تبليغاتX
نشان از بي نشانها --- فرهاد شرف پور
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سازماندهی عملیات آتش نشانی

 

 


بسمه تعالي 

 

۱- مبانی تئوریک فرماندهی

 

۲- تاکتیک ها و تکنیک های فرماندهی

 

۳-روش های فرماندهی

 

۴- سلسه مراتب فرماندهی

 

             ۵- مدیریت بحران

 

مقدمه

مديريت و سازماندهي از جمله  مهم ترين وحياتي ترين شاخصه ها در پيشبرد امور و انجام موفق ماموريت هاي محوله در هر سازماني به شمار مي آيد. در اين بين نقش فرماندهي و مديريت در سازمان ها و واحد هاي آتش نشاني و خدمات ايمني كه وظيفه حفاظت از مال و جان شهروندان در برابر انواع حوادث را بر عهده دارند، بسيار حساس و مهم مي باشد.

سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور با عنايت به رسالتي كه در زمينه هدايت ،نظارت و پشتيباني از شهرداري ها و سازمان هاي وابسته بر عهده دارد،با همكاري دفاتر هماهنگي خدمات شهري و آموزش ومطالعات كاربردي براي اولين بار اقدام به برنامه ريزي جهت برگزاري يك دوره آموزش سراسري تحت عنوان  "دوره سازماندهي فرماندهي آتش نشاني "براي مديران و فرماندهان آتش نشاني شهرداري هاي كشور نموده است كه به صورت هماهنگ در4 منطقه كشور برگزار خواهد شد.

به منظور بهره مندي مطلوب تر شركت كنندگان در اين دوره ، اين مجموعه شامل مباحث مطروحه در كلاس ها، تهيه و تدوين شده است.در انتخاب سر فصل هاي آموزشي كه با همكاري مديران عامل محترم سازمان هاي آتش نشاني و خدمات ايمني و كارگروه مشورتي آموزش آتش نشاني ها تهيه گرديده ، تلاش شده تا آموزش ها مبتني بر تجربه هاي واقعي و با توجه به شرايط آتش سوزي ها و حوادث كشور بوده و به صورت يكسان و در 2 زمينه تئوري و عملي در جهت رفع مشكلات و سئوالات احتمالي فرماندهان ومديران ارايه گردد.در اين راستا سرفصل هاي عام دوره عبارتند از:مباني تئوريك فرماندهي،تاكتيك ها وتكنيك هاي فرماندهي،مديريت بحران،سلسله مراتب فرماندهي و آشنايي با ماشين آلات و تجهيزات مي باشد.

در پايان از تمامي كساني كه در تهيه و تدوين جزوه و آموزش اين دوره همكاري نموده اند تشكر مي گردد.

سرفصل هاي دوره

 

1-  ويژگيهاي فرمانده 

 

2- قبول مسئوليت :

مزاياي فرماندهي

قبول فرماندهي

حالت‌هاي فرماندهي

واگذاري فرماندهي

 

3- ارزيابي موقعيت :

تعريف ارزيابي روشهاي ارزيابي از راه مشاهده  

طرح قبل از آتش‌سوزي

تعريف فاكتورهاي آتش‌سوزي : (ساختمان آتش‌سوزي نوع تصرف خطر جاني نظم و ترتيب منابع اقدام)

 

4- ارتباطات :

مشكلات ارتباطات كمبودهاي آموزش مشكلات سازماني ارتباطات مشكلات تجهيزات تكنيك‌هاي ارتباط (روبرو راديو كامپيوتر) اولين گزارش كنترل ارتباط

 

5 - شناسايي حالت : گردش حادثه موقعيت حادثه اثرات حادثه شرايط ساكنين حفاظت اموال   راه وروديها ايجاد تهويه عمليات دفاعي عمليات حاشيه‌اي پشتيباني كنترل عمليات اولويت‌هاي تاكتيكي فرمانده : عمليات نجات كنترل آتش سوزي حفظ اموال 

نيازهاي تاكتيكي فرمانده : حمله زنجيره‌اي داخلي جستجو كنترل بررسي مجدد

 

6 - سازماندهي صحنه عمليات

تفويض مسئوليت نيروها نقش شاخه‌ها تعيين وظايف شاخه‌ها ايمني استقرار روابط عمومي دسترسي تهيه آب ارتباط با پليس

 

7-  مرور ارزيابي :

      اقلام ارزيابي مقدماتي :  ايمني مرحله آتش‌سوزي پيشرفت اقدام صحيح محل حمله و وسعت

8-  شناسایی انواع تصرف‌ها  :

بررسی وضعیت شهر به لحاظ آسیب پذیری

تعریف انواع تصرف‌ها

9-  مدیریت بحران:

تعاریف و مفاهیم

اردوگاه اضطراری

روش‌های مداخله در بحران

مدیریت سوانح طبیعی در ژاپن

مدیریت سوانح طبیعی در پاکستان

مدیریت سوانح طبیعی در نپال

سازمان متولی مدیریت بحران در کشور

ويژگيهاي فرماندهي

فرماندهي در  عمليات اطفاي آتش سوزي عبارت است از توانايي و فلسفه اي كه فرمانده در كار رهبري خود اعمال مي كند ، شخصيت فرمانده يك عامل مهم و تعيين كننده است كه نقش مهمي را در رهبري و كنترل پرسنل ايفا مي كند . ويژگيهاي مورد نظر و مطلوب فرمانده عبارتند از :

1.      احترام گذاردن به كار و وظيفه

  1. قابليت حفظ خونسردي
  2. دانش فرماندهي
  3. تمايل داشتن به نقش فرماندهي
  4. توانايي ايجاد فضاي مثبت و حفظ ثبات از نظر روانشناسي
  5. داشتن آمادگي جسماني
  6. منصف بودن
  7. داشتن قاطعيت به هنگامي كه شرايط ارتباطي اقدام به ريسك كردن را ايجاب مي كند
  8. در نظر داشتن تمام پرسنل و درك ظرفيت ها و محدوديت هاي آنان
  9. احترام به مراتب فرماندهي
  10. توانايي در سازماندهي
  11. داراي انضباط و ثابت قدم بودن

 

قبول مسئوليت فرماندهي

عمليات موفقيت آميز در آتش سوزي يا حوادث نياز به كارگيري يك سيستم مديريت كلي موثر و مهارت هاي يك فرمانده عمليات آزموده و قوي دارد . عدم درك اهميت نقش فرماندهي اثر كاملا معكوس در عمليات آتش نشاني دارد و عواقب ناشي از آن بيش از آن چيزي است كه بتوان تصور كرد.

مزاياي فرماندهي

روش فرماندهي به سبب ايجاد تحرك و يكپارچه عمل نمودن هر كسي در موارد ذيل خواهد بود:

1. مسئوليت فرماندهي را در يك فرد شاخص از طريق يك سيستم استاندارد شناسايي و تعيين هويت و تثبيت مي نمايد.

      2. اين اطمينان را به وجود آورد كه يك فرماندهي مستقيم ، كارآمد و قابل مشاهده در حداقل زمان به

         وجود آمده است .

     3. يك چهارچوب و الگوي فرماندهي به وجود آورد كه بطور واضح اهداف و وظايف فرمانده عمليات را   مشخص نمايد. 

مي توان روش فرماندهي را به عنوان عاملي كه براي يك نفر دستور صادر مي كند ، تلقي نمود. چنين حالتي هويت شخص فرمانده ، وظايف فرماندهي و پست فرماندهي ( محل استقرار ) را مشخص مي كند و او را در موقعيتي قرار مي دهد كه بتواند از افسران ستادي ،‌عمليات و ساير پرسنل كليدي در مواقع لزوم از كمك آنان بهره مند گردد.

قبول فرماندهي

به طور طبيعي فرمانده اولين گروه عملياتي كه به محل حادثه يا آتش سوزي مي رسد بايد با پذيرش و قبول مسئوليت فرماندهي ، شروع عمليات را به عهده بگيرد . فرمانده اين گروه تا زماني كه فرمانده ارشد تري به صحنه نرسيده ، بايد تداوم عمليات را حفظ كند و به محض ورود فرد مافوق اطلاعات لازم  را در اختيار وي مي گذارد و كسب تكليف در جهت واگذاري يا استمرار فرماندهي نمايد و مطابق با دستور صادره اقدام كند.به اين ترتيب در همه موارد وجود بيش از يك فرمانده عمليات در صحنه عمليات براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده عملا غير ممكن است .

 

حالت هاي فرماندهي

الف فرماندهي متحرك

معمولا وقتي كه اولين گروه عملياتي به محل ميرسند بايد تحقيقات و بررسي هاي لازم را به عمل آورند . دراين هنگام نيروهاي واحد عملياتي در وضعيت)      ( staging Iباقي مي مانند و ساير گروههاي وارد شده به صحنه عمليات با حدود يك بلوك از محل حادثه فاصله گرفته و مستقر مي شوند معمولا فرمانده مسئول به همراه گروه براي انجام بررسي روانه مي شود و از طريق بي سيم دستي دستورات لازم را جهت حفظ و كنترل موقعيت و وظايف گروههاي عملياتي تحت الامر ارسال مي كند . در حقيقت ، و با اين شيوه يك فرماندهي متحرك را به وجود مي آورد .

 

ب- فرماندهي مستقر

به علت شرايطي از قبيل حجم اتش سوزي ، پيچيدگي وضعيت تصرف و ساكنان  محل و يا امكان گسترش آتش سوزي ، بعضي از سناريوها نياز به يك فرماندهي قوي و مستقيم از موقعيت بيروني دارد. در اين شرايط فرمانده در ابتدا در محلي خارج از صحنه محلي را به عنوان مركز فرماندهي به وجود مي آورد و تا هنگامي كه عهده دار فرماندهي صحنه است در آنجا باقي مي ماند و كنترلها و اقدامات لازم و مناسب را از همان محل اعمال مي كند.

فرمانده با تجربه وقتي از اختيار" فرماندهي مستقر " صرف نظر مي كند كه تشخيص دهد شركت مستقيم او در صحنه عمليات ،‌اثرات حياتي و سازنده در به وجود آمدن نتيجه مثبت حمله دارد ، ضمن اينكه باعث به وجود آمدن شرايط ايمني بيشتر براي افراد گروه خواهد بود.

واگذاري فرماندهي

با فرض اينكه فرماندهي عمليات بايد به وسيله اولين واحد عملياتي مستقر در صحنه يا فرمانده واحد عملياتي كه وارد مي شود صورت پذيرد ، شرايطي نيز وجود دارد كه بايد فرماندهي عمليات در اسرع وقت به فرد با تجربه ديگري كه مقام مافوق محسوب مي شود واگذار شود . يكي از اين موارد هنگامي است كه يك افسر عملياتي لحظاتي پس از حضور اولين واحد عملياتي در محل حاضر مي شود . از موارد ديگر زماني است كه افسر عملياتي همراه اولين نيروي مستقر در محل با شرايط تاكتيكي ويژه ، نجات فوري مواجه شود يا خطر خاصي پرسنل تحت امرش را در صحنه عمليات تهديد نماید . و نياز به حضورش در كنار و همراه آنها باشد.

ارزيابي موقعيت

تعريف ارزيابي

تخمين زدن يا برداشت  اوليه ازصحنه حريق يا حادثه در ابتداي عمليات را گويند كه عبارتست از يك مرحله سيستماتيك شامل بررسي و سنجش سريع از فاكتور هاي مهم و حساس مربوط به صحنه عمليات كه در اثر آن مي توان طرح حمله سريع را براساس همين فاكتور ها در عمليات مربوطه پياده نمود.

ارزيابي اوليه بلافاصله پس از دريافت گزارش و مخاطره آتش سوزي يا حادثه شروع مي شود و شامل اطلاعات مربوط به ساكنين محل حادثه يا آتش سوزي ، اطلاعات كلي در مورد محل و مكان حادثه و واكنش انجام شده ، شرايط جوي محل ، نوع مواد در حال سوختن ، تعداد افراد محاصره در آتش سوزي ، وسعت و ميزان توسعه و ...... را شامل مي شود.

 

طرح قبل از آتش سوزي

يك عامل پشتيباني كننده مهم در مرحله ارزيابي ، طرح قبل از آتش سوزي مي باشد و اكثريت سازمانهاي آتش نشاني چنين اقداماتي را در برنامه هاي خود كه شامل شناسايي منطقه و موقعيت تصرف بناها مي باشد منظور مي كنند. آن چيزهايي كه در اين شناسايي كسب مي شود عبارتند از مشخص كردن و ثبت هر گونه خصوصيات هم كه مي تواند در اطفاي حريق موثر باشد. اين اطلاعات به دست آمده را معمولا" در دفتر هاي مخصوص كه به همراه دارند ثبت و ضيط نموده ودر خودروهاي فرماندهي به عنوان جزئي از تجهيزات و فايل سيار قابل دسترس قرار مي دهند. داشتن طرح قبل از آتش سوزي داراي مزيت هايي است كه مي تواند شرايط ايده آل را براي اجراي عمليات فراهم سازد. اين شناسائي ها و بررسي هاي تاكتيكي عمدتا" در روشنائي روز وتحت شرايطي كه آتش سوزي وجود ندارد صورت مي گيردو زمان كافي براي ديدن ، تصميم گيري ، ترسيم و بازنگري مجدد آن براي پرسنل به لحاظ اينكه كاملا" و به درستي قابليت انجام داشته باشد وجود دارد. هر چند كه در شرايط واقعي صحنه هاي حريق و حادثه فرصت ها براي تصميم گيري و به كاربستن شرايط تمريني با بسته هاي عملياتي ممكن است كاملا متفاوت و مغاير باشد .

تعريف فاكتور هاي آتش سوزي

فرمانده عمليات نيازمند سيستمي است كه وي را قادر به استفاده از اطلاعات مربوط به آتش سوزي سازد. بدون وجود اين سيستم ، امكان ارزيابي شرايط ناممكن است و نمي تواند از عهده وظايف و مسئوليت هاي فرماندهي برآيد.

فاكتور هاي آتش سوزي حاوي يك ليست از اقلام اساسي است كه فرمانده عمليات هنگام ارزيابي شرايط تاكتيكي بايد آنها را در نظر بگيرد.

اين فاكتورها عا عبارتند از :

1-  ساختمان

اندازه- مساحت و ارتفاع- وضعيت داخلي از نظر دسترسي ( پله ها ، راهروها ، آسانسورها) نوع ساختمان توانايي مقاومت در مقابل آتش سوزي عمر ساختمان نقاط ضعف ارزش- تفكيكات داخلي- مكانهاي جداسازي شده ورودي هاي افقي و عمودي شفت ها و كانال هاي تاسيسات محل هاي خروجي شامل درب ها پنجره ها ، عوامل حفاظتي خصوصيات كاربردي- فضاهاي مخفي- دسترسي از بيرون اثري كه اتش سوزي ايجاد كرده است- مدت زماني كه آتش سوزي ادامه داشته و اثرات آن برروي ساختمان- چه مقدار از ساختمان باقي مانده است.

2-  آتش سوزي

مفدار آتش سوزي- دامنه آتش سوزي در ساختمان يا تصرف مربوطه- محل و موقعيت صحنه آتش سوزي از هنگام شروع ، شعله ور شدن- مسير حركت آتش سوزي

3-  نوع تصرف

خصوصيات محل تصرف- نوع تصرف( تجاري- عمومي- اداري- صنعتي و ....) ارزش و محتواي تصرف حجم آتش سوزي-  وضعيت آتش سوزي(باز- بسته، اشغال شده، خالي،زير زمين)

4-  خطر جاني

       محل قرار گرفتن ساكنين تعداد ساكنين- وضعيت ساكنين عدم توانائي ساكنين- اقدام لازم جهت جستجو و نجات- زمان تقريبي كه آتش سوزي بر روي مصدومين اثر گذاشته- كنترل تماشاچيان- خطراتي كه متوجه پرسنل عملياتي است- مشخصات مسير نجات- خيابانهاي مسير

5-  نظم و ترتيب

دسترسي- ترتيب و چگونگي قسمت داخلي محل حادثه- دسترسي ، فاصله بيروني از محل حادثه- قابليت احتراق محل- درجه آتش سوزي حجم و مقدار بيشترين سمت خطر خيابان مسير- زمان تقريبي اثر آتش سوزي- موانع موجود در مقابل اتش سوزي- توانايي، محدوديت در حركت تجهيزات آتشنشاني و استفاده از آن‌ها در ساختمان هاي چند طبقه

6-  منابع

منابع تهيه آب- فراواني منابع تهيه آب- تعداد و محل هاي شيرهاي آب آتش نشاني- وسايل جلوگيري و پيشگيري از بروز آتش سوزي ( كاشف ها- علايم اخطاري- اسپرينکلرها- لوله هاي آب)

7-  اقدام

اثري كه اقدام انجام شده داشته است- كارهايي كه نياز به انجام آنها مي باشد- صحنه عمليات ( نجات- كنترل و مهار آتش سوزي حفظ اموال)- تاثيرات اقدامات فرماندهي كه آيا فرماندهي به وجود آمده و كاري انجام شده است- آيا در محل سازماندهي موثري وجود دارد- آيا پيش بيني هاي فرماندهي عمليات صحيح بوده است- آيا طرح موثري وجود دارد

8-  شرايط خاص

زمان(روز-شب)- روزهفته-فصل( خطرات مخصوص ناشي از مصادف بودن با تعطيلات و حوادث خاص- آب و هوا( باد- باران سرد رطوبت)

ارتباطات

سومين وظيفه اصلي فرمانده عمليات عبارت است از شروع ،حفظ وكنترل مراحل ارتباطات مي باشد ارتباط باعث به وجود آمدن يك اتصال بين مديريت (فرمانده عمليات) و پرسنل(واحد هاي حاضر در صحنه ) مي شود

فرمانده عمليات دائما با مسائلي از قبيل وظايف، هماهنگي ، تجديد نظر وكنترل در ارتباط با شرح استراتژيك حمله خود ،روبرو مي باشد .موقعيت اودر محل پست فرماندهي ثابت بوده و دراين محل از يك بي سيم دستي به عنوان ابزار اصلي ارتباط استفاده مي كند.

مشكلات ارتباطات

مشكلات مربوط به ارتباطات يك عامل معمولي در عمليات تلقي مي شود . اين مشكلات در مواردي از قبيل كارآيي و قدرت شروع عمليات ،هماهنگي و به پايان بردن موفق عمليات اثر مي گذارد

مشكلات قابل پيش بيني درارتبطات مربوط به عمليات اطفا حريق شامل موارد زير مي باشد

الف SOP ها

طرح ارتباطات يكي از الزامات اصلي SOP ها در آتش سوزي محسوب مي شود. استفاده از آن كليه افراد را قادر مي سازد كه فعاليت و وظايف خود را به طور يكسان و يكنواخت انجام دهند

ب كمبود آموزش

با اينكه اغلب افراد از بي سيم دستي در كارهاي روزمره خود استفاده مي كنند ،با اين همه نياز به برنامه آموزشي (اعمال فشار ، برقراري ارتباط) لازم وضروري  است .صحنه آتش سوزي براي انجام ارتباطات موثر،جايي نامناسب  و دشوار محسوب مي شود

آلودگي صوتي ،هيجان ،حجم صداي بلندگو ها و بي سيم (معمولا بلند است)در هنگام ارتباط قالب و حاكم بر فضاي محيط است و مقررات استفاده از اين وسايل وتجهيزات صوتي بايد به گونه اي باشد كه امكان شنيداري پيام ها ي در يافتي وارسالي توسط آنان براي كاربران وجود داشته باشد

ج مشكلات سازماني

ارتباط اغلب در رابطه با مشكلات سازماني خود را به صورت يك(مشكل جداگانه ) ظاهر مي سازد . وجود چند فرمانده ،نبودن فرمانده ،عدم وجود يك طرح حمله و ساير مسايل پيچيده مي تواند يك سيستم ارتباط عالي  را از بين ببرد

د مشكلات تجهيزات

مشكلات مربوط به تجهيزات اثرات بسيار عمده در كل عمليات دارد. ضعف دستگاه گيرنده و ياكمبود و محدوديت كانالها ي ارتباطي را معمولا نمي توان در صحنه عمليات از بين برد. براي داشتن يك ارتباط موثر نياز به يك سيستم خوب از پيش طراحي شده با قابليت بالا نيز بهره مندي از پرسنل و متخصصان مجرب دارد

ه‌-  تكنيك هاي ارتباطي

تكنيك هاي شخصي ازقبيل حجم صدا ،انتخاب كلمات، زمان بندي ،ميزان هيجانات و اندازه صبر و بردباري ،اثر مستقيم در توانايي برقراري ارتباط دارند . مشارکت و راهنمايي زباني ممكن است سبب تقويت درك وفهم بيشتر شود. مشكلات مربوط به تكنيك ها نيازمند روش اصلاحي و بررسي قوي مي باشد كه با گوش كردن به مكالمات راديويي شروع وسپس با اجراي پك آموزش مناسب پي گيري مي شود. در ارتباطات عمليات آتش نشاني ،چهار فرم اساسي وجود دارد. فرمانده عمليات بايد تركيبي از اين چهار فرم را براي حفظ ارتباطات موثر به كار ببرد فرم هاي چهارگانه عبارتند از :

1- ارتباط و گفتگو از "رو به رو" با استفاده از صدا ،ژست ،علائم چهره و حركات جسماني و تماس هاي فردي.

2-  راديو و بيسيم مركزي و يا دستي

3-  كامپيوترها

4-   روشهاي عملياتي استاندارد (sopها )

 

اولين گزارش

به هر مقدار كه فرمانده عمليات از صحنه دور مي شود و به پست فرماندهي مي رود ،اطلاعات و آگاهي وي از صحنه عمليات ارتباط مستقيم و بيشتر را با گروههاي حاضر در صحنه مي طلبد ،تا بتواند فرماندهي خود را به نحو احسن به انجام رساند و اين كار با يك گزارش توجيهي كوتاه از پست فرماندهي به تمام گروهها عملي ميشود . اين گزارش مستقيما براي افراد و گروههايي است كه به صحنه وارد شده اند و هنوز مسئوليت صحنه را به عهده دارند ،به علاوه هشداري است براي آناني كه تازه به صحنه مي رسند گزارش اوليه بهترين عملي است كه يك فرمانده عمليات مي تواند در آن لحظه به سرعت انجام دهند و شرحي از صحنه عمليات را با توجه به چهار چوب ذيل گزارش كند.

-       اندازه و ابعاد ساختمان يا محل اتش سوزي و حادثه

-       ارتفاع ساختمان

-       ساكنين و نوع تصرف

-       وضعيت آتش سوزي

-       تاييد و استقرار فرماندهي در محل و موقعيت آتش سوزي

-       اقداماتي كه بايد انجام شود و پشتيباني هاي مورد نياز بعدي كه اعلام گردد.

عبارتند از:

1- ارتباط و گفتگو از «رو به رو» استفاده از صدا، دست، علائم چهره و حرکات جسمانی و تماس‌های فردی

2- رادیو و بی‌سیم مرکزی و یا دستی

3- کامپیوتر ها

4- روش‌های عملیاتی استاندارد (SOPها)

اولین گزارش

به هر مقداری که فرمانده عملیات از صحنه دور می‌شود و به پست فرماندهی می‌رود، اطلاعات و آگاهی وی از صحنه عملیات ارتباط مستقیم و بیشتری را با گروه‌های حاضر در صحنه می‌طلبد، تا بتواند فرماندهی خود را به نحو احسن به انجام رسانده و این کار با یک گزارش توجیهی کوتاه از پست فرماندهی به تمام گروه‌ها عملی می‌شود. این گزارش مستقیماً برای افراد و گروه‌هایی است که به صحنه وارد شده‌اند و هنوز مسئولیت صحنه را به عهده دارند، به علاوه هشداری است برای آنانی که تازه به صحنه می‌رسند. گزارش اولیه بهترین عملی است که یک فرمانده عملیات می‌تواند در آن لحظه به سرعت انجام دهد و شرحی از صحنه عملیات را با توجه به چهار چوب ذیل گزارش کند.

-         اندازه و ابعاد ساختمان یا حمل آتش سوزی و حادثه

-         ارتفاع ساختمان

-         ساکنین و نوع تصرف

-         وضعیت آتش سوزی

-         تأیید و استقرار فرماندهی در محل و موقعیت آتش‌سوزی

-         اقداماتی که باید انجام شود و پشتیبانی‌های مورد نیاز بعدی که اعلام گردد.

کنترل ارتباطات

عملیات ارتباطات در صحنه آتش‌سوزی یا حادثه تلفیقی از تجهیزات و روش‌های استاندارد است که با فعالیت‌های انسانی مرتبط می‌باشد. تا زمانی که تجهیزات و روش‌ها پا برجا هستند، عامل انسانی فقط عامل تصمیم گیرنده محسوب می‌شود. از آنجایی که فرمانده عملیات در یک موقعیت تقریباً ثابت قراردارد، به عنوان ستاره ارتباطات به حساب می‌آید. طبیعی است هر کسی که در صحنه است صدای او را می‌شنود، بنابراین وجود او یک عامل تعیین کننده و نقطه قوت در عملیات است.

زمان ارتباط و فواصل آن به عنوان عوامل با ارزش هستند. در حالی که رقابت کردن در ایجاد ارتباط سبب بروز مشکلات اساسی خواهد شد. در آن واحد فقط یک نفر می‌تواند صحبت کند ولی چنانچه چند نفر به طور هم زمان مکالمه کنند، درک مطالب و دستورات توسط افراد غیر ممکن می‌شود. در اینجا فرمانده عملیات است که تعیین می‌کند چه کسی و چه وقت صحبت کند. او باید در تمامی حالات کنترل را به دست داشته و هرگز اجازه ندهد که او را از صحنه خارج کنند.

شناسایی حالت

یکی از وظایف مهم فرمانده عملیات عبارتست از تعریف و تبین و ارزیابی کلی در حدود استراتژی عملیاتی و پیش بینی‌های شرایط ایجاد شده در ارتباط با آن می‌باشد. اصل وجود استراتژی در تصمیم گیری به عنوان یک هدف مهم وجودی در مواردی که از روش دفاعی یا تهاجمی استفاده می‌شود، محسوب می‌گردد.

فرمانده عملیات انتخاب حالت دفاعی یا حمله را از طریق تجزیه و تحلیل یک سری فاکتورهای آتش سوزی و خصوصیات مربوط به آن‌ها انجام می‌دهد. فاکتورها و سؤالات اساسی که باید در شناسایی حالت صحیح در نظر گرفته شوند شامل مراحل زیر می‌باشند:

-  گسترش آتش سوزی و موقعیت آن در بخش‌ها و قسمت‌های مختلف ساختمان یا محل حریق زده

-         اثرات آتش‌سوزی بر ساختار ساختمان

-         ساکنین و متصرفاتی که امکان و قابلیت نجات آنان وجود دارد.

-         اموالی که قابلیت حفاظت داردند.

-  راه ورود و نفوذ نیرو‌های عملیاتی به موقعیت و مکان آتش سوزی وجود دارد یا خیر

-         ایجاد تهویه افقی یا عمودی وجود دارد یا خیر

-         وجود منابع کافی و پشتیبانی لازم برای اجرای حمله هست یا خیر

مسئولیت اصلی فرمانده عملیات تصمیم گیری در حالت استراتژی می باشد، پس کلیه افراد تیم عملیاتی باید قادر به شرح، شناسایی و ردک حالت دفاعی و تهاجمی باشند. مراحل انجام کار باید به شکل ساده صورت گیرد تا بتوان به طور صحیح  و مؤثر تصمیم استراتژی فرمانده عملیات را به مرحله اجرا گذاشت.

در عملیات تهاجمی (حمله) معمولاً برای نفوذ از داخل و اطفاء آتش‌سوزی صورت می‌گیرد که در این وضعیت عملیات اولیه جستجو، پشتیبانی، کنترل آتش‌سوزی در ارتباط با اقدامات پشتیبانی تهاجمی آغاز شده تا راهی برای حمله و نفوذ ایجاد گردد.

در عملیات دفاعی، شرایط آتش سوزی به گونه‌ای است که امکان حمله از داخل موقعیت عملی نیست و باید عملیات مبارزه با آتش سوزی به طور گسترده و از قسمت بیرونی انجام شود تا از توسعه و گسترش آتش‌سوزی جلوگیری شود. به کار بستن این روش مستلزم کار سنگین و طولانی بوده و در طول چنین عملیاتی اعمال کنترل محیطی یک امر ضروری محسوب می‌شود. برای اینکه در این موقعیت و به کارگیری روش دفاعی، افراد نباید وارد منطقه آتش سوزی و نفوذ در آن شوند فرمانده عملیات از نجات و حفظ اموال چشم پوشی کرده و خاتمه چنین وضعیتی بستگی به تصمیم او دارد.

شرایط دشوار و خطرناک در صحنه آتش سوزی هنگامی است که صحنه عملیات از حالت تهاجمی رو به پایان بوده و حالت دفاعی شروع شده است. زمانی که فرمانده عملیات استراتژی خود را طرح و تصمیم می‌گیرد، به این نکته نیز واقف است که امکان دارد بنا به شرایط تغییراتی نیز در آن به وجود آورد. فلذا مدیریت و کنترل کلیه مراحل عملیات را باید بر مبنای استراتژی اسامی خود، محتوای عملیات را فرماندهی کند و آمادگی این را هم داشته باشد تا در صورت لز وم تغییر در آن ایجاد نماید.

تمام اعضای شرکت کننده در عملیات باید متکی به استراتژی اخذ شده توسط فرمانده عملیات باشند و بدانند که حالت عملیات دفاعی یا تهاجمی است و نه ترکیبی از آن دو. زیرا با به کارگیری عملیات ترکیبی سطح ایمنی کارکنان در حال عملیات و موقعیت محل را تحت الشعاع قرارداده و می‌توان گفت که عملیات مؤثر و ایمن امکانپذیر نبوده و از کنترل خارج خواهد شد. بنابراین باید توجه داشت که عملیات حاشیه‌ای به معنی انجام این دو حالت به طور هم زمان نمی‌باشد.

تصمیم گیری سریع و به موقع در مورد هر یک از حالت‌های عملیات تعیین کننده اساس اولیه پشتیبانی از ایمنی و نجات در صحنه آتش سوزی می‌باشد. استفاده از این روش فرمانده عملیات را وادار می‌سازد که با ارزیابی اوضاع و شرایط حاضر در صحنه ، عواقب و نتايج آتي را نيز پيش بيني نمايد و سپس فاكتورهاي لازم را در موقعيت تعيين شده و توسط تيم عملياتي ماموريت يافته را براي انجام حمله به كار گيرد.

تعيين موقعيت ها در صحنه حادثه يا آتش سوزي در عين ساده بودن مهم و حياتي است و تصميم گيري فرمانده عمليات در ارتباط با حالت دفاعي يا تهاجمي تعيين كننده موقعيت ها و نوع كاري است كه بايد صورت گيرد . يعني هر كسي مي داند كه محل او در كجاست و چه اقدامي بايد انجام دهد .اين روش سبب مي شود كه از بروز حوادث و تلفات و صدمات جاني پرسنل جلوگيري شده  واز به وجود آمدن صدمات و جراحات احتمالي ناشي از اقدام هم زمان حالت هاي دفاعي و تهاجمي نيز پيشگيري به عمل آيد .

 


كنترل عمليات :

روش اصلي دفاعي ، تهاجمي نقطه شروعي است براي آگاهي از مراحل طرح ريزي و كنترل .اساس كنترل صحنه اتش سوزي توسط فرمانده عمليات شامل توانايي بالقوه او در انتخاب محل قرار گرفتن و نحوه اجراي وظايف پرسنل مي باشد .از نقطه نظر عملي اگر فرمانده عمليات قادر باشد تا فراد تحت امر خود را در محل ها و مكان مناسب مستقر نمايد و انان را به حركت در آورد و تغييرات لازم را در كارهايي كه انجام مي دهند صورت دهد ، در حقيقت توانسته است اعمال كنترل را در سطح بالايي انجام دهد .ولي چنانچه نتواند موقعيت ها و وظايف را تغيير دهد عمليات از كنترل خارج خواهد شد .

 

اولويت هاي تاكتيكي :

فرمانده عمليات بايد بتواند از طريق به وجود اوردن يك طرح حمله ، استراتژي خود را عملي سازد .طرح مزبور بايد در ارتباط  مستقيم با استراتژي باشد نه اينكه جايگزين آن شود .تشخيص فرق ميان طرح و استراتژي بسيار ساده است . استراتژي روش عمومي كلي عمليات را شرح مي دهد و طرح حمله را به حركت در مي آورد . طرح حمله وظايف تاكتيكي مورد نياز را در جهت دستيابي به هدف استراتژيك فراهم مي سازد .

به خاطر داشته باشيد اول بايد استراتژي اتخاذ شود و طرح را به حركت درآورد . طرح بايد پيرو استراتژي باشد و با ان مطابقت كند . يعني اول استراتژي مي آيد و طرح را به پيش مي برد .طرح حمله بايد بر اساس سه اولويت تاكتيكي كه به وجود اورنده فعاليت هاي تاكتيكي مورد نياز براي گسترش و خاتمه دادن عمليات مي باشد پايه گذاري شود . اين اولويت هاي تاكتيكي مشخص كننده سه وظيفه جداگانه اي است كه بايد به ترتيب اولويت در تثبيت عمليات همه جانبه به كار گرفته و عبارتند از:

1- عمليات نجات مصدومان و محصور شدگان در حريق

2- كنترل و مهار آتش سوزي

3- حفظ اموال

ترتيب چنين ليستي براي فرمانده عمليات به وجود آورنده وظايف ( چه بكند )، اولويت ها ( چه وقتي آنها را انجام دهد ) ، و علايم و نشانه ها است ( چگونه به آنها بگويد كه وظايف به پايان رسيده است ) .

اولويت هاي تاكتيكي يك ليست ساده و كوتاه از اقدامات  دسته بندي شده  را براي فرمانده عمليات فراهم مي كند تا در شرايط سخت و بحراني از دستورالعمل هاي مناسب كمك بگيرد .

فرمانده عمليات بايد نيازهاي تاكتيكي را كه بايد برآورده شوند مشخص كند . اين نيازمنديها تعيين وظايف مشخص براي افراد مي باشد و بعضي از آنها عبارتند از :

1- حمله زنجيره اي داخلي

2- جستجوي كامل مقدماتي

3- كنترل آتش سوزي

4- بررسي مجدد محل ( براي اطمينان از عدم وجود هر گونه آتش سوزي يا مصدوم احتمالي )

5- شروع عمليات سالويج در حد نياز

سازماندهي صحنه عمليات

تفويض مسئوليت:

به وجود آوردن موثر سازماندهي صحنه عمليات جهت اداره به محض شروع طرح حمله يكي از وظايف اصلي فرمانده در صحنه عمليات مي باشد. انجام چنين عملي (ساختار سازماني) رابطي است ميان سطح فرماندهي و پرسنلي كه در رده اجرايي مشغول انجام وظيفه هستند.

فرمانده بايد به طور مستمر اندازه و ساختار سازماندهي خود را با توجه به افراد عمل كننده در صحنه عمليات در حالت تعادل و تطبيق نگه دارد. به عبارتي درخواست نيروي كمكي و احتياط بيش از اندازه و يا استقرار تجهيزات و وسايل در محل عمليات و اشباع آنها در موقعيت با توجه به وضعيت پراكنده شدن در منطقه اي وسيع نظام كار و امور فرماندهي مطلوب را در اختيار فرمانده صحنه خارج مي نمايد.

ايجاد تعادل از طريق تفويض مسئوليت به فرماندهان تحت امر كه از نظر جغرافيايي در محل هاي مختلفي مستقر شده اند، انجام مي گيرد و اين فرماندهان به نام افسران و رده هاي مافوق شاخه هاي عملياتي كه در صحنه حريق از جهات گوناگون مشغول عمليات هستند و مستقيماٌ بايد در مقابل فرمانده اصلي صحنه عمليات پاسخگو باشند.

 

نقش شاخه ها:

شاخه ها در عمليات عبارتند از كوچكترين واحد قابل مديريت توسط فرمانده عملياتي شاخه اي كردن گروهي و تيم هاي عملياتي به مثابه يك سيستم استاندارد براي تقسيم فرماندهي در واحدها و بخش هاي كوچكتر مي باشد.

وظايف استاندارد مديريت از طريق تفويض مسئوليت، زماني به وجود مي آيد كه در عمليات از شاخه هاي مختلف استفاده شده باشد. اين اشتراك در فرماندهي و وظايف به عنوان يك مكانيزم پشتيباني كننده فرمانده عمليات براي تقسيم فرماندهي، كاهش فشار و استرس و حفظ كنترل تيم ها و صحنه عمليات در موقعي حجم آن گسترش و توسعه مي يابد محسوب مي گردد. هر يك از افسران يا فرماندهان شاخه ها مسئوليت دارند تا منابع تحت اختيار خود را از نظر تاكتيكي به كار گيرند، ضمن اينكه از طريق ارتباط، نيازها و پيشرفت كار خود را به فرمانده اطلاع دهند.

 

تعيین وظايف شاخه ها:

 تعيين وظايف شاخه ها بر مبناي فاكتور هاي زير انجام مي شود:

1-  زماني كه صحنه حادثه حالت تراكم دارد

هنگامي كه تعداد نفرات و مسئوليت ها به قدري باشد كه احتمال كنترل آنها توسط فرمانده عمليات ممكن نباشد. در اين صورت كنترل مستقيم آنها بايد به فرماندهان شاخه ها تفويض شود تا به اين ترتيب امكانات و توانايي فرمانده عمليات جهت مواجهه با صحنه آتش سوزي افزايش يابد.

2-  وقتي كه احتمال عمليات اصلي وجود دارد

وقتي فزمانده عمليات پيش بيني مي كند كه نياز به عمليات اصلي وجود دارد، بلافاصله بايد حيطه كنترل خود را افزايش دهد. هر چه او سريعتر اين احتمال را پيش بيني كند، به همان نسبت امكان مواجهه و فراهم كردن امكانات لازم سريع تر انجام مي شود و در نتيجه از به وجود آمدن گسيختگي و بي نظمي جلوگيري مي شود.

3-  موقعيت هاي تاكتيكي ايزوله شده

هنگامي كه افراد آتش نشان در موقعيتي قرار دارند كه فرمانده عمليات كنترل كمتر و يا عدم كنترل بر روي آنها دارد (مثل يك موقعيت پيچيده و سخت در داخل ساختمان و يا قسمتي از محل آتش سوزي كه فرمانده عمليات قادر به مشاهده و رويت آن نيست.)

4-  شرايط خطرناك

در طول چنين عمليات با شرايطي خطرناك بايد تماس و كنترل نزديكتري با افرادي كه با شرايط خطرناك و غير معمول مواجه هستند، داشته باشد. سناريوهايي كه در ارتباط با شرايط غير مطمئن، مواد خطرناك، شرايطي كه سريعاٌ در حال تغيير هستند و يا درگير مسايلي از قبيل يك راه ورود و يا يك راه خروج هستند، نياز به سرپرستي و كنترل نزديكتر مي باشد.

 

شاخه هاي عملياتي

شاخه هاي  عملياتي (شاخه هاي ويژه) ملزم به اجراي وظايفي هستند كه ممكن است در ارتباط با شاخه جغرافيايي نباشد. نياز به چنين شاخه هايي امكان دارد كه به سادگي توسط افسران و فرماندهان شاخه هاي جغرافيايي مشخص شود.

اين شاخه ها عبارتند از:

-       ايمني

-       استقرار

-       روابط عمومي

-       سقف

-       منابع

-       كنترل ورودي

-       تهيه آب

-       ارتباط با پليس

-       توان بخشي

-       خدمات رفاهي

-       خدمات درماني

-       خارج ساختن

-       مداوا

-       انتقال

-       خطر

 

جهت آشنايي با تعدادي از شاخه هاي فوق در زير توضيحاتي درباره چهار مورد از آن داده مي شود.

1-  ايمني

شاخه ايمني در هنگامي كه عمليات درحال انجام است به وجود مي آيد تا فرمانده عمليات را ازشرايط موجود و غير ايمن آگاه سازد. اين شاخه بايد طوري سازماندهي شود كه بتواند موارد غير ايمن و خطرناك را پيش بيني كرده و با آنها مقابله كند. همچنين موظف است تا شرايط پرسنل ، انجام روشهاي ايمني و استفاده از تجهيزات ايمني را نظارت نمايد.

شاخه ايمني مسئوليت ارزيابي ساختار ايمني ،‌نظارت مستمر درارتباط با مواد قابل انفجار يا سمي و مديريت درارتباط با هرچيزي كه مي تواند شرايط خطرناك ايجاد كند ، را دارد اين شاخه بايد دائما درحركت و نظارت تمام صحنه آتش سوزي باشد و مدام از سيستم ارتباطي بهره جويد.

2-  استقرار

شاخه استقرار به فرمانده عمليات دراستقرار ، راه اندازي عمليات در منطقه كمك مي كند قسمتي از اين وظايف دررابطه با ايجاد هماهنگي با پليس جهت ايجاد كنترل ترافيك مي باشد. اين شاخه همچنين موظف است كه از تجهيزات معمول و مخصوص كه در محوطه استقرار دارند صورت برداري كرده و مراقبت هاي لازم را انجام دهد.

ممكن است كه به اين شاخه دستور داده شود تا مستقيما با بخش ستاد فرماندهي و يا تجهيزاتي كه مورد استفاده فرمانده عمليات قرار مي گيرد ارتباط برقرار كند.

3-  روابط عمومي

حضور رسانه هاي عمومي در صحنه آتش سوزي ،‌فرمانده عمليات را ناچار مي سازد كه با تشكيل يك شاخه مربوط به روابط عمومي ارتباط موثري را با آنان به وجود آورد. اين شاخه مسئوليت دارد جايي مخصوص را براي خبرنگاران و اصحاب رسانه دورتر از محل استقرار فرمانده عمليات تعيين كند و يك نفر را مامور نمايد تا اطلاعات مورد نياز را در اختيار آنان بگذارد.

چنانچه اين شاخه به درستي عمل نمايد،‌اطمينان خاطر دو جانبه ( خبرنگاران  سازمان آتش نشاني ) به وجود مي آيد.

داشتن يك طرح از قبل پيش بيني شده جهت آگاه كردن خبرنگاران در همان اوايل شروع حادثه باعث استحكام و اعتماد دو طرفه خواهد بود.

4-  دسترسي

شاخه دسترسي (كنترل كننده مسير و معبر  ورودي  ) كه معمولا در صحنه هاي حادثه هاي بزرگ وظيفه كنترل اين مسير را به عهده مي گيرند. اولين وظيفه مهم آن عبارت است از حصول اطمينان از ايمني و موثر بودن كار آتش نشانان با به وجود آوردن يك معبر و دروازه ورود و خروج در هنگامي كه اطفاي حريق نياز به كنترل ترافيك درآن باشد.

پرسنل شاخه كنترل ورودي مستقيما هدايت آتش نشانان مجاز به ورود و خارج شدن از ساختمان را كنترل مي كنند و ليستي از افراد كه وارد و يا خارج مي شوند را تهيه مي نمايند.

5-  تهيه آب

شاخه تهيه آب تمام فعاليت ها و افكار و تلاش خود را معطوف به تهيه آب مورد نياز ميكند. افسر يا مسئول شاخه مربوط با استفاده از منابع آب و نقشه منطقه با بررسي همه جانبه از منابع ذخيره كافي آب بايد اطمينان حاصل كند. استفاده از پمپ هاي پرتابل ،‌لوله هاي باقطر زياد و تانكر و عمليات رله كه از تمامي اين موارد مي توان به عنوان مديريت آبرساني نام برد از وظايف اين شاخه مي باشد.

6-  ارتباط با پليس

اكثر اتش سوزيهاي بسيار بزرگ و پيچيده مستلزم ارتباط داخلي ميان پليس و پرسنل آتش نشاني در سطوح فرماندهي مي باشد. براي موثر بودن كار ، فرمانده شاخه بايد به پست فرماندهي گزارش دهد و در عين حال ، با افسر رابط پليس نيز در ارتباط و هماهنگي باشد. وظيفه اين شاخه به وجود آوردن هماهنگيهاي  زير در ارتباط داخلي شاخه و ميان پليس مي باشد:

-       كنترل ترافيك

-       كنترل تراكم جمعيتي و تجهيزاتي

-       تخليه

-       حوادث و تلفات

-       صحنه هاي جرم

-       كساني در عمليات آتش نشاني تداخل يا اخلال ايجاد ميكنند .

كنترل مردم ، خودروها ،‌وضعيتهاي غير عادي ،‌به خصو ص آنهايي كه درارتباط با جرم و بزهكاري هستند ،‌جزو وظايف سازماني مامورين آتش نشاني نيست .

مرور ارزيابي

اقلام ارزيابي مقدماتي

به محض اينكه حمله اصلي به آتش سوزي  شكل بگيرد ،‌ارزيابي  بايد آغاز شود. دسته بندي يك سري اقلام بازبيني استاندارد را فراهم مي سازد و به عنون يك نمودار براي تكميل ارزيابي و سازماندهي تجديد نظرهاي لازم مورد استفاده قرار مي گيرد فرمانده عمليات همه اين اقلام را بايد به خاط سپرده و از خود سوال بسازد ،‌مطمئن شود كه ارزيابي  و تجديد نظر كاملي را انجام داده است .

1-  ايمني صحنه عمليات

2-  استراتژي صحنه عمليات

3-  پيش رفتن  به ترتيب اولويت

4-  اقدام صحيح

5-  موقعيت و محل حمله

6-  وسعت حمله

7-  زمان و مقدار پشتيباني

8-  پشتيباني كامل

9-  كنترل عمليات

10-منابع كافي و كامل

11-ايمني صحنه عمليات

سوال از باب اينكه آيا فرمانده عمليات شرايط ايمني و خدمات رفاهي و تداركاتي را براي پرسنل فراهم كرده است ؟ در نظر گرفتن ايمني هاي آتش سوزي اين اطمينان را به وجود مي آورد كه موثر بودن عمليات بطور مستقيم بستگي به وضعيت كار افراد دارد. مهم نيست كه وضعيت آتش سوزي به چه نحوي پيش مي رود،‌آن چيزي كه مهم است اين است كه اگر  ايمني در صحنه به خوبي رعايت نشود ،‌وضعيت آتش سوزي به هيچ وجهي بهتر از موقعيت قبلي آن نخواهد شد. فاكتور ايمني  بايد توسط همه افراد حاضر در صحنه رعايت شود و فرمانده عمليات بايد ايجاد انگيزه رهبري در اين مورد به طريق زير عملي سازد:

-       تصميم گيري درارتباط با استراتژي كلي

-  اداره كردن عمليات مبارزه با آتش سوزي درمحدوده تصميم گيري دفاعي / تهاجمي

-  تقسيم كردن عمليات با شاخه هاي قابل كنترل و متمركز كردن افكار در امور رفاهي و تداركاتي پرسنل

2- استراتژي صحنه عملياتي

آيا استراتژي كلي طرح حمله دفاعي / تهاجمي / حاشيه اي با حوادث جاري در صحنه مطابقت مي كند ؟

تعيين استراتژي  اصلي اساس توسعه طرح حمله موثر را به وجود آورد. مديريت كلي استراتژي يكي از وظايف اصلي فرمانده عمليات است كه بايد به طور مستمر بازبيني و بايد با شرايط جاري تطبيق داده شود. به عبارت ديگر ،‌چنانچه وضعيت تهاجمي باشد ، ولي آتش نشانان در بيرون از محل قرار داشته باشند،‌بايد آنها را به داخل ساختمان و موقعيت فرستاد . اين عمل چندان مشكل و پيچيده نيست ،‌ولي بسيار مهم است .

3- پيش رفتن به ترتيب اولويت

عمليات بر اساس يك ترتيب اصلي نجات ، كنترل آتش سوزي و حفظ اموال پايه گذاري مي شود . اين فعاليتها عبارتند از ليست وظايف اساسي كه بايد مثل يك سيستم ساده به اجرا در آيند. توجه به كنترل آتش سوزي بايد در مرحله دوم قرار گيرد ، به خصوص در مواردي كه متصرفين درانتظار نجات به سر مي برند . هنگامي كه عمليات نجات تكميل شود ،‌سازمان آتش نشاني حداكثر تلاش خود را در جهت حفظ اموال معمول خواهد  داشت .

فرمانده عمليات كارآزموده و با تجربه ،‌ عمليات را در حول علايم و نشانه هاي استاندارد با انجام و پرسيدن سوالهاي درست از فرد مناسب در موقعيت صحيح و دقت مناسب انجام دهد. سوالهاي اساسي عبارتند از :

-       آيا همه افراد بيرون هستند (آيا ايمني جاني به طور كامل تثبيت شده است )

-       آيا ، از آتش سوزي پيشي گرفته ايم ؟ (آيا آتش سوزي پايان يافته است )

-  عمليات نجات به خوبي در حال انجام است ؟ ( آيا وارد شدن خسارت به اموال پايان يافته است )

4- اقدام صحيح

آيا افراد آتش نشان يك سري تكنيك هاي صحيح ،‌ارزيابي ها و روشهاي صحيح را در ارتباط با وظايف و تاكتيك ها به كار مي برند ؟

هر اولويتي كه توسط فرمانده عمليات بر قرار و هر وظيفه اي كه انجام مي شود بايد يك سري دستورالعمل در جهت ارتقاي تمرينات آتش نشاني را دارا باشد بيشتر اين فعاليتها در گرو استفاده مكانيكي ابزارها ،‌تجهيزات و دستگاهها مي باشند. بيشتر اين فعاليتها ي تاكتيكي در ارتباط با حركت و كاربرد آب به همراه گسترش و هماهنگي فعاليت‌هاي پشتيباني مي‌باشند.

مبارزه مؤثر با آتش مستلزم انجام كار ماهرانه دستي مي‌باشد. فرمانده عمليات از طريق سرپرستي افسران شاخه‌ها، بايد در به كارگيري اينگونه فعاليت‌هاي جسماني در حال اجرا، نظارت و هماهنگي داشته باشد تا اطمينان حاصل كند كه آنان كاملاً در حال كار و فعاليت هستند.

5- موقعيت و محل محله

آيا نقاط كليدي صحيح براي حمله مورد مطالعه قرار گرفته‌‌اند؟

محل حمله اصلي هميشه مهمترين تصميم‌گيري در عمليات آتش‌‌نشاني محسوب مي‌شود. عواقب آتش‌سوزي بستگي به اين دارد كه نيروهاي عملياتي با توجه به موقعيت محل در كجا مستقر شده‌اند و چه كاري انجام مي‌دهند و محل آتش‌سوزي كجا است. اين تصميم‌گيري در مورد محل‌ها بستگي دارد به :

-      انجام جستجو‌هاي اوليه

-      حفاظت از قسمت‌هاي نسوخته در صحنه و كانون آتش‌سوزي

-      قطع ارتباط آتش با فضاها و محل‌‌هايي كه درگير آتش‌سوزي نشده‌‌اند.

6- وسعت محله

آيا حجم و شدت حمله به قدري هست كه بتوان آتش‌سوزي را تحت كنترل در آورد؟

اساس مؤثر در كار بستگي مستقيم به حجم و شدت عملياتي دارد كه بر عليه مشكلات موجود انجام مي‌شود. اين اقدامات مي‌تواند شامل ادامه توانايي و حفاظت از جستجوي اوليه سريع و همچنين مقدار آبي باشدكه مستقيم روي آتش ريخته مي‌شود.

اثر تاكيتكي كلي عمليات بستگي به توانايي فرمانده عمليات درتدارك پرسنل آتش‌نشان، دستگاهها و تجهيزات آتش‌نشاني و سازماندهي به موقع جهت قطع ادامه خسارت دارد. (انساني مالي).

چنانچه قدرت و توانايي تخريب آتش بيش از تدبير و امكانات در دسترس فرمانده عمليات باشد، آتش‌سوزي ادامه خواهد داشت، ولي اگر قدرت فرمانده عمليات بر آن چيره شود، توانايي اين را خواهد داشت تا آن را تحت كنترل در آورد.

7- زمان و مقدار پشتيباني

آيا عمليات آتش‌نشاني از پشتيباني كامل برخوردار است؟

در بيشتر آتش‌سوزيها لازم مي‌شود موانعي را كه سرعت عمل را كم مي‌كند از ميان برداشته شوند. براي ورود اجباري، تهويه محل و فراهم آوردن راههاي دسترسي مناسب، كمك‌‌هاي لازم و ضروري بايد صورت پذيرد. شروع توسعه آتش‌سوزي از محل شدت مي‌يابد كه موانع موجود سبب مي‌شوند كه ميان افراد آتش‌‌نشان و دستگاهها و منابع آب فاصله ايجاد شود. چنانچه اين جدايي و فواصل به مدت زيادي ادامه داشته باشد، آتش به سادگي تمام منطقه را فرا مي‌گيرد و حالت دفاعي را به وجود مي‌آورد و در نتيجه برنده اين مبارزه خواهد بود.

 

8- پشتيباني كامل

آيا منابع لازم دردسترس هستند كه عمليات جاري را به كار اندازند؟

تجديد نظر در طرح حمله بايد وضعيت‌هاي ذخيره‌اي تاكتيكي و امكان گسترش آنها را در نظر داشته باشد.

افرادي كه در حال عمليات نمي‌باشند بايد آمادگي كمك به افرادي كه در موقعيت‌هاي حساس مشغول كار هستند را داشته باشند تا در موقعيت مناسب و لزوم احساس از آنان بتواند به كمك گروهها و تيم‌هاي عملياتي در ساير نقاط بشتابند.

هر وضعيت تاكتيكي بايد در ابتدا مورد ارزيابي قرار گيرد و سپس پشتيباني شود. اين پشتيباني ممكن است حركت دادن خطوط حمله اضافي براي تهيه آب بيشتر براي خطوط جلويي، يا فراهم كردن افراد بيشتر براي شاخه داخلي، يا مامور كردن خدمه نردبان به همكاري با يك ماشين‌ آتش‌نشاني كه توسط يك مانع از حركت ايستاده است، باشد.

 

9- كنترل عمليات

آيا فرمانده عمليات، فرماندهي مؤثر درعمليات را ايفا مي‌كند؟

سؤالات زير مي‌تواند براي ارزيابي اينكه آيا فرمانده عمليات، فرماندهي واقعي را عهده‌دار مي‌باشد يا خير مطرح شود:

-         آيا قادر به كنترل خود مي‌باشد؟

-         آيا او قادر به حفظ مديريت مؤثر مي‌باشد؟

-         آيا مي‌‌داند چه چيزي در حال جريان است؟

-         آيا طرحي براي عمليات دارد؟

-         آيا افراد تحت امرش به فرامين و دستورات گوش مي‌دهند؟

-         آيا گروههاي تحت اختيارش از دستورالعمل‌هاي او پيروي مي‌كنند؟

-         آيا مؤثر بودن عمليات را ارزيابي مي‌‌كند و تصميم‌گيري لازم را انجام مي‌دهد؟

-  آيا مي‌تواند وظايف محوله را تغيير دهد و يا مي‌‌تواند موقعيت‌ها و چگونگي منابع را تغيير دهد؟

-         آيا مي‌‌تواند در خواست كمك كرده و آن را دريافت كند؟

-  آيا مي‌تواند طرح خود را قبل از شروع، در حين عمليات و پس از آتش‌سوزي به جريان اندازد؟

-         آيا مسئوليت تمام عواقب و نتايج كار را مي‌پذيرد؟

چنانچه جواب موارد بالا « بلي‌» باشد بيان كننده اين واقعيت است كه او كاملاً كنترل عمليات را در دست دارد. جواب « خير » نشانگر اين واقعيت است كه كنترل عمليات كاملاً از دست رفته است.

10- منابع كافي و كامل

آيا فرمانده عمليات منابع موجود را با مشكلات تاكتيكي متعادل مي‌كند؟

هر تجديد نظري شامل يك ارزيابي از منابع موجود كه در صحنه حادثه قرار دارد، مي‌‌باشد. بعضي از شرايط تاكتيكي به كندي حركت مي‌كند، در صورتي كه ديگر موارد مشابه به سرعت حركت مي‌‌نمايند. فرمانده عمليات بايد برنامه‌اي را براي غلبه بر زمان و نرخ حاصل از آتش‌سوزي داشته باشد.

آماده‌سازي و به كارگيري از منابع قبل از آتش‌سوزي براي عملكرد در مراحل بحراني و حساس و زماني كه افراد به طور مستمر درحال عمليات اطفايي مي‌باشند و ممكن است كه در اثر شدت آن به بيرون رانده شوند، جلوگيري مي‌كند (هدف اين است كه آتش را تحت كنترل در آورد نه اينكه او ما را كنترل نمايد).

  

 

سلسله مراتب فرماندهي در آتش نشاني

 

مقدمه :

 به موجب بند 14 ماده 55 قانون شهرداري وظيفه تامين ايمني و حفاظت شهرها در برابر آتش‌سوزي بر عهده شهرداريها بوده و شهرداريها نيز در همين راستا اقدام به ايجاد سازمانها و يا واحدهاي آتش‌نشاني و خدمات ايمني نمودند اهداف بر شمرده در تشكيل سازمانهاي مذكور بشرح زير است:

1- نجات جان انسانها، مهار و اطفاء حريق و حفاظت از ثروتهاي ملي در مقابل آتش‌سوزي و عوارض و سوانح ناشي از آن،

2- برنامه‌ريزي و تعيين خط‌مشي در امور مربوط به آتش‌نشاني و خدمات ايمني.

3- آموزش‌هاي لازم در امور آتش‌نشاني و خدمات ايمني در سطوح مختلف سازمان براي كاركنان و افراد خارج از سازمان طي برنامه‌هاي زمان‌بندي شده.

4- ايجاد و توسعه ايستگاههاي مورد نياز و بهره‌‌برداري از آنها.

5- نظارت بر عمليات مؤسسات، شركتهاي دولتي وخصوصي سرويس دهنده امور آتش‌نشاني و خدمات ايمني.

6- انجام ترتيبات لازم جهت مقابله و تمهيدات لازم جهت كاهش آثار سوء ناشي از حوادث و سوانح طبيعي و غيرطبيعي.

7- نظارت و كنترل بر تحقق شرايط ايمني ساختمانها و استانداردهاي تجهيزاتي ساختمانها در مقابل سوانح گوناگون (زلزله ، آتش‌سوزي ، برق گرفتگي ، سيل ، بمبارانهاي شيميايي اتمي و ...)

        اهداف فوق‌الذكر تنوع وظايف را براي آتش‌نشانان در پي داشته و لازم انجام اين وظايف برخورد‌هاي آتش‌نشانان از مجموعه‌‌اي از اطلاعات و آگاگيها در علوم مختلف بمنظور شناخت انواع حريقها اعم از جامدات، مايعات، گازها، مواد شيميايي، مواد منفجره، الكتريسته و برخورد با حوادث مختلف از جمله سوانح هوايي، تصادفات، حوادث آسانسور ، چاه ... از يك سو و شناخت ماشين‌آلات و تجهيزات و نحوه بكارگيري سريع و صحيح آن از سوي ديگر را ضروري مي‌‌نمايد.

 

محل كار آتش‌نشان كجاست؟

        با نگاهي به وظايف و ماموريت اصلي آتش‌نشاني مي‌‌توان گفت ايستگاه آتش‌نشاني مكاني براي آموزش، استقرار و محل انتظار جهت اعزام به محل ماموريت يعني جائيكه زنگ حريق آنرا تعيين خواهد نمود مي‌باشد در آن جائيكه همگان بسرعت در تلاش از فرار محل بروز خطر و حادثه مي‌باشند آتش‌نشانان بايد بسرعت در جهت عكس بسوي كانون خطر پيش مي‌رود. اين محل مكاني است كه حريق در آنجا رخ داده مملو از دود و آتش و حرارت بسيار زياد و گازهاي سمي خطرناك ناشي از آتش‌سوزي است هر لحظه امكان انفجار، ريزش آوار، سقوط از بلندي، گرفتار شدن در ميان شعله‌هاي آتش و يا خفگي و مسموميت وجود دارد.

 واكنش اضطراري:

- تعريف:

واكنش اضطراري عبرت است از دريافت اعلام خطر، آمادگي جهت واكنش، اعزام نيرو به محل حادثه و مقابله با آن تا رفع خطر

- اهميت زمان واكنش:

عامل اصلي در واكنش اضطراري "زمان واكنش" مي‌باشد. اگر واكنش نيرو به موقع باشد ،عمليات نيز با موفقيت همراه خواهد بود. دليل اين امر تاثير بسيار زياد زمان بر پيشروي عوارض آتش‌سوزي است. بنابراين بهتر است قبل از بررسي موارد واكنش اضطراري به بررسي زمان واكنش پرداخته شود.

آتش تا زماني که تمام مواد سوختني موجود در محيط را بسوزاند ،بسيار سريع گسترش مي يابد و بعد از آن به نقطه بحراني فرا اشتعال (Flashover) مي‌رسد .با تحت حرارت قرار گرفتن همه محتويات محيط، بخارهاي قابل اشتعال متصاعد شده و در مجاورت آنها همه چيز در آن واحد مي سوزد. اين خاصيت فرا اشتعالي نام دارد .در نقطه فرا اشتعال آتش محيط را احاطه کرده و دما مي تواند به بالاتر از 1000 درجه)1063سانتيگراد) فارنهايت برسد .فرا اشتعالي معمولا ٦تا ٩دقيقه بعد از شروع آتش‌سوزي رخ مي‌دهد .

هنگاميکه عمليات واكنش قبل از رسيدن آتش به نقطه فرا اشتعال رخ بدهد ،نيرو و آب کمي براي اطفاء نياز است، در غير اين صورت بعد از مرحله فرا اشتعالي، سيستم‌هاي معمولي اطفاء تاثير زيادي بر کاهش خسارت نخواهند داشت و به دليل تجمع دودها و گاز هاي حاصل از آتش شانس تخليه کاهش خواهد يافت. علاوه بر اين مواجهه با نقطه فرا اشتعالي سلامت آتش نشان ها را نيز به مخاطره مي‌اندازد بنابراين تمام هدف واكنش در مقابل اطفاء حداكثر زمان ٦تا ٩دقيقه مي‌باشد. .

لازم به ذکر است با نصب سيستم هاي آبپاش خودکار ، احتمال فرااشتعالي  به طرز مطلوبي کاهش مي‌يابد.. با توجه با اهميت زمان واكنش با بررسي اجزاي آن مي توانيم اقداماتي بهينه در جهت کاهش آن انجام دهيم.

 

  

مجموعه موارد اين سؤال اساس را در ذهن تداعي مي‌كند كه در چنين شرايط و ماموريت حساسي كه به آتش‌‌نشانان سپرده مي‌گردد فرماندهي و سلسله مراتب آن به عنوان مغز متفكر گروه آتش‌نشانان و كسي كه مسؤول حفاظت جان خود و آتش‌نشانان گروه و همچنين راهبري صحيح در اجراي روش‌هاي مقابله در آتش‌سوزي و استفاده از بهترين گزينه‌ها در حوادث بمنظور كاهش و تقليل خسارات جاني ومالي آحاد مردم با چه كسي يا كساني است؟ و دلايل و ضرورتهاي داشتن سلسله مراتب و درجه‌بندي چيست؟

برداشت اجمالي ازموارد گفته شده بشرح زير است

1-حجم وگستردگي دامنه فعاليت در حرفه آتش بسيار بالاست.

2- لازمه خدمت در آتش نشاني برخورداري از دانش در مجموعه اي از علوم مي باشد.

3-محل كار آتش نشانان را ميتوان به دو گروه ايستگاه ومحل وحادثه تقسيم كرد.

4-زمان واكنش واهميت آن در رابطه با رشدويا امكان جلوگيري  آتش سوزي واتخاذ تصميم صحيح در صحنه عمليات

5خطرات  گوناگوني كه احتمال مواحهه آتش نشانان در صحنه عمليات وجود دارد.

در كار اطفاي حريق  و عمليات امداد ونجات به لحاظ وضعيت خاص و حساسيت كار ،‌وجود درجه و رعايت سلسله مراتب مناسب به منظور تسهيل تصميم گيري سريع و به موقع از طرف مسئولين و اجراي دستورات از سوي نيروها درتمامي مراحل عمليات ، سرنوشت ساز و حياتي مي باشد. اين امر با جلوگيري از تداخل و تعدد تصميم گيريها در لحظات  بحراني ،‌هماهنگي لازم را بين نيروها جهت تسريع عمليات به وجود مي آورد از سوي ديگر تهيه و تدوين مقررات مربوط به درجه به همراه ضوابط و دستورالعمل هاي انضباطي و ملاك قرار  دادن آن در ارتقا و ترفيعات مي تواند انگيزه مناسبي جهت فعاليت ،‌تحرك و پويايي در نيروهاي آتش نشاني بوجود آورد. مهمترين دلايلي كه نشانگر ضرورت مدرج ساختن و ايجاد سلسله مراتب خاص در آتش نشاني ها ست عبارتنداز :

الف : در سازمانهاي شبه نظامي و بحران مداري همانند آتش نشاني بهترين شيوه راهبري ، وظيفه مداري به جاي رابطه مداري است و براي توفيق درامور ، رفتار بايد از پيش تعريف شده باشد.

ب : جلوگيري از اعمال روشهاي سليقه اي دربكار گماردن افراد در پست هاي سازمان

ج : ايجاد انگيزه در نيروها جهت تلاش به منظور افزايش سطح علمي و فني

از همين رو در بيشتر كشورهاي دنيا ،‌سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني جزو سازمانهاي بحران مدار و شبه نظامي است . حتي در برخي  از كشورها خدمت آتشنشاني را نيروهاي نظامي بر عهده دارند . بطور مثال در كشور روماني خدمات آتش نشاني بر عهده (سپاه آتش نشاني ) است .

در روسيه نيز خدمات آتش نشاني به دو قسمت نظامي و غير نظامي تقسيم گرديده و شهرهاي بزرگ اين كشور تحت پوشش خدمات نظامي هستند. در سوئد مسئوليت خدمات آتش نشاني و نجات بر عهده وزارت دفاع است و در فرانسه خدمات آتش نشاني شهرهاي بزرگ بر عهده واحدهاي نظامي است .

بررسي سوابق موجود نشان دهنده آن است كه تا تاريخ ابلاغ درجات درمهرماه سال 82 ، كليه آتش نشانان كشور فاقد درجه بوده اند و فقط در سازمن آتش نشاني و خدمات ايمني تهران در چند سال اخير از علايمي به عنوان نشان استفاده مي شده است .

دغدغه مدرج نمودن آتش نشانان از سال 71 در دفتر برنامه ريزي  عمراني وزارت كشور مطرح بوده و از اين سال با انجام كارهاي كارشناسي گسترده و برگزاري نشست با آتش نشاني ها و مراكز علمي و هچنين بررسي تجارب ساير كشورها ، موضوع پيگيري  شده است . نهايتا با تشكيل ستاد هماهنگي امور ايمني و آتش نشاني در دفتر هماهنگي خدمات شهري سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور درجات تصويب و براي اجرا به كليه استانداران ابلاغ شده اند.

متن ابلاغيه : وفق اختيارات حاصله از مصوبات مورخ  26/2/72 هيات محترم وزيران در خصوص لباس فرم و درجات كاركنان كليه وزارتخانه ها ،‌موسسات و شركتهاي دولتي ، بانك ها ،‌شركتهاي بيمه ، شهرداريها و نهادهاي انقلاب اسلامي و ...........مقتضي است دستور فرمايند از تاريخ  ابلاغ اين بخشنامه كليه مديران و نيروهاي ستادي و عملياتي آتش نشانيهاي آن استان مطابق مصوبه  1/7/72 كميسيون تصويب البسه كاركنان دستگاههاي مزبور بر اساس اشكال درجات مصوب و نيز جداول شرايط احراز به شرح ضميمه اقدام نمايند. ضمنا نظارت بر حسن اجراي اين مصوبه بر عهده استانداري و ستاد هماهنگي امور ايمني و آتشنشاني هاي كشور مستقر در سازمان شهرداريها ودهياريهاي كشور مي باشد.

متن مصوبه هيات محترم وزيران :

هيات وزيران در جلسه مورخ  26/2/72  بنا به پيشنهاد مشترك سازمان امور اداري و استخدامي كشور و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي تصويب نمود: كليه وزارتخانه ها ،‌موسسات و شركتهاي دولتي ،‌بانكها ،‌شركتهاي بيمه شهرداريها نهادهاي انقلاب اسلامي و ساير دستگاههاي داراي مقررات استخدامي خاص و موسسات و شركتهايي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است همچنين ساير موسسات و دستگاههاي وابسته به دولت كه به نحوي از بودجه عمومي يا كمك دولت استفاده مي نمايند موظفند كه در تهيه لباس فرم براي كاركنان خود ترتيبي اتخاذ نمايند كه اونيفورم مربوطه از لحاظ رنگ و درجات مشابهتي با لباس فرم و درجات نيروهاي نظامي و انتظامي نداشته باشد. همچنين كليه دستگاههاي ياد شده مكلفند قبل از تهيه لباس براي كاركنان خود كه انجام وظايف آنها مستلزم  پوشيدن لباس فرم مي باشد،‌در مورد رنگ ، شكل ظاهري و درجات اونيفورم مربوطه ،‌نظر وزارت كشور و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح را كسب نمايند. نظارت بر عدم مشابهت ملبوس پرسنل كشوري با پرسنل نيروهاي مسلح بر عهده وزارتخانه يا موسسه دولتي مربوطه مي باشد. ابلاغ درجات آتش نشانان از سوي وزير محترم كشور علاوه بر اختيارات مصوبه مزبور بر اساس جايگاه و نقش حاكميتي آن مقام براي هدايت شهرداريها به عنوان نهادهاي عمومي و سازمانهاي تابعه شهرداريها يعني سازمانهاي آتش نشاني و خدمات ايمني صورت پذيرفته است . دلايل متعددي براي طولاني شدن روند تهيه و تدوين و ابلاغ درجات وجود داشته كه مهمترين آنها عبارتند از:

-  طرح شكل و عنوان درجات بطوريكه مورد پذيرش اكثريت آتش نشانان واقع شود و فاقد هرگونه مشابهت با درجات نيروهاي انتظامي بوده و در عين حال زيبا و با معنا باشد.

-  تعريف شرايط احراز با توجه به تنوع استخدام آتش نشانان ،‌پايين بودن سطح سواد آتش نشانان و همچنين وجود سلسله مراتب بر مبناي نوع فعاليت تحت عنوان رييس ايستگاه ،‌فرمانده و......

-  شرايط احراز درجات بر اساس چهار فاكتور سطح تحصيلات ، سوابق سنواتي ،‌درجه شهرداري (محل خدمت نفر) و پست سازماني احراز شده ، با ضرايب مشخص تعريف گرديد. البته علاوه براي چهار عامل برشمرده ،‌موارد استثنايي نيز پيش بيني شده كه در جدول شرايط احراز آمده است .

درجات ابلاغي به لحاظ نوع درجه به اكتسابي و انتصابي تقسيم مي شوند. بطوريكه چهار درجه فرآتش پاد ، فرآتش پاد دوم ،‌فرآتش پاد سوم و آتش پاد انتصابي بوده و ساير درجات اكتسابي مي باشند.

   از نظر اعطاكننده درجه نيز درجات آتش نشان سوم ،‌آتش نشان دوم وآتش نشان توسط شهردار و سرآتش نشان سوم ،‌سر آتش نشان دوم ،‌آتش نشان ،‌آتش يار سوم ، آتش يار دوم ، آتش يار و سرآتش يار توسط استانداري اعطا شده و درجات آتش پاد سوم ، آتش پاد دوم ،‌آتش پاد ،‌فرآتشپاد سوم و فرآتش پاد دوم توسط رييس ستاد هماهنگي امور ايمني و آتش نشاني اعطا مي گردد و عالي ترين درجه با نام فرآتش پاد توسط وزير محترم كشور به رئيس ستاد اعطا مي گردد.

با توجه به محدوديت هاي بر شمرده به منظور تطبيق وضعيت خدمتي آتش نشانان استخدام شده قبلي و رعايت اصل يكنواخت سازي و همچنين پيش بيني شرايط استفاده از توانايي هاي ذاتي آن دسته از افرادي كه بدلايل مختلفي درجه خدمتي آنان متناسب با پست هاي مسئوليتي  آنان نمي باشد ،‌افراد مزبور قادر به انجام وظيفه در پست هاي با درجه بالاتر  از درجه خود مي باشند،‌سامانه درجات موقت با شرايط خاص ابلاغ گرديده است . طبق ابلاغيه درجات موقت تا 3 درجه براي كساني كه حداقل امتياز لازم براي دريافت حداقل درجه را كسب نمي نمايند و تاحداكثر دو درجه براي آتش نشاناني كه با تائيد مدير عامل آتش نشاني و خدمات ايمني و شهردار شهر مربوطه و تصويب ستاد هماهنگي امور ايمني و آتش نشاني كشور شايسته دريافت درجه بالاترين مي باشد، قابل اعطا مي باشد.

با عنايت  به ابلاغ دستورالعمل البسه خدمت آتش نشانان كشور و دستورالعمل درجات ، عناوين برنامه هاي آتي ستاد هماهنگي امور ايمني و آتش نشاني كشور در ارتباط با موضوع به شرح ذيل مي باشد.

1-  تهيه و تدوين دستورالعمل انضباطي شامل :

-       احترامات خاص آتش نشانان

-       تشويق و تنبيه

-       تدوين  حدود اختيارات سلسله مراتب درجات

2- تهيه و تدوين دستورالعمل شرايط احراز مشاغل مختلف در سازمان آتش نشاني شامل :

-       بررسي وضع موجود نحوه ارتقاي شغلي در آتش نشانيهاي كشور

-       تهيه و تدوين شرايط ارتقاي شغلي درآتش نشانيهاي كشور

-  اصلاح ساختار تشكيلاتي آتش نشانيها با توجه به گونه بندي شهرها و ساختار بحران مدار آن

3-  تهيه روشهاي تاثيرگذاري درجات در حقوق و مزاياي آتش نشانان كشور شامل :

-       بررسي وضعيت نوع استخدام آتش نشانان و نحوه دريافت و پرداخت حقوق و مزايا

-       تهيه دستورالعمل و جداول انطباق درجات براي پرداخت حقوق و مزايا

4-  دسته بندي مشاغل ايمني و آتش نشاني شامل :

-       بررسي و شناسايي مشاغل موجود در آتش نشانيها

-       تهيه و تدوين پيشنهادهاي لازم جهت گروه بندي و دسته بندي مشاغل آتش نشاني

5-  تهيه و تدوين علايم رسته هاي خدمتي و نشان هاي مقاطع آموزشي شامل :

-       دوره هاي آموزشي موجود در آتش نشانيهاي كشور

-  بررسي و پيشنهاد عناوين دوره هاي لازم براي ارتقاي درجه و نشان آتش نشانيها

-       تهيه و طراحي و تصويب نمونه هايي از علايم رسته هاي خدمتي و نشانهاي آموزشي

6-  تهيه و تدوين قانون ومقررات استخدام يكنواخت آْتش نشانان كشور شامل :

-       بررسي قانون و مقررات فعلي آتش نشانان

-       پيشنهاد لايحه قانون و مقررات خاص استخدامي آتش نشانيهاي كشور

7-  آموزش و نظارت شامل

-       برگزاري آموزش  لازم در سطح استانها

-       تدوين و اجراي روشهاي نظارتي

از كليه صاحب نظران علاقمند درخواست ميگردد هرگونه نظر يا پيشنهاد در ارتباط با موضوعات برشمرده را به  ستاد هماهنگي امور ايمني و آتش نشاني كشور واقع در دفتر هماهنگي خدمات شهري ارايه فرمايند.

به پيوست موارد زير ارايه مي گردد

1-  نمونه درجات مصوب آتش نشانان جمهوري اسلامي ايران .

2-  شرايط احراز درجات آتش نشانان كشور .

3-  نمونه علايم رسته اي  پيشنهادي آتش نشانان (غير مصوب).

 

  

جدول زير عكس العمل انسان در مقابل زلزله را نشان مي دهد كه لزوم آمادگي در مقابل زلزله را تاييد مي كند.

عكس العمل

 

 

 

منفي

مثبت

واقعه

زمان

رديف

 

 

زمين لرزه

از صفر تا 1 دقيقه

1

وحشت

امداد و نجات

پس لرزه

از 1 دقيقه تا 1 هفته

2

مقصر نمودن طراحان و مسوولين

تعميران جزيي و كوتاه مدت

كم شده پس لرزه ها

از 1 هفته تا 1 ماه

3

 

تعميرات كلي و درازمدت و حركت به سوي استاندارد بهتر

 

از 1 ماه تا 1 سال

4

كم شدن علاقه نسبت به موضوع

 

 

از يكسال تا 10 سال

5

كم شدن علاقه نسبت به تحقيقات جلوگيري از خطر زلزله و افزايش عدم رعايت مقررات

 

 

از 10 سال تا واقعه

6

 

در رديف هاي 1 تا 7

زمين لرزه

واقعه بعدي

7

 

 

6-طبقه بندي بلاياي طبيعي شهري

به طور كلي هر چه جمعيت بيشتر باشد بايد پتانسيل پيشگيري از بلايا نيز بيشتر باشد . بنابراين شهرهاي بزرگ پتانسيلهاي بيشتري براي آسيب پذيري دارند .

دلايل زيربعضي از فعاليتها و كنشهاي متقابل در خصوص پتانسيل هاي پيش گيري را تشريح مي كند :

1- وقوع حوادث :بلاياي طبيعي پديده هاي هستند كه به طور متناوب ودر فركانسهاي مختلف رخ مي دهند و وقوع آنها در فركانسهاي بالاباعث ايجاد نيروهاي فراوان وخسارات زياد مي گردد. مشكل عمده اين است كه در پيش گيري از بلايا سرمايه گذاريها را نگهداري كنيم . اين در حالي است كه زمان وقوع اين پديده ها كه قانون علت و معلولي آنها نامشخص است واضح نيست . در نتيجه پيش بيني آنهاتا حد زيادي مشكل و در مواردي مانند زلزله در حال حاضرغير ممكن است .

2- اقدامات مقابله با بلايا :اين گونه اقدامات به دليل صرف هزينه هاي هنگفت و سرمايه گذاريهاي كلان از يك طرف و برنامه ريزي جهت اجراي آنها و انجام هماهنگي ها ي لازم از طرف ديگر انجام نمي شود .

3- تقويت و نگهداري از زير ساختهاي شهري :تمركز جمعيت و سرمايه در جامعه شهري در يك دوره زماني كوتاه باعث عدم توازن و نابرابري در اين جوامع با ساير جوامع شده است كه اين رشد به خصوص در كشورهاي در حال توسعه به شدت وجود دارد .

شهرهاي امروزي نيز در مقيا سهاي متوسط كوچك و بزرگ زير ساختهاي متنوعي را در خود جاي داده اند و عمده اثرات بلاياي طبيعي نيز برروي اين سيستمها وارد  مي شود . با ين نقطه نظر و  توجه به نكات فوق طبقه بندي زير مي تواند با خصوصيات بلاياي طبيعي شهري صورت گيرد .:

1- بلاياي طبيعي ناشي از شهري شدن :اين گونه بلايا در ضمن دوره اي كه نواحي مسكوني و زير ساختهاي شهري توسعه و گسترش مي يابند رخ مي دهد

2- بلاياي طبيعي شهري نما :بلايايي هستند كه در آنها خسارات انساني كم اما زير ساختهاي شهري به ويژه سيستمهاي حتاتي (آب برق گاز و ...)خسارت مي بينند .

3- بلاياي طبيعي شهري :بلايايي هستند كه خسارتهاي آنها به طور گسترده به دليل تمركز بيش از حد جمعيت و همچنين تمركز بيش از حد فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي زياد است .

بلاياي طبيعي شهري نما در مركز يك ناحيه شهري رخ مي دهند در حالي كه بلاياي طبيعي ناشي از شهري شدن خارج از يك ناحيه شهري رخ مي دهد

7-عوامل موثر بر شاخص تخريب

عوامل تاثيرگذار برروي اين شاخص در شهرها عبارتند از :

-         تراكم مساحت مسكوني

-         درصد شيب زمين

-         نوع مصالح ساختماني

-         تراكم انسانها در ساختمانهاي مسكوني شهر

-         عمر ساختمانها در شهر

-         ارتفاع طبقات ساختمانهاي شهر

8-عوامل مؤثر برروي تلفات

-         زمان استفاده از كاربريها

-         دوره استفاده از كاربريها كه به سه دسته زير تقسيم مي شود.

اشغال پيوسته (مسكوني )

فعال در شب و روز (بيمارستانهاو مراكز بهداشتي درماني،قرارگاه نيروي نظامي و انتظامي

خالي در شب : كاربريهاي تجاري ، اداري ، آموزشي

اين در حالي است كه عمرمفيدساختمان در ايران 30 سال است .

9-مفاهيم شهرسازي و كاهش اثرات بلايا :

اگر شهر را به عنوان يك ارگانيسم زنده در نظر بگيريم فضاهاي مختلفي در أن وجود دارد كه هريك از اين فضاها عملكرد و نقش خاصي را ايفا مي كنند .مفاهيم موجود در شهر سازي مانند فرم شهر ساختار شهر تراكم هاي شهري كاربري اراضي و شبكه هاي ارتباطي هريك نقش موثري در كاهش يا افزايش اثر پذيري ار بلايا دارند كه به شرح زير به توضيح برخي از اين مفاهيم مي پردازيم :

 

تراكمهاي شهري : هرچه تراكم كمتر باشد آسيب پذيري در برابر زلزله كمتر و برعكس

لرزشهاي شديدباعث تخريب و در نهايت تخريب بيشتر باعث  افزايش تلفات مي شود .

*9-1تاسيسات و زير ساختهاي شهري

آسيب ديدن تاسيسات زيربناي شهر نظير : شبكه هاي آب ،برق،گازومخابرات مي تواند، تلفات ناشي از زلزله را در شهر به شدت افزايش دهد. آسيب ديدن شبكه گاز شهري مي تواند باعث نشت گاز در فضا شده و آتش سوزيهاي بزرگي ايجاد نمايد. اين پديده در سال 1995 در زلزله شهر ” كوبه و سانفرانسيسكو ” اتفاق افتاد.

مقابله و محافظت از مخازن گاز شهر در برابر زمين لرزه بايد برسه اصل زير متكي باشد.

1-  پيشگيري از وقوع بلاياي ثانويه (مثل آتش سوزيهاي بعد از زلزله )

2-  مكان يابي و تاسيس مخازن در نواحي مطمئن

3-  قابليت مرمت سريع سيستم

  4-برنامه ريزي مناسب براي همه تجهيزات گاز شهري با استفاده از كدهاي لرزه اي مناسب و تقويت و استحكام آنها و ايجاد يك سيستم كنترل مركزي

جهت سيستم ذخيره و آبرساني در شهرها كه از دو منبع آب سطحي و چاهها و منابع ذخيره آب تامين مي شود نيز  اقدامهاي ضد لرزه اي براي اين ساختارها : آب ، چاههاي خانگي، ايستگاههاي پمپاژ آب ، منابع ذخيره و مخازن آب بايد مستحكم و مقاوم باشندو از قبل ايجاد و پيش بيني شده باشد . 

شبكه لوله كشي براي آب مصرفي و مهارآتش سوزي پس از بروز بلاياي طبيعي به خصوص زلزله بسيار مهم است.

در زمينه شبكه زير ساختي آنچه مهم است ، نقش مهم اين شبكه ها در زندگي شهروندان و حيات شهري وهمچنين اثري است كه نبود يا آسيب پذير بودن اين شبكه بر زندگي شهروندان مي گذارند .

9-2-كاربري اراضي شهري

برنامه ريزي بهينه كاربري اراضي شهري نقش مهمي در كاهش آسيب پذيري در برابرزلزله دارد . هرگاه در تعيين كاربري اراضي شهري رعايت همجواريها و اصول سازگاري اين كاربريها صورت گيردامكان تخليه سريع و پيشگيري از بروز حوادث ثانويه ناشي از بروز بلايارا به آساني مي توان انجام داد. برخي از كاربريها در شهر مانند بيمارستانها مخازن سوخت مراكز امداد و آتش نشاني و... را به عنوان "كاربريهاي ويژه "مي نامند كه نيازمند توجه خاص جهت حفاظت در برابر بلاياي طبيعي مي باشند . 

9-3تجارب جهاني در برخورد با آسيب پذيري شبكه هاي ارتباطي

زلزله 16 ژولاي 1990 در يكي از شهرهاي كشور فيليپين به سيتم حمل ونقل جادهاي خسارتهايي را وارد كرد . فعاليتهاي دولت براي مرمت خسارتهاي ناشي از بروز زلزله در قالب يك برنامه سه مرحله اي به اجرا در آمد كه به شرح زير مي باشد: 

مرحله اول : اين مرحله به مدت 2 هفته اجرا شد و شامل كارهاي نجات ، امداد ، ترميم اضطراري تسهيلات خسارت ديده ، دسترسي مطمئن ، ساخت پناهگاه و تهيه و تدارك مايحتاج اوليه زندگي بود.

مرحله دوم : اين مرحله مدت 1 سال به منظور بهبود بهبود و احياء الزامات ضروري كه بطور عمده هدف ، تجديد و احياء سيستمهاي زيرساختي بود، اجرا شد.

مرحله سوم : برنامه طولاني مدت بازسازي و توسعه شبكه ارتباطي در يك دوره 3 تا 5 ساله ادامه يافت و اجرا شد.برنامه تجديد و احياء شبكه هاي ارتباطي توسط دولت متكي بر شاخصهاي زير بود:

1ـ باز كردن سيستم هاي حمل و نقل آسيب ديده براي حركت و جابجايي كالا و مسافر

2ـ حفاظت از ساكنان ، توليدات و زير ساختهايي كه خسارت ديده اند

3ـ نوسازي و بازسازي تسهيلات عمومي شامل مدرسه ها و تسهيلات وخدمات بهداشتي و درماني

4 ـ آماده سازي برنامه سكونت مجدد به عنوان كارهاي تجديد ، بازسازي و نوسازي

10-برنامه ريزي شهري مبتني بر ارزيابي خطر بلايا

كيفيت محيط شهري به امكانات ، تسهيلات و ايمني محيط وابسته است.

هدف برنامه ريزي شهري به منظور پيشگيري از بلايا با تشخيص فرآيند عناصر مخاطره آميز و تقويت ايمني محيط ،  وابسته به بهبود و اصلاح شهر و شهرسازي است.

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
مديريت بحران و نقش سامانه هاي اطلاعاتي :

از ديدگاههاي مختلف تعاريفي گوناگون براي مفهوم بحران آورده شده است . اين تعاريف عموما"دلالت بر موارد زير دارند:

. شرايط فقدان تصميم ،غافلگيري وزمان محدود براي واكنش
. مورد تهديد قرارگرفتن اهداف وارزشها
. افزايش احتمال بي ثباتي ،درگيري ،خصومت وخشونت

شرايط بحراني مي تواند به شكل هاي مختلفي بروز كند واز تغييروتحولات گوناگوني ناشي شود. منشأ بحران مي تواند حمله ناگهاني، شروع جنگ،كودتا، سقوط يك دولت، احتمال بروز ناآرامي وشورش، تظاهرات خشونت آميز خياباني، خيزش هاي اجتماعي، ترور چهره هاي سرشناس سياسي، ناكامي اقتصادي در سطح وسيع، ساقط كردن يك هواپيما، غرق كردن يا توقيف يك كشتي، بروز اشتباه در تاسيسات انرژي هسته اي ويا فجايع طبيعي وزيست محيطي چون نشت مقادير زيادي نفت خام در دريا باشد .بنابراين مي توان گفت ادبيات مديريت بحران بسيار گسترده است واز مواردي چون جنگ وجنگ گريزي تا مديريت فجايع طبيعي وبشري را در بر مي گيرد .
هدف اصلي مديريت بحران دستيابي به راه حلي رضايت بخش براي بر طرف كردن شرايط غير عادي به طريقي است كه منافع وارزشهاي اساسي حفظ وتامين شوند .
اين هدف در بر گيرنده سياست جاري است واز طريق فرآيند هاي فشار وسازش پيگيري مي شود تا در نهايت به گرفتن بيش ترين امتيازهاي ممكن از دشمن بيانجامد وموقعيت وجايگاه خودي تا حد امكان بدون هر تزلزلي حفظ شود.
اطلاعات قبل از بروز بحران ها وحين آنها كاركردهايي دارند كه به طور خلاصه مي توان موارد زير را نام برد:

 
. تدبير و تحديد بحران ها تنها از طريق شنا خت نظم ويژه ،منطق و قا نونمندي خاص هر بحران ميسر است. ازآنجا كه هر بحران داراي ويژگي هاي خاص خود مي باشد داشتن اطلاعات, تجزيه وتحليل از تجربيات بحران هاي به وجود آمده در گذشته از اهميت ويژه اي برخوردار است .
. نقش اطلاعات پيش از بروز هر بحران هشدار دادن براي جلوگيري از بروز وضع غير مترقبه است.(اطلاعات هشدار دهنده)
. نقش اطلاعات پس از وقوع بحران ( اطلاعات جاري) آگهي دادن به مديران بحرا ن و نهادهاي مسئول اجراي سياستها و تصميم هاي مربوط به بحران زدايي, از تمام رويدادها و شرايط به وجود آمده است.  اطلاعات جاري در برنامه ريزي اجراي واكنش ها در برابر بحران موثر است .در اين شرايط تصميم گيران ميتوانند به منظور آگاهي از پيش زمينه هاي لازم وهدف هاي جاري وشيوه عمل دشمن، از اطلاعات بهره گيرند .
. واكنشها وبازتاب هاي داخلي وخارجي, موضع گيري ها وعملكرد دستگاه سياسي كشور ومطالعه نقش وتاثير رسانه ها وافكار عمومي بر تصميم گيري هاي مربوط به مديريت بحران مواردي هستند كه در حوزه كاركرد اطلاعات در تدبير بحران مي بايست مد نظر قرار گيرند .
. توليد به هنگام تجزيه وتحليل منطقي وبهره گيري موثر سياست گزاران از آن در كنترل موفقيت آميز شرايط بحراني، نقشي اساسي ايفا مي كند .
. بحران ها موقعيت هايي هستند كه مستلزم پاسخ دهي ساعت به ساعت در برابر مردم ومقامات
 مي باشند .
. چون بحران ها اغلب غير منتظره هستند، اطلاعات كافي درباره موضوع يافت نمي شود. چرا كه در اغلب موارد، اطلاعات مناسب و حاضر وآماده, در مجموعه اي مرتب وطبقه بندي شده ومطابق با ويژگي هاي وضعيت بحراني در دسترس نيست.كمبود اطلاعات مناسب به اضطراب موجود دامن مي زند ودر  نتيجه تنش هاي پنهاني ويا جديد در تيم مديريت بحران بروز پيدا مي كند .
. محور توليد كننده-مصرف كننده كه در آن سياست گذاران به عنوان مصرف كننده اطلاعات, تحليل هاي توليد كنندگان را براي تصميم سازي هاي خود مورد استفاده قرار مي دهند در زمان بحران اهميت بالايي پيدا مي كند .
. در دل هر بحران فرصت هايي نهفته است كه تيم مديريت بحران در شرايط اضطراب آلود بحران ممكن است مورد توجه قرار ندهند. وجود ابزار مناسب ارتباطي كه تعامل كارشناسان را با تيم مديريت بحران برقرار كند به نحوي كه تحليل هاي درست ودقيق در اختيار اين تيم قرار گيرد
 مي تواند به بهره گيري از فرصت هاي درون يك بحران كمك كند.

با توجه به كليه مسائل پيش گفته ،يك سامانه مديريت بحران بايد توانمندي هاي زير را داشته باشد :


. تشكيل بانكهاي اطلاعاتي در زمينه بحران هاي محتمل در حوزه عملكرد سازمان وزمينه هاي تشكيل بحران ها
. قابليت ايجاد درخت واره حالات ممكن در بحران هاي محتمل به عنوان ابزاري بصري در دست مديران بحران
. شناخت روش پايش هر بحران بر اساس اطلاعات جاري كه عموما" از طريق خدمات اخبار و اطلاعات  به دست مي آيند و تعبيه قابليتهاي لازم براي تعريف شاخص هاي بروزبحران در نرم افزار
. قابليت تعريف شاخص هاي بيروني و قابل دريافت براي استفاده در ارزيابي شاخص ها
. تعيين روش مديريت هر بحران شامل استراتژي و گردش كار مديريت بحران. (همانطور كه قبلا" ذكر گرديد فرآيند هاي مديريت بحران هاي مختلف باهم تفاوت دارند و براي مديريت هر بحران مي بايست روندي خاص همان بحران در نظر گرفت)
. تعريف اعضاي تيم مديريت بحران، همچنين توانمندي هاي اصلي مورد نياز افراد تيم ونحوه ارتباطات اعضاي تيم با يكديگر
. مديريت زمان در ارجاع امور به كار شناسان مربوطه و پيگيري وظايف محوله
. مديريت چك ليستهاي مربوطه كه در هرمرحله از روند مديريت بحران مي بايست كنترل گردد .اين چك ليست ها ممكن است روند تطابق تصميمات با اهداف واستراتژي هاي كلي سازمان ويا شرايط جانبي ديگر براي انجام يك مرحله باشند .
. با توجه به اين كه اطلاعات مورد نيازجهت مديريت بحران عموماٌ از اخبار تهيه مي شوند، بايد بخشي را براي تعاملات تيم مديريت بحران در نظر گرفت .
. مديريت بانكهاي اطلاعات پايه در زمينه  موجوديت هاي ممكن
. قابليت كاوش در بانك هاي اطلاعاتي, اطلاعات جاري و ساير اطلاعات به صورت drill down  براي تسهيل گزارش گيري غير ساخت يافته.

لازم به ذكر است در فرآيند مديريت بحران, آموزش نيروها و وجود اطلاعات از اهميت ويزه اي برخوردارند و اين دو مي بايست به موازات تهيه نرم افزار مورد بررسي قرار گيرند. ادغام انجام اين مراحل با يكديگر مزاياي زيادي دارد كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:


. افرادي كه دوره هاي آموزش كاربرد اطلاعات و ارتباطات در مديريت بحران را مي گذرانند خود داراي مطالعات و تجربياتي در اين زمينه هستند كه مي تواند در توليد نرم افزار مفيد باشد.
. شركت كنندگان در كلاس ها مي توانند در توليد اطلاعات پايه مورد نياز نظير بحران هاي محتمل در قالب كار كارگاهي همكاري نمايند.
. محتواي ارايه شده و نرم افزار قابل تهيه از پيش فرض هاي يكساني تبعيت مي كنند.
. به علت سازگاري با نيازمندي ها, نرم افزار با علاقه بيشتري مورد پذيرش قرار خواهد گرفت.
قابليت هاي كارشناسان در تمرين هاي اطلاعاتي براي به كارگيري در تيم هاي مديريت بحران مورد ارزيابي و شناسايي قرار خواهد گرفت.

 آي تي اس   

برگرفته  : http://www.iten.persianblog.com

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
خبرگزاري جمهوري اسلامي اولين خبرگزاري آماده كشور در زمينه مديريت بحران در كشور شد
 

خبرگزاري جمهوري اسلامي اولين خبرگزاري آماده كشور در زمينه مديريت بحران در كشور شد

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۴/۰9‬

داخلي. فرهنگي. بحران. مديريت بحران. مطبوعات.

نخستين دوره آموزشي آشنايي خبرنگاران با مديريت بحران از سوي  پايگاه شهداي بسيج سازمان  خبرگزاري جمهوري اسلامي  با همكاري موسسه آموزش عالي علمي كاربردي هلال ايران در خبرگزاري جمهوري اسلامي برگزار شد.

به گزارش  ايرنا، " دكتر شهرام علمداري" رييس موسسه آموزش عالي علمي كاربردي هلال ايران در گفت وگو با ايرنا، هدف از برگزاري اين دوره را آموزش و آشنايي خبرنگاران با نحوه تدوين و برنامه‌ريزي مديريت بحران و ارزيابي خطر پذيري رسانه‌اي و نيز اطلاع‌رساني مديريت بحران مبتني بر جامعه و ابعاد آن دانست.

علمداري همچنين با اشاره‌به تشكيل گروه برنامه‌ريزي مديريت بحران ‌از سوي مديران اجرايي، حضور افراد دانشگاهي و متخصص و حرفه‌اي را در مديريت بحران جامعه ضروري دانست.

وي افزود: درك از خطر، استخراج خطرات از راه تاريخ، بررسي روزنامه‌اي و افراد سالخورده مي‌توانند نقش مهم و حياتي در مديريت بحران داشته باشند.

خبرنگاران دراين دوره آموزشي با تشكيل گروه برنامه‌ريزي مديريت بحران، درك از خطر، استخراج خطرات، توصيف خطرات، تحليل كمي و كيفي خطر، نقشه خطر بالقوه، توصيف جامعه و خطرات و پيشنهادات براي مديريت بحران آشنا شدند.

"فرهاد شرف‌پور"، مسئول برگزاري دوره‌هاي امداد و نجات خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) گفت: اين دوره آموزشي براي اولين بار در بين رسانه‌هاي جمعي انجام مي‌شود و ايرنا اولين خبرگزاري آماده كشور در زمينه مديريت بحران در كشور است.

وي افزود: در لحظات دشواري كه بحران براي كل جامعه و بطور خاص براي رسانه‌ها، پديد مي‌آيد، نياز به يك آئين نامه مخصوص اين كار احساس مي‌شود.

شرف پور هدف از برگزاري اين دوره آموزشي در خبرگزاري جمهوري اسلامي را تشكيل يك سامانه مديريت بحران در ايرنا دانست و گفت: تشكيل بانك‌هاي اطلاعاتي در زمينه بحران‌هاي محتمل در حوزه عملكرد سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي و زمينه‌هاي تشكيل بحران‌ها، تعيين روش مديريت هر بحران، همچنين توانمندي‌هاي اصلي مورد نياز افراد، تيم و نحوه ارتباطات اعضاي تيم با يكديگر از هدفهاي مورد نظر در برگزاري اين دوره بود.




|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar