارت كشور ، وزارت بهداشت و درمان و اّموزش پزشكي ، وزارت ارتباطات و فنآوري ، وزارت آموزش و پرورش ، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ، وزارت راه و ترابري ، وزارت نيرو ، وزارت مسكن و شهر سازي ، وزارت جهاد كشاورزي ، وزارت اقتصادي و دارايي ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، وزارت امور خارجه ، وزارت علوم و تحقيقات و فن اّوري ، سازمان مديريت و برنامه ريزي ، جمعيت هلال احمر ، نيروي مقاومت بسيج ، سازمان صدا و سيما ، ستاد كل نيروهاي مسلح ، سازمان شهرداريها ، نيروهاي انتظامي ، بنياد مسكن در سطح كشور و زير مجموعه هاي اّنها در سطح استانها و شهرستانها تشكيل مي دهند . اعضاي ستاد حوادث علاوه بر وظايف عادي و سازماني خود در مراحل مختلف بحران داراي وظايفي هستند كه اهم اّنها به شرح زير است :
1-مرحله پيشگيري : شامل مجموعه اقداماتي است كه پيش هنگام و پس از وقوع بحران با هدف جلوگيري از وقوع مخاطرات يا در جهت كاهش اّثار زيان بار اّن انجام مي شود .
2-مرحله آمادگي : شامل مجموعه اقداماتي است كه توانايي جامعه ، دولت و مردم را در انجام مراحل مختلف مديريت بحران افزايش مي دهد.آمادگي شامل جمعآوري اطلاعات ، پژوهش ، برنامه ريزي ، ايجاد ساختار مديريتي، آموزش، تامين منابع تمرين و مانور ميباشد.
3-مرحله مقابله: ارائه خدمات اضطراري به دنبال وقوع بحران بوده با هدف نجات جان و مال انسانها، تامين رفاه نسبي آنها و جلوگيري از گسترش خسارات را در بر ميگيرد و شامل امداد و نجات،بهداشت و درمان، تامين امنيت، ترابري، ارتباطات، تدفين، رفع مواد زايد، دفع فاضلاب، مهار آتش، كنترل مواد خطرناك، سوخترساني، اطلاعرساني، هشدار و ... ميباشد.
4-مرحله اسكان و بازسازي: عبارت است از بازگردان شرايط يك منطقه آسيب ديده پس از بحران به شرايط عادي با در نظر گرفتن ويژگيهاي توسعه پايدار و كليه ضوابط ايمني و مهندسي.
به منظور اجرايي كردن هر يك از مراحل چرخه مديريت بحران، متناسب با فعاليتهاي تخصصي مورد نياز ستاد اقدام تشكيل كارگروههاي تخصصي نموده كه هر كدام داراي وظايف و اختياراتي ميباشند و در تدوين سياستهاي تخصصي مديريت بحران، ارائه راهكارهاي اجرايي اين سياستها و نظارت بر اجرا در زنجيره مديريت بحران كشور تأثيرگذارند.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله (( قسمت دوم ))
هر گونه تغييرات ناگهاني ناشي از حوادث غير مترقبه كه باعث اختلال در شرايط عادي جامعه شود و نياز به اقدام ضروري ايجاد كند و به عبارت ديگر ، هر گاه رخدادي نابهنگام و پيش بيني نشده با شدتي بيش از حد معمول باعث به هم خوردن وضع عادي مردم شود بحران تلقي مي شود . بحران دو گونه است :
بحران طبيعي (disaster) ، بحران انسان ساخت (crisis) . بحران به عبارت ديگر يعني دگرگوني و ايجاد وضع فاجعه اّميز را به گونهاي كه شيرازه زندگي ناگهان گسيخته شود ، مردم دچار رنج و درماندگي شده ونياز به ضرورتهاي زندگي پيدا كنند . بحرانها از نظر وسعت تاثير و شدت به محل يا استاني ، ملي وفراملي تقسيم مي شوند و در هر بحران نيز سه مرحله قابل تشخيص است : مرحله پيش از وقوع ، مرحله وقوع و مرحله بعد از وقوع .
مديريت بحران
برخي عقيده دارند مديريت بحران شامل اطلاعات موجود بحرانهاي گذشته و روشن نمودن اّن براي عموم است ، ولي عده اي ديگر بر اين عقيده اند كه مديريت بحران يك برنامه ريزي اجتماعي ، سياسي جامع در رابطه با آمادگي است و نياز به بررسي هاي فنآوريهاي علمي پيشرفته ندارد.
اما گروه سوم عقيده دارند كه مديريت بحران همان توسعه پايدار است و چنانچه در توسعه ملي برخورد زيربنايي ، اساسي و منطقي وجود داشته باشد ، مسئله بحران به خودي خود حل خواهد شد . اّنچه مسلم است مديريت بحران در بر گيرنده يك سري عمليات و اقدامات پيوسته و پويا بوده و به طور كلي بر اساس تابع كلاسيك مديريت ( برنامه ريزي ، سازماندهي ، تشكيلات ، رهبري و كنترل ) در مواقع بحراني استوار است . بنا بر اين مجوعه اقداماتي كه قبل ، حين و پس از وقوع بحران بايستي انچام گيرد تا جامعه ضمن حفظ آمادگي كامل در جهت كاهش اثرات بلايا ( خسارت مالي و تلفات جاني ) سوق داده شود و در كوتاه ترين زمان ممكن پس از وقوع بحران به حالت عادي برگردد ، همان مديريت بحران است .
عموما در زمان بحران به صورت آشكار و يا نا ملموس همه دوست دارند دخالت كنند و اين احساس كه اگر دخالت كنند در جهت رفع بحران موثر خواهند بود در گروه هاي مختلف ديده مي شود .
اين گروه ها عبارتند از : مردمي كه مستقيما در معرض خطرند ، مردمي كه در معرض خطر نيستند ولي حس نوع دوستي دارند ، ارباب جرايد و رسانه هاي جمعي ، جامعه شناسان ، قانونگذاران ، سرمايه گذاران و بيمه گران ، مسئولين و مقامات ، جامعه علمي و فني و ...
بنابراين گروههاي مداخله كننده به دو گروه دولتي و مردمي تقسيم مي شوند ، اّنچه مسلم است اين كه عدم هماهنگي و انسجام بين گروههاي مختلف در زمان بحران مي تواند باعث ايجاد نابساماني در جامعه شود و بر شدت اثرات بحران بيافزايد . چنانچه در زمان بحران و يا مراحل بعد از اّن بخواهيم به نياز جامعه پاسخ مثبت دهيم بايد مسئوليت ها بر اساس برنامه مشخص به طور صحيح و هماهنگ به اجرا در اّيد .
چنين برنامه اي بايد موارد و نكات زير را مورد توجه قرار دهد :
1-تعيين هر يك از منابع سازماني با تخصص مشخص
2-مديريت واحد و كلي بحران نبايد در امور داخلي سازمان هاي تعيين شده دخالت كند.
3-مديريت واحد و كلي بحران بايستي وظايف و اولويتهاي آن را براي سازمان هاي زير مجموعه مشخص و به آنها ابلاغ نمايد.
4-مديريت كلي بحران نبايد نحوه انجام وظايف تخصصي و داخلي را به سازمانهاي زير مجموعه ديكته كند.
در كنار موارد بالا با رعايت چهار اصل زير در زمينه مديريت بهينه منابع در زمان بحران نتايج مطلوبتري حاصل خواهد شد :
الف – وجود يك مركز عمليات اضطراري مجهز به تجهيزات و نيروهاي متخصص و ورزيده در دستگاههاي اجرايي كه هر كدام داراي كد مشخص بوده و توانمندي واكنشهاي سريع را داشته باشند .
ب - وجود يك سيستم اطلاعاتي و ارتباطي مناسب .ج - ارتباط موثر و نزديك و مرتب بين مسئولين هدايت مديريت بحران و سازمان هاي ذيربط و بين مسئولين سازمانهاي ذيربط و پرسنل اجرايي .
د - احساس مسئوليت سازمانهاي مداخله كننده در بحران در قبال وظايف خود در مراحل بحران علي الخصوص در زمينه عملياتي كردن برنامه ها .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران زلزله (( قسمت اول ))
مقدمه:
بررسي زمينلرزههاي رخداده در كشور نشان مي دهند كه اكثر مناطق در معرض خطرهاي ناشي از زلزله هاي مخرب قرار دارند. ساختمان زمين شناسي فلات ايران به همراه سيستم چين خوردگي و ساختمان زمين شناسي فلات ايران به همراه سيستم چين خوردگي و كوهزايي آلپ در دوران سوم زمين شناسي كه دوره فعالي بوده، شكل گرفته است و ايران نيز در قسمت مياني كمربند آلپ ـ هيماليا قرار دارد كه هنوز به حالت ايزوستازي يا تعادل نهايي نرسيده و اين موضوع باعث شده كه هر از چند گاهي در يك نقطه از كشور زمين لرزهاي مخرب رخ دهد و باعث خسارتهاي مالي و تلفات جانبي بي شماري شود.
بنابراين تهيه و تدوين برنامه جامع مقابله با بحران و شناخت اصول و شيوههاي صحيح مقابله در جهت حفظ آمادگي لازم و كاهش اثرات (خسارتهاي مالي و تلفات جاني) آن با يك مديريت بحران واحد در راستاي توسعه پايدار كشور امري اجتناب ناپذير و ضروري است.
اين مقاله ابتدا به طور مختصر به تشريح مديريت بحران شامل مجموعه اقداماتي كه قبل، حين و بعد از وقوع بحران به منظور حفظ آمادگي كامل در جهت كاهش اثرات بلايا انجام مي گيرد، پرداخته است و سپس مديريت بحران در ايران را كه به صورت يك سازمان مستقل نبوده بلكه ستادي متشكل از 21 وزارتخانه، سازمان و نهاد است توضيح مي دهد و بالاخره جرخه مديريت بحران به عنوان حلقهاي ناگسستني شامل چهار مرحله پيشگيري، آمادگي، مقابله، اسكان و بازسازي را به اختصار تشريح كرده و بر نقشن مثبت مردم و مشاركتهاي مردمي در مراحل مختلف مديريت بحران تأكيد مي كند.
بلاياي طبيعي در جهان همه ساله باعث بروز خسارتها و تلفات بي شماري مي شود . از بين 43 بليه طبيعي جهاني 10 نوع اّن با حد اكثر وقوع گاه ايجاد بحران هاي محلي ، ملي ، فراملي در كشورهاي جهان مي نمايد ، اين بلايا عبارتند از سيكلونهاي حاره اي ، زمين لرزه ، سيل ، طوفان ،خشكسالي ، اّتشفشان ، بهمن ، زمين لغزش ، امواج دريايي و امواج جزر و مدي .
شرايط اقليمي ، جغرافيايي و زمين شناختي باعث شده كه ايران از اين گونه بلايا بي بهره نماند و همه ساله با شدت و ضعف مختلف وقوع اّنها باعث بروز خسارتهاي فراوان و تلفات جاني بي شمار گردد . مهمترين ، ناگهاني ترين و مخرب ترين اين نوع بلايا زلزله است كه عموما به علت عدم اّمادگي جامعه همواره خسارت و تلفات زيادي را به همراه داشته است . به صورت عادي پس از وقوع حوادثي مانند زلزله اقداماتي در جهت جبران خسارت و بازسازي در كنار امداد رساني انجام مي گيرد و گاه نيز در جهت حفظ اّمادگي جامعه نيز اقداماتي انجام مي پذيرد .
بي شك اّمادگي جامعه با برنامه ريزي جهت مقابله با بحران و در مراحل مختلف اّن متناسب با توانمدي هاي مردم و مسئولين و تقويت اين توانمندي ها در قالب يك مديريت بحران واحد ، با مشاركت مردم در كاهش خسارتهاي مالي و تلفاتي جاني و بازگرداندن سريع جامعه به وضع عادي تاثير به سزايي دارد . مطالعه و تحقيق ، اّموزش ، بازسازي حوادث گذشته ، تمرين و ممارست در برخورد با بحران با حدف ايجاد نظم در زمان بحران و جلوگيري از به هدر رفتن منابع از جمله برخي اقدامات در جهت كاهش اثرات بلاياي طبيعي است .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
شرايط روحي و رواني افراد حادثه ديده يك وضعيت ويژه رواني است.
وقوع حوادث و بلاياي طبيعي مثل زلزله علاوه بر اينكه خرابي ها و ويراني هاي زيادي بر جاي مي گذارد، عوارض رواني شديدي نيز به همراه دارد. ويراني هاي طبيعي و خسارات مالي و مادي را مي توان با همت و برنامه ريزي علمي و تلاش انساني در مدت كوتاهي جبران كرد و حتي شهري آبادتر از گذشته ساخت اما ويراني هاي روحي آدمي را كه در زير آوارهاي غم و مصيبت آسيب ديده به سادگي نمي توان ترميم كرد چه بسا كه سال ها زمان نياز باشد تا پس لرزه هاي رواني و اجتماعي اين فاجعه به سكون و آرامش برسد و ساختار رواني ويران شده و صدمه ديده بازماندگان بازسازي شود. با فرهاد شرف پور مربي امداد و نجات و پزشكيار بدون مرزي درباره روانشناسي سوگ به گفت وگو نشستيم.
در هفته هاي بعد از وقوع بلاياي طبيعي مثل زلزله، آنچه كه بيش از همه در معرض تهديد قرار مي گيرد شرايط روحي و رواني بازماندگان است. آيا بحران هاي روحي ناشي از اين حوادث با مشكلات روحي و بيماري هاي رواني در وضعيت عادي فرق مي كند؟
شرايط روحي و رواني افراد حادثه ديده يك وضعيت ويژه رواني است و بحران ناشي از آن ممكن است تا پنج شش سال ادامه يابد. نتايج آخرين تحقيقات و پژوهش ها بر افرادي كه قبلاً چنين تجربه اي داشته اند در سال ۱۹۸۴ در ايتاليا و در سال ۱۹۷۸ در تركيه نشان داده كه اين افراد به ويژه كودكان تا ۴ سال بعد از وقوع حادثه همان استرس ها و بحران هايي را كه در زمان وقوع حادثه داشته اند عيناً تجربه مي كنند. حالت هايي مثل ترس، اضطراب، بزهكاري و حتي مشكلات جسماني. روانشناسان به اين حالت «Poststress» استرس بعد از ضربه مي گويند. تفاوت اين بحران ها با مشكلات روحي عادي اين است كه تجربه روحي اين افراد تكرار مي شود و عين آن واقعه را طي زمان به همان شكل از لحاظ رواني تجربه مي كنند كه اين مسئله در بيماران رواني وجود ندارد. در بيماري هاي روحي مثل افسردگي، شايد فرد حتي نسبت به وضعيت روحي خودآگاهي نداشته باشد چون ريشه بسياري از اختلالات رواني به دوران كودكي برمي گردد كه در ضمير ناخودآگاه فرد پنهان است اما حادثه ديدگان بلاياي طبيعي، شاهد يك بحران بوده اند و نسبت به آن آگاهي دارند.
تيپولوژي رواني افراد و نوع شخصيت آنان مثل درون گرا يا برون گرا بودن چقدر در سطح عمق بحران هاي روحي ناشي از اين حوادث يا شيوه مواجهه و حل آنها موثر است؟
قطعاً تاثير زيادي دارد. انسان ها با عادت هاي رفتاري و نوع شخصيت خود با وقايع و حوادث زندگي برخورد مي كنند. هر چقدر شخصيت افراد قبل از اين ضربه، قوي تر و محكم تر باشد در برابر چنين حوادثي، مقاوم تر و منطقي تر خواهند بود و هر چقدر شخصيت رنجورتر باشد يا داراي ضعف هاي شخصيتي، احساسي و عاطفي باشد يا از هوش اجتماعي پاييني برخوردار باشد، آسيب پذيري اش بيشتر است.
آسيب ديدگان و بازماندگان اين حوادث براي عبور از اين بحران و بازيافتن سلامت رواني خود چه مراحلي را طي مي كنند؟
در وضعيت سوگ ابتدا افراد دچار شوك مي شوند و در يك بهت رواني به سر مي برند. بنا به توصيف خود اين افراد دچار يك حالت يخ زدگي و انجماد مي شوند. بعد مرحله ناباوري است يعني باور اين مصيبت برايشان سخت است و در واقع به انكار فقدان دست مي زنند. مرحله بعد، افسردگي و غمگيني شديد است در اين دوره هيچ چيز براي فرد معنا ندارد و انگيزه براي زندگي مجدد از وي گرفته مي شود و نمي تواند از زندگي لذت ببرد اين مرحله با بي جوابي، بي اشتهايي، اشكال در تصميم گيري و فراموشكاري همراه است و مهم تر از همه اينكه تسلط بر بدن خود را از دست مي دهد يعني هر لحظه احساس مي كند نگران است كه مجدداً اين حادثه تكرار شود. مرحله بعد پرخاشگري است در اين مرحله اين فكر حاكم مي شود كه چرا اين اتفاق بايد براي من بيفتد حتي گاهي شاهد عصبانيت و خشم فرد نسبت به اطرافيان و حتي خدا و مقدسات هستيم. حتي شاهد واكنش هاي عصبي شديدي هستيم كه از تفسير ناهوشيارانه اين واقعه ناشي مي شود كه چرا بقيه مردند و مرا تنها گذاشتند اما بعد از اين مراحل دوره تطبيق و سازگاري پيش مي آيد.
اين مرحله چقدر طول مي كشد؟
اين مرحله به شرايط بيروني بستگي دارد. يعني اگر فرد، مورد حمايت (مادي و رواني) قرار بگيرد سازگاري زودتر ايجاد مي شود ولي هر چقدر تنها بمانند و به حال خود رها شوند سازگاري ديرتر اتفاق مي افتد ولي به طور طبيعي اين مراحل ۱ تا ۲ سال طول مي كشد البته تفاوت هاي فردي نيز نقش مهمي در مدت سازگاري دارد.
ممكن است فرد آنقدر آسيب ببيند كه درمانش سال ها طول بكشد و يا اصلاً قابل درمان نباشد!
بله. اين مراحل واكنش هاي طبيعي است. مراحل طبيعي سوگ كه تمام كساني كه عزيزانشان را از دست داده اند آن را طي مي كنند اما در مواردي كه دوران سوگ طولاني مي شود و از دوره درمان طبيعي خارج مي شود، شخصيت و وضعيت رواني فرد توانايي هاي شخصي و قدرت حل مسئله در افراد با مدت درمان آنها رابطه مستقيم دارد. براي برخي هم اين ماجرا سرآغاز يك بيماري مي شود كه اين بيماران به درمان هاي ويژه كلينيكي و باليني نيازمندند.
آيا در درمان اين افراد اعتقاد به رفتاردرماني داريد يا دارودرماني؟
هر دو لازم است. چون برخي به دارو احتياج دارند و اگر دارو مصرف نكنند نمي توانند خود را كنترل كنند و با محيط وفق دهند حتي نمي توانند بخوابند يا اينكه دچار توهم و رفتارهاي آشفته مي شوند. در اين موارد حتماً بايد دارو مصرف كرد البته دركنار دارو و درمان، حضور تيم هاي حمايتي روان شناختي لازم است. پيشنهاد مي كنم كه در منطقه پايگاه هايي زده شود و تيم هاي علمي در آنجا مستقر شوند و به رفتار درماني بپردازند.
ممكن است كه آسيب هاي رواني مصيبت ديدگان تبديل به آسيب هاي اجتماعي نيز شود يعني فرد براي انتقام از اين حادثه (آرامش خود) به ديگران و جامعه آسيب برساند و يا به بزهكاري و ناهنجاري اجتماعي و اخلاقي كشيده شود. براي جلوگيري از چنين وضعيتي چه بايد كرد؟
اين افراد نيازمند كمك هاي مددكاري درازمدت هستند. به ويژه كودكان و نوجواناني كه بي سرپرست شده اند در معرض اين خطرات قرار دارند. كودكاني كه به بهزيستي و پرورشگاه ها سپرده مي شوند به لحاظ روانشناسي در مكان مناسبي قرار نمي گيرند (هرچند چاره اي هم نيست) در اين گروه ها احتمال آسيب هاي اجتماعي بيشتر است. براي جلوگيري از اين وضعيت تا حد امكان بايد اين كودكان را به خانواده ها سپرد.
در رفتار با كودكان بايد به چه نكاتي توجه داشت؟
بايد وضعيت زندگي كودكان را به شرايط پيش از وقوع حادثه و شرايط خاص سني كودك نزديك كنيم. مثلاً براي كودك ۵-۶ ساله بايد امكان بازي play therapy را فراهم كنيم يا كودكان در سنين دبستان بايد هر چه زودتر به مدرسه بروند. نكته ديگر اينكه نبايد جنبه هاي ترحم و دلسوزي را پررنگ كنيم. و از رفتارهاي عادي افراطي پرهيز كنيم. بلكه بايد براساس محبت و احترام با آنان رفتار كرد. كودكان را تشويق كنيم تا راجع به واقعه پيش آمده حرف بزند.
يكي از خطراتي كه به لحاظ روانشناختي و از منظر آسيب شناسي رواني _ اجتماعي در ارتباط با نحوه رفتار با مصيبت زدگان احساس مي شود اعمال رفتارهاي سنتي و غيرعلمي است كه مردم (از سر دلسوزي) با اين افراد دارند به نظر شما اين روش ها بازسازي رواني آنان را به تأخير نمي اندازد؟
به كار بردن رفتارهاي غلط براي بهبود وضعيت روحي آسيب ديدگان نه تنها در معالجه آنان تأثيري ندارد بلكه درمان آنها را به تاخير مي اندازد مثلاً برخي در هنگام مواجهه با اين افراد سعي مي كنند از گريه كردن آنها جلوگيري كنند يا به پسربچه ها مي گويند شما مرد هستيد مرد كه گريه نمي كند رفتارهاي اين چنيني، سوگ را به تاخير انداخته و فرد در آينده دچار اختلالات رواني خواهد شد.
تلقين برخي از عقايد مذهبي مثل گناه كار بودن مصيبت ديدگان تا چه حد سلامت رواني آنها را به خطر مي اندازد؟
تقريباً صددرصد، القاي تعليمات و عقايد مذهبي غلط و افراطي، در تشديد بحران يا درمان نشدن آنها موثر است. از مذهب و دين بايد در جهت آرامش انسان ها استفاده كرد نه در بر انگيزاندن خشم و غضب يا افسردگي آنها. در محاوره ها مي شنويم مي گويند اين زلزله خشم خداوند بوده يا قهر طبيعت بوده وجود چنين نگرش و تفسيري از اين واقعه به روند درمان اين افراد ضربه مي زند.
وقوع زلزله بم زرند و حوادثي مشابه، افكار عمومي را نسبت به اين مسئله حساس كرده است كه گاهي به ايجاد ترس و اضطراب عمومي در جامعه منتهي مي شود براي ايمن سازي رواني شهروندان چه اقداماتي ضروري به نظر مي رسد.
هر چيزي كه انسان را از حالت تعادل خارج كند موجب استرس مي شود. براي ايمن سازي رواني افراد در برابر خطر بلاياي طبيعي بايد به ايمن سازي شهري و معماري پرداخت. حكومت از طريق آگاهي ملت نسبت به علايم زلزله امنيت رواني شهروندان را تأمين مي كند. زماني امنيت رواني مردم آسيب نمي بيند كه آنها احساس كنند در هنگام زلزله جان آنان ايمن است وگرنه با رفتارهاي كلامي و توصيه هاي اخلاقي نمي توان به آنان آرامش داد.
وقوع چنين حوادثي در كشور ضرورت يك موسسه و تشكل هاي غيردولتي متشكل از روان شناسان و مددكاران را براي سرويس دهي رواني ايجاب مي كند شما به عنوان عضوي از خانواده امداد و نجات كشور تا چه حد بر حضور چنين نهادهايي تأكيد داريد؟
نياز وجود چنين نهادهايي در كشوري مثل ما كه زلزله خيز است بسيار محسوس است ولي در حال حاضر چنين نهادي وجود ندارد. من اعتقاد دارم اين كار از دانشگاه ها بايد آغاز شود البته كارهايي در اين زمينه در جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي به كوشش آقاي دكتر حامد فرساد انجام شده مثل ايجاد كارگاه هاي آموزشي و كنفرانس هاي علمي كه از تجربيات كشورهاي ديگر نيز استفاده شده است. سازمان امداد و نجات كشور بايد گروه هايي را در قالب روان شناسي مددكار آموزش داده و به منطقه بفرستد همچنين اين فاجعه بايد سرآغاز پژوهش و تحقيق در اين زمينه باشد تا در حوادث بعدي از نتايج آنها استفاده شود.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
تاثير ساختگاه بر پاسخ لرزه اي زمين
امروزه از زلزله به عنوان يكي از مخرب ترين عوامل طبيعي كه باعث تخريب سازههاي ساخت بشر ميگردد، نام برده ميشود. اگر چه در مورد علل اصلي ايجاد زلزله فرضيات مختلفي وجود داشته و هنوز قطعيت آنها به اثبات نرسيده، ولي با پيشرفت علم و بويژه علوم مهندسي عمران و زلزله با ثبت حركات لرزه اي زمين در اثر زلزلههاي بوجود آمده و بررسي خرابيهاي ايجاد شده در سازههاي مختلف اطلاعات زيادي در مورد چگونگي عملكرد امواج زلزله، نحوه رفتار سازهها در برابر زلزله و راههاي پيشگيري و يا كاهش خسارات ناشي از زلزله در دسترس ميباشد كه با وقوع زلزلههاي جديدتر و نيز از طريق انجام پروژههاي تحقيقاتي در زمينه مهندسي زلزله بر حجم و دقت اين اطلاعات همواره افزوده ميگردد.
عوامل طبيعي كه باعث ايجاد زلزله ميگردند را ميتوان به چهار نوع عوامل فروريزشي نظير ايجاد امواج لرزه اي در اثر فروريزش غارها و حفرههاي داخل زمين، عوامل برخوردي نظير ايجاد زلزله در اثر برخورد سنگهاي آسماني با زمين، عوامل آتش فشاني و عوامل زمين ساختي تقسيم نمود. از ميان اين عوامل، ايجاد امواج زلزله در اثر عوامل زمين ساختي بيشتر مورد توجه بوده و غالب زلزلهها و بويژه زلزلههاي شديد در اثر اين عوامل بوقوع ميپيوندد. عوامل زمين ساختي عواملي هستند كه منجر به ساختن كوهها و درهها و يا ايجاد حركت بر روي گسلها و بالا و پايين بردن بخشهاي بزرگي از قارهها دارند. در اثر اين عوامل با حركت تودههاي سنگي در محل گسلها بطور ناگهاني مقادير بزرگي انرژي در داخل زمين رها ميشود كه به صورت امواج زلزله آشكار ميگردند. اين امواج بشكل امواج حجمي در يك فضاي سه بعدي منتشر شده و از ميان تودههاي سنگي و يا لايههاي آبرفتي واقع بر اين تودهها به حركت در ميايند.
از طرف ديگر از ديدگاه مهندسي اهميت زلزلهها به لحاظ تأثيراتي است كه اين زلزلهها در سازههاي نظير سدها، نيروگاهها، پل ها، مناطق مسكوني و تأسيسات صنعتي ايجاد مينمايند كه در اكثر موارد اين سازهها نه در سطح تودههاي سنگي بلكه بر روي سطح زمين يعني بر روي لايههاي آبرفتي واقع بر سنگ بستر بنا ميشوند. همچنين اين سازهها غالباً در بالاي محل گسل يا محل شروع و توليد امواج زلزله بنا نشده بلكه در فواصل مختلف نسبت به كانون زلزله قرار ميگيرند. امواج زلزله با دور شدن از كانون آن و نيز با گذشتن از لايههاي آبرفتي دستخوش تغيير و تحولاتي ميشوند كه عوامل مربوط به فاصله نقاط نسبت به كانون زلزله تحت عنوان «تاثير مسير» و عوامل مربوط به لايههاي آبرفتي واقع بر سنگ بستر تحت عنوان «تاثير ساختگاه» شناخته ميشوند.
مسأله تأثير ساختگاه بر حركات لرزه اي زمين از اوايل قرن بيستم مورد توجه محققين و دانشمندان قرار گرفته است. آنان با بررسي آثار ايجاد شده در اثر امواج زلزله در نقاط مختلف ساختگاه و همچنين شرايط لايههاي آبرفتي محل، تاثير ساختگاه را در تغيير خصوصيات مختلف امواج زلزله مورد ارزيابي قرارميدهند. اين بررسيهاتا به امروز نيز ادامه داشته و پس از وقوع زلزلههاي جديد در نقاط مختلف دنيا، تحقيقات زيادي در ارتباط با چگونگي تأثير ساختگاه بر شدت اين زلزلهها صورت ميگيرد. از لحاظ مهندسي امواج زلزله با سه مشخصه شتاب حداكثر، محتواي فركانسي و زمان لرزش مورد مطالعه قرار ميگيرند، كه اين مشخصهها را ميتوان مستقيماً از شتاب نگاشتهاي بدست آمده در اثر اين امواج استخراج نمود.
حال تأثير ساختگاه عبارت است از تغيير اين مشخصهها در اثر وجود لايه آبرفتي روي سنگ بستر و همچنين در اثر توپوگرافي يا ديگر شرايط هندسي ساختگاه يعني چنانچه شتاب نگاشت يك زلزله در سطح سنگ بستر بدست آمده باشد، وجود لايه آبرفتي در حد فاصل سنگ بستر و سطح زمين يا خصوصيات هندسي سطح زمين از قبيل درهها و قله ها، باعث تغيير مشخصههاي شتاب نگاشت در سطح زمين و حتي اعماق مختلف لايه آبرفتي ميگردد. اين پديدهها به علت رفتار ديناميكي آبرفت ايجاد ميشود كه اين رفتار نيز از عوامل مختلفي نظير خصوصيات ديناميكي لايه ها، موقعيت لايه ها، موقعيت سنگ بستر يا عمق آبرفت خصوصيات هندسي و توپوگرافي سطحي متأثر ميباشد.
شواهدي از اهميت ساختگاه از زلزله هاي گذشته
از مدتها پيش، مي دانستند كه شدت تكات زمين در حين زلزله و خسارات آن به ساختمانها، تحت تأثير شرايط زمين شناسي و خاك محلي است. مك موردو (1824) در توصيف اثرات زلزله 1819 هند به اين موضوع توجه كرد كه «ساختمانهاي واقع بر سنگ بستر به هيچوجه به اندازه ساختمانهايي كه پي آنها به زير پوشش خاكي روي بستر سنگي نرسيده بود، صدمه نديدند».
در گزارش وود (1908) از توزيع خسارتها و شدت ظاهري تكان ها در منطقه خليج سان فرانسيسكو در زلزله 1906 نيز شواهدي ضمني از تأثير قابل توجه شرايط خاك زير سطحي بر شدت حركات سطحي زمين ارائه شده است. از آن زمان به بعد، تعدادي از محققين به نتايج مشابهي رسيدند. با اين همه، تنها ظرف 25 سال گذشته بود كه نگاشتهاي ابزاري از حركت هاي شديد زمين در چند نقطه از منطقه اي كلي به دست آمد. اين نگاشت ها آثار عمده شرايط محلي خاك را بر ويژگي هاي حركت هاي شديد به سطح زمين نشان دادند. به عنوان مثال در زلزله 1957 سان فرانسيسكو (با بزرگي حدود 3/5)، در چند نقطه از شهر حركت هاي زمين ثبت شدند. در شكل ذيل تغييرات شرايط خاك به همراه تغييرات مربوطه در ويژگي هاي ثبت شده تكانهاي زمين، در امتداد مقطعي به طول 4 مايل در داخل شهر نشان داده شده اند. به خوبي آشكار است كه هم در شتابهاي اوج ايجاد شده و هم در ويژگي هاي فركانسي حركت هاي ثبت شده در نقاط مختلف، تفاوت هاي چشمگيري وجود دارد. در شكل فوق نتايج محاسبه نيروي برشي پايه حداكثر براي يك ساختمان 10 طبقه تيپ در هر يك از محل هاي ثبت حركت ها ديده مي شوند. اين نتايج كه بر مبناي حركت هاي ثبت شده به دست آمده اند نشان مي دهند كه مقدار اين نيرو در محل هاي مختلف تا چند صد درصد و از مقدارهاي نسبتاً كم در محل هاي سنگي يا با ضخامت كم خاك تا مقدارهاي بسيار بيشتر در محل هاي پوشيده از حدود 300 فوت رس و ماسه تغيير مي كند. بنابراين بسيار مطلوب است كه بتوان در مرحله طراحي، تغييراتي تا اين حد مهم را پيش بيني نمود .
احتمالاً، مفصل ترين بررسي هاي انجام شده در مورد رابطه ميان خسارت هاي وارده به ساختمان ها در اثر تكان هاي زلزله و شرايط خاك، بعد از وقوع زلزله 1967 كاراكاس در اين شهر انجام شده است. هر چند بزرگي زلزله حدود 4/6 و فاصله كانون زلزله از كاراكاس حدود 60 كيلومتر بود، اما تكان هاي زلزله موجب سقوط چهار ساختمان آپارتماني 10 تا 12 طبقه با حدود 200 نفر تلفات شدند. بسياري از ساختمانهاي ديگر نيز متحمل خسارت هاي سازه اي و معماري شدند. بدين جهت مطالعه اي تفصيلي در مورد رابطه ميان خسارت هاي سازه اي وارد به ساختمانها و عمق خاك زيرين انجام شد .
اثرات مشابهي در بسياري از زلزله هاي ديگر مشاهده شده بود. از نقطه نظر اثرات محلي ساختگاه دو نمونه از مهمترين زلزله هاي اخير، زلزله Michoacan مكزيك Loma Prieta كاليفرنياو كوبه ميباشند. از اين زلزله ها كه دادههاي آنها بنحو مطلوبي ثبت شده است، ركورد حركات نيرومند در ساختگاه ها با زير لايههايي كه شرايط آنها كاملاً متفاوت مي باشد در مكزيكوسيتي و سانفرانسيسكو ثبت شده است. ارزيابي مختصر اين حالات تاريخي اهميت اثرات محلي ساختگاهها را بوضوح روشن مي سازد.
كاراكاس 1967
زلزله 1967 كاراكاس بزرگياي برابر 4/6 درجه ريشتر داشت. فاصله مركز زلزله تا شهر كاراكاس در حدود 60 كيلومتر بود. اين زلزله باعث تخريب 4 آپارتمان 10 تا 12 طبقه و آسيب ديدن يك ساختمان 12 طبقه در حومه كاراكاس گرديد. علاوه بر اين، ساختمانهاي زيادي نيز دچار صدمات سازهاي و يا معماري گرديدند. اكثر اين ساختمانها متشكل از قابهايي از بتن مسلح بوده و همگي بر اساس ايين نامه زلزله رايج در كشور ونزوئلا طراحي شده بودند.
تخريب ساختمانهاي با تيپ معين در نواحي خاص را شايد بتوان يكي از مهمترين پيامدهاي اين زلزله دانست. هر 4 آپارتمان بطور كامل ويران شدند و تقريباً تمامي ساختمانهاي بيش از 14 طبقه كه خرابيهايي در آنها ببار آمد، همگي در ناحيهاي موسوم بهGrandes Palos واقع در شرق كاراكاس قرار گرفته بودند . در اين منطقه خرابي ساختمانهاي كوتاه جزيي بود. از طرفي خرابي ساختمانهاي آجري يك طبقه در بخش شمال غربي كاراكاس بسيار زياد بود در حاليكه در اين ناحيه خرابي ساختمانهاي با بيش از 10 طبقه جزيي بود. ساختمانهاي متوسط با تعداد طبقات 6 تا 9 طبقه در طول ساحل بيشترين آسيب را متحمل شدند .
ساختمانهاي مختلف خراب شده در سطح شهر، مقادير محاسبه شده پريود اصلي براي ضخامتهاي مختلف آبرفت و نتايج بررسيهاي عددي نشان ميدهند كه در هر محل كه پريود طبيعي آبرفت و پريود طبيعي ساختمان به يكديگر نزديك شدهاند شدت خرابيها بالا رفته است .
مكزيكوسيتي 1985
در 19 سپتامبر، 1985 زلزله Michoacan (1/8 = MS) تنها خرابي مختصر و معمولي در محل كانون خود را ايجاد كرد (نزديك ساحل پاسيفيك مكزيك) اما سبب خرابي زياد و گسترده اي در فاصله 350 كيلومتري شهر مكزيكوسيتي گرديد. مطالعه و بررسي ركوردهاي حركت زمين در ساختگاههاي مختلف مكزيكوسيتي رابطه مهم خرابي ناشي از حركات زمين را با شرايط محلي خاك نشان داد و سبب پيشرفتهاي مهمي در درك پاسخ سيكلي رسهاي پلاستيك گرديد.
در رابطه با پهنه بندي لرزه اي، مكزيكوسيتي اغلب به سه بخش با شرايط متفاوت خاك زير سطحي تقسيم مي شود بخش Foothill از توده هاي متراكم لايههاي كم عمق خاك دانهاي بازالت يا توف آتشفشاني تشكيل شده كه در غرب مركز شهر واقع است. در بخش Lake، لايه هاي ضخيم از خاكهاي بسيار نرم ماسه بادي، رس و خاكستر آتشفشانهاي مجاور، در ميان آبهاي درياچه قديمي Texcoco، تا اعماق قابل ملاحظه گسترش يافته اند. اين خاكهاي نرم عموماً شامل دو لايه رس بوده، (رس مكزيكوسيتي) كه توسط يك لايه ماسه متراكم به ضخامت صفر تا 6 متر به نام Capa dura از يكديگر جدا مي شوند. سطح آب زيرزميني در محدوده درياچه عموماً در عمق 2 متري مي باشد. بين بخشهاي Foothill و Lake بخش انتقالي قرار دارد كه در آن خاك، نرم و يا ضخامت كم بوده و توسط لايه هاي رسوبي بصورت غيرمنظم در داخل گسترش يافته است.
ساختگاه UNAM در بخش Foothill بر روي 3 تا 5 متر سنگ بازالت مستقر بر لايه هاي نرمتر با ضخامت نامعلوم قرار دارد. ساختگاه SCT بر روي خاكهاي نرم بخش Lake واقع است.
اگر چه زلزلة Michoacan زلزلة بسيار شديدي بود، اما فاصله زياد آن از مكزيكوسيتي تنها سبب ايجاد شتابهاي حدودg 0.03 تاg 0.04 در ساختگاه UNAM گرديد.
در بخش انتقالي، شتابهاي ماكزيمم در ساختگاه VIV كمي بزرگتر از مقادير UNAM مي باشند اما از نظر كل اين شتابها همچنان پايين هستند. در بخش Lake شتابهاي ماكزيمم در ساختگاههاي CDA و SCT بيش از پنج برابر UNAM مي باشند. محتوي فركانس حركات SCT و CDA با حركات UNAM كاملاً متفاوت بوده و پريود غالب در ساختگاه SCT حدود 2 ثانيه مي باشد كه كمي طولاني تر از CDA است. در ساختگاههاي SCT و CDA لرزه هاي نيرومند براي مدت خيلي طولاني وجود داشته اند. طيف پاسخ شكل ذيل نشان مي دهد كه اثرات محسوس خاكهاي بخش Lake در پريودهاي تقريباً 2 ثانيه ميباشد. شتابهاي طيفي در ساختگاه SCT حدود 10 برابر بزرگتر از ساختگاه UNAM ميباشد. ساختگاه SCT بر روي يك لايه رس نرم به ضخامت 35 تا 40 متر كه سرعت موج برشي در آن حدود 75 كيلومتر بر ثانيه مي باشد، قرار دارد. بعنوان يك نتيجه، پريود مشخصه ساختگاه؛ عبارت است از: ثانيه 2=75/ (5/37)4 = H /VS4 = TS، كه مقدار متناظر با ماكزيمم طيف پاسخ SCT در شكل ذيل مي باشد.
خرابي سازه ها در مكزيكوسيتي كاملاً مشخص و دسته بندي شده بود، در بخش هاي بزرگي از شهر هيچگونه خرابي مشاهده نمي شد در حالي كه در ديگر بخشها خرابيهاي قابل ملاحظه اي رخ داده بود. تقريباً خرابي در بخش Foothill قابل اغماض و در بخش انتقالي حداقل بود. بيشترين خرابي در قسمتهايي از بخش Lake كه بر روي يك لايه با ضخامت 38 تا 50 متر خاك نرم قرار داشت و در آن پريودهاي مشخصه ساختگاه حدود 9/1 تا 8/2 ثانيه محاسبه شده بود اتفاق افتاد. حتي در اين محدوده خرابي سازههاي كمتر از 5 طبقه و بيش از 30 طبقه ناچيز بود. اما اغلب ساختمانهاي 5 تا 20 طبقه فرو ريخته و درصد خرابي بالايي داشتند. با يك حساب سرانگشتي كه پريود يك سازه N طبقه تقريباً N /10 ثانيه مي باشد. پريود ساختمانهاي خراب شده مساوي و يا كمتر از پريود مشخصه ساختگاه بوده است.
با توجه به طولاني شدن پريود، در اثر اندر كنش خاك- سازه و تمايل به افزايش پريودهاي اساسي يك سازه در خلال زلزله هاي قوي (ناشي از كاهش سختي در اثر خرابي تجمعي معماري و سازه)، بنظر مي رسد كه سازه هاي خراب شده در معرض سيكلهاي زيادي از نيروهاي بزرگ ديناميكي در پريودهاي نزديك به پريود اساسي خود قرار گرفته اند. اين حالت «تشديد مضاعف» (تشديد حركت بستر سنگي در اثر توده خاك و تشديد حركت خاك در اثر سازه) با مسائل مربوط به سازه و ضعفهاي اجرايي تركيب شده و سبب خسارات ويران كننده اي گرديده است.
ناحيه خليج سانفرانسيسكو 1989
در نوزدهم اكتبر 1989 زلزله اي با بزرگاي 1/7 = MS در نزديكي كوههاي لوماپريتا در 100 كيلومتري جنوب سانفرانسيسكو و آكلند در كاليفرنيا اتفاق افتاد. زلزله لوماپريتا لرزه هايي با شدت VIII در مقياس مركالي اصلاح شده در محدودة كانوني خود بوجود آورد اما در حقيقت شدتها در بخشهايي از سانفرانسيسكو و آكلند بزرگتر بودند VI ) در مقياس مركالي اصلاح شده)، اين حقيقت كه زلزله خرابي گسترده اي در نواحي خاص و خرابيهاي جزيي در ديگر نقاط بوجود آورد مويد اهميت اثرات محلي ساختگاه مي باشد.
خليج سانفرانسيسكو بطور وسيعي با نهشته هاي رسوبي از رس و رس و لاي دار تا رس ماسه دار بهمراه لايه هايي از خاكهاي ماسه در و شني پر شده است، نهشته هاي عميق تر با پايين رفتن تدريجي سطح دريا پيش تحكيم شده ست، اما لايه بالاتر پس از آخرين فروكش سطح دريا رسوب كرده است. اين مصالح كه به گل خليج فارس سانفرانسيسكو مشهور هستند رس لاي دار عادي تحكيم يافته مي باشند. اين لايه شديداً تراكم پذير بوده و مقاومت آن در سطح زمين پايين و در اعماق، متوسط مي باشد. از نقطه نظر پهنه بندي لرزه اي محدودةخليج را مي توان به سه منطقه تقسيم نمود. گل خليج سانفرانسيسكو عموماً در حاشيه خليج يافت مي شود كه ضخامت آن از صفر تا چندين ده فوت تغيير مي كند.
هم محدودة كانوني و هم خليج سانفرانسيسكو بطور مناسبي با لرزه نگارها و شتاب نگاشتها تجهيز شده اند. شتاب هاي افقي ماكزيمم درمحلهاي مختلف ثبت گرديده اند. اين شتابها در نزديكي كانوني، بالا بوده اما با فاصله از منبع ميرا مي شوند. بهرحال ميرايي در ساختگاههاي سنگي و يا خاكي كم عمق بسيار سريعتر از ساختگاههاي رسوبي و يا گلي خليج اتفاق مي افتد .
پاسخ دو دستگاه كه يكي در جزيره Yerba Buena و ديگري در جزيره Treasure در وسط خليج سانفرانسيسكو نصب شده اند بسيار آموزنده مي باشد. جزيره Yerba Buena يك رخنمون سنگي بوده و جزيره Treasure خاكريزي به وسعت 400 ايكر مي باشد كه بصورت هيدروليكي اجرا و ساخته شده و در قسمتهاي كم عمق Yerba Buena همانند يك شبه جزيره سنتي بلافاصله در قسمت شمال غربي جزيره واقع شده است. جزيره Treasure روي يك لايه به ضخامت متغير از گل خليج سانفرانسيسكو واقع شده است، لرزه نگار جزيره Treasure بر روي يك لايه 7/13 متري از خاك ماسه اي سست نصب شده (خاكريز احداثي و زمين طبيعي) كه خود بر روي لايه اي به ضخامت 8/16 متر از گل خليج سانفرانسيسكو قرار دارد. لرزه نگار جزيره Yerba Buena مستقيماً بر روي سنگ واقع شده است. اگر چه فواصل دستگاههاي جزاير Yerba Buena و Treasure از منبع زلزله يكسان است، اما حركات سطح زمين كه اين دو ثبت نموده اند، كاملاً متفاوت مي باشد. شتابهاي ماكزيمم در جزيره Yerba Buena در جهت E-W، g06/0 و در جهت N-S، g03/0 بوده است. مقادير متناظر براي جزيره Treasure به ترتيب g16/0 و g11/0 مي باشد. طيف پاسخ براي اين دو ساختگاه در شكل ذيل نشان داده شده است. كاملاً روشن است كه وجودخاكهاي نرم در ساختگاه Treasure سبب تشديد قابل ملاحظه اي در حركت بستر سنگي زير خود شده است.
حركات سطح زمين در جزاير Yerba Buena و Treasure در زلزله 1989 لوماپريتا؛ (الف)- تاريخچه زماني؛ (ب)- طيف هاي پاسخ تشديد حركات زمين در اثر نهشته هاي خاك نرم در ساير نواحي نيز نقش قابل ملاحظهاي در خسارات وارده به بخشهاي ديگر نواحي خليج سانفرانسيسكو داشته است.
بخش شمالي I-880 Cypress Viaduct كه در خلال زلزله ويران گرديد بر روي گل خليج سانفراسيسكو قرار داشت، در صورتيكه بخش جنوبي آن كه سالم باقي ماند چنين وضعيتي نداشته است.
كوبه 1995
زلزله كوبه1995 نمونه بارزي از نمايان شدن تاثير ساختگاه بود. اين زلزله با بزرگي 2/7 ريشتر باعث خرابي در قسمت mainland شد در حاليكه در جزاير man-made كه خاكريزي صورت گرفته بود خسارت كمي ديده شد. در main land، تشديد قابل توجه پاسخ لرزه اي مشاهده شد، ليكن در جزيره هاي man-made كاهش شديد شتاب مشاهده شده است. با توجه به اينكه پروفيل خاك در جزيره man-made بصورت خاكهاي نرم رسي يا رسهاي دريايي بوده و ضخامت خاك زياد بوده است پريود اوليه زمين بيش از 1 ثانيه تخمين زده شده و پريود طبيعي آن در اثر زلزله افزايش يافته بود. اين مسئله دليل اصلي كاهش حركات لرزه اي در جزاير بوده است. از طرفي نزديكي فركانس طبيعي زمين و فركانس غالب زلزله در قسمت mainland موجب تشديد حركت لرزه اي شده بود. نكته قابل توجه ديگرآنست كه وقوع روانگرايي در man-made بسيار نادر بوده در حاليكه در mainland روانگرايي و خروج آب از زمين مشاهده شده بود. وجود خاكريز و افزايش عدد SPT در قسمت man-made موجب شد كه فشار آب حفره اي اضافي و انرژي جذب شده ودر نتيجه پاسخ تغيير شكلي در خاكريزها كاهش يافته و از پديده روانگرايي جلوگيري بعمل ايد. .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
امداد و نجات در کوهستان - راهنمای آموزش کوه پیمایی
1-مراحل آماده سازی.
2- اصول گام برداری.
3- بهداشت فردی ومحیط.
4- تغذیه درکوهستان.
5- لوازم وتجهیزات کوه پیمایی.
6- اصول برقراری کمپ.
7- هدایت وسرپرستی.
8- گره های کوه نوردی.
9- صعود و فرود از سنگ.
10- مسیریابی.
۱- (( مراحل آماده سازی ))
گرم وسردکردن ،تدریجی عمل کردن ،زمانبندی،شدت عمل،میزان ظرفیت،افزایش قدرت،انگیزه،
اختصاصی بودن،آرام سازی وشل کردن عضلات .
۲-((اصول گام برداری))
1-اصول گام برداری درکوهستان
2- تعیین زمان برنامه
3- عبور عرضی از شیبها
4- صعود و فرود از شن اسکیها
4- نحوه پایین آمدن از شیبهای تند
5- فرود و صعود از شیبها
هنگام پیمایش مسیرها در کوهپیمایی می بایستی انرژی خود را به گونه ای تقسیم نماییم تا حتی المقدور کمتر خسته شويم
تند راه رفتن در سربالایی ها به ویژه در افرادیکه فاقد آمادگی جسمانی لازم اند یااینکه کوله پشتی سنگینی باخودبه همراه دارند
نه تنها باعث تنگی نفس خواهد شد بلکه مصرف انرژی بیش تری رامی طلبد.
طول قدم های یک کوه پیما باید با درنظر گرفتن اندازه قد وعوامل دیگری هم چون شیب مسیر تنظیم شود.
درمکانهای تقریبا سخت یا مسیرهای که شیب اندکی دارد میتوان قدم های بلندتری برداشت ولی درسربالایها ومکانهای پرشیب باید فاصله قدم ها راکوتاه تر گرفت تا خستگی به کم ترین میزان خود برسد.
هنگام پیمودن مسیرباید تمام سطح پا راروی زمین گذاشت ونه قسمتی ازآن را.
اما درسربالای های تند می توان فقط ازقسمت جلویی پا (پنجه ها) استفاده کرد .
نکات مهم درکوه پیمایی تنفس صحیح هنگام صعود و فروداست زیرا که با تنفس صحیح اکسیژن کافی به بدن خواهد رسید.
به خصوص که درارتفاعات به دلیل کم شدن میزان تراکم اکسیژن هوا ، بدن انسان نیاز به مصرف انرژی بیش تری برای کسب اکسیژن مورد نیاز خود دارد.
برای تنفس صحیح ودرهنگام انجام عمل دم می توان هم از بینی وهم از دهان استفا ده نمود. (تقریبا 70 درصد از بینی و30 درصد از دهان ).
(( تعداد دفعات دم و بازدم به عوامل متعددی بستگی دارد ))
1- ارتفاع 2- شیب مسیر 3- حجم ریوی 4- دمای هوا 5- میزان رطوبت هوا 6- آماد گی جسما نی 7- طول قدم ها 8 - میزان گاز های آلا ینده موجود در هوا 9- میزان تعریق و تعرق 10- نحوه قرار گرفتن سر و گردن .
3-((بهداشت فردی وعمومی درکوهستان ))
رعایت بهداشت فردی وعمومی درکوهستان درهر فصل وشرایطی جزوه واجبات این ورزش محسوب شده وتابع قوانین واصول است ضرورت واهیمت بهداشت (پیشگیری از بیماری وحفظ تندرستی )(ایجاد جامعه ومحیط مناسب برای زندگی سالم )(بهره گیری ازمحیط پاگیزی وصعود موفق درکوهستان)
(( انواع بهداشت ))
1- بهداشت محیط
2- بهداشت غذا
3- بهداشت فردی
4- بهداشت اجتماعی
5- بهداشت خواب
1- بهداشت محیط ((شامل آب ،هوا،خاک،جانداران است.))
مطمن ترین آب آشامیدنی آب لوله کشی شهر است وبهتراست کوه نورد بیش از حرکت قمقمه خودراازآب تصفیه شده شهر پرکند. تمیزی یا طعم خوش آب چشمه دلیل سالم بودن آن نیست بهترین روش اطمینان از سلامت آب های سطحی ویا زیرزمینی (چشمه-چاه)چوشاندن ان ها است جوشاندن کافی آب باعث ازبین رفتن آلودگی های باکتریایی وانگلی میشود.
بهداشت هوا(( زباله ها و پسمان غذا ها درکوشه ای انباشته شوند دراثر گرما تخمیرشده وگازهای آلوده سازتولید می کنند.
زیست جانداران وگیاهان ((ازچیدن گل ها لگد کوب کردن گیاهان وشکستن شاخه های سبزدرختان خودداری نمایید. به تخم پرندگان دست نزنید وجانوران کوچک مانند لاک پشت راجابجا نکنید ترساندن آزردن وکشتن جانوران درشان کوه نورد نیست.
2- بهداشت غذا(( روشهای نگه داری غذا ))
(( سرما،نمک سود کردن، کنسرها ، میوه وسبزی، ظرف ها،))
۴-تغذيه در كوهستان
چگونه غذا بخوريم؟
فرمول كلاسيك هرم غذايي:
- دفعات بيشتر
- مقدارهردفعه كمتر
- آب زيادتر و به ويژه در زمستان نوشيدني حتمأ گرم و شام مقوي استفاده شود.
- نخوردن برف , مخلوط كردن آب برف با چيزي مانند سانديس , آب كمپوت , پودر ميوه , شكر و آبليمو, قند يا….
1- براي اجراي يك برنامه كوهنوردي يك روزه يا چند روزه بايد از چند روز قبل با يك رژيم غذايي مقوي به ذخيره انرژي در بدن پرداخت .
2- غذاي كوهستان بايد مقوي ، مغذي ، زود هضم ، سبك و پر كالري باشد .
3- براي تلاشهاي سنگين بايد به بدن خود مواد كالري زا مخصوص برسانيم. هر صد گرم گلوكز 400 كالري انرژي دارد به سرعت انسان را گرم مي كند و زود هضم و جذب مي شود هر صد گرم بادام و گردو از 300 تا 400 كالري انرژي دارند.
4- هنگام فعاليت كوهنوردي بدن ما به 5/2 تا 4 ليتر آب در شبانه روز نياز دارد . البته اين امر به حرارت محيط و فعاليت ما بستگي دارد.
5- به علت فعاليت ، بدن ما مقداري آب ، نمك ، پتاسيم و فسفر را از دست مي دهد . پس لازم است هنگام مصرف آب و غذا كمي نمك به آنها اضافه كنيم تا از گرفتگي عضلات و بر هم خوردن تعادل بدن مصون باشيم.
6- آب برف كاملا خالص و فاقد مواد معدني است . براي جلو گيري از اسهال و پايين آمدن فشار خون مي توان به آن قند ، نمك يا عصاره ميوه اضافه كرد.
7- پس از يك فعاليت شديد آب سرد به كليه ها و ريه ها و دستگاه گوارش صدمه مي زند . پس آب را بعد از كمي استراحت و خنك شدن بدن نوش جان كنيد.
8- هميشه مقداري مواد غذايي اضافه همراه داشته باشيد ، زيرا ممكن است به علل مختلف به آن نيازمند شويد.
9- به تاريخ مصرف و بادكردگي قوطي مواد كنسرو شده توجه داشته باشيد.
10- قبل از شروع برنامه ودر خلال آن هيچگاه با شكم پر اقدام به صعود نكنيد . احتياج بدن به اكسيژن براي هضم غذادر ارتفاع و بخصوص هنگام صعود ممكن است شما را با مشكل روبرو سازد. در صورت امكان ، بعد از صرف غذا، حداقل يك ساعت استراحت كنيد . در غير اينصورت به مقدار كم به طور متناوب بخوريد و بياشاميد.
11- هرچه ارتفاع مسير شما بالاتر مي رود بايد از غذاهايي كه زود هضم مي شوند استفاده كنيد زيرا مواد غذايي دير هضم باعث تهوع مي شود.
12- هنگام شب با استفاده از سوپ ، آب و املاح و مواد دفع شده بدن را جايگزين كنيد.
13- در استراحتهاي بين راه از بيسكويت ، شكلات ، ميوه هاي خشك و پرتغال استفاده كنيد.
14- مصرف سير در كوه مقاومت بدن را در سرما و گرما افزايش مي دهد . از سير فقط در روزهاي اول برنامه استفاده كنيد . زيرا مصرف اين ماده در ارتفاعات باعث تند شدن نبض مي شود.
۵- لوازم وتجهیزات کوه پیمایی.
- لباس, كفش و گتر, كيسه خواب, چادر, كوله, زيرانداز, ظروف و وسايل گرمازائي وآشپزي متناسب با برنامه چراغ قوه كوچك.
- در صورت درگيري با برف حتمأ كلنگ و عينك..
- درهر شرايطي يك طناب انفرادي و يك چراغ قوه كوچك .
- در صورت احتمال هواي بد پرچم راهنما و عينك ضد طوفان.
- در صورت احتمال يخ كرامپون.
- با توجه به حساسيت و نوع برنامه ارتفاع سنج , قطب نما و نقشه.
6- اصول برقراری کمپ.
7- هدایت وسرپرستی.
اجراي برنامه هاي کوهپيمايی:
- هر نفر بايد فهرست مكتوب وسايل را داشته باشد . بر اساس آن وسايل خودش را براي هر برنامه كنترل نمايد تا دربرنامه چيزي كم نياورد. تكيه به حافظه معمولأ پاسخگو نيست.
- داشتن فنون سنگنوردي در حد كلاس كارآموزي واجب است.
- چه وقت حركت كنيم ؟
- مخصوصأدرزمستانها : صبح زود بايد حركت كرد چون روز كوتاه است و استفاده از روشنايي اواخر روز براي چادرزدن ضروري است.
- توجه به نوع برنامه (زمستاني يا تابستاني بودن برنامه ).
- نبايد در تاريكي به نقاط مشكل برخورد كنيم و در هواي بد نبايد حركت خود را آغاز كنيم بلكه بايد منتظر هواي خوب بمانيم.
- در برخورد با هواي بد چه كنيم؟
همواره مسير بازگشت را در نظر داشته باشيم و اگر هواي بد زود گذر است (مثلأ در بهار ) آرام بگيريم تا بگذرد و اگر مداوم و طولاني است (مثلأ در زمستان ) بر دستيابي به هدف اصرار نكنيم.
- با ارتفاع زدگي چه كنيم؟
- در صورت بروز ناراحتي خيلي سريع ارتفاع نگيريم و در صورت تشديد ناراحتي ارتفاع را كم كنيم.
- در برنامه هاي بلند به بالاتر صعودكنيم و در پائين تر شب ماني هم هوايي كنيم (هم هوايي انطباق بدن با كاهش فشار هوا و كاهش مقدار اكسيژن است ).
- به هنگام سردردهاي جزئي از مسكن هاي مناسب استفاده كنيم.
- مسائل سرپرستي
ايجاد هماهنگي , تقسيم كار و كنترل انجام وظايف.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
كودكان و زلزله
بی گمان آسیب پذیر ترین گروه انسانی در پس از زلزله كودكان می باشند كه می بایست بصورت ویژه به آن پرداخت در این قسمت به بحث كودكان بی سرپرست در پس از زلزله می پردازیم، در بحث كودكان بی سرپرست بهتر است برای آشنایی با این بحران، در ابتدا با شرحی از اتفاقاتی كه با آن روبرو خواهیم شد آغاز كنیم! كودكانی كه پس از زلزله توسط نیروهای محلی و امدادی پیشتاز یافته می شوند آسیب پذیرتر از كودكانی هستند كه در روزهای بعدی، حتی مجروح از زیر آوار بیرون آورده میشوند، فراموش نکنیم که کودکان زیر پنج سال قادر نیستند هویت فردی خود را بیان و یا پس از چند سال یادآوری کنند ، به راحتی دستور بزرگترها را گوش می کنند و قادر به محافظت از خود نیستند. بنابراین در پی ورود نیروهای مردمی و بی ثباتی وهرج ومرج ایجاد شده در منطقه، در بهترین وضعیت كودكان توسط نیروهای داوطلب مردمی دوره ندیده بنا بر سفارش بستگان و دوستان از منطقه خارج شده و برای سرپرستی به خانواده دیگری سپرده میشوند. اكنون شما خود را بجای فردی كه كودكی را از زیر آوار زنده و سالم بیرون آورده بگذارید آیا حاضرید ریسك تحویل او را به یك بیمارستان بی در پیكر و یا یك اتوبوس اعزام مجروحان به تهران و یا سربازی كه در منطقه در حال بیرون آوردن اجساد است بسپارید، و شب راحت بخوابید، و دغدغه سرانجام آن كودك را نداشته باشید؟
میبینید كه شما هم همان مسیر نادرست امدادگران غیر حرفه ای را خواهید رفت! اما هیچگاه به برادر و خواهر آن كودك كه نیم ساعت قبل از زیر آوار در آمده است و یا پدرش كه در ماموریت بوده و یا برادرش كه سرباز است و اكنون در حال جستجو در بین آوار برای یافتن خواهر كوچكش است فكر كرده اید؟ آنان هیچگاه همدیگر را نخواهند یافت، چرا كه نیروهای امدادی، غیر حرفه ای عمل كرده اند!
برای آنکه بتوانیم در این زمینه عمل کنیم بهتر است تا با مبانی و اصول اولیه آن بیشتر آشنا شویم . گروه هایی که در امر امداد و نجات فعالیت می نمایند در مبحث کودکان بی سرپرست در زمان زلزله با چند سر فصل روبرو هستند که به ترتیب شامل موارد زیر می گردند
1- جستجو ؛ جمع آوری و اسکان
2- تغذیه
3- بهداشت فردی و جمعی
4-امنیت
5-امکان بازگشت کودکان به کانون خانواده ها
6- امکان ساماندهی جهت اسکان دائم در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست
ما در این فرصت با توجه به گستردگی مطالب در خصوص کودکان ؛ تنها به دو مبحث اول آنهم بطور اجمال پرداخته تا بتوانیم شما را تا آنجا که ممکن است با مشکلات و مسائل کوکان آشنا نمائیم تا در طی مقالات بعدی به شرح کامل هر یک از سرفصلها بپردازیم
مبحث اول : جستجو ؛ جمع آوری و اسکان کوکان
در بحث جستجو پیشنهاد همیشگی ما پیشگیری است برای اینکار می توان با آموزش کودکان قبل از وقوع زلزله در محیط های آموزشی همچون مهد کودک ها و مدارس ابتدایی آنها را برای چنین موقعیتهایی آماده نمود . بدین منظور ابتدا می بایست کودکان را با لباس و پوشش های نیروهای امدادی و انتظامی در زمان بحران آشنا نمود تا درزمان وقوع حادثه بتوانند به راحتی به آنها مراجعه نموده و از آنها کمک بگیرند . اینکار با آنکه بسیار ساده و راحت انجام می گیرد اما گام بلندی در جهت حفظ امنیت کودکان پس از وقوع زلزله می باشد و از لحاظ صرفه جویی در زمان و هزینه بسیار موثر می باشد . انتقال آگاهی در خصوص شرایطی که می تواند در بعد از زلزله برای آنها بوجود بیاید به شرطی که در چارچوب رعایت نکات روانشناسی باشد از دیگر مباحث آموزش کودکان خواهد بود
در خصوص جستجو پس از وقوع زلزله با توجه به اینکه بیشتر کودکان بی سرپرست در این زمان توسط نیروهای مردمی و نیروهای امداد گری که توانسته اند در چند ساعت اول خود را به منطقه برسانند یافته می شوند ؛ می بایست تمهیداتی را لحاظ نمود که این نیروها بتوانند در حداقل زمان این کودکان را تحویل نیروهای جستجو داده و بتوانند به کار زنده یابی و اوار برداری خود ادامه دهند ؛ لذا استفاده از ماشینهای آرم دار و مجهز به بلند گو می تواند بسیار مفید فایده باشد در ضمن میتوان از پارچه نویسی و نصب پلاکارد و دیوار نویسی توسط اسپری نیز بهره برد تا افرادی که کودکی را یافته اند بتوانند به سهولت مکان امنی را برای تحویل آنان بیابند .
در خصوص کوکانی که توسط نیروهای مردمی یافته نمی شوند توجه شما را به نکته ای جلب می کنم بیشتر این کوکان را بسختی می توان یافت چون اکثر انها در کنجهای دیوارهای فرو ریخته و یا مکانهایی که آنها را از جریان باد و شلوغی پیرامونشان حمایت می کند پناه می گیرند و اغلب این مکانها نزدیکترین نقطه به محل آواری است که خانواده آنها در زیر ان محبوس گردیده است و بخاطر همین با توجه به پس لرزه های ثانویه امکان زیر آوار ماندن این کودکان بسیار زیاد است ؛ خود من در بم چهار کودک را که با یک پتو سه شبانه روز در کنج یک دیوار پناه گرفته بودند را مشاهده کردم که کودک بزرگتر که دوازده ساله بود از ترس جدا کردن خواهران و برادرانش توسط بهزیستی آنها را در کنج یک دیوار خرابه نگه داشته بود .
در خصوص کوکان یافته شده پس از زلزله یکی از نکات بسیار مهم ثبت اطلاعاتی است که در یافتن خانواده کودک می تواند بعد ها بسیار بکار بیاید بدین منظور مدیریت بحران جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران اقدام به تهیه کارتهای گردن اویز شناسایی کودکان نموده است که در آن اطلاعات مورد نیاز گروه های پشتیبانی را جهت اطلاع رسانی و یافتن بستگان و خانواده کودک یاری می رساند هر کارت دارای سه قسمت بوده که یکی متعلق به امداد گری که بچه را میابد می باشد تا بعد ها در صورت در خواست گروه پژوهش در خصوص اطلاعات تکمیلی بتواند از طریق این قسمت اطلاعات تکمیلی خود را منتقل نماید .این کار ضمنا می تواند امنیت کودکان را در خصوص سرقت و یا مفقود شدن در پروسه تحویل موقت تا تحویل قطعی به مسئولان ذیربط را بالا ببرد . قسمت دوم به مراکز انتظامی تحویل می گردد که دارای مشخصات فردی کودک و نقطه یافته شدن و نیز یابنده کودک می باشد و قسمت سوم به گردن کودک باقی می ماند تا در مراکز بهزیستی ثبت گردد و جزء اسناد کودک در مراکز بهزیستی نگهداری شود
تغذیه
در بحث تغذیه کودکان ؛ ما با مباحث بسیار وسیع و تخصصی روبرو هستیم که شامل نحوه تهیه، بسته بندی و ارسال تا تخلیه و نگهداری و توزیع و آماده سازی برای استفاده میباشد، که شرح تک تک آن در این مقاله نمی گنجد لذا برای آنکه بتوانید با این مبحث بصورت کلی آشنا شوید به ذکر چند نمونه بسنده نمودیم تا در فرصتی دیگر به طور تخصصی بیشتر به آن بپردازیم
مواد غذایی مورد مصرف کودکان علاوه بر استانداردهای خاص متداول می بایست دارای قابلیت نگهداری بلند مدت و نیز سهولت در حمل و نقل و بسته بندی نیز باشند که این موضوع خود موجب می گردد که تنها بتوان از تعداد محدودی از تولیدات غذایی بهره برد.
نگهداری مواد غذایی کودکان در انبارهای احتیاط برای بلند مدت ؛ نیازمند یک برنامه ریزی بسیار دقیق و انبار داری خاصی می باشد تا بتوان قبل از انقضاء مدت زمان نگهداری مواد غذایی نگهداری شده، موجودی انبارها را با اهدا نمودن به شیرخوارگاه ها و جایگزین کردن مجدد تمدید نمود .
کودکان با توجه به شرایط سنی تنها قادر به تغذیه اقلام خاصی از مواد غذایی می باشند که تهیه آنها می بایست حتما از قبل برنامه ریزی شده باشد . بدین منظور استفاده از کارشناسان تغذیه در این زمینه الزامی بوده و می تواند از ایجاد ناراحتیهای گوارشی و بیماریهای متداول زمان بحران از جمله اسهال، استفراغ و یا یبوست در کودکان پیشگیری نماید .
کودکان با توجه به سیستم گوارشی خاص خود نیازمند آن هستند که در وعده های زمانی کوتاه و حتما بصورت منظم تغذیه گردند . این امر نیازمند پشتیبانی و حمایت بسیار دقیق نیروهای پشتیبانی که از قبل دوره های خاص را دیده اند، می باشد .
مواد غذایی مورد استفاده از لحاظ سلامت می بایست بسیار با دقت انتخاب و در صورت نیاز در یخچالهایی که به این منظور تهیه شده است نگهداری شوند
به کودکان می بایست حتما غذای گرم به همراه آشامیدنی های بسته بندی شده داد هیچگاه از آبهای موجود در لوله های مشکوک به شکستگی استفاده نکنید چرا که اغلب به علت شکستگی داری آلودگی خصوصا آلودگیهای ناشی از نشت فاضلاب سطحی می باشند .
در خاتمه خدمت تمامی دوستان و همکاران گرامی باز هم تاکید می کنم که بحث کودکان و نحوه ارائه خدمات به این عزیزان بحثی بسیار وسیع و جامع بوده و نمی توان حتی اصول اولیه آنرا در چند سطر به خواننده منتقل نمود .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
امداد و نجات در کوهستان - تعرِيف بهمن
سلام . چون فصل زمستان نزديك است بد نيست كه كمي درباره اين پديده طبيعي صحبت كنيم و تجربيات و دانسته هايمان را به اشتراك بگذاريم .
تعريف بهمن : ريزش برف از ارتفاع در كوهستان بعلت سنگين شدن برف و عوامل خارجي ديگر .
عوامل دروني موثر در ايجاد بهمن : شامل خود برف و بستر زير برف مي باشد . به عبارتي حجم ؛ جنس و لايه هاي برف به همراه ميزان شيب و وضعيت بستر در ايجاد بهمن موثر هستند .
عوامل بيروني موثر در ايجاد بهمن : ميتواند شامل صدا - حيوانات - باد - زلزله - كوهنوردان و ... باشد .
نكات :
اگر حجم برف تازه بين ۱۵ تا ۲۰ سانتيمتر باشد احتمال ريزش بهمن كم است .
اگر حجم برف تازه بين ۲۰ تا ۳۰ سانتيمتر باشد احتمال ريزش وجود دارد !
اگر حجم برف تازه بيش از ۳۰ سانتيمتر باشد ريزش بهمن حتمي است !!
جنس برف : به دو نوع است ؛ ۱ - برف خشك و يا پودري كه مشخصات آن سبكي - دارا بودن اكسيژن زياد در درون آن - بارش آن در دماي زير صفر درجه - نچسبيدن به لباس و به سختي در دست گلوله شدن است . ۲ - برف خيس كه مشخصات آن سنگيني - نداشتن اكسيژن زياد - بارش در دماي صفر درجه - چسبيدن به لباس و گتر و راحت گلوله شدن در دست ميباشد .
لايه هاي برف : اگر لايه پودري روي لايه يخ زده فشرده باشد بهمن حتمي است و اگر لايه هاي يخ زده و فشرده روي هم باشند احتمال وقوع بهمن بسيار كم است .
عوامل تاثير گزار در برف : در دماي كم برف يخ مي زند پس هر چه دما پايين تر و هوا سردتر باشد احتمال ريزش بهمن كم تر است . باد باعث انباشته شدن برف و ريزش آن مي شود پس افزايش وزش باد برابر با افزايش خطر بهمن است . در ارتفاع بالا برف آب نمي شود و حجم برف زياد مي شود پس احتمال بهمن بيشتر است .
شيب بستر : در شيب ۲۳ تا ۶۰ درجه احتمال بهمن زياد است و در شيب هاي بيشتر و كمتر از اين مقدار احتمال ريزش بهمن بسيار كم است . بيشترين بهمن ها در شيب ۳۰ تا ۴۵ درجه رخ داده است .
همچنين در شيب هاي محدب خطر بيشتر از شيب هاي مقعر يا فرو رفته است . در شيب محدب سرعت بهمن هر لحظه بيشتر مي شود و در شيب مقعر بالعكس .
وضعيت بستر : اگر بستر زير برف يكنواخت باشد احتمال ريزش بهمن زياد مي شود و هر چه يكنواختي آن كمتر باشد و موانعي مانند سنگ و بوته و درخت در آن باشد احتمال ريزش بهمن كم مي شود .
محدوده بهمن : معمولا به دور از يال ها و خط الراس ها است و بيشتر بطرف مركز خط القعرها كوه است يعني فرو رفتگي بين دو يال و زير خط الراس . و از بالا به پايين شامل سه بخش تاج بهمن - مسير بهمن و انتهاي بهمن مي باشد .
انواع بهمن :
۱ - بهمن خيس : به شكل تكه هاي شكسته شده برفي حركت مي كند . مانند بهمن نقاب هاي برفي .
۲ - بهمن پودري يا خشك : سرعت زيادي دارد و نيازي به تحريك خارجي نداشته و بعلت وزن خودش فرو مي ريزد و با ورود به مجاري تنفسي باعث مرگ فرد بهمن زده مي شود .
نکاتی که هنگام عبور از مسير بهمنی بايد به آن توجه کرد :
۱ - توقف گروه و دادن هشدار های لازم و مجهز شدن به نخ بهمن . افراد نيز نبايد به هم اتصال داشته باشند ( مگر اينکه عبور از مسير احتياج به کار فنی و يخنوردی با حمايت داشته باشد که بايد بصورت کرده دو نفره باشند ) .
نخ بهمن : طنابی است کم قطر حدود ۶ ميليمتر به رنگ سفيد و قرمز که با فلش و متراژ محل فرد حادثه ديده و فاصله با او را نشان می دهد . اين طناب به کمر هر فردی که قصد عبور دارد بسته می شود بصورتيکه فلش ها بطرف شخص و نقطه صفر متراژ روی طناب بدور کمر وی باشد و انتهای طناب نيز آزاد بدنبال فرد بر روی برف کشيده می شود .
۲ - رعايت سکوت هنگام عبور .
۳ - عبور بصورت انفرادی .
۴ - قدم های بلند به هنگام عبور و استفاده از جاپای نفر اول بمنظور جلوگيری از تشکيل خط برش برف .
۵ - بازکردن بند تجهيزات از خود مانند کوله و کلنگ و ... تا بتوان بمحض ريزش بهمن در يک ثانيه همه وسايل را از خود جدا کرده و بدور انداخت .
۶ - بهترين زمان عبور حداقل ۲۴ ساعت پس از آخرين بارش برف و بهنگام صبح زود و يا غروب خورشيد است که هوا سردتر است و آفتاب به برف نمی خورد .
۷ - برخلاف صعود از شيبهای تند که بصورت مارپيچ است ؛ صعود از شيب بهمنی بايد بصورت مستقيم باشد .
۸ - تا حد امکان از بالای محدوده بهمن و نزديک به تاج بهمن عبور کنيم تا حجم برف کمتری بالای سرمان باشد .
نکاتی که فرد بهمن زده بايد به آن توجه کند :
۱ - دور کردن همه تجهيزات مخصوصا فلزی و برنده از خود .
۲ - فرار کردن به محلهای امن . يعنی بصورت شنا خود را بروی بهمن بياورد و بطرف بالا و سمت چپ يا راست فرار کند .
۳ - پوشاندن جلوی دهان و بينی .
۴ - باز کردن فضايی در جلوی صورت و سينه با کشيدن نفس عميق جهت تنفس در زير برف .
۵ - پيدا کردن جهت جاذبه زمين با انداختن آب دهان و در صورت امکان اقدام به حفاری بطرف بالا .
نکاتی که اطرافيان بايد به آن توجه کنند :
دنبال كردن مسيري كه فرد بهمن زده طي مي كند با چشم تا زمان پايان بهمن . پيدا كردن نخ بهمن و وسايل فرد . گشتن نواحي پايين تر از محل شروع بهمن و حركت فرد . در صورت امكان استفاده از سوند ( ميله فلزي و باريك و بلند كه داخل برف فرو مي رود تا فرد را پيدا كنند ) .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مفاهيم زلزله: انواع زمين لرزه
زلزله بر اساس منشاء ايجاد آنها (چشمههاي لرزهاي) به چند دسته تقسيم بندی ميشوند در زير به بررسی آنها ميپردازيم.
زمينلرزهها ممكن است به طور طبيعي پديد آيند و يا بر اثر رويدادهاي ساخت بشر به وقوع بپيوندند. براساس دليل پيدايش، آنها را به دستههاي مختلفي تقسيم مينمايند.
1- رويدادهاي طبيعي
- زمينلرزههاي زمين ساختي
- زمينلرزههاي آتش فشاني
- زمينلرزههاي فروريختي
- زمينلرزههاي اقيانوسي
2- رويدادها ساخت بشر
- زمينلرزههاي القايي
- زمينلرزههاي ناشي از رويدادهاي كنترل شده
- زمينلرزههاي زمينساختي
يكي از انواع لرزه با منشاء طبيعي است كه بر اثر رهاشدن ناگهاني انرژي ذخيره شده، در اثر برهم كنش دريا چند صفحهي پوسته ايجاد ميشود.
- زمينلرزههاي آتشفشاني
اين نوع زمينلرزه بر اثر بازشدن ناگهاني كانالهايي در پوسته زمين، حركات سرع ماگما، فروريختن سقف كانالهاي زيرزميني و مخازن تخليه شده از ماگما و يا بر اثر تراكم بيش از اندازهي گاز و فشار ناشي از آن و... ايجاد ميشود. كانون اين زمينلرزهها ممكن است بين تا كيلومتر عمق داشته باشد، حتي گاهي بر روي زمين روي ميدهند كه به نام زمينلرزههاي انفجاري خوانده ميشوند.
- زمينلرزههاي فروريختي
بر اثر فروريختن غارها و كانالهاي زيرزميني، لرزههايي ايجاد ميشود كه به نام زمينلرزههاي فروريختي موسومند. اين تكانها همواره بسيار كوچكند و تنها اهميت محلي دارند.
- زمينلرزههاي القايي
بر اثر آبگيري يا تغييرات ناگهاني سطح آب درياچههاي پشت سدها، تزريق آب يا سيالهاي ديگر به داخل زمين وو يا استخراج آنها، مخصوصاً د رجاهايي كه گسلهاي فعال وجود دارد زمينلرزههايي ايجاد ميشود. در واقع دليل اصلي اين لرزهها را ميتوان بارگذاري سريع برروي زمين و يا برداشتن ناگهاني بار زيادي از روي آن ذكر كرد. اين لرزهها به نام القايي موسومند. لرزههاي ناشي از معادن نيز در اين دسته قرار ميگيرند. به عنوان مثال ميتوان به زمينلرزهاي كه د رارتباط با آبگيري و تغييرات فصلي سطح آب درياچه سفيدرود روي داد اشاره نمود.
- زمين لرزه ناشي از رويدادهاي كنترل شده
انفجارهاي نظامي و صنعتي،همچنين آمدو شد و يا فعاليتهاي ساختماني،نيز لرزههايي را ايجاد مينمايند كه شدت ،زمان وقوع و محل آنها قابل پيشبيني است . اين نوع لرزهها به نام لرزههاي ناشي از رويدادهاي كنترل شده موسوم اند.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
موجهای لرزه ای
بطور کلی پس از اينکه در داخل زمين زلزله ای به وجود آمد و انرژی زمين آزاد شد، اين انرژی آزاد شده به صورت امواج ارتعاشی در کليه جهات منتشر ميشوند و انرژی زلزله را با خود منتقل مينمايند، منتقل ميگردد. امواج زمين لرزه با توجه به حرکتشان در داخل يا سطح زمين به دو دسته "امواج داخلی يا پيکری" و "امواج سطحی" تقسيم ميشوند.
امواج سطحی بيشترين انرژی ناشی از تکانهای کم عمق را دارا بوده و عامل اصلی خرابی های ناشی از زمين لرزه بخصوص در مناطق مسکونی ميباشند. اين گروه از امواج پس از تداخل موجهای داخلی در امتداد حدفاصلها، شروع به ارتعاش کرده و عمق نفوذ محدودی دارند، از اين رو همواره در نزديکی سطح های ناپيوستگی متمرکز ميشوند. بدين جهت در محيطهای همگن و محيطهای نا محلول موجهای سطحی نخواهيم داشت. اين امواج به نامهای موجهای محدود شده و يا موجهای هدايت شده نيز معروفند خود به گروههای مختلفی چون "موج لاو" و "امواج ريلی" تفکيک ميگردند.
امواج داخلی يا پيکری دسته ديگری از امواج لرزه ای هستند که در درون زمين حرکت کرده و در تمامی جهات منتشر ميشوند و با سرعتی بيش از موجهای سطحی حرکت مينمايند. امواج داخلی نيز به دو گروه امواج طولی يا اوليه و امواج عرضی يا ثانويه قابل تقسيم هستند.
اين امواج توسط ويژگيهايی چون سرعت، دامنه، طول موج، دوره تناوب و فرکانس از يکديگر تميز داده ميشوند.
انواع امواج درونی Body Waves :
1- امواج تراکمی P يا اوليه (Primary Waves)
امواج تراکمی از همه محيطهای که توان تحمل فشار را دارند از جمله گازها، جامدات و مايعات عبور ميکنند. ذراتی که تحت تاثير موج P قرار ميگيرند در جهت انتشار موج به جلو يا عقب نوسان ميکنند. در صورتی که بخشی از يک فنر را جمع کرده و به طور ناگهانی رها کنيم، فشردگی تمام طول فنر را طی خواهد کرد تا به انتهای آن برسد. در اين مثال فنر در راستای حرکت موج به ارتعاش درآمده است که بسيار شبيه به نحوه انتشار امواج P است. دليل نامگذاری اين امواج به نام امواج اوليه سرعت بالای اين امواج ميباشد، چرا که اولين موجی که از زلزله احساس ميشود امواج P ميباشد. اين امواج با وجود سرعت بالای انتقال، چون بسيار سريعتر از ساير امواج ديگر ميرا ميشوند (يعنی انرژی خود را از دست ميدهند) باعث ايجاد خرابی زيادی در زلزله نميشوند.
2- امواج برشی S يا عرضی (Shear Waves or Secondary waves) :
اين امواج تنها در محيطهايی که ميتوانند در برابر تغيير شکل جانبی مقاومت کنند - مانند محيطهای جامد - منتشر ميگردند. اين امواج در مايعات و گازها نميتوانند منتقل شوند. در صورتی که يک طناب را به ديواری متصل کرده و سر ديگر آن را در دست گرفته و به صورت قائم حرکت دهيم، در طناب موجی ايجاد ميشود شبيه امواج S ميباشد. در اين امواج ارتعاش ذرات محيط عمود بر جهت حرکت موج ميباشد (همانطور که مثال طناب ديده ميشود، موج در امتداد طول طناب حرکت ميکند در حالی که ذرات طناب در جهت عمود بر طول طناب ارتعاش ميکنند).
امواج سطحی Surface Waves :
1- امواج رايلی LR - Rayleigh Waves
اين امواج به نحو خاصی حرکت ميکنند. بدين ترتيب که حرکت ذرات در امتداد مدارهای دايره ای (يا بيضوی) صورت ميگيرد. درست مانند حرکت امواج در سطح اقيانوس البته جهت حرکت دايره ها برخلاف حرکت امواج اقيانوس است به عبارتی حرکات ذرات سنگ، مدار بيضوی پسگرد را در صفحه قائمی به طرف منشاء زمين لرزه طی ميکنند.
2 - امواج لاو LQ - Love Waves
حرکت زمين توسط موج لاو، تقریبا شبيه موج S است با اين تفاومت که ذرات ماده به موازات سطح زمين و در جهت عمود بر انتشار موج حرکت کرده و ذرات در صفحه قائم حرکت ندارند. انتشار اين امواج مانند تکانهايی است که بر اثر حرکت طناب به سمت چپ يا راست ايجاد ميشود. موجهای لاو قدری سريعتر از امواج رايلی حرکت کرده و زودتر بر روی لرزه نگاشت ظاهر ميشوند.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
زلزله تهران
براي بررسي زلزله تهران بايد دو مورد لرزه خيزي شهر تهران و آسيب هاي وارده بر شهر تهران در اثر زلزله را مورد بررسي قرار داد.
۱. زلزله خيزي تهران و گسل هاي آن :
تهران از كوهپايه هاي جنوبي البرز آغاز مي شود و تا دشت ري امتداد پيدا مي كند . در كوهپايه تهران با دو فرونشست و سه رشته بلندي مواجه هستيم :
بلندي ها :
۱. سعادت آباد ، شميران ، دزاشيب
۲. تپه هاي امانيه ، الهيه ، قيطريه ، فرمانيه
3. طرشت ، عباس آباد
فرونشست هاي :
۱. اوين ، تجريش ، نياوران
۲. داووديه
بلندهاي شماره يك يعني سعادت آباد و شميران و دزاشيب توسط گسل نياوران روي فرونشست اوين تجريش رانده شده است ، بلندي هاي شماره دو يعني امانيه ، الهيه ، فرمانيه توسط گسل محموديه از شمال بروي فروشست هاي اوين تجريش نياوران قرار گرفته اند ، اين تپه ها از سمت جنوب بروي فرونشست داووديه قرار مي گيرند ، بلندي هاي طرشت و عباس آباد از سمت شمال بوسيله گسل داووديه بروي فرونشست داووديه رانده شده اند .
و اما در سطح دشت تهران تا ري با فرونشست بزرگ ري مواجه هستيم كه در آن گسل هاي معروف ري و كهريزك قرار دارد .
۱۲. گسل اصلي تهران :
گسل مشا - فشم ، گسل شمال تهران ، گسل نياوران ، گسل تلو پايين ، گسل محموديه ، گسل شيان و كوثر ، گسل شمال ري ، گسل جنوب ري ، گسل کهريزك ، گسل گرمسار ، گسل پيشوا ، گسل پارچين البته گسلهاي فرعي زيادي در سطح شهر تهران موجود مي باشد مانند نارمك ، شادآباد ، داووديه ، عباس آباد ، باغ فيض و ...
با توجه به تعداد بسيار زياد گسل ها در سطح تهران و سوابق تاريخي فعاليت اين گسل ها به اين نكته كه روزي نه چندان دور تهران با زلزله عظيم مواجه خواهد شد پي مي بريم ، در سوابق تاريخي شهر تهران زلزله هاي بزرگي مانند زلزله ۱/۷ دماوند در 1830 ، ۲/۷ ريشتري سال 1117 ميلادي در كرج ، 7/7 ريشتري طالقان در سال 958 ميلادي ، ۱/۷ ريشتري ري در سال 855 ميلادي و بسياري ديگر زلزله هاي بالاي 7 ريشتر در تاريخ شهر تهران ثبت شده است . دوره بازگشت زلزله هاي تهران در حدود 150 الي 200 سال مي باشد ، بخاطر اينكه از آخرين زلزله نيرومند بيش از 170 سال گذشته است خطر زلزله در تهران بسيار بالا مي باشد .
۲. آسيب هاي وارده بر شهر تهران :
بصورت تيتروار مي توان آسيب ها را بصورت زير بيان كرد
ريزش ساختمان هاي مسكوني ، تجاري ، اداري - قطع و خرابي لوله هاي آب و گاز - قطع شبكه برق -خرابي و مسدود شدن راهها و پلها
بيشتر ساختمان هاي شهر تهران جزو ساخت و سازهاي قديمي مي باشد كه مقاومت چنداني در برابر زلزله ندارند و حتي در ميان ساخت و سازهاي جديد بعلت سودجويي و ساخت وسازه هاي غيرمجاز بيشتر اين ساختمانها در برابر زلزله پايدار نخواهند بود ، حتي در بسياري از ساخت و سازهايي كه در آن اصول مهندسي عمران و پايداري در برابر زلزله را رعايت كرده اند بخاطر پديده هايي چون روانگريي بعلت بالا بودن سطح تراز آب در شهر تهران و نوع خاك بعضي مناطق شاهد خرابي ساختمانها بر اثر زلزله خواهيم بود.
سطح آب هاي زيرزميني و مشكل زلزله در تهران :
شايد يكي از مهم ترين عوامل خرابي در زلزله پديده روانگرايي در خاك در زير پي سازه ها مي باشد ، بعلت اينكه جلوي خرابي سازه بر اثر نيروي افقي زلزله را مي توان با تدابيري گرفت ، اما در خاك هاي ماسه اي و از آنجايي كه بيشتر خاكهاي سطح شهر تهران از نوع آبرفتي و ماسه اي مي باشند بعلت عدم وجود كانال هاي فاضلاب و بالا آمدن سطح تراز آب ، لايه اي سست ماسه اي و اشباع از آب را تشكيل داده است كه بر اثر زلزله اين لايه حالت خميري گرفته و ساختماني كه حتي بر اثر نيروي افقي زلزله خراب نمي شود را در خود واژگون مي كند و ساختمان بر حسب ميزان زلزله كج يا كاملا" واژگون مي شود . اين مسئله از آنجا مهم است كه در قسمت هاي جنوبي تهران تراكم جمعيت بسيار بالا مي باشد و همينطور سطح تراز آب هاي زيرزميني بسيار بالا بوده ، بطوريكه در بعضي مناطق مانند بازار با كندن زمين تا عمق 5 متر به آب خواهيم رسيد . بهترين چاره براي اين مشكل احداث كانالهاي فاضلاب مي باشد كه موجب پايين رفتن سطح آب زيرزميني مي گردد ، البته سطح آبهاي زميني به آرامي پايين خواهد رفت و مدت زمان زيادي نسبتا براي اين موضوع مورد نياز مي باشد ، البته با پايين رفتن سطح آب احتمال پديد آمدن نشست هايي در سازه ها وجود دارد .
يكي ديگر از عوامل تخريب سازه ، احداث سازه ها در شيب بسيار زياد و همچنين احداث ساختمانها در لبه شيرواني ها بخصوص در نواحي شمالي تهران مي باشد كه خطرهاي زمين لغزش و سنگ ريزش را در پي دارد ، بطوريكي كه خاك زير ساختمان به حركت در آمده و در زير ساختمان مي لغزد.
نشست هاي ناگهاني در اثر زلزله يكي ديگر از خطرهاي زلزله مي باشد ، در خاكهاي سست و دستي مانند يوسف آباد و نواحي جنوب تهران خاك داراي پتانسيل بسيار بالايي براي نشست مي باشد كه نيروي زلزله اين پتانسيل را فعال مي سازد ، اين مشكل در نواحي مانند ميدان ونك ، گاندي ، خيابان مطهري و عباس آباد كه در اثر تسطيح تپه ها بوجود آمده اند بسيار جدي مي باشد .
پيامدهاي زلزله در تهران آنقدر زياد است كه حوصله اي خواننده خارج است مشكلاتي چون ناامني و آشوب بعد از زلزله نيز وجود دارد كه مربوط به حوزه روانشناسي و جامعه شناسي مي باشد . عدم وجود گروه هاي امداد و نجات ، قطع لوله هاي آب و شبكه برق ، آتش سوزي ناشي از تركيدن لوله هاي گاز و بسياري مشكلات ديگر بر خود مشكل زلزله دامن زده و بحران را جدي تر مي كند
هموطنان عزيز حادثه - سانحه و فاجعه زمان و مكان نمي شناسد پس براي رويا روي با حوادث داشتن آموزش و آمادگي الزامي است .
((فاجعه بيش از همه به كساني آسيب مي رساند كه توان مقاومت در برابر حادثه را ندارند ))
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مقدمات جستجو و نجات در سيلاب
شناخت مراكز كنترل عمليات و تجسس و نجات
تجسس و نجات يكي از خدمات ويژه كمكي است كه توسط واحدهاي مشخص شده در هر زمان شامل بكارگيري واحدهاي پروازي ، شناور سطحي ، زير دريائيها ، تيمهاي ويژه نجات و تجهيزات مورد نياز براي نجات انسانهاي در خطر در روي خشكي و يا در دريا مي باشد.
در راستاي جلوگيري از به هدر رفتن تلاشهاي فراواني كه در عمليات تجسس و نجات به مورد اجرا گذارده مي شود لازم است كه روابط سازماني، مسووليتها و وظايف كاملا مشخص بوده و روشها تجسس و نجات به صورت استاندارد در دستورالعملهاي كاري گنجانده شوند. بكارگيري موثر و مفيد عوامل بسياري كه در عمليات تجسس و نجات دخيل هستند تنها با يك سازمان آموزش ديده كه قادر به طراحي هماهنگ نمودن نيروها و هدايت عمليات تا رسيدن به يك نتيجه موفقيت آميز باشد امكان پذير است.
- مراكز كنترل عمليات و تجسس و نجات
به طور كلي بنادر بزرك در سواحل جنوبي و شمالي كشور كه سازمان اداره بنادر و كشتيراني در آنها فعاليت مي نمايند مراكز عملياتي تجسس و نجات در حوزه عملياتي آنها مشخص گرديده اند . اين مركز كنترل عمليات تجسس و نجات در واقع مسووليت سازماندهي موثر نيروها و تجهيزات را براي عمليات تجسس و نجات در منطقه خود به عهده دارند . در صورتي كه نياز باشد مي توانند از يك يا چندين مركز كنترل فرعي نيز برخوردار باشند.
1- هواپيماهاي بال ثابت كه بيشترين نقش تجسس را دارند.
2- يگان هاي پروازي بال گرد كه نقش بسيار خوبي را در عملياتهاي تجسس و همچنين نجات مشروط بر اين كه بر وسايل مورد نياز مجهز باشند.
3- يگانهاي سطحي ( شناورها)
4- يگانهاي زير سطحي ( زير دريائيها ) كه تواناييهاي بسيار خوبي براي عمليات تجسس در زير درياها دارند.
تيم هاي تجسس و نجات كه با داشتن تجهيزات مناسب اغلب در مناطقي قابل دسترسي توسط يگانهاي پروازي و شناوري نباشند به كار گرفته مي شوند
1- آشنايي با وظايف گروه امداد به هنگام ديدن نفر در آب
- وظيفه اولين فردي كه آدم را در رودخانه يا دريا مشاهده مي كند
- روش اطلاع رساني به سرپرست تيم در مورد غريق
-آشنايي با شيوه نجات فرد و انتقال آن به خشك
آشنايي با وظايف گروه امداد به هنگام ديدن نفر در آب
وظيفه اولين نفري كه در طول رودخانه يا دريا مشاهده مي كند كه كسي در آب در حال غرق شدن قرار دارد و نمي تواند از طريق به آب زدن به او كمك كند و شاهد غرق شدن يك نفر مي باشد اولين اقدامي كه بايد انجام دهد فرستادن وسيله اي در آب به طرف نفر غريق مي باشد و ضمن انجام اين عمل با فرياد تقاضاي كمك مي كند بارها مشاهده شده كه نفربدون اطلاع خود را به آب مي زند ولي قبل از رسيدن به غريق خود را در حال غرق شدن مي بيند.
اين كار بسيار اشتباه نيز مي باشد نفرات بايد در اين مورد به نحوه كمك رساني قبل از اينكه به آب بروند آگاهي كامل داشته باشند.
- روش اطلاع رساني به سرپرست تيم
يك گروهي وقتي در جريان يك حادثه قرار مي گيرند و به صورت يك تيم عمل مي كنند و اين تيم بايد همزمان اقدام نمايند زيرا هيچ گاه كاري را بدون اطلاع سرپرست تيم انجام ندهيد. مگر اينكه اقداماتي كه از قبل آموزش داده شده باشد يكي از اين آموزشها استفاده از حلقه نجات يا وسيله اي كه بتوان نفر را در يك منطقه اي نگه داشت و به همراه تيم اقدام لازم را براي گرفتن او از آب نمائيد.
- آشنايي با شيوه نجات فرد و انتقال آن به خشكي
جهت آشنايي با شيوه نجات و انتقال نفر به خشكي چندين طريق وجود دارد اين بستگي به جريان آب و شرايط هوا و منطقه نيز دارد كه در بخش آشنايي با وسايل نجات توضيح داده مي شود.
ب)آشنايي با وسايل شناوري و طريقه استفاده از آنها
جليقه نجات: وسيله اي است براي شنا در نگاه داشتن نفر در آب اين جليقه معمولا در روي لباس پوشيده شده و توسط تسمه هايي كه به دور كمر بسته مي شوند كاملا محكم مي گردند جليقه هاي امروز به گونه اي طراحي مي گردند كه اگر شخصي آنها را پوشيده باشد و به صورت بيهوش در آب بيفتد به طور خودكار صورت شخص را به سمت بالا مي چرخاند و از خفه شدن وي جلوگيري مي نمائيد.
جليقه هاي نجات انواع مختلف دارند ولي همگي آنها كار يكساني را انجام مي دهند و آن هم افزايش شناوري فوري است كه آن را پوشيده است. جليقه هاي نجات همگي مجهز به سوت و چراغ چشمك زن مي باشند در روي كشتيها به هر نفر از خدمه كشتي يك جليقه نجات تعلق مي گيرد كه در زمان ورود به كشتي در اختيار وي گذارده مي شود . در روي شناورها معمولا تعدادي جليقه نجات اضافي وجود دارد.
حلقه نجات: حلقه هاي نجات وسايلي هستند به شكل گرد و توخالي كه از مواد شناور يا چوب ساخته مي شوند اين حلقه هاي نجات در روي عرشه كشتيها نصب مي باشند و بعضي از آنها مجهز به علامت گذار آدم بد دريا مي باشند. اين حلقه ها را به طرف شخصي كه در آب افتاده است پرتاب مي كنند و شخصي با قرار گرفتن در درون حلقه نجات مي تواند به راحتي در روي آب شناور بماند.
سطوح نجات شناوري: سطوح شناوري تشكيل شده اند از سطوح گسترده اي كه از جنس چوب ويا فايبر گلاس مي باشند از اين وسيله بيشتر در رودخانه ها مورد استفاده قرار مي گيرد .
قايق نجات آماده: قايقي است كه اگر از محل نگهداري آن را به دريا انداخته شود هيچگونه خسارتي به قايق و وسايل موجود در آن وارد نمي گردد امروزه اين گونه قايقها در روي كشتيها تانكر و سكوهاي نفتي به كار مي گيرند.
قايقهاي جميني: نوعي قايق از جنس لاستيك به صورت باد شونده مي باشند كه معمولا به علت سبك بودن و قابليت حمل توسط چند نفر در مواقعي كه سرعت عمل زياد در بكارگيري قايق لازم باشد مورد استفاده قرار مي گيرد. ساختمان اين قايقها به گونه اي طراحي شده است كه معمولا داراري كفي نسبتا سخت بوده و بدنه اطراف آنها از جنس لاستيك نرم و به صورت دو جداره براي باد شدن مي باشند. محفظه بادي اطراف قايق كه تمامي اطراف آن را پوشش مي دهد در واقع نيروي شناوري قايق را تامين مي نمايد. اين محفظه در راستاي جلوگيري از غرق شدن كامل قايق درصورت پنچري از داخل به چندين قسمت كاملا مجزا تقسيم شده است و در صورتي كه قسمتي از قايق سوراخ گردد شناوري مابقي قسمتها كماكان قايق را بر روي آب شناور نگه مي دارد. تمامي اين قسمتها از يك محفظه ورودي باد مي گردند ولي در مورد تخليه نمودن آنها توسط يك والو يك طرفه از درون اين قسمتها از هم مجزا مي گردند.
در راستاي تامين نيروي تحرك براي اين قايقها از موتورهاي AUTO BOARD كه به راحتي قابل نصب بر روي پاشنه قايق مي باشند استفاده مي گردد. در واقع مي توان در راستاي سهولت در جابجايي قايقها توسط دست موتور قايق را پس از به آب دادن قايق بر روي آن نصب نمود.
در اطراف قايقهاي جميني تعدادي طناب به صورت آويزان نصب مي باشد از اين طنابها براي حمل قايق توسط دست استفاده مي گردد. از اين طنابها براي شناور نگه داشتن نفرات در آب در صورتي كه تعداد نفرات بيش از گنجايش قايق باشد نيز استفاده مي گردد.
· وسايل مورد نياز در قايق جميني:
1- طناب سينه به طول 5 متر
2- طناب پاشنه به طول 5 متر
3- لنگر قايق
4-طناب حلقه نجات به طول 10 متر
5- پارو 2 عدد
6- كپسول آتش نشاني CO2كوچك
7- باك بنزين موتور قايق
8- شيلنگ رابط باك موتور
9- جعبه ابزار
10- جليقه نجات اضافي
11- حلقه نجات
12- دستگاه مخابراتي براي تماس قايق در صورت لزوم
13- پمپ دستي هوا و وسايل پنچرگيري
· نكات ايمني قايق جميني:
1- هرگز با كفش سنگين در قايق وارد نشويد، كفشهاي كتاني بسيار مناسب مي باشد.
2- در داخل قايق هرگز سيگار نكشيد.
3- كليه نفرات در قايق بايد از جليقه نجات استفاده كنند.
4- هرگز بيش از ظرفيت قايق مسافر سوار نكنيد.
5- هميشه قبل از جدا شدن از اسكله و يا شناور موتور خود را روشن و مورد آزمايش قرار دهيد.
6- نفرات در قايق بايستي هميشه به صورت نشسته باشند.
7- ازشتاب دادن سريع موتور قايق پرهيز نمائيد.
آشنايي با علائم اضطراري در روز و شب
- وسايل تقاضاي كمك در روز
1- دستگاه راديويي
2- آينه مخابراتي
3- فشفشه دستي روز ( دودزا)
4- راكت منور
5- سوت
- وسايل تقاضاي كمك در شب:
1- دستگاه مخابراتي
2- فشفشه دستي شب
3- راكت منور
4- سوت
5- چراغ قوه
6- چراغ بالاي قايق
هر يك از اين وسايل جهت پيدا نمودن نفر در شب يا در روز مورد استفاده قرار مي گيرد كه با شناخت و طرز استفاده از اين وسايل گروه نجات مي توانند در قسمتهاي مختلف همديگر را پيدا كنند.
شناخت انواع گره ها و كاربرد هريك از آنها
- گره هيلين يا پنجه ميموني
از اين گره براي درست كردن سه هيلين استفاده مي شود.هيلين طنابي است به طول تقريبا 24 يا 25 متر كه جهت فرستادن طناب اصلي به سمت اسكله يا آن طرف رودخانه مورد استفاده قرار مي گيرد.
- گره راست ( اتصال)
براي اتصال دو سر طناب هم اندازه بكار برده مي شود بايد توجه داشت كه اين گره روي طنابهاي نايلوني مقداري سر مي خورد.
- گره كمر
گره كمر مقيدترين گره اي است كه براي درست كردن چشمي موقت در سر طنابها مورد استفاده قرار مي گيرد همچنين به عنوان گره ايمني به دور كمر نفر و بعضي مواقع جهت مهار شناور در صورت نداشتن چشمي در سر طنابها مي توان استفاده كرد و ديگر موارد استفاده آن براي كاركردن در ارتفاع و غواصان در آب مورد استفاده قرار مي گيرد.
- گره پله اضطراري
از اين گره براي بالا رفتن و پائين آمدن از ارتفاع بسيار راحت است ، درست كردن آن هم بسيار ساده مي باشد.
- گره صندلي ( كمر فرانسوي)
كاربرد گره كمر فرانسوي اين گره يك گره خيلي مفيد براي قفل انتقال افراد بي هوش است يك چشم ( چشم اصلي ) شخصي را از روي بسته در بر مي گيرد و چشم جديد بزرگ ديگر در زير و پشت شخص قرار مي گيرد.
آموزش كلي انواع گره ها با شكل و روش گره زدن آنها به زودي جهت علاقه مندان به روز رساني خواهد شد .
شناخت مراكز كنترل عمليات و تجسس و نجات
تجسس و نجات يكي از خدمات ويژه كمكي است كه توسط واحدهاي مشخص شده در هر زمان شامل بكارگيري واحدهاي پروازي ، شناور سطحي ، زير دريائيها ، تيمهاي ويژه نجات و تجهيزات مورد نياز براي نجات انسانهاي در خطر در روي خشكي و يا در دريا مي باشد.
در راستاي جلوگيري از به هدر رفتن تلاشهاي فراواني كه در عمليات تجسس و نجات به مورد اجرا گذارده مي شود لازم است كه روابط سازماني، مسووليتها و وظايف كاملا مشخص بوده و روشها تجسس و نجات به صورت استاندارد در دستورالعملهاي كاري گنجانده شوند. بكارگيري موثر و مفيد عوامل بسياري كه در عمليات تجسس و نجات دخيل هستند تنها با يك سازمان آموزش ديده كه قادر به طراحي هماهنگ نمودن نيروها و هدايت عمليات تا رسيدن به يك نتيجه موفقيت آميز باشد امكان پذير است.
- مراكز كنترل عمليات و تجسس و نجات
به طور كلي بنادر بزرك در سواحل جنوبي و شمالي كشور كه سازمان اداره بنادر و كشتيراني در آنها فعاليت مي نمايند مراكز عملياتي تجسس و نجات در حوزه عملياتي آنها مشخص گرديده اند . اين مركز كنترل عمليات تجسس و نجات در واقع مسووليت سازماندهي موثر نيروها و تجهيزات را براي عمليات تجسس و نجات در منطقه خود به عهده دارند . در صورتي كه نياز باشد مي توانند از يك يا چندين مركز كنترل فرعي نيز برخوردار باشند.
1- هواپيماهاي بال ثابت كه بيشترين نقش تجسس را دارند.
2- يگان هاي پروازي بال گرد كه نقش بسيار خوبي را در عملياتهاي تجسس و همچنين نجات مشروط بر اين كه بر وسايل مورد نياز مجهز باشند.
3- يگانهاي سطحي ( شناورها)
4- يگانهاي زير سطحي ( زير دريائيها ) كه تواناييهاي بسيار خوبي براي عمليات تجسس در زير درياها دارند.
تيم هاي تجسس و نجات كه با داشتن تجهيزات مناسب اغلب در مناطقي قابل دسترسي توسط يگانهاي پروازي و شناوري نباشند به كار گرفته مي شوند
آشنايي با شنا و انواع شنا جهت گروه امداد
انواع شنا
- شناي سگي : براي كسي كه جليقه نجات و يا لباس بر تن دارد عالي ترين شناور ماندن است.
- شناي پهلو : مي توان در موقع حمل نفر مجروح از آن استفاده كرد.
- شناي پشت : جهت استراحت دادن به ماهيچه در مواقع خطر انفجارات زير آبي مناسب است.
- شناي قورباغه : عالي ترين شنا براي مسافت زياد مي باشد و سر از آب بيرون است و جلو را به خوبي مي بيند.
- شناي كرال سينه : چون اين شنا بسيار سخت و خسته كننده است به خصوص در مورادي كه لباس يا جليقه نجات به تن داريد اين شنا براي دور شدن از منطقه خطر بسيار موثر است.
درجه بندي شناگر
1) يك شناگر درجه سه بايد بتواند از ارتفاع پنج پائي به داخل آب بپرد و پنج دقيقه در آب شناور بماند و پنجاه يارد شنا كند.
2)يك شناگر درجه دو از ارتفاع ده پائي به داخل آب بپرد و براي ده دقيقه به حالت شناور بماند و صد يارد بتواند شنا كند.
3)يك شناگر درجه يك بيشترين شانس را براي نجات دارد اين شخص بايد به ديگران كمك كند و بايد بتواند مسافت 220 ياردي را با هر نوع شنا كه مايل باشد طي كند و يك نفر را به مسافت 25 ياردي در داخل آب بكشد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
چگونه پس از زلزله عمل کنیم
ساختمان بروی ما فرو ریخته است
ساختمان مسكونی شما در برابر زلزله مقاومت نكرده است و شما در زیر آوار گرفتار شده اید
اولا بجای آنكه از همان اول شروع به فریاد زدن بكنید ببینید در چه وضعیت هستید آیا هوا برای تنفس شما به مقدار كافی وجود دارد؟ در تاریكی مطلق در زیر آوار از صدا زدن به آرامی یا سوت زدن و انعكاس صدا حجم فضا برایتان مشخص خواهد شد اگر حجم هوای شما كم است جدا از سرو صدای بی خود و ایجاد هیجان مضاعف خودداری كنید هیجان شدید حركت سریع و فریاد زدن به سرعت اكسیژن شما را به پایان می برد به دقت گوش بدهید تا صداهای پیرامون شما به شما اعلام كند كه كسی در نزدیكی شما بر روی آوار حركت می كند . اكنون اگر می توانید فریاد بزنید اما توجه كنید فریاد پی در پی و با شدت بالا صدا و قدرت حنجره شما را تحلیل می برد پس با دقت عمل كنید . بقول راننده كامیونها ( تند نرو التماس نكن )
اگر امكان فریاد زدن بنا بر هر دلیلی نداری می توانید با سوت زدن كمك بخواهید و اگر امكان آنرا هم ندارید از روش ضربه زدن استفاده كنید ، دستان و پاها را در صورت امكان به اشیا كنارشان بشرط عدم ریزش بیشتر آوار ، بزنید این صدا ها بشرط سكوت در بیرون قابل شنیدن هستند ، پس دقت كنید ، صداهای آرام شما را در صورتی خواهند شنید كه شما را توسط ابزار زنده یابی پیدا كرده باشند ، و الا در شلوغی و ازدحام از صداهای آرام ، كاری بر نمی آید پس بهتر است ، در زمان سكوت در خارج از ضربه های آرام كمك بگیرد .
البته زمان آرامش بیرون نشان دهنده رسیدن شب است و این زمانی است كه گروه های زنده یاب در سكوت شب با روش اعلام حضور به مدت یك دقیقه و سكوت پس از ندا به مدت چهار دقیقه بدنبال علائمی همچون صداهای ضربه ای و ناله ها هستند .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
هنر زنده ماندن در شرایط سخت (( برف ))
بچه های امداد و نجات جمعيت هلال احمر منطقه 2 تهران یه سری آموزش در خصوص هنر زنده ماندن در شرایط سخت خواهند ديد ؛ این آموزش شامل هنر زنده ماندن در( کویر ؛ برف ؛ کوه ؛ دریا ؛ سیل ؛ آتش ؛ زیر آوار بعد از زلزله ) می باشد . در طی چند روز گذشته که موج سرما در ایران وارد شده است لازم دیدم که قسمتی از درسهای تخصصی گروه امداد و نجات جمعيت را به زبان ساده تر برای استفاده تمام دوستان و عزیزان هموطنم باز نویسی و برای استفاده عموم مردم در اختیار مردم عزیز کشورم قرار بدهم .
لباس
سرمای شدید و بادهای سخت می توانند ظرف چند دقیقه باعث یخ زدن قسمتهای باز بدن شوند . پس تمام بدن ؛ دستها و پاها را بپوشانید
توجه کنید گرمای بدن از نقاط باز بدن به سرعت خارج شده و سرما نیز به راحتی وارد میشود پس بهتر است در اولین اقدام به بستن مكانهايي همچون یقه و سر آستینها و پاچه های شلوار اقدام کنید برای اینکار کافی است سر آتین ها و کمر لباستان را با بند یا کش ببندید و پاچه های شلوارتان را درون پوتین یا جورابتان کنید .
اگر در حین فعالیت احساس گرما نمودید قبل از انکه تعرق؛ شما را از زیر لباس خیس کند بعضی از بندها همچون سر آستینها را باز کنید و اگر باز گرمتان بود یک لباس کم کنید
برای حرکت در زمان بارش برف بهترین حالت اینست که پوشش رویی شما ضد باد باشد ( دقت نمائید ضد باد با ضد آب یکی نیست ) پوشش های ضد باد با بافتی محکم که مانع نفوذ برف شوند و ضمنا منفذ کافی برای تبخیر بدن داشته باشد تا مانع از خیس شدن لباسهای زیر بر اثر تعرق بدن گردد بهترین پوشش برای شماست .
برای آنکه بدنتان گرم بماند بهترین حالت اینست که زیر پوشش ضد باد خود را با لباسهای ضخیم پشمی یا بافتنی که قابلیت عبور تعرق را داشته و بتواند عایق حرارتی مناسبی باشند بپوشانید .
فراموش نکنید که لباس پشمی آب را جذب نمیکند و حتی به هنگام مرطوب بودن نیز گرم است و فضاهای بین بافت پشم ؛ گرمای بدن را در خود ذخیره میکند و به همین سبب مطلوبترین لباس زیر در چنین مواقعی لباس زیر پشمی است . پوشش های پنبه ای مثل فتیله رطوبت را به خود میکشد همیشه یادتان باشد ؛ پنبه وقتی خیس است 240 بار سریعتر حرارت را از دست میدهد .
کلاه
فراموش نکنید کلاه ضد آب همانگونه که نمیگذارد آب وارد شود امکان خروج رطوبت و تبخیر سطحی پوست شما را نمیدهد و این یعنی انکه در عرض چند ساعت سر شما غرق عرق خواهد شد و این خود آغاز سرمازدگی و سرماخوردگی است ؛ کلاه های بافتنی بسیار مناسب و برای برف ایده آل میباشد .
یک کلاه خوب می بایست علاوه بر محافظت از سر شما از صورت و گردن شما نیز در برابر سرما حفاظت کند؛ لذا در صورتی که کلاه شما دارای گردن گیر و پوشش گوش نیست می بایست برای حفاظت گردن و صورت و گوشهایتان ؛ همانند سارقان بانکها برای خود نقاب بسازید کافیست لباس یا حد اقل پارچه ای یا را برداشته و در روی آن سه دایره برای چشمها و دهانتان سوراخ نمائید سپس آن را بر سر کشیده و لبه های باقیماند را در تن پوش خود مخفی کنید سپس کلاه را بر سر بگذارید یا به کمک هد بند پارچه ای یا بندی آنرا بروی سر خود مهار نمائید ! مطمئنا قیافه زیبایی نخواهد داشت اما شما را از یخ زدگی پوست شما ؛ که می تواند موجب زخمهایی بسیار خطرناک شود محافظت می نماید ..
کفشها
فراموش نکنید که یکی از نقاطی که در ارتباط مستقیم و مستمر با برف و خصوصا سرما می باشد پاها میباشد ! اگر تصمیم دارید به مدت طولانی در برف راه بروید حتما می بایست برای کفشهای خود برنامه داشته باشید ! پاها بر اثر رطوبت و سرما دچار یخ زدگی می گردند بنابراین بهترین حالت برای اینکه پای شما دچار یخ زدگی نگردد ایجاد فاصله بین برف تا پوست پای شما با عایقهای حرارتی و رطوبتی است ! می توانید از واکس یا گریس و درصورت عدم دسترسی به این دو از روغن حتی روغنهای غذایی برای چرب نمودن سطح پوشش کفش خود بهره ببرید اینکار باعث می شود که آب به درون کفش شما نفوذ نکند و برای عایق کردن کفش خود در برابر سرما ؛ می توانید از جورابهای پشمی و نیز کاور کردن خود کفش یا برزنت یا لباسهای پشمی مازادی که ممکن است همراه خود و یا در منزل داشته باشید استفاده نمائید .
اگر شما در منزل خود و در یک برف سنگین گیر کرده اید و امکان خروج از منزل خود را ندارید ؛ چه میتوانیم بکنیم ؟
در صورتی که آب و برق و گاز شما هنوز متصل می باشد
می بایست برای قطع آب که ممکن است بر اثر یخ زدگی لوله ها هر لحظه اتفاق بیفتد آب ذخیره کنید ؛ اتاقهایی را که مورد استفاده قرار نمیدهید همچون پذیرایی و یا اطاق خواب کودکانتان را بسته و شوفاژ و بخاری آنرا ببندید تا با مصرف کمتر گاز از احتمال قطع گاز بخاطر افت فشار بکاهید !
درزهای پنجره ها و دربها را بگیرید ؛ برای اینکار می توانید ازنوارهای پارچه ای و یا دستمال کاغذی استفاده نمائید ؛ تا جایی که می توانید حجم فضای مورد نیاز برای گرم کردن را در منزل خود کاهش دهید با اینکار به راحتی میتوانید با مصرف حداقل سوخت آنرا به مدت بیشتری گرم نگه دارید .
مواد غذایی موجود در منزل را جهت نیاز چند روزه خانواده خود باز بینی نموده و در صورت کم بودن برای جیره بندی آن برنامه ریزی کنید .
در صورتی که آب و برق و گاز شما قطع شده است
تمام لوازم مورد نیاز خود را به یک اطاق که کمترین پنجره یا فاقد پنجره می باشد منتقل نمائید ! تمام پنجره های اطاق را بکمک پتوی و میخ به صورتی بپوشانید که حداقل تبادل گرمایی را داشته باشد ؛ تمام اعضای خانواده را در همان اطاق نگهدارید و سعی کنید که روحیه کودکان را همواره بشاش و قوی نگهدارید .
معمولا قطع برق آخرین خبر بد است ؛ پس بیائیم برای استفاده از بهینه از برق برنامه ریزی کنیم ؛ شاید هر گاه در خصوص برق صحبت از گرما میشود اولین چیزی که به یاد ما میفتد بخاری برقی می باشد ! هرچند بخاری برقی اولویت اول است اما گاه میبینیم که در نبود بخاری برقی باز هم میتوان با استفاده از برق گرما برای زنده ماندن ایجاد کرد ؛ ساده ترین روش ساختن کرسی می باشد یک یا چند لامپ دویست وات ساده می تواند با استفاده از یک میز کوچک و چند پتو و لحاف که بدقت بهم دوخته شده اند (با نخ یا سنجاق قفلی ) تبدیل به یک کرسی مطمئن گردد حال اگر هیتر خوراک پزی در دسترس تان باشد که چه بهتر یک کرسی عالی خواهید داشت .
در صورت یخ زدگی لوله ها و قطع آب می بایست از روش آب کردن برف استفاده نمائید اما توجه کنید درصورتی که سرما خورده اید خوردن برف گرما بدن شما را کاهش می دهد و لرز خواهید کرد یادتان باشد خوردن تکه های قندیل یخ بپرهیزید آنها می توانند بیشتر از هر چیز دیگری به سیستم گوارشی شما صدمه بزنند .
از چند شمع و یا یک گردسوز یا یک فانوس هم میتوان در ساختن کرسی بهره برد به شرطی که با آتش سوزی دردسر جدیدی برای خود ایجاد نکنید و یادتان باشد در هنر زنده ماندن در شرایط سخت حتی یک کبریت هم میتواند سرنوشت ساز باشد !
در پایان یک تذکر بسیار مهم !!
دقت زیادی به خروج گازهای سمی که بر اثرسوختهای فسیلی از بخاری هایی که فاقد لوله بخاری هستند خارج می شود داشته باشید تا خدای نکرده بر اثر گاز گرفتگی حادثه ای برایتان اتفاق نیفتد !
در صورتی که درراه و درون ماشین در برف گیر افتاده اید
به همه دوستان پیشنهاد می کنم همانند بچه های امدادگر در ماشینهای خود یه گاز کوچک مسافرتی ؛ کیسه خواب؛ پتوهای پشم شیشه سبک و لوازم امداد و نجات جاده و مقداری شکلات و خشکبارداشته باشید تا در زمان حادثه از آن استفاده نمائید .
در صورت ماندن در بوران برف در جاده در صورتی که کیسه خواب به همراه دارید آنرا در داخل ماشین بر تن کنید ؛ اینکار کمک بسیار زیادی به زنده ماندن شما می کند .
گاهی که در یک بوران یا سقوط یک بهمن گیر می افتیم ؛ فراموش نکنید که معمولا در این حالت چند ماشین پشت سر هم در یک ترافیک قرار می گیرند در اولین گام می بایست در صورتی که تعداد افراد ماشین شما کم هستند و یا به تنهایی سفر می کنید سعی کنید تا با ماشینهای دیگر یک گروه تشکیل دهید تا تعداد ماشینهای روشن را کمتر کرده و بتوانید میزان بنزین موجود را برای مدت طولانی تری ذخیره داشته باشید . به این منظور در یک ماشین جمع شده و ماشین های دیگر را هر نیم ساعت یکبار برای اطمینان به مدت چند دقیقه روشن کنید تا موتور گرم بماند !
در صورتی سوخت ماشین شما به پایان رسید و نیروهای امدادی هنوز به شما نرسیده اند می توانید با آتش زدن لاستیک زاپاس ماشین ؛ هم برای کمک ؛ علامت دود ایجاد نمائید هم تا زمانی که لاستیک می سوزد از گرمای آن برای نجات جان خود استفاده کنید ؛ توجه داشته باشید هر ماشین پنج لاستیک و صندلی قابل سوختن دارد و اگر هر کدام تنها یکساعت شما را گرم نگه دارد شما می توانید پنج ساعت زنده بمانید ! پیشنهاد می کنم اگر برایتان امکان داشت لاستیک را به قطعات کوچک تبدیل نموده و سپس اقدام به آتش زدن آن کنید ؛ اینکار موجب می گردد تا با حرارتی قابل قبول مدت زمان بیشتری آتش داشته باشید .
آتش زدن یک لاستیک کار سختی است اگر روش کار را بلد نباشید ؛ فراموش نکنید که مي بایست برای آتش زدن لاستیک از یک واسطه ؛ بهره ببرید این واسطه میتواند تکه ای پارچه نفتی و یا مواد قابل اشتعال همچون روغن موتور باشد اما بهترین روش اینست که از بنزین ماشین استفاده نمائید ؛ برای اینکار کافیست شلنگ بنزین را از کاربراتور خارج نموده و استارت بزنید به اندازه کافی بنزین خواهید داشت ! توجه داشته باشید در صورتی که بنزین بروی پوست شما بریزد خصوصا در سرمای شدید می تواند به مراتب بدتر از آب به شما بر اثر یخ زدکی پوستتان صدمه بزند بنابراین در زمان برداشت بنزین دقت کنید تا بخودتان صدمه نزنید .
اگر در فضای باز و بدون حفاظ صورت هستید حتما هر چند دقیقه برای جلوگیری از صدمه دیدن پوست صورتان آنرا منقبض و منبسط کرده و مرتبا چین بیندازید و عضلات خود را تکان داده و دستها را باز و بسته نمائید
در پایان همواره مراقب تغییر رنگ پوست خود و همراهانتان باشید تغییر رنگ خصوصا در صورت و گوشها و دستها اولین علائم یخ زدگی می باشد توجه داشته باشید که معمولا تغییر رنگ پوست به رنگهای سیاه ؛ سرخ و یا نیلی می باشد !!
در صورتی که با شخصی که دچار یخ زدگی شده است روبرو شدید دقت کنید که هرگز عضو یخ زده را با حرارت مستقیم گرم نکنید در مناطق سردسیر همچون کردستان کسی را که پاهایش را سرما زده؛ در حالی که پاهایش را در لگنی از برف قرار می دهند با مالش دادن درون خود برف گرم می کنند تا یخ زدگی موجب سیاه شدن و احتمالا قطع عضو نگردد .
شما می توانید برای یافتن اطلاعاتی کاملتر به آدرسهای زیر مراجعه و یا مکاتبه نمائید
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
امدادگرعزيز
در روزهاي حادثه و فاجعه شما درگير كمكرساني به سانحهديدگان ميشويد. شاهد حوادث دردناك و فاجعهبار بودن موجب ميشود تحت تأثير قرار گرفته و هر چند در تمام مدت به ديگران كمك كرده و تسكيني براي آلام آنان هستيد، ولي بايد توجه داشته باشيد كه احتمال دارد اين فاجعه شما را نيز تحت تأثير قرار دهد. در صورت بيتوجهي به اصول صحيح بهداشت روان، امداد رساني در سوانح و بلاياي طبيعي ميتواند اثرات مخربي بر امداد رسانان نيز داشته باشد و فرسودگي رواني ناشي از كار ايجاد كند.
استرسهاي مربوط به فاجعه
روبرو شدن با اجساد و قربانيان حادثه و نيز افرادي كه شديداً مجروح شدهاند، تقاضاي كمك دارند و كار زيادي از دست شما برنميآيد.
شرايط محيطي مانند هواي آلوده، بوي تعفن، سرو صداها و ...
· تهديد جاني بعلت خطرات موجود در محل مانند پس لرزهها، تخريب ساختمان، آتشسوزي، بيماريهاي واگيردار...
وضعيت بد زندگي مانند سرما يا گرماي شديد، تغذيه نامناسب، استراحت ناكافي، تعداد كم امدادگران و ...
استرسهاي مربوط به كار امدادگران
احساس فوريت براي نجات افرادي كه هنوز زندهاند.
احساس مسئوليت در حفظ زندگي و سلامت افراد.
فشار كاري زياد و انجام كارهايي كه آشنايي كافي با آن وجود ندارد (مانند برداشتن قطعات سنگين از روي فرد مجروح يا مواجهه شدن با خونريزي شديد).
شرايط كاري غير استاندارد.
در صورتيكه فرد ساكن همان محل باشد، ضربه رواني ناشي از وضعيت خانواده، بستگان و شرايط محيطي.
كمبود يا نقص تجهيزات.
اشكال در هماهنگي و همكاري بين بخشهاي امداد رساني.
استرسهاي مربوط به مسائل سازماني و مديريتي
كشمكشها و رقابتهاي بين يا داخل سازماني
فقدان برنامهريزي اورژانس و مديريت بحران
كشمكش بر سر مديريت
عدم حمايت كافي
عدم شناخت نسبت به مهارتهاي فردي امدادگرانبهم ريختگي و بحران مديريت پس از يك فاجعه، كه به فاجعه دوم معروف است. واكنشهاي عادي امدادگران در برابر يك حادثه فاجعه بار
اگر عميقاً غمگين يا عصباني شده يا داغديده بنظر ميرسيد، اگر تا زمانيكه همة كارها تمام نشده، دلتان نميخواهد كه محل را ترك كنيد، اگر توجهي به خود نداشته و نياز به استراحت و تجديد قوا را ناديده ميگيريد،نگران نباشيد اينها واكنشهايي عادي در برابر يك حادثه فاجعه بار ميباشند. كه اگر به توصيههاي ما توجه كنيد به سرعت برطرف ميشوند. فقط مراقب باشيد كه علائم زير طولاني نشود.
علائم هشدار دهنده در مورد فرسودگي رواني ناشي از امدادگري
علائم شناختي:
اگر نميتوانيد از فكر بحران، آسيب ديدگان و كمك كردن خارج شويد،
اگر واقع بيني خود را از دست دادهايد،
اگر به سختي قادر به يادآوري دستوراتي كه به شما داده شده ميباشيد،
اگر تصميمگيري برايتان سخت شده،
اگر درتوجه و تمركز مشكل داريد،
اگر در پرداختن به حل مسئله دچار مشكل هستيد،
اگر در جهتيابي مشكل داشته يا احساس گيجي و سردرگمي ميكنيد،
اگر آسيبديدگان را با خود يا خانوادة خود مقايسه ميكنيد مثلاً با ديدن يك بچه مجروح فكر ميكنيد ”اگر بچه من بود چي؟“،
اگر احساس بيكفايتي و بياثر بودن ميكنيد،
علائم جسماني
اگر بطور مزمن و توان فرسايي احساس خستگي ميكنيد،
اگر از لرزش، سردرد، سرگيجه و حالت تهوع رنج ميبريد، اگر علائمي شبيه سرماخوردگي يا آنفلونزا داريد،
اگر در خوابيدن دچار مشكل هستيد،
اگر اشتهايتان را از دست داده يا برعكس دچار پرخوري شدهايد،
علائم خلقي
اگر برخلاف سابق مكرر با ديگران درگير شده و بگو مگو ميكنيد و داد و فرياد راه مياندازيد،
اگر شديداً منفي باف يا افسرده شدهايد و گريه ميكنيد، اگر بسرعت احساس ناكامي كرده و كار را رها ميكنيد، اگر بيش از اندازه نگران آسيبديدگان و خانواده آنها هستيد،اگر احساس ميكنيد كه بايد بدون استراحت در تمام مراحل امداد و كمك رساني فعاليت كنيد،اگر پس از انجام هر كاري شديداً آشفته و بيقرار ميشويد،اگر ترس زيادي داريد،اگر بطور غير معمولي دستپاچه هستيد،اگر به مرگ يا خودكشي فكر ميكنيد،علائم رفتاري
اگر اقدام به اعمال پرخطر و غيرضروري ميكنيد (رفتار تكانشي)،اگر درگير فعاليتهاي بيهدف هستيد، اگر از دستوراتي كه به شما داده ميشود سرپيچي ميكنيد،اگر به هيچ وجه نميخواهيد صحنه را ترك كنيد،اگر به دارو يا مواد مخدر پناه بردهايد،اگر از تماس و ارتباط با همكاران، دوستان يا اعضاي خانواده اجتناب ميكنيد، اگر مكرراً (و به ميزان غيرضروري) با آسيب ديدگان يا خانواده قربانيان تماس گرفته و پيگيري ميكنيد اگر قادر به بازگشت به زندگي عادي خود نيستيد،هشيار باشيد، شايد دچار فرسودگي يا عوارض ناشي از استرس شدهايد، به توصيههاي ارائه شده عمل كرده و در صورت لزوم به يك روانشناس يا روانپزشك مراجعه كنيد.
املي كه در كنترل استرس ناشي از كارتان به شما كمك ميكند: پيشگيري از فرسودگي رواني
محدوديتهاي خود و حرفهتان را شناخته و بدانيد كه چه كارهايي بر عهده شما گذاشته شده است. فكر نكنيد بايد همه كارها را شما انجام دهيد.
با استفاده از يك برنامهريزي واقع بينانه، كارهاي خود را اولويتبندي كنيد.در كنار كارهاي پراسترس، كارهاي آسان و كم استرستر را نيز انجام دهيد. كارهايي كه آرامش و حتي لذت در آن وجود دارد.هر وقت امكان پذير شد ساعات كاري موظف خود را به حداكثر 12 ساعت در روز محدود كنيد. و بلافاصله بخوريد، بياشاميد، دراز بكشيد و بخوابيد.تا حد امكان برنامة متعادلي داشته باشيد.
به محض دسترسي، از غذاي مناسب، ميوه و سبزيجات استفاده كرده، آب زيادي بنوشيد، و از سيگار و چاي پررنگ، افراط در مصرف خوراكيهاي غير مفيد (چيپس- بيسكويتهاي شيرين- شكلات) بپرهيزيد.
به اندازه كافي بخوابيد و استراحت كنيد، به خصوص پس از كارهاي طولاني مدت. در فواصل كار، استراحتهاي كوتاه و مكرري را ترتيب دهيد.هر وقت امكان داشت نرمش كرده و تمرينات كششي انجام دهيد.تماس و ارتباط خود با اعضاي خانواده و بستگان را حفظ كنيد.در صورت امكان، در كنار كار در صحنه حادثه (كار با سانحه ديدگان) ساعاتي را نيز به نظافت و انجام كارهاي شخصي روزمره اختصاص دهيد.در زمانهاي مناسب در مورد احساسات يا هيجانات خود با ديگران، به خصوص همكارانتان صحبت كنيد. داشتن نشستهاي دستهجمعي با همكاران كمك زيادي خواهد كرد.در مراسم ياد بود و مراسمي كه معمولاً براي سوگواري و عزاداري برپا ميشود شركت كرده و از شيوههاي مناسب و معمول براي ابراز احساسات خود استفاده كنيد (گريه كردن، نوشتن، عزاداري كردن و ...).با همكار ديگر به گونهاي در تماس نزديك باشيد، كه بتوانيد متوجه علائم استرس در آنها شويد.تكنيكهاي كاهش استرس را به كار بريد براي مثال، هنگام احساس فشار و استرس زياد كار را متوقف كنيد، حتيالامكان به محل آرامتري رفته و چند نفس عميق بكشيد، چشمانتان را بسته و به يك خاطره خوب يا تصوير زيبا فكر كنيد. براي دقايقي در همين حالت باقي مانده و احساس آرامش كنيد.توجه داشته باشيد كه بسياري از واكنشهاي شما طبيعي است و هر كس جاي شما بود ممكن بود چنين واكنشهايي داشته باشد.علائم هشدار دهندة اوليه در مورد فرسودگي رواني را بشناسيد.بپذيريد كه ممكن است فرد قادر به ارزيابي واكنشهاي مختل خود به استرس نباشد. اگر ديگران در اين مورد به شما تذكر دادند، مقاومت نكنيد و آن را بپذيريد. از همدردي افراطي با سوگ و مصيبت بازماندگان خودداري كنيد، اين امر مانع صحبت در مورد موضوعات دردناك خواهد شد.در ارتباط با سانحه ديدگان توجه داشته باشيد كه ارتباط شما يك ارتباط موقت و فقط با هدف ياري رساني ميباشد، نه يك ارتباط دوستانه.اگر خودتان قبلاً دچار سوگ يا سانحهاي شدهايد و حالا اين تجارب و خاطرات باعث كاهش كارآيي شما ميشود، به آن توجه نكرده و سعي كنيد خاطرات گذشته را زنده نكنيد.سعي كنيد با باورها و پيش داوريهاي خود در مورد قضايا قضاوت نكنيد و موجب نارضايتي، بحث و جدل و كاهش كارايي خود و ديگران نشويد.به ياد داشته باشيد آنچه را كه در توان داشتهايد انجام دادهايد ولو اينكه با ناسپاسي و بيتوجهي ديگران... روبرو شويد. ارزش كار شما محفوظ است حتي اگر ديگران متوجه نباشند يا به اهداف از پيش تعيين شده خود بطور كامل نرسيد.شما هم مثل ديگران باورها و ايمان ديني آرامبخشي داريد، هر فرصت كوتاهي كه پيدا ميكنيد به زمزمه و ذكرديني، دعا، مطالعه قرآن و كتابهاي دعا و مراسم مختلف عبادي مشغول شويد.چنانچه پس از گذشت مدتي توصيههاي فوق به شما كمك نكرد حتماً به يك پزشك، روانشناس، روانپزشك يا مشاور مراجعه كنيد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
اصلی ترين ابزار برای پس از زلزله روحيه واعتماد به نفس است
چگونه در زير آوار پس از زلزله زنده بمانيم
بحث ما از زنده ماندن در زير آوار به پايان نرسيده بود بنابراين ميرويم به دنباله بحث ممکن است مکانی که شما در آن گير افتاده ايد فضای داری حجم مناسبی باشد مثلا در زير يک قطعه سقف بتنی گير افتاده باشيد يا در زير يک تخت فلزی و يا مشابه آن . همانند جوانی که در داخل کمد در بم زنده مانده بود حتما توضيح آن را در روزنامه ها خوانده ايد .
شما مي توانيد از هر سه روش تقاضای امدادی که قبلا برايتان نوشته ام استفاده کنيد اما يک نکته را فراموش نکنيد همين که خداوند شما را در زير يک سقف بتنی با فضای قابل توجه قرار داده يعنی لطف الهی نصيب شما شده است و امکان نجات شما درصد بالايی را پيدا کرده است بنابراين اول خدا را شکر کنيد و بعد قدر اين لطف را با رعايت نکات زير بدانيد.
۱- از انجام حرکتهايی که موجب ريزش آوار مي شود خوداری کنيد اگر در زير آوار سنگين باشيد که مطمئن کاری بيهوده است و اگر در سطح باشيد مي توانيد پس از دو روز که نا اميد از کمک شده ايد ريسک اينکار را که بسيار بالاست را قبول کنيد .
۲- از اکسيژن موجود با پائين آوردن حرکت و آرامش بخشيدن به خود حداکثر استفاده را ببريد
۳-بيشتر گوش دهيد و کمتر صدا کنيد و تا صدای مثبتی از بيرون نشنيديد از سرو صدای بيجا خود داری کنيد چون شما حداقل تا سه روز براثر تشنگی نخواهيد مرد و تا هفت روز غذا نخوردن را مي توانيد با هوشياری تحمل کنيد
۴- حرکت بيجا موجب تعرق و از دست دادن آب بدن مي شود پس مواظب باشيد
۵-اگر در فضای پيرامونتان مکانی را امنتر از بقيه جاها مي بينيد سرتان را در آن محل قرار دهيد و يا حداقل سرتان را بسمت شکم برده و بصورت جنين قرار بگيريد اين حالت امکان محافظت از سر شما را بيشتر مي کند توجه داشته باشيد با توجه به ازدحام تماشاچيان عمليات امداد و نجات که متاسفانه بروی آوار به تماشا می ايستند امکان ريزش مجدد بروی شما هميشه هست
۶-وقتی قرار است در شرايط سخت زنده بمانيد بدانيد اگر نکته ای موجب آزار و در نتيجه عصبی شدن شما بشود مطمئن باشيد به سرعت به مرز نااميدی و رها کردن مقاومت مي رويد اين را گفتم تا به عرق سوز شدن بدنتان و نيز التهاب پوستتان بر اثر تماس با ادرارتان توجه کافی کنيد اين مشکلات بطور غير مستقيم بر سرنوشت شما تاثير مي گذارند
۷- به رطوبت خاکهای اطرافتان دقت کنيد احتمال شکستگی لوله های آب منزلتان همواره وجود دارد اگر به جريان آبی دسترسی پيدا کرديد بدون هيچ شکی تا آنجا که امکان دارد آب بنوشيد چون آبهای لوله های آب به سرعت با توجه به شکستگی های لوله در سطح شهر به پايان خواهد رسيد.
۸- اگر اطلاعات کاملتر مي خواهيد ( البته جزئيات بيشتر انشاء الله کلاس های عملی و تكميلي امدادگري جمعيت هلال احمر منطقه 2 تهران
و در پايان خاطره ای از بم
پس از ۴۸ ساعت مادری را از زير آوار بيرون آورديم که خود را بروی کودکش قرارداده بود و تيرآهن سقف بروی او افتاده بود و کمرش رادريده بود اما او تا هنگامی که کودک را زنده از آوار در آورديم سقفی مستحکم بروی کودکش بود که فر و نريخت البته با قرار دادن سينه خود در دهان کودکش ( روحش شاد ) .
راستی تا يادم نرفته دو تا خاطره را برای جلسه بعد برايتان بگويم قناريهايی که در زير آوار آواز مي خوانند و ودانشجويی که داشت کباب مي شد .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
قسمتی از نياز های مبرم قابل برنامه ريزی برای پس از زلزله
تا به حال به اين فکر کرده ايد که روز بعد از زلزله برای چه کار نکرده افسوس خواهيد خورد و کلمه ايکاش را برای چه کارهايی بکار خواهيد برد من برايتان چند تايی که مهمتر است را ياد آوری ميکنم مابقی را شما برای من بنويسيد.
اگر زلزله در شهر ديگر اتفاق افتاده باشد آنگاه ، شما در دل خواهيد گفت :
۱- ايکاش مي توانستم در امداد و نجات به ياری زلزله زده ها بشتابم
۲- ايکاش مي دانستم چه چيزی نياز واقعی زلزله زده هاست تا با دوستانم آنرا تهيه کنم
۳- ايکاش من هم عضو يکی از گروه های مردمی بودم تا بصورت سازمان يافته کمک مي کردم .
اما اگر زلزله در شهر شما باشد و عزيزان شما زير آوار باشد .
۱- ايکاش چند نفر به کمک من بيايند تا هرچه سريعتر بتوانم عزيزانم را نجات دهم
اما در آن زمان مطمئن باشيد کمياب ترين چيز در دو روز اول نيروهای امداد ونجات دوره ديده و و دوره نديده است
۲- ايکاش جعبه امداد نجات را در کنار درب ورودی منزلم ساخته بودم و اکنون از ابزار و لوازم موجود در آن استفاده مي کردم ( نحوه ساختن و يا تهيه کردن آنرا حتما برايتان خواهم نوشت )
۳- ايکاش پولم را در يک حساب قابل برداشت در سراسر کشور گذاشته بودم ( جاری در گردش و يا کارت اعتباری و يا حساب هوشمند عابر بانک ) تا مجبور نبودم تا بيرون آمدن اسناد بانک از زير آوار منتظر بمانم
۴- ايکاش از اسنادم و مدارکم يکسری کپی تهيه کرده بودم و آنرا در دادگستری برابر با اصل کرده بودم و نزد بستگانم در شهر ديگر قرار مي دادم ( قباله ازدواج - سند منزل -گواهی مدارگ تحصيلی - شناسنامه - کارت ملی
۵- ايکاش يک موتور داشتم تا با آن مي توانستم خانواده ام را از شهر خارج کنم ( توجه داشته باشيد که پس از زلزله تقريبا تمامی راه ها مسدود است)
۶- ايکاش اصول اوليه کمکهای اوليه را بلد بودم تا از اين خونريزی وحشتناک جلوگيری مي کردم
۷- ايکاش با تمام خانواده ام قرار گذاشته بوديم که بعد از زلزله اگر همديگر را گم کرده بوديم هر هفته در مکانی مشخص در ساعتی معين منتظر يافتن همديگر باشيم حتی اگر چند ماه از زلزله گذشته باشد .
اما اگر زلزله در شهر شما باشد و شما زير آوار باشيد و صدای شما را پس از چند روز نشنيده باشند .
۱- ايکاش صدايم را بشنوند هرچند آنقدر داد زده ام که ديگر صدايم در نمی آيد
۲- ايکاش خانواده ام و عزيزانم زنده باشند و بتوانم هرانچه برايشان انجام نداده ام را انجام دهم
۳- ايکاش مي توانستم فقط يکبار ديگر طلوع يا غروب خورشيد راببينم صد بار تصميم گرفتم اما هرگز انجام ندادم
۴ - ايکاش بيرون بيايم ديگر هرگز گرد هيچ خلافی نمی گردم و هيچ گناهی نمي کنم
۵ - ايکاش ايمان قوی داشتم تا اينقدر نمی ترسيدم و ايکاش مي دانستم مرگ چگونه است و پس از مرگ ما به کجا مي رويم
۶ - ايکاش در طول زندگيم اينقدر در تصميم گيری دو دل نبودم تا حسرت صد تا کار نکرده را نداشتم باشم
۷ - ايکاش عضو گروه امداد و نجات جمعيت هلال احمر منطقه 2 بودم چرا که آنها بنا بر تعهدشان که تا تمامی اعضاء گروهشان را زنده و يا مرده از زير آوار در نياورده اند حق استراحت ندارند و مرا نيز از زير آوار بيرون مي آوردند
خوب برايتان يک خبر خوب دارم ميتوانيد اکنون تمامی آن آرزو ها را برآورده کنيد قبل از آنکه زلزله فرا برسد
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
روانشناسي فاجعه - (( فاجعه چيست ؟))
فاجعه:حوادث و جريان های غير مترقبه بسيار شديدی است که موجب بروز واکنش های بيش از حد توانايی فرد و جامعه می گردد و به طور موقت جريان عادی زندگی را قطع و موجب وقفه در عملکرد جامعه و فرد می گردد اهميت فاجعه از نظر روانشناسی از آن روست که موجب فشارهای روانی برای فرد وجامعه می شود .به طور معمول فاجعه تهديدی جدی برای حيات آدمی و خطری اساسی در انهدام بناها و ساختار های اجتماعی است.
تحقيقات نشان داده است که فاجعه ها بيش از همه به کسانی آسيب می رسانند که توان مقاومت در برابر حادثه ها را ندارند .
به طور کلی انسان هايی را که در معرض فاجعه از جمله زلزله قرار می گيرند می توان با توجه به مجموعه نيازها و مشکلات به چند دسته تقسيم کرد.
دسته اول :افرادی که پيش از همه در معرض تاثير مستقيم سانحه قرار مي گيرند و اغلب دارای مشکل های روحی - جسمی و محيطی هستند. اينها در اصل آسيب ديدگان واقعی هستند.
دسته دوم :اين دسته شامل بستگان نزديک و دوستان آسيب ديدگان هستند.
دسته سوم :اين دسته کارکنان گروههای امدادی هستند که در حين انجام وظيفه فشارهای عصبی زيادی را تحمل می کنند.
دسته چهارم :گروه کثيری از مردم هستند که پس از فاجعه زلزله به اقدامات مختلفی دست مي زنند از جمله هديه های سخاوتمندانه ای که گاهی بيشتر براي تسلی خاطر اهدا کنندگان است تا دريافت کنند گان هديه.
دسته پنجم :کسانی هستند که ترجيح می دهند به فاجعه خيلی فکر نکنند زندگی را آسان بگذرانند و فکر کنند که برای آنها اين اتفاق نخواهد افتاد . نگرانی اين دسته از اين جهت است که در کسب کارشان رکورد ايجاد شود و در تامين نيازهای زندگيشان با مشکل مواجه می شوند.
بروز تنش های فردی و اجتماعی در آسيب ديدگان قابل پيش بينی است
هر يک از گروه ها نيازهای متفاوتی دارند و هر يک پس از فاجعه زلزله واکنش های متفاوتی از خودشان نشان می دهند .
در مورد دسته اول اين واکنش ها ناشی از وضعيت روحی يا در واقع سلامت جسمانی و به هم خوردن روابط اجتماعی و اقتصادی محيطی است بروز تنش های فردی و اجتماعی در آسيب ديدگان و حتی بستگان و گروههای امدادی قابل پيش بينی است و مي توان با تدابيری آنها را کاهش و حتی از بين برد.
آنچه مي تواند از ميزان اين تنش ها بکاهد و آرامش را به آسيب ديدگان باز گرداند و انگيزه کار و فعاليت و مشارکت در امور پس از فاجعه را در آسيب ديدگان فراهم آورد رفتار سازمان های امدادرسانی در کنار کميت آن پس از فاجعه است . در واقع تلاش سازمان های امدادی در شناخت و درک اين تنش ها و عوامل تشديد کننده يا کاهش دهنده می تواند مشکل گشا باشد.
آگاهی از اين واکنش ها کمک مي کند تا واکنش های روانی آسيب ديدگان و امداد گران را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را در يابيد . در اصل وقوع اين حالت ها مردم را منسجم می کند
و به آنها انگيزه می دهد تا با حوادث دست و پنجه نرم کنند.
مرحله اول :تماس يا ضربه
چند دقيقه پس از حادثه حالت تماس يا ضربه بروز می کنند .در اين مرحله اکثر افراد دچار ترس و وحشت می شوند. در برخی از افراد ترس با حالتی از بهت همراه می شود افراد گيج و درمانده هستند و قدرت انجام هيچ کاری را ندارند . چرا که فرد شاهد يک حادثه آسيب زا همراه با تهديد به مرگ يا آسيب جدی به سلامت جسمانی خود ويا ديگران است . اين حالت به طور معمول گذرا و کوتاه مدت است.
مرحله دوم :قهرمان نمايی
اين مرحله در ساعت های اوليه وقوع حادثه بروز می کند. واکنش روانی در اين مرحله شامل حالتی است که افراد احساس می کنند بايد کاری انجام دهند . با ديگران ارتباط بر قرار کنند و به طور داوطلبانه در امداد رسانی کمک کنند . برای مثال : اقدام به بيرون آوردن جسدهای عزيزا نشان از زير آوار می کنند و به دفن کردن آنها می پردازند و تا رسيدن نيروها و کمک های امدادی
از خارج منطقه بسياری از کارها را خود انجام می دهند . در اين مرحله افراد گستاخانه عمل کرده و به موانع اداری کاری ندارند ممکن است عصبانی و تحريک پذير شوند امدادگران و نيروهای امدادی بايد اين وضعيت افراد را درک کرده و با پذيرش آن به عنوان بخشی از واکنش طبيعی افراد سعی کنند به نحوی هو شمندانه فعاليت های آنها را در جهت مثبت هدايت کنند. در اين مرحله مردم تمايل دارند قهرمانانه و با گذشت و ايثار عمل کنند و اگر اين امداد رسانی به نحو صحيح هدايت شود امداد رسانی مطلوب صورت خواهد گرفت.
مرحله سوم :فراموش کردن غم
اين مرحله يک تا چند هفته تا چند ماه بعد از واقعه ظاهر می شود افراد اميدوار شده ممکن است حتی آرامش و نشاط پيدا کنند اين مرحله به طور همزمان با رسيدن نيروها و کمک های امدادی حرفه ای يا غير حرفه ای بروز می کند. کمک رساندن به افراد در اين مرحله بسيار مفيد بوده و باعث سرعت در پيدا يش تعادل روانی و جلوگيری از اختلالات روانی عاطفی و حتی جلوگيری از انتقام جويی و بد بينی نسبت به ديگران می شود.
مرحله چهارم :مواجه شدن با واقعيت
افراد آسيب ديده دوباره روحيه خود را از دست می دهند و نا آرام خسته و در مانده می شوند. ممکن است به اين نتيجه برسند که کمک های رسيده برای آنها کفايت نمی کند و حتی به مقايسه کمک های دريافتی خود با ديگران بپردازند . امدادگران بايد بدانند که افراد در اين مرحله افسرده و مظطرب بوده و احساس تنهايی شديد می کنند و از نظر روانی احتياج به حمايت بيشتری دارند . بنا بر اين ترک فوری منطقه قبل از رسيدگی لازم به نيازهای اجتماعی و روانی آنها را خراب تر خواهد کرد. در اين مرحله مسولان و امدادگران بايد با تدابير خاصي در جهت ايجاد روحيه اميد و اعتماد به نفس در کمک به آسيب ديدگان بکوشند.
مرحله پنجم :تجديد سازمان
در اين مرحله افراد زندگی خود را باز سازی می کنند و به تدريج درک می کنند که بايد متکی به خود باشند عدم رسيدگی کامل به افراد آسيب ديده در اين مرحله منجر به باقی ماندن احساس
ناراحتی و پرخاش و دشمنی درونی خواهد شد . امداد گران و مسولان توزيع کمک ها در چنين
شرايطی بايد حداکثر تلاش را به کمک خود مردم در جهت توزيع عادلانه خدمات انجام داده و روند تجديد سازمان توسط خود مردم را با حمايت های همه جانبه آسان نمايند.....ادامه دارد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
آموزش احياي قلبي - ريوي
احياي قلبي ريوي يك مانور حيات بخش است كه به كمك آن تنفس و گردش خون فرد مصدوم حفظ مي شود تا از نرسيدن موادغذايي و اكسيژن به مغز او و مرگ مغزي در فرد جلوگيري شود.اين مانور حياتي مي تواند بدون احتياج به هيچ وسيله اضافي نيز انجام گيرد و انجام صحيح و به موقع آن جان انسانهاي زيادي را از مرگ حتمي نجات بخشد .
آيا مي دانيد كه چه بسا فردي كه دچار ايست قلبي تنفسي شده است با انجام صحيح مانورهاي احيا قلبي تنفسي مي تواند از مرگ حتمي نجات پيدا كند.
در مواردي مثل ايست قلبي , غرق شدن , خفگي , مصرف زياده از حد مواد مخدر .و مشروبات الكلي , احياي قلبي ريوي مي تواند فرد را به زندگي بر گرداند.
جهت شروع احياي قلبي ريوي ابتدا بايد مطمئن شويد كه فرد مورد نظر شما به احياي قلبي ريوي نياز دارد بدين منظور:
او را صدا زده و به آرامي تكان مي دهيد .
به دقت به چهره فرد و حركات قفسه سينه او بنگريد . (( چهره كبود و زرد و لبهاي تيره رنگ و كبود نشانگر نارسايي گردش خون فرد است )).
با ديدن اين علايم بي درنگ از كساني كه در محل حادثه حضور دارند بخواهيد تا با تلفن اورژانس 115 تماس بگيرند.
اگر مي خواهيد احيا’ قلبي ريوي را انجام دهيد هرگز به بهانه تماس با اورژانس مصدوم را رها نكنيد .
امانبايد فرصت را از دست بدهيد .شما هم مي توانيد با احياي قلبي ريوي زندگي اين فرد را نجات دهيد پس مراحل احياي ريوي را آغاز كنيد.
هشدار
قبل از هرگونه اقدامي جهت انجام احياي قلبي تنفسي هر مصدوم اطمينان حاصل كنيد كه اين عمل سلامتي شما يا مصدوم را از نظر سرايت بيماريهايي چون ايدز و هپاتيت تهدي نمي كند .
براي انجام مراحل CPR مرحل زير را با دقت پيش مي گيريم .
A باز كردن راه هوايي
B دادن تنفس مصنوعي
C ماساژ قلبي
باز كردن راه هوايي Air way
اولين قدم باز كردن راه هوايي فرد است .در فرد بيهوش تمامي ماهيچه ها شل شده اند.عضلات زبان و گردن هم از اين قاعده مستثني نيستند و احتمال دارد كه زبان به طرف حلق بر گردد و راه هوايي را مسدود كند .
كف دست را روي پيشاني مصدوم گذاشته و سر او را به طرف عقب بر گردانيد . همزمان با اين كار دست ديگر را زير چانه او قرار داده و به سمت بالا فشار دهيدبه طوريكه دندانهاي فك بالا و پايين در مقابل هم قرار گيرند . در صورت انجام صحيح اين مراحل شما موفق به باز كردن را ه هوايي مصدوم خواهيد شد .
مراقب باشيد كه دهان فرد را بيش از حد باز نشود چون در اين صورت ممكن است زبان به عقب برگردد و راه هواي را مسدود كند .
دادن تنفس مصنوعي Breathing
پس از بازكردن راه هوايي بايد از وضعيت تنفس مصدوم أگاه باشيد.ابتدا قفسه سينه فرد را برهنه كنيد.
اگر صورت مصدوم كبود و رنگ پريده باشد .
نه جريان هوا از بيني و دهان فرد حس شو د و نه صدايي كه نشانگر جريان هوا باشد به گوش برسد.
قفسه سينه حركت نداشته باشد.
تنفس وي قطع شده است و بايد تنفس مصنوعي را آغاز كنيد حتي اگر نتوانستيد تشخيص دهيد كه فرد مذكورتنفس دارد يا نه نفس مصنوعي را آغاز كنيد چون اگر فرد تنفس داشته باشد شما در هنگام تنفس مصنوعي متوجه مي شويد.
تكنيك دادن تنفس مصنوعي
سررابه عقب متمايل كنيد به صورتيكه دهان كمي بازتر باشد (نحوه باز كردن راه هوايي در مبحث قبل آمده است.)با انگشتان دستي كه روي پيشاني مصدوم است سوراخهاي بيني فرد را ببنديد .
دهان خود را روي دهان مصدوم بگذاريد بطوريكه , لبهاي شما كاملا اطراف دهان اورا بگيرد.با يك بازدم عميق هوارا وارد دهان فرد مصدوم كنيد.همزمان از گوشه چشم خودبه قفسه سينه فردنگاه كنيد وببينيد آيا هنگامي كه درون مجاري هوايي اومي دميد قفسه سينه بالا مي رود يا نه ؟
وقتي قفسه سينه فرد بالا مي آيد تنفس را قطع كنيد ودهان خود را از دهان فرد دا كرده و بيني اورا آزاد بگذاريد و خودتان برا ي تنفس بعدي نفس بگيريد.
هنگام تنفس موثر سينه وشكم مصدوم بالاو پايين مي آيد , احياگر حس مي كند كه بادكنكي را پر ميكند و پس از دميدن حجم معيني , مقابل ورود هواي اضافه تر مقاومت احساس ميكند .به تدريج رنگ پوست فرد از زردي و كبودي به صورتي تغيير مي يابد.
ماساژ قلبي Circulation
پس ازدادن يك يا دو تنفس مصنوعي در صورتيكه فرد تنفس خود را بازنيابد بايد نبض فرد را كنترل كرد.
طريقه كنترل كردن نبض :
پس از آنكه تنفس مصنوعي تمام شد كف دست را از روي پيشاني فرد بر نداريد و دو انگشت دست ديگر را در وسط گردن بالاي ناي و حنجره روي برآمدگي جلوي گردن ( سيب آدم ) بگذاريد .
انگشتان خود را به آرامي به سمت پايين و كنار آن قسمت بلغزانيد و سپس كمي فشار دهيد . به مدت 5-10 ثانيه اين كار را ادامه دهيد تامطمئن شويد كه نبض را حس ميكنيد يا نه؟
كنترل كردن نبض احتياج به مهارت و دقت خاصي دارد شما نيز ميتوانيد با تمرين كردن و شركت در كارگاههاي عملي احيا تنفسي اين مهارت را كسب نماييد .
اگر فرد نبض داشت به تنفس مصنوعي با اندزه’ دوازده بار در دقيقه ادامه دهيد . بيشتر
اگر فرد نبض نداشت بايد بي درنگ ماساژ قلبي را همراه با تنفس مصنوعي آغاز كنيد.زيرا فرد دچار ايست قلبي شده و احتمال دارد صدمات جبران ناپذيري به مغز وي برسد.
براي دادن يك ماساژ قلبي موثر علاوه بر اينكه بايد ماساژ را با تكنيك صحيح انجام داد لازم است كه وي را در وضعيت مناسبي بخوابانيد.
بيمار را به پشت خوابانده , مطمئن شويد كه وي روي يك سطح سخت قرار گرفته است . اما اگر فرد در رختخواب يا هر سطح نرم ديگري است وقت را تلف نكنيد و فقط كافيست كه اورا روي روي زمين بلغزانيد يا اينكه يك تخته با هر شي صاف و سخت را از بين پشت او و ملحفه قراردهيد .
كنار مصدوم زانو بزنيد .
آخرين حددنده هاي او را با دو انگشت دستي كه بالاي فرد نزديكتر است بيابيد انگشتان خود را بسمت بالا بلغزانيد تا يك فرو رفتگي در محل اتصال دنده هاي دو طرف برسيد .
يك انگشت را در محل فرورفتگي بگذاريد و انگشت ديگر را كنار آن قرار دهيد سپس ته دست ديگر را در كنار آن دو انگشت قرار دهيد .بعد ته دست دوم را روي دست اولي بگذاريد .
موقعيت بدن خود را طوري تنظيم كنيد كه بازوها خم نشوند و شانه ها در امتداد نقطه اتكا دستها باشند . به اندازه اي بر جناغ فرد فشار وارد كنيد كه 4-5 سانتي متر پايين برود.
پس از انجام 15 عدد ماساژ پشت سر هم ( اين 15 ماساژ در مدت 11 ثانيه خواهد بود ) دو عددتنفس مصنوعي به فرد بدهيد شما براي انجام اين دو تنفس 4 ثانيه فرصت داريد .اين سيكل بايد چهار بار در دقيقه تكرار شود براي اينكه بتوانيد نسبت 15:2 را در هر دوره رعايت كنيد بهتر است با هر ماساژ شماره آن را بلند بگوييد .
بعد از يك دقيقه وضعيت مصدوم را ازريابي كنيد .
اگر ضربان مداوم رگ گردن باز نگشته باشد دوباره احياي قلبي ريوي را با دو تنفس و 15 ماساژ قلبي از سر بگيريد . شما براي انجام اين دو تنفس و 15 ماساژ , 15 ثانيه فرصت داريد.
اين كار را براي مدت 3 دقيقه ديگر ادامه دهيد .
اگر دراين مدت تنفس منظم فرد بازگشت نيازي به تكرار احياي قلبي ريوي نيست بلكه بايد مرتب تنفس و نبض فرد را چك كنيد .
اگر تنفس منظم فرد برنگشت تنفس مصنوعي را با سرعت 12 عدد در دقيقه شروع كنيد و همزمان نبض فرد را چك كنيد .
توجه داشته باشيد كه وقفه در انجام مراحل احياي قلبي ريوي بيشتر از 5 ثانيه نشود.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
كيست كه بداند وقتي پاي در كاري بزرگ مي نهد، چه پيش خواهد آمد.
كيست كه بداند وقتي پاي در كاري بزرگ مي نهد، چه پيش خواهد آمد.
براي نيل به يك آرمان بزرگ فقط يكي از اين دو چيز لازم است؛ يكي توانايي و ديگري پشتكار.
توانایی در اختیار گروه بسیارمحدودی است، اما پشتکار سخت و استوار، در توان بسیاری از مردم هست که اگر به کار گرفته شود،
بندرت بی ثمر می ماند. این است قدرت پنهان آن، كه آهسته کارمی کند و هرمانعی را درهم می شکند.
گوته
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
سازگاري رواني با بلايا (( ويژه كودكان ))
از آنجا كه بيشتر كودكان هنوز روشهاي غلبه بر ترس را نيامو خته اند , يك بلا حس كنترل زندگي در كودكان را بيش از بزرگسالان مورد تهديد قرار مي دهد . يك بلا از سه جهت بر روي كودكان تاثير مي گذارد : بر اثر وقوع بلايا , كودكان خردسال نيز به دليل غيبت و يا نا توانايي والدينشان , تحت تاثير مستقيم تجربيات مرگ , وحشت و خشونتهاي جسمي قرار مي گيرند .
كودكان همچنين تحت تاثير واكنشهاي والدين و ساير افراد مورد اعتماد خود مانند آموزگاران در مواجهه با بلايا قرار مي گيرند . آنها براي اينكه بدانند كه چه كار بايد بكنند , به بزرگترهاي خود مي نگرند , اگر ببينند بزرگترها در برابر خسارات و آسيبها چند برابر خواهد شد .
ترس كودكان ممكن است ناشي از تصورات آنها باشد . زيرا در تشخيص اينكه كدام ترس واقعي است و كدام يك غير واقعي ناتوان هستند . در هر صورت آنچه بايد جدي گرفته شود و آنچه بايد جدي گرفته شود , ترس كودك است نه علت ترس وي .
برخي واكنشهاي كودكان به بلايا :
- چسبيدن به والدين و ديگران , ترس از جدائي , ترس از غريبه ها , ترس از هيولا يا حيوانات
- مشكل در خوابيدن و يا امتناع از رفتن به رختخواب
- پرخاشگري و نا فرماني و عصبانيت
- انزوا ( نمي خواهد با ديگران باشد )
- بازگشت به رفتارهاي قبلي همچون شب اداري يا جويدن ناخن
- امتناع از رفتن به مدرسه و ناتواني در تمركز حواس
چه اقداماتي را مي توان براي كمك به كودكان انجام داد :
با كودك خود بدون هيچ گونه داوري درباره احساساتش گفتگو كنيد .
به او اجازه دهيد گريه كند از او انتظار سر سخت بودن نداشته باشيد .
درباره احساسات خود با او صحبت كنيد . اطلاعات صحيح و واقعي درباره آنچه اتفاق افتاده و يا اينكه اتفاق خواهد افتاد در اختيار كودك بگذاريد . براي اين كار از زبان ساده و قابل فهم وي استفاده كنيد . هر گونه درك نادرست وي نظير اينكه او به نوعي در بروز مشكلات يا فوت نزديكان مقصر بوده را اصلاح كنيد .
به كودك خود اطمينان دهيد كه او و شما در امان هستيد . او را در آغوش بگيريد , زيرا اين عمل به بسياري از كودكان آرامش مي دهد .
اگر فرزند شما به رفتارهاي دوران كودكي خود همچون شب اداري روي آورده , در ابتدا سعي كنيد اين رفتار او را بپذيريد .
اين علائم نشان مي دهد كه كودك شما به آرامش و قوت قلب نياز دارد . وي را با بچه خطاب كردن شرمسار نكنيد .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
خاطرات يك امدادگر از زلزله بم : آواره -شکلات رامتين (مينو)- سمت راست ، سمت راست
آواره
شب سوم در بم با يک آواره روبرو شدم ! سرباز بود نه اينکه ا ز خود ش حرفی بزنه ، از لباس سربازی خاکی اون معلوم بود، اومد نشست کنار چا در حرفی هم نزد ! تو دستش يک عروسک مثل جاسويچی بود و اون محو حرکت پا ندولی ا ون شده بود . حالش را که پرسيد م ، نگاهی مات به من کرد و بلند شد بره ، حرکتش بقد ری برام آشنا بود که لحظه ای شک نکرد م که با يک آواره روبرو هستم ! يك آ واره فقط با خودش حرف ميزنه ، اونهم توی ذهنش و ا گر با فضولی روبرو بشه که بخوا د باب حرف را باز کنه فرار ميکنه ! بدون حتی يک کلمه !
داد زدم برات شام نگه داشتم بيا بخور بعد برو ! ميذا رم اينجا هر وقت خواستی برگرد بخور! من هم ديگه ازت سئوا ل نميکنم ! اما ا ون ديگه دور شده بود و آرام توسياهی بيا بون حل مي شد !
گفتم که ، من آواره ها را خوب ميشناسم ، ميدونستم ا ون بر مي گرده اما وقتی من نباشم ! مثل يک نسيم
اونهم ا ومد ، قوطی کنسرو رو بر داشت و با نون خورد بعد هم پتويی را که کنار غذا گذاشته بودم را برداشت و رفت .
ميدونستم وقتی گشنه اش بشه بر ميگرده قانون آواره ، اينه گرسنگی و تشنگی نقطه ضعف اونه !
اما بر نگشت روز بعد تا شب منتظرش بودم ، هر بار که به کمپ بر ميگشتم ، چشم ميچرخوندم دنبال اون ، اما نيامد تا فردای روز بعد که داشتم توزيع شير خشک ميکردم ديد مش ، روبروی يک خونه که با خاک يکسان شده بود نشسته بود و خيره به ا ون نگاه ميکرد
از تمامی خانوا ده اش تنها اون مانده بود . پسر بزرگ خانوا ده که اومده بود مرخصی واحتمالا اون عروسک هم يه سوغاتی بود !
شکلات رامتين (مينو)
به من ندادی ، دخترک زل زده بود تو چشمای من و دستش را صا ف گرفته بود تو صورتم ، سعی کردم دوباره بچه ها را بشمرم ببينم چرا کم آوردم ! من که دوا زده قسمت کرده بودم ، هر شکلات رامتين را چهار قسمت که به ازای سه شکلات باقيمانده از سه روز گذشته مي شد : سه چهار تا د وا زده تا !
اما به هر حال يکی کم بود و اون يکی هم ما ل يه دختر سه ساله بود که هم پدر و هم ما درشو سه روز قبل از دست دا ده بود و ما بعد از سه روز تازه پيداش کرده بوديم! (قاسم كيان پيدا ش کرده بود به همراه سه خواهر و برا در کوچيک و بزرگترش که کنج يه خونه مخروبه سه روز تنها ما نده بودند ) داشتم آب ميشدم از خجالت ، ا ز ناراحتی کم بود بزنم زير گريه ، که صدای داداش هفت ساله اون مرا بخودم آورد ، بيا شكلات منو بخور ، دختره خنديد و ا ون يکی دستش رو كه من به اون تا ا ون لحظه توجه نكرده بودم را از پشت سرش آورد جلو و تکه کوچک شکلات رامتينی را که کاکائوش در ميان انگشتان ظريفش آب شده بود را گذاشت دهنش و بعد شکلات برا در هفت ساله اش را ، نمی دانستم بخندم يا گريه کنم که ضربه آخر هم فرود آمد ، پسرک دست دخترک را گرفت و شکلا تهايی را که آب شده بود را با لذتی عجيب از ميان ا نگشتان دخترك ليسيد !
و من غرق در خودم گريستم
سمت را ست ، سمت راست
مرد كه پيكر كودكی له شده در زير آوار را در آغوش داشت ملتمسانه فرياد مي زد بيمارستان از كدوم طرفه ، اين بچه هنوز زنده است ، دا ره ميميره ، به سويش دويدم و كودك را در خودروی عبوری كه چند لحظه قبل تازه وارد شهر شده بود نهادم . راننده سراسيمه ، سر ا ز پنجره بيرون كرد و گفت كجا ببرمش ، اينجا نزديكترين بيمارستان كجاست ، به هلال احمر ببر ، نه به بيمارستان صحرايی ......، از اونطرفه ميری تا ته خيابان ميپيچی اول سمت راست بعد سمت چپ و بعد راست ، ماشين بسرعت باد حركت كرد و من با نگاه آنرا تا ته خيابان كه پرواز ميكرد بدرقه كردم ، اما ، راننده كه غريب شهر بود ، اول پيچيد به چپ و ناگهان مردی كه آدرس داده بود فرياد كشيد سمت راست ، سمت راست ، سمت راست و ناخوداگاه بر زمين نشست و سرش را در بين دستا نش گرفت .
در شهری كه تابلوهای راهنما يش هم با شهر غريبه ا ند ، غريبه ای عاشق چگونه ميتواند جهت بيمارستانی را از قبرستان تميز دهد .
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() بسم الله الرحمن الرحیم
و اول فقط كلمه بود، و خدا با گفتن باش! كل جهان را به وجود آورد... و چون در وجود من روح خدا وجود دارد, قدرت كلامم را آنچنان خواهم كرد كه هر چه گویم به وجود اید.... پس من كلامم هستم و شرافت كلام نیاز اولیه هر كسی است كه بخواهد امكان جدیدی را برای خود و جهان ایجاد كند. من فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات هلال احمر و پزشکيار بدون مرز در اين وبلاگ در مورد اصول کمک های اوليه ، آموزش امداد و نجات در دريا ، سيلاب ، جاده ، کوهستان ، زلزله ، آواربرداری ، نشانه گذاری ، زنده یابی، دفاع اتمی ، آموزش خطرات مین و مواد منفجره نشده باقي مانده از جنگ - حقوق بین الملل بشردوستانه و فوريتهای پزشکی در حوادث و مديريت سوانح طبيعی،دارو شناسی ،مبانی آتش نشانی و اطفای حریق ، هنر زنده ماندن در شرایط سخت ،خاطرات امدادی ،مديريت بحران ، مديريت سوانح ، حمايت های روانی ، بیوتروریسم ، شبيه سازی بحران های امدادی مطالبی را ارائه خواهم نمود ./. پست الکترونیکی من : mosaferaseman2002@yahoo.com fsharafpoor@yahoo.com هيچ خدمات داوطلبانه اي بدون ايثارگري امكان پذير نيست No Voluntary Services Is Possible Without Dedication منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشيو موضوعی
امداد و نجات و کمک های اوليهپيوندها
جمعيت هلال احمر فدراسيون بين الملی صليب سرخ و هلال احمر کميته بين الملی صليب سرخ آخرین زلزله در جهان فرهاد شرف پور - امداد و بهداشت پایگاه شهدای بسیج ایرنا فرهاد شرف پور - عقيدتي سياسي پايگاه شهداي ايرنا فرهاد شرف پور - ورزش پايگاه شهداي ايرنا فرهاد شرف پور - عمليات پايگاه شهداي ايرنا فرهاد شرف پور فرهنگ سازي يك بسيجي فرهاد شرف پور - فناوري اطلاعات پايگاه شهداي ايرنا مهندس علیرضا سعیدی شركت صنايع نساجي هلال ايران امداد و نجات mra آمريکا شهریار مزیدآبادی انجمن ملي امداد و نجات گزارشات مرکز مخاطرات طبیعی دانشگاه کولورادو آمریکا سازمان مدیریت بحران نیوزیلند سازمان مدیریت بحران استرالیا سازمان مدیریت بحران آمریکا انجمن حمایت از مصدومین مین ایران بانک اطلاعات سوانح و بلایای جهان مرکز آسیایی آمادگی در برابر سوانح استراتژی بین المللی کاهش بلایا - سازمان ملل تصاوير طوفانهای بزرگ جدیدترین فهرست کنفرانسهای بین المللی در زمینه مدیریت بحران و سوانح برترین سایت زلزله شناسی ایران پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری آگاهی از خطرات موادمنفجره باقی مانده از جنگ باشگاه ما شبکه ارتباطات جنسیتی / زنان منطقه خاورميانه و شمال آفريقا انتشارات مرکز تحقیقات مخاطرات بنفیلد انتشارات مرکز تحقیقات بحران (بلایا) سازمان آتش نشاني شهرداري تهران انجمن جهاني زنان آتش نشان تجهيزات اضطراري آتش نشانان -تجهزات نجات وهيدروليك سايت اختصاصی آواربرداری انجمن ملي آموزشگران اورژانس کنفرانسهای مرتبط با سوانح انجمن بین المللی مدیران بحرن (IAEM) انجمن بین المللی مدیران بحران - شعبه کانادا پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |