| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
ايران جزو پنج كشور اول حادثه خيز جهان است
ايران جزو پنج كشور اول حادثه خيز جهان است. ۷۰ درصد كشور در معرض خطر زلزله و ۵۰ درصد آن در معرض خطر سيل قرار دارد. در حقيقت كشور ما روي كمربند زلزله خيز آلپ _ هيماليا قرار دارد و هر از چند گاهي شاهد بروز بلاياي طبيعي هستيم. جالب آنكه ما در كشور شاهد بروز همزمان خشكسالي هاي طولاني و شديد همراه با سيلاب هاي سهمگين هستيم. بر اساس آمار منتشر شده در سال ۱۳۸۰، ۳۷۶ حادثه در كشور اتفاق افتاده كه از جمله ۱۸۸ زلزله و ۸۸ سيل با تلفات ۵۱۴ نفر در كارنامه آن ديده مي شود. اين در حالي است كه حوادث انسان ساز بر بالاياي طبيعي پيشي گرفته اند و هفتاد درصد خسارات و تلفات ناشي از حوادث كشور مربوط به تصادفات رانندگي است. در حقيقت ضعف ايمني در كشور ساليانه چهار هزار ميليارد ريال خسارت و ارد مي سازد. بنابراين جاي هيچ شك و ترديدي نمي ماند كه بايد هر چه سريع تر به چاره كار انديشيد و ساختارهاي مديريت حوادث را مستقر كرد. بحث تشكيل ستادهاي حوادث غيرمترقبه در استانداري ها و مديريت بحران در شهر هاي بزرگ از جمله تهران طي سال هاي اخير در اين راستا است. |+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
تعاريف (( امداد ونجات - بحران - بحران ملي- مديريت بحران - مديريت مخاطرات ))
امداد و نجات : عمليات امداد و نجات به عنوان بخش عمده مرحله مقابله شامل جستجو ، نجات ، ارايه كمكهاي اوليه ، انتقال مجروحان تا نزديك ترين و اولين مركز درماني ، تغذيه اضطراري ، تأمين سرپناه اضطراري ، تخليه جمعيت ها ، تأمين امكانات اوليه و دريافت و توزيع كمكهاي مردمي و اقلام اهدايي سازمانهاي غيردولتي داخلي ، خارجي و بين المللي است. بحران : حوادثي است كه در اثر رخدادها و عملكردهاي طبيعي و انساني به طور ناگهاني به وجود مي آيد، مشقت و سختي را يه يك مجموعه يا جامعه انساني تحميل مي كند و برطرف كردن آن نياز به اقدامات اضطراري ، فوري و فوق العاده دارد. بحران ملي : بحراني است كه مقابله با آن خارج از توان مجموعه مديريت بحران و امكانات يك استان باشد. ساير موارد به عنوان بحران استاني يا محلي محسوب مي شود. تبصره - نوع بحران از حيث ملي ، منطقه اي يا محلي بودن ، براساس پيشنهاد استاندار استان مربوطه و تأييد رئيس ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه كشور مشخص مي شود. مديريت بحران : فرآيند عملكرد و برنامه ريزي مقامات دولتي و دستگاههاي اجرائي دولتي و عمومي است كه با مشاهده ، تجزيه و تحليل بحرانها ، به صورت يكپارچه ، جامع و هماهنگ با استفاده از ابزارهاي موجود تلاش مي كنند از بحرانها پيش گيري نمايند يا در صورت بروز آنها در جهت كاهش آثار ، آمادگي لازم ، امداد رساني سريع و بهبود اوضاع تا سطح وضعيت عادي تلاش نمايند . مديريت مخاطرات ( ريسك) : فرآيندي است كه سطح تحمل يك خطر مشخص را در جامع شناسايي مي كند و اين اطلاعات را در جهت تصميم گيري براي اقدامات مربوط به كاهش اثرات مخاطرات و مقابله با آنها به كار مي برد . اين فرآيند با توجه به منافع و هزينه هاي كاهش مخاطرات انجام مي گيرد.
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران چيست؟
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
مديريت بحران رسانه
«ساماندهى» رسانه در كشور ما، به دليل حوادث و وقايعى كه سير طبيعى گذار را مختل كردهاند، جهتى غيرطبيعى يافته است. انقلاب، جنگ و تحولات عميق اجتماعى سهم عمدهاى در به هم زدن «نظم تغيير» در تمامى زيرساختهاى فرهنگى، منجمله رسانهها، داشتهاند. همچنين از نگاه تاريخى، جغرافياى سياسى و اقتصادى، ايران همواره متضمن بحرانها و كنشهاى اجتماعى، فرهنگى بوده است. از اين رو، مطالعه ساماندهى رسانه نيز متضمن رويكردى «بحران جو» است. در اين راستا، مصاحبه با دكتر محمدرضا تاجيك، با اشاره به مفاهيم و تعاريف بحران و مديريت بحران و ابعاد مختلف آن، ضرورتهاى اين رويكرد را در سياستگذارىها و برنامهريزىها يادآور مىشود. ● لطفاً از مديريت بحران تعريفى ارائه كنيد و مفاهيم اصلى آن را شرح دهيد؟ مديريت بحران به نوعى تدبير راهبردى دلالت مىورزد كه در فرايند آن، محيطهاى داخلى و خارجى يك بحران مورد تحليل قرار مىگيرد، شناخت لازم كسب مىشود، مسير راهبردى پايهگذارى و راهبردهايى خلق مىشوند كه بتوانند نخبگان را براى رسيدن به اهداف تعيينشده و تدبير شايسته و بايسته بحران يارى رسانند. از اين منظر، مىتوان گفت كه مديريت بحران، اقدامى است كه، در بسيارى موارد، شبيه به جنگ محدود است و هدفش نه محو كامل جنگ، بلكه تحديد و ممانعت از تكرار آن است. به بيان مك كارتى، «هدف اصلى مديريت بحران، دستيابى به راهحلى معقول براى برطرف كردن شرايط غيرعادى به گونهاى است كه منافع و ارزشهاى اساسى، حفظ و تأمين گردند. اين هدف دربرگيرنده سياست جارى است و از طريق فرايندهاى اجبار و انطباق پيگيرى مىشود تا، در نهايت، به گرفتن بيِشترين امتيازات ممكن از دشمن بيانجامد و موقعيت و جايگاه خودى، تا حد امكان، بدون هر گونه تزلزلى حفظ گردد». مديريت بحران، هم شامل هدف «مثبت» يا سنتى حفظ اهداف ملى است و هم شامل هدف «منفى»، يعنى اطمينان از اين كه شرايط از كنترل خارج نگردد و به جنگ تبديل نشود. بحران نه تنها ايجادكننده خطر عمدى است، بلكه خالق چيزى است كه شايد بهترين توصيف آن، عنصر خودمختار خطر و عدم قطعيت باشد. به بيان ديگر، كاملاً قابل تصور است كه بحران نه تنها در نتيجه تصميمات عمدى، اقدامات معين يا انتخاب آگاهانه، بلكه به سبب وقايعى همچون فرايند خبرگيرى و خبردهى يا از دست دادن تسلط بر وقايع، منجر به اعمال خشونت شود. بنابراين، به لحاظ روش نيز مىتوان گفت كه مديريت بحران هم شامل روشهاى «ايجابى» و هم روشهاى «سلبى» است. ● انواع بحرانها كدامند و نوع برخورد رسانهها در مديريت بحران چه مىتواند باشد؟ از منظر ريختشناختى، بحران را مىتوان به اعتبار جنبههاى گوناگون گونهشناسى طبقهبندى كرد. براى نمونه، به اعتبار موضوع، بحرانها را مىتوان به بحرانهاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى، نظامى، قومى و ... صورتبندى كرد. به اعتبار «شدت تهديد»، «تداوم زمانى» و «درجه آگاهى» نيز برخى بحرانها را به بحرانهاى «شديد»، «نوظهور بدعتى»، «كند»، «موردى»، «انعكاسى»، «برنامهاى»، «عادى» و «ادارى» تقسيمبندى كردهاند. به اعتبار گستردگى (فراگيرى)، مىتوان بحرانها را به بحرانهاى محلى، ملى، فراملى (يا محدود و فراگير) تقسيم كرد. به اعتبارهاى ديگر، نظير علل و عوامل، دامنه و سطح، اهداف مورد هجمه و ...، نيز مىتوان به گونهشناسى ديگرى از بحرانها پرداخت. در دنياى امروز، كمتر كسى در ربط وثيق و تنگاتنگ رسانهها با امنيت ملى و مديريت بحران (يا بحرانٍسازى) ترديد روا مىدارد. چنان چه امنيت را، افزون بر هر چيزى، پديدهاى ذهنى (Subjective) بدانيم و رسالت اصلى رسانهها را نيز، مقدم بر هر چيزى، ذهنيتسازى و انگارهپردازى فرض كنيم، اين رابطه خود را به شكلى آشكارتر و شفافتر نمايان خواهد كرد. اهميت اين رابطه زمانى عميقتر درك خواهد شد كه بدانيم امروزه ما در جهانى زندگى مىكنيم كه: 1. اطلاعات در آن بيشتر و معنا و در آنها كمتر است. به باور بودريار، تنها راه ممكن براى پايدارى در جامعه امروزى گرفتار از انباشت اطلاعات، نپذيرفتن مقصود آنها است. ما در هر لحظه از زندگى خود، با انگارههايى سرشار از اطلاعات بمباران مىشويم، از اين رو، تنها راه روبهرو شدن و ايستادگى ما در برابر قدرت اطلاعات ـ كه بر زندگى ما سيطره مىيابد ـ تلقى از انگارهها تنها به عنوان معنادهنده يا سطحهاى ظاهرى و ردكردن معنا با مصداقهاى آنها است. 2. ديگر صحنه و آينه (بازتابدهنده) وجود ندارند و به جاى آنها صفحه و شبكه قرار گرفتهاند. دوره زمانى توليد و مصرف جاى خود را به عصر پيوستگىها و بازخورد داده است و فضاى عمومى ناپديد شده است. همزمان با از دست رفتن فضاى عمومى به نحوى ظريف، محدوده خصوصى نيز از بين مىرود. ديگر، چيزى به عنوان تماشايى يا (در نقطه مقابل آن) پوشيده وجود ندارد. زمانى تفاوت مشخص بين بيرونى و درونى وجود داشت اما اينك اين تقابل به نحوى وقيحانه محو گرديده است و خصوصىترين فرايندهاى زندگانى ما زمينه خوراك مجازى براى رسانهها شدهاند. 3. كار ويژه تلويزيون و رسانههاى گروهى مانع شدن از ابراز پاسخ، محروم كردن افراد، قرار دادن آنها در جهانى از صورتهاى خيالى است به گونهاى كه تميز دادن بين نمايش و واقعيت ناممكن شود. در مورد اخبار تلويزيون، تنها چيزى كه به بيننده نشان داده مىِشود، جابهجا كردن انگارههاى ظاهرى و معنىدهندهها به جاى يكديگر است. اخبار اختلاطى از انگارههاى جداگانه است كه هر يك ديگرى را تكثير و گزارش مىكند و هر انگاره يك صورت خيالى است ـ رو گرفتگى كامل كه نسخه اصل ندارد. اخبار به اين شكل نمايى از نماى نماهاى ديگرند كه آخرين آنها يك فراواقعيت است. بنابراين، نقش رسانهها عبارت است از: يكم) رسانهها دنيايى از وانمودهها را به وجود مىآورند كه از خردگرايى انتقادى مصون است. دوم) رسانهها تزايد اطلاعات را به شيوهاى بازنمايى مىكنند كه مخاطبان از امكان پاسخگويى محروم مىشوند. سوم) اين واقعيت وانمايى شده ما به ازاى پايه و منبعى ندارد و بيرون از منطق بازنمايى فعاليت مىكند. بنابراين، در دنياى اطلاعات كنونى، رسانهها هم مىتوانند منبع و منشأ بسيارى از بحرانها در سطوح مختلف باشند و هم مىتوانند تحديد و تدبيركننده بحرانها باشند. رسانهها حتى مىتوانند از «نيست»، «هست» بسازند و بر قامت بحرانى كه تولد نيافته است جامعه هستى بپوشانند (و بالعكس). به بيان ديگر، رسانهها هم مىتوانند مشروعيت، مشاركت، مقبوليت، اعتماد و ثباتساز باشند و هم مىتوانند جامعه را در متن و بطن بحرانهاى مشروعيت، مشاركت و ... قرار دهند. ● در مديريت بحران به چه روشها و تكنيكهايى مىتوان، تعارضها را حل كرد؟ در كتاب مديريت بحران، از تكنيكهايى نظير «تكنيك انضباطى» (1)، «تكنيك روانى»،(2) «تكنيك چانهزنى»(3)، «تكنيك پيشگيرانه»(4)، «تكنيك استقرار دولت بحران»(5)، «تكنيك جريانٍسازى» (6)و «تكنيك افزايش اعتبار»(7)، نام بردهام. البته، مىتوان از تكنيكهاى ديگرى همچون تكنيك بحرانسازى (مديريت بحران از طريق ايجاد بحران)، «تكنيك مشت آهنين»، «تكنيك نيش و نوش (يا هويج و چماق)»، «تكنيك يك گام به پس و دو گام به پيش»، «تكنيك مردمى كردن مقابله با بحران» و ... نيز نام برد. بىترديد، در هر نظامى كه براساس اصول و قواعد عقلايى مديريت مىشود، تكنيكهاى پيشگيرانه مقدم و مرجح بر ساير تكنيكها شناخته مىشوند. از منظر يك فرد خردمند، همواره «يك انس پيشگيرى بهتر از يك پوند معالجه» است. به گفته مك كارتى، در اجراى عملكردهاى واكنشى، راهبردهاى مقابله با بحران بايد به گونهاى طراحى و انجام شوند كه جلوى وقوع حوادث تكرارى و پيدايش زمينههاى مربوط را بگيرد. ● چه رابطهاى ميان بحرانهاى جهانى و ملى وجود دارد؟ بىترديد، در جهان جهانى شده امروز كه در آن مرزها شيشهاى شده و فاصلهها از ميان رفتهاند، رابطه تنگاتنگ و فشردهاى ميان بحرانهاى ملى و فراملى وجود دارد. به گفته كارل ياسپرس، ما در آستانه تحول تاريخى بزرگى قرار داريم. ديگر، برون (Outside) وجود ندارد، و جهان به هم نزديك شده است. يك زمين واحد داريم. در اين فضا، تهديدات و فرصتهاى تازه و روييدن گرفته است. تمامى مسائل ضرورى ما صبغه جهانى دارند. موقعيت فعلى ما بشرى است. شايد در اين جهان، ديگر نتوان از بحران كاملاً ملى سخن به ميان آورد و به موردى (كشورى) اشاره كرد كه از بحرانهاى اقتصادى و سياسى بينالمللى تأثير نپذيرد. ملموستر سخن بگويم، تحقيقاً در دنياى كنونى، هيچ واحد ملى را نمىتوان يافت كه از بحران 11 سپتامبر و تلاطمات و تحولات بعد از آن مصون مانده باشد. اجازه بدهيد يك گام به جلوتر بنهيم و بگوييم كه، در فضاى فشرده كنونى، بحرانهاى محلى نيز به شدت بازتابهاى فراـ محلى (فراـ ملى) مى يابند و هيچ كشورى نمىتواند مرزهاى خود را به روى تأثيرات ناشى از تغييرات حكومت در كشورى ديگر يا تحولات اقتصادى و سياسى و اجتماعى در كشور ثالث ببندد. ● شاخصهاى بحرانهاى سياسى در سطح ملى كدامند؟ بحرانهاى سياسى، نظير هر بحران ديگر، يك سلسله شاخصهاى عام همچون: «فشردگى زمان»، «شدت تنش»، «تهديد جدى نسبت به اهداف اولويتدار»، «آثار استهلاكى طولانى» و ... دارند. اما، از منظرى معطوف به بحرانهاى سياسى، مىتوان شاخصهاى برجسته اين نوع بحران را در پديدههايى نظير «بىثباتى سياسى»، «بىاعتمادى سياسى»، «عدم مشاركت سياسى»، «ناكارآمدى سياسى»، «تشديد تنشهاى سياسى درون نظام و ميان رهبران»، «تعميق شكاف ميان مردم و نظام»، دانست. در واپسين تحليل، شايد بتوان گفت كه بحران سياسى، بحران مشروعيت نظام حاكم و گفتمان سياسى مسلط است. آنگاه كه نخبگان سياسى جامعه استعداد و قابليت توليد و باز توليد ارتباطات و مناسبات مبتنى بر اعتماد و مقبوليت خود را از دست مىدهند و نظام سياسى دچار ناكارامدى مىشود، بحرانهاى سياسى حادث مىشوند. آرنولد توين بى، جوامع سياسى را همچون نهادهايى كه به دنبال هدف مشخصى هستند فرض مىنمايد و علل بروز بحران در آنها در سه لايه يا سطح زير جستجو مىكند: 1. از كف رفتن قوه خلاقه در اقليت حاكمه بعد از آغاز دوره زوال؛ قدرت حاكم خاصيت خود را از دست مىدهد و تنها مبدل به يك اقليت حاكمه مىگردد. 2. پاسخ و عكسالعمل اكثريت به اثر مزبور كه عبارت است از عقبنشينى و خوددارى از همكارى و اتحاد با اقليت حاكمه و نيز خوددارى از اصل تقليد در طريق نمو و ترقي. 3. فقدان وحدت اجتماعى در مجموع پيكر جامعه كه نتيجه دو اثر فوق است. از منظر ديگر، مىتوان گفت كه نظام سياسى زمانى در معرض بحران قرار مىگيرد كه توانايى و استعداد خود را در حفظ و تثبيت مركز ثقل (نقطه كانونى و يا گرهاى) يا عامل انسجام، ثبات و مشروعيت بخش خود (از رهگذر توليد و بازتوليد مستمر ايستارها، هنجارها و ارزشها) از دست داده باشد؛ امكان تعريف دقيق عناصر (مؤلفههاى قدرت) سازنده و پردازنده خود را در يك ساختار با معنا، سازواره، منطقى و كاركردى نداشته باشد؛ استعداد تطابق محيطى نداشته باشد؛ امكان پاسخ مناسب و بهنگام به تقاضاى وارد شده به نظام را نداشته و توانايى خود در توليد و بازتوليد گفتمانى را نيز از دست داده باشد. ● علل و عوامل آسيبپذيرى و آسيبزايى رسانهها كدامند؟ نخست بگويم، كه به علت شرايط سياسى حاكم بر جامعه ما، رسانهها با خصيصهها، شناسهها و كاركردهاى خاصى ظاهر شدهاند كه اهم آنها را مىتوان به گونه زير برشمرد: 1. شناسه اكولوژيكى: اين شناسه تأكيد بر وسعت و قابليت تأثيرگذارى رسانهها در تحولات اجتماعى ـ سياسى جامعه دارد. رسانه جديد چيزى به چيزهاى موجود نمىافزايد، بلكه همه چيز را دگرگون مىكند. 2. شناسه جهان ـ هويتى و همهجايى: بسيارى از رسانهها به سرعت هويت، مقبوليت و مشروعيتى جهانى يافتهاند. به علل سياسى و نيز به علت فناورىهاى گوناگون رايانهاى (از قبيل اينترنت)، رسانهها امكان حضور در «همهجا» را كسب كرده و از اين رهگذر نيز مصونيتى جهانى يافتهاند. 3. شناسه منزلت و تأثيرفرا ـ رسانهاى: در جامعه كنونى ما، رسانهها نه تنها به مثابه جايگزينى براى احزاب، بلكه به عنوان حامل رسالت سازندگان و تثبيتكنندگان جامعه مدنى نيز نقش ايفا مىكنند. 4. شناسه جناحى: جناحى (در برابر ملى) بودن از شناسههاى بارز رسانهها در اين سرزمين است. اساساً انگيزه و انگيخته رويش و پيدايش قارچ گونه بسيارى از نشريات، صرفاً تمايلات جناحى بوده است و لاغير. 5. شناسه فرد (شخصيت) مدارى: رسانههاى ما عمدتاً پيرامون شخصيت نخبه (اليت)هاى خاصى شكل گرفته است. رسانه معمولاً به مثابه يك ارگان شخصى، وظيفه ترويج گفتمان سياسى آنان را برعهده دارد. 6. شناسه اپوزيسيون مشربى: بسيارى از مطبوعات مشروعيت و مقبوليت خود را از رهگذر نوعى مشرب و سمت و سياق مخالف گرايانه (اپوزيسيونيستى) كسب مىكنند. اين شناسه در مورد بعضى از مطبوعات به اندازهاى غلظت و برجستگى يافته است كه گوى و ميدان را از اپوزيسيون راديكال و خارج كشورنشين نيز ربودهاند. 7. شناسه شخصيتپردازى و مقامپرورى: فرهنگ سياسى ما ايرانيان كماكان به شدت شخصيتمدار است. بيش از آن كه دغدغه پردازش ابعاد «انديشه» و «مشرب نظرى» داشته باشيم، دل مشغول برجسته كردن افراد خاص، قرار دادن آنها در هالهاى از تقدس، تعريف كردن از آنها به عنوان نماد و نمود تمامى ارزشها و خوبىها و ... هستيم. بديهى است كه در چنين حالتى، هر تعرض لطيف، قانونى يا نقدگونهاى به ساحت چنين افرادى، چالشى بس عظيم و گسترده به دنبال دارد. 8. شناسه تلاقى سياستبازى و سياستسازى: در پس اكثر رسانههاى مؤثر، نه صرفاً عناصر ژورناليست حرفهاى، بلكه سياستمداران حرفهاى نهفتهاند. لذا، از يك منظر، رسانهها محل تلاقى سياستبازى و سياستسازى شدهاند. 9. شناسه ديجيتالى: اكثر رسانههاى ما اهل افراط و تفريط و بزرگنمايى و كوچكنمايى حوادثاند. كمتر مشرب متعادلى در ميان آنها مىتوان يافت و كمتر مطبوعهاى را مىشناسيم كه به حوادث به نحوى بايسته و شايسته پرداخته باشد. افزون بر اين شناسهها و خصوصيات، علل و عوامل ديگرى نيز زمينهساز بروز و ظهور آسيبهايى در عرصه فعاليتهاى رسانهاى در ايران امروز شدهاند. در يك نگاه كلى و گذرا، شايد بتوان مهمترين اين علل و عوامل را در محورهاى زير خلاصه كرد: ـ فقدان تعريف مشترك از منافع و امنيت ملى در خانواده رسانهاى ايران و تقليل و تحديد اين مفاهيم در سطح تمايلات جناحى؛ ـ فقدان شفافيت در مواضع مطبوعات و عدم تمايز خودى از غيرخودى؛ ـ كدربودن مرزها و اصول مترتب بر فعاليتهاى رسانهاى؛ ـ ايفاى نقش يك حزب تمام و حاملان جامعه مدنى؛ ـ توسعهنيافتگى، عدم قاعدهمندى بازىهاى مطبوعاتى ـ سياسى و پايين بودن سطح آستانه تحمل؛ ـ فقدان نهاد نظارتى ـ كنترلى درون رسانهاى؛ ـ نارسايىهاى قانونى؛ ـ فقدان مجارى نهادى ـ قانونى مناسب براى انعكاس نظرات و انتقادات مخالفتگرايانه (اپوزيسيونيستى). علاوه بر اين عوامل عمدتاً درون رسانه اى، بايد به علل و عوامل بيرونى نيز اشاره كرد. در ايران امروز، برخى رسانهها (البته برخى از رسانهها) را به مثابه «تهديد» تعريف كرده و راهبرد خود را «تحديد» و «تعطيل» آنان قرار دادهاند. چنين فضاى پرالتهاب و خشونتآميزى، خود بسترساز بروز و ظهور بسيارى از آسيبهاى رسانهاى در جامعه ما شده است. ترديدى ندارم كه بسيارى از علل و عوامل درون رسانهاى فوق، ريشه در چنين شرايط محيطى دارند و اعتقاد دارم كه در فضاى آزاد، قانونمند و سالم، مىتوان به تدبير اصولى آسيبهاى رسانهاى پرداخت و شرايطى را فراهم آورد كه رسانهها به مثابه يك مؤلفه نرمافزارى قدرت، جزئى از «راهحل مشكلات» جامعه خود تعريف شوند نه جزئى از «مشكل». ● راهبرد كارامد در رويارويى مطلوب با رسانهها در شرايط گوناگون چيست؟ مقدم و مرجح بر هر اقدامى، نخست مى بايد به رفع ابهامات و ايهامات قانون مطبوعات همت گماشته. سپس با فعال كردن دادگاه مطبوعات و هيأت منصفه، موانع قانونى لازم را در مقابل دخالت ساير واحدهاى قضايى و ... ايجاد كرد. در قدم سوم، بايد تمهيد و تدبيرى انديشيد كه امر رويارويى با رسانهها برعهده خود رسانهها گذارده شود (به اصطلاح، رسانهاى كردن كنترل و نظارت رسانهها)، و در قدم چهارم، مىبايد جرم مطبوعاتى كاملاً تعريف شود و از برخوردهاى گوناگون با فعالان اين عرصه ممانعت به عمل آيد. افزون بر اين، اقدامات زير نيز مىتواند در دستور كار قرار گيرند: ـ تدوين و تنظيم طرحى كاربردى براى تعريف اصول و تحليل و توافق عملى رسانهها بر رعايت آنان (تدوين و تعريف انتظام و قواعدى در پراكندگى و كثرت موجود)؛ ـ تعريف مقررات تشويقى و تنبيهى (بازدارنده) با تضمينات كافى؛ ـ فعال و درگير كردن بيشتر انجمن صنفى مطبوعات در امور نظارتى ـ كنترلى با تفويض پارهاى از حقوق و مسئوليتهاى دولتى؛ ـ تضعيف هويتهاى فردى و گروهى افراطى و نامعقول و تقويت خط معقول رسانهاى؛ ـ اعتمادسازى/ مقبوليتسازى در مورد رسانهها؛ ـ ايجاد تمهيداتى براى تغيير و تحول مناسب ساختارى، كاركردى و مديريتى رسانه ملى (صدا و سيما) و جناحزدايى و تعريف و تثبيت مواضعى كاملاً ملى براى فعاليتهاى آن؛ ـ ايجاد جبهههاى رسانهاى (هرچند محدود و كوچك). پانويسها1. تكنيك انضباطى: در اين تكنيك، قدرت انضباطى بدون سركوب متقاعده كننده است و كنشهاى سركوبگر خود را روى احساسات و روى حوزه رفتارى اعمال مىكند. و، بدين ترتيب، قدرت انضباطى مىتواند خود را در پيكر جامعه مثل يك داده قابل قبول باز توليد كند. 2. تكنيك روانى: استفاده طراحى شده از تبليغات و ابزارهاى مربوط به آن براى نفوذ و به خدمت در آوردن گروههاى دشمن، دوست يا بىطرف است. در اين تكنيك، از شيوههاى اعتمادسازى، فريب، تفرق، منفعلسازى، روشنگرى يا افشاگرى، ارعاب و ... نيز استفاده مىشود. 3. تكنيك چانهزنى: اين تكنيك با استفاده از فنونى همچون ترغيب، تطميع، تشويق، تهديد يا تركيبى از همه اينها است كه با عزم و اراده بيشتر به اقناع مقابل مىپردازد. 4. تكنيك پيشگيرانه: در اين شيوه سعى مىشود، به منظور جلوگيرى از وقوع حوادث تكرارى بحرانزا و پيدايش زمينههاى مربوط، راهبردهاى مؤثر و كارآمدى طراحى و انجام شوند. در طراحى اين راهبردها، تكنيكهايى از قبيل ايجاد مجارى تخليه اعتراض، تأمين خواسته، افزايش قدرت انتظامى در ريزبدنههاى جامعه و بسط قواعد بازى سياسى، طرف توجه قرار دارند. 5. تكنيك استقرار دولت بحران: مفهوم دولت بحران دربرگيرنده 1. تمركز كار ويژههاى قدرت به همراه سادهسازى فرايند حكومت در چارچوب دولت مسئولى كه صلاحيت قانونگذارى و محاكم را دستنخورده باقى مىگذارد. 2. مفهوم ديكتاتورى موقتى كه با تعليق سيستم دمكراتيك و حاكميت قانون مترصد قدرت بخشيدن به قوه مجريه جهت تصويب قوانينى با مبناى اقتدار خود آن است. 6. تكنيك جريانسازى: از جمله اقدامات پنهانى، جريانسازى است؛ كه از جنبههاى عملى و نظرى در ساختارها، كاركردها، فرهنگ و خصلتهاى سياسى، اجتماعى و نيز در امر تعميمسازى اعمال نفوذ مىكند. همين طور در اين تكنيك اعمال نفوذ از طريق راهاندازى جريانهاى موازى و نيز مجازى صورت مىپذيرد. 7. تكنيك افزايش اعتبار: از جمله تكنيكهايى است كه با نمايش قدرت، بهرهگيرى از عمليات روانى، قرار دادن عوامل بحرانساز در مقابل مردم، و ... در صدد است تا حريف احساس كند كه هزينههاى زيادى براى ايجاد و استمرار بحران پرداخت مىكند. |+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
تصاویر پل فروریخته در آمریکا
|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
سياه زخم جنگ افزار زيستي ديروز و امروز
اشاره : سياه زخم ، بيماري اي است كه از دير باز وجود داشته است ، ولي اشتهار دوباره آن و سر و صداي فراوان رسانه اي درباره اين بيماري ، زماني آغاز شد كه بعد از واقعه يازده سپتامبرچند سال گذشته ، شايعه ارسال نامه هاي پستي حاوي باكتري سياه زخم ، به نشاني مقامات آمريكايي و مردم عادي از طرف گروههاي تروريستي ، بر سر زبانها افتاد . درواقع سياه زخم ، بيماري مرتبط بايازده سپتامبر و از تبعات سياسي – اجتماعي واقعه انفجار برجهاي دوقلوي مركز تجارت جهاني در نيويورك است . بااين توضيح كوتاه ، مطلب ذيل را كه بيماري سياه زخم را از ابعاد مختلف علمي بررسي كرده است ، با هم مي خوانيم . يادآوري
سياه زخم نوعي بيماري است كه از طريق تماس يا مصرف محصولات حيواني آلوده قابل انتقال به انسان است . عامل اين بيماري باسيل آنتراسيس است كه به شكل هاگ توسط باكتري گرم مثبت ميله اي ايجاد مي شود . پس سياه زخم در مناطق معتدل جهان يافت مي شود . اين بيماري معمولا دركشورهايي كه از استاندارد هاي پايين در برنامه هاي سلامت عمومي استفاده مي كنند رخ مي دهد . ( مناطق جنوب و مركزي آمريكا ، اروپاي شرقي و جنوب آسيا ، آفريقا و حوزه درياي كارائيب و خاورميانه ) در اين نواحي پستاندارن وحشي علفخوار مانند آهوي كوهي ، فيل ، چهار پايان اهلي مانند بز ، گوسفند ، گاو ، اسب و خوك بيشترين احتمال ابتلاي بيماري را داند . اين حيوانات معمولا باخوردن علف از زمينهاي آلودهم مبتلا مي شوند چون ها گ در خاك چند سال باقي مي ماند . مصرف گوشت آنها يا نوشيدن آب از محلي كه حيوانات نامبرده آب مي نوشند ، باعث ابتلاي انسان مي شود . اگر چه درشمال آمريكا در مناطق پرورش چهار پايان به ندرت ابتلاي يه سياه زخم گزارش شده است اما در بين گوزن ها لوئيز يانا و تگزاس و در بين بو فالوهاي شمال غرب سرزمين كانادا مواردي ديده شده است . عفونت حيواني در بين ايالتهاي مختلف آمريكا غالبا در تگزاس آريزونا، مي سي سي پي ، اوكلاهاما و داكوتاي جنوبي گزارش شده است . پرندگان ، دو زيستان ، خزندگان و ماهي ها براي پذيرش بيماري سياه زخم مستعد نيستند . اما پستانداران گوشتخوار مانند سگ ، شير،پستاندارن همه چيز خوار مثل خوك ، مستعد پذيرش بيماري سياه زخم از طريق مصرف گوشت حيوانات آلوده هستند عفونت انساني سياه زخم پوستي : عفونت پوستي باخارش و جوش و ياكوركي كه شبيه به جاي نيش حشرات است شروع و ظرف يك يا دو روز رشد يافته و به تاول چركي تبديل مي شود . تركاندن آن ( تاول چركي ) درد زيادي داشته و منجر به زخم مي شود . قطر زخم معمولا يك الي 3 سانتي متر است . در مركز جوش ، يك نقطه سياه ديده مي شود و نام بيماري نيز مربوط به همين علامت است ترشح لنف در سطوح مجاور باعث ايجاد تورم مي شود . سياه زخم پوستي در 20 درصد از مبتلايان منجر به مرگ مي گردد ودر عفونت گردن يا قسمت فوقاني سينه درمان توسط آنتي بيوتيك رضايت بخش نيست .
سياه زخم روده اي شكل روده اي سياه زخم از مصرف گوشت آلوده متعلق به حيوانات مبتلا بوجود مي آيد و با التهاب شديد در روده يا امعاء و احشاء مشخص مي شود . از نشانه هاي اوليه ، حالت تهوع ، كم اشتهايي ، استفراغ ، تب و درد ناحيه شكم است . خون بالا آوردن و اسهال سخت نيز ديده شده است . اگر چه ارائه آمار مرگ و مير براي سياه زخم روده اي مشكل است اما بين 25 تا 60 درصد تخمين زده مي شود . سياه زخم تنفسي اين نوع سياه زخم در نتيجه استنشاق هاگ ( تخم ميكروب ) باسيل آنتراسيس بوجود مي آيد و معمولا از آزاد شدن گاز محتوي باسيل آنتراسيس به طور عمدي بوجو د مي آيد . ( اشاره به بمبارانهاي ميكروبي) بعد از دوران كمون ( نهفتگي يك الي شش روزه بسته به تعداد هاگهاي استنشاق شده ) علائم بيماري به تدريج بروز مي كند . تب ، بي قراري ، خستگي از علائم اوليه آن است بعضي اوقات سرفه خشك و ناراحتي خفيف قفسه سينه نيز به آن اضافه مي شود . اين علائم اوليه به صورت پريوديك است . ( باگذشت چند ساعت بيماري شدت و ضعف پيدا مي كند ) پس از آن پيشرفت ناگهاني شروع شده و ناراحتي تنفسي ( به سختي نفس كشيدن ) ،تعرق ، تنفس همراه باخس خس ، زردي ، كبودي بدن ( رنگ بدن مايل به آبي مي شود ) ، شوك و مرگ معمولا اتفاق مي افتد . معالجه باآنتي بيوتيك باسيل آنتراسيس به گسترده وسيعي از آنتي بيوتيكها حساس است . پني سيلين و سيپرو فلاكسه سين و دوكسي سيسلين غالبا براي معالجه سياه زخم توصيه مي شود . براي تأ ثير خوب بايد درمان به سرعت شروع شده و تداوم يابد و درغير اين صورت اين بيماري به شدت كشنده است . واكسن سياه زخم
واكسن يك سلول مستقل فيلتر شده است كه شامل آنتي ژن محافظ و زاج است . طبق گزارشهاي واصله اين واكسن تا 93 درصد در برابر سياه زخم پوستي محافظت ايجاد مي كند . مطالعه آن روي حيوانات نشان مي دهد كه واكسن مي تواند در مقابل جنگ شيميايي ، نيز ايجاد مصونيت كند . اين واكسن توسط شركت بيوپورت در آمريكا توزيع شده است . باسيل آنتراسيس باتهديدهاي بيولوژيكي همراه است. سازمان دفاعي آمريكا واكسنياسيون رابراي تمام آمريكايي هاي فعال در مأموريت جنگي توصيه مي كند . واكسن بايد بين زنان و مردان بين 18تا 65 سال توزيع شود . از اين رو كليه مطالعات تا به امروز منحصر ا به اين گروه سني هدايت شده است . - زنان باردار نبايد واكسن تزريق كنند، چون هنوز آثار اين واكسن روي جنين مشخص نشده است . - موافقنامه واكسنياسيون سياه زخم شامل تزريق زير جلدي بادو هفته فاصله و سه تزريق زير جلدي تكميلي به ترتيب 6، 12، 18،ماه بعد است . تزريقات ساليانه واكسن جهت ادامه مصونيت توصيه مي شود . - واكنشهاي موضعي خفيف (ملايم ) شامل قرمز شدن و ايجاد حساسيت درمحل تزريق روي پوست مي باشد . اين و اكنش 30 درصد تزريق كنندگان رادربرمي گيرد . فرآيند هاي شرح داده شده در ذيل جهت هدايت تشخيص باسيل آنتراسيس درنمونه هاي پزشكي است . اين فرآيندها بايد درآزمايشگاههاي ميكروب شناسي سطح دوانجام شود . لباس و دستكش مخصوص آزمايشگاه بايد پوشيده شود . عينكهاي ايمني يا محافظ چشم توصيه مي شود . هنگام آزمايش بايد از انجام هرگونه فعاليتي كه موجب تماس دست با سطوح مخاطي ( مثل خوردن ،آشاميدن ، سيگار كشيدن يا دست شويي رفتن ) مي شود جدا خودداري كرد . درحين كار بانمونه ها بايد مطمئن شويم كه مواد غير ضروري وجود ندارد و هوا جريان كافي دارد . همانند بسياري از فرآيند هاي عفوني مي بايست از پوشش محافظ شخصي استاندارد مثل دستكش لاستيكي و لباس آزمايشگاهي بلند استفاده كرد . خانواده محلولهاي شيميايي تجارتي قابل دسترس در ضد عفون سطوح آلوده و ابزار به كار رفته و در آزمايشهاي بعد از كار باباسيل آنتراسيس مؤ ثر است . وسايل ضدعفوني شونده بايد در محلول ضد عفوني غوطه ور شده و اتوكلاو صورت گيرد . سطوح كاري بايد به طور كامل قبل و بعد از كار با محلول ضدعفوني از آلودگي ها پاك و خشك شود . محلول كشت بايد در محلول ضد عفوني به مدت 5 دقيقه غوطه ور شده و بعد خشك شود ، محلولهايي كه باغلظت بالاي هاگ تهيه شده اند يا در بر گيرنده مواد اصلي هستند يا در محيطي با دماي كمتر از دماي اتاق قرار دارند . بايد حداقل به مدت يك ساعت درمحلول ضد عفوني قرار داده شده و بعد تميز گردند . سياه زخم دردامها
استفاده از سياه زخم به عنوان يك جنگ افزار تروريستي ، اهميت زيادي در بين مردم و حكومتها پيدا كرده است . هر چند سياه زخم از مدتها قبل دراحشام ديده شده و در نوادا نيز به عنوان يك بيماري وجود دارد . در تابستان سال 2000 ميلادي سه گزارش جداگانه از شيوع سياه زخم در نوادا رسيد . سياه زخم غالبا به سرعت شناسايي نمي شود و در بيشتر موارد با واردات خاصه دام آغاز مي شود . شناخت عوامل سياه زخم بيماري حيوانات خونگرم است كه توسط باسيل آنتراسيس ايجاد مي شود . باپاستوريزه كردن و يا روشهاي معمول ضد عفوني مي توان سياه زخم را از بين برد . هر چند اگر لاشه حيوان در معرض هواي آزاد گذاشته شود ، هاگها شكل گرفته و موجب شيوع بيماري مي شوند . هاگ سياه زخم مقاومت زيادي در برا بر تغييرات دما و مواد شيميايي ضدعفوني كننده و خشكي دارد . هاگها ي كپسول دار ، توان مقاومت در خاك را براي سالها و حتي دهها سال دارند و در محيطهاي مساعد تاقرنها باقي مي مانند . به هم زدن خاك ، منجر به بالا آمدن آلودگي به سطح خاك مي شود . جريان آب و حفاري دو عامل رايج براي شيوع بيماري هستند . چهار پايان اهلي به هنگام چرا ، هاگها را مي بلعند . در ماههاي تابستان هر گاو مي تواند بين 4 تا 6 پوند ( هر پوند 453 گرم است ) خاك را ببلعد . ( حدودا 2 الي 3 كيلو خاك ) به طور معمول اين بيماري مسري با مرگ ناگهاني همراه است . شيوع سياه زخم به طور معمول مربوط به انواع خاكهايي مي شود كه به درد پرورش مي خورند ، دراين محل ها هاگها رشده كرده و تكثير مي يابند . چهار پايان اهلي هنگام چرا در آن منطقه آماده دريافت آلودگي هستند . سياه زخم در انسان مر بوط به سرايت هاگها در نتيجه تماس ، مصرف گوشت آلوده و نپخته و آلودگي از طريق زخم ها و خراشها و تماس با لاشه هاي آلوده است . تشخيص
مرگ ناگهاني رايج ترين علامت است كه به تدريج براي دامداران رخ مي دهد و حيوانات اندكي پس از ابتلا مي ميرند . گاوهايي كه بلافاصله پس از مرگ معاينه مي شوند ، ممكن است از منافذ بدن آنها خون بيايد . در گرماي تابستان جسد بين 12 تا 24 ساعت بعد باد مي كند و اگر در فضاي باز قرار داده شود باكتري سياه زخم شروع به توليد هاگ كرده و اين هاگها ، سالها در خاك باقي مي مانند . درمان و پيشگيري واكسيناسيون تمام حيوانات و درمان طولاني مدت با آنتي بيوتيك توصيه مي شود . هر 4 الي 5 روز بايد واكسن تكرار شود و تمام دامها بعد از 10 تا 14 روز واكسن مرحله دوم را دريافت كنند . واكسيناسيون سالانه موجب پيشگيري از بروز مجدد بيماري مي شود . لاشه هاي حيوانات آلوده ، نيز بايد سوزاند ه شود . اگرچه بيماري معمولا در تابستان و در زمان اوج گرما رخ مي دهد . اگر سوزاندن اجساد مقدور نباشد ، دفن لاشه درگودالي عميق به همراه مقدار زيادي آهك نتيجه خوبي مي دهد . اين مكانها بايد بخوبي علامت زده شوند تا از حفاريهاي بعدي اجتناب گردد . سياه زخم يك بيماري منطقه اي با وابستگي زياد به تاريخ بشر است . پنجمين و ششمين بلا ي گزارش داده شده در مهاجرت دسته جمعي ، مي تواند سياه زخم حيوانات اهلي و انسان باشد . به علاوه در قرن 16 تا 18 در اروپا ، سياه زخم بيماري مهم دامداري بود . سياه زخم تنفسي ابتدا در نبمه دوم قرن نوزدهم گزارش گرديد . اين بيماري درحين كار باپشم در انگلستان كشف گرديد و سبب توليد هاگ سياه زخم به صورت معلق در هوا در حين پرداخت پوست بز شد . رابرت كخ درسال 1876 منشأ ميكروبي سياه زخم در فرآيند ها گزايي و مراحل هاگ را در باسيل آنتراسيس كشف كرد . او همچنين اولين روش تغذيه و تكنيك كشت باسيل آنتراسيس ، راابداع كرد . سياه زخم همچنين اولين بيماري بود كه لوئيس پاستور در سال 1881 واكسن مؤثر بر باكتري آن راتوليد كرد . سياه زخم در حيوانات اهلي و وحشي مانند بز ، گوسفند ، گاو ،اسب و خوك نيز وجود دارد . انسانها معمولا از طريق تماس با حيوانات آلوده يا محصولات دامي آلوده مبتلا مي شوند . سياه زخم غالبا به صورت عفونت پوستي ظاهر مي شود ، ولي مي تواند به شكلهاي روده اي و تنفسي نيز بوجود آيد . ظهور سياه زخم بصورت جنگ افزار سياه زخم به عنوان جنگ افزارزيستي براي حداقل هشت دهه كانون توجه خاصسي بوده است . اولين اقدام به استفاده از هاگ سياه زخم به عنوان اسلحه ( درمقابل اسبها ) در جنگ جهاني او ل رخ داد . قبل و در حين جنگ دوم جهاني ، ارتش ژاپن سياه زخم به عنوان جنگ افزار زيستي ، را بوجود آورد . در طول جنگ جهاني دوم ، خيلي كشورها شامل بريتانياي كبير ، كانادا و آمريكا ، علاقه خود را به استفاده از ابزار جنگي از سياه زخم نشان دادند . اين عقيده وجود داشت كه تنها كشوري كه قادر به توسعه و توليد جنگ افزار زيستي سياه زخم درمقياس بالا بود ، اتحادجماهير شوروي بود ، او قادر به توليد هزارها تن جنگ افزار زيستي سياه زخم درسال بود . در اواخر دهه 1980 اتحاد جماهير شوروي به طورموفقيت آميزي اولين آنتي بيوتيك مقاوم كننده عليه جنگ افزارهاي سياه زخم را آزمايش كرد . تحقيقات و كار زياد ، اتحاد جماهير شوروي راقادر ساخت كه شكلهاي مصنوعي جنگ افزار سياه زخم را توليد كند . همزمان بافروپاشي اتحاد جماهير شوروي ، فعاليتهاي گسترش و توسعه جنگ افزارهاي زيستي كاهش يافت ، بو يژه درمورد سياه زخم ، هر چند اين گمان وجود دارد كه روسيه به طور كامل اين فعاليتها رامتوقف نكرده است . بعدها اين تفكر ايجاد شد كه عراق نيز در حال توسعه ، توليد و ذخير ه سازي جنگ افزار سياه زخم است . مدل سازي مطالعاتي قادر به نمايش قدرت بالقوه سياه زخم و ظرفيت حمله اي آن است . آزمايشها در دهه 1960 در نيويورك ودهه 1980 درمسكو نشان داد كه رها سازي باسيل آنتراسيس مدل ، درساعت اوج حضور مردم دهها هزار كشته بر جاي خواهد گذاشت . درمقياس بالاتر ، سازمان بهداشت جهاني تخمين مي زند كه با50 كيلوگرم باسيل آنتراسيس رها شده در خلاف جهت باد به سمت يك شهر با 500 هزار نفر جمعيت حدود 95 هزار كشته و 125 هزار نفر از كار افتاده بر جاي مي ماند . اثبات توانايي سياه زخم در كشتن انسانها به وسيله جنگ افزار زيستي سياه زخم ، به سال 1979 برمي گردد كه به طور اتفاقي هاگهاي سياه زخم از يك مركز توليد در sverdlovsk رها شد. دراثر اين واقعه حدود 66 كشته ( براساس نظر برخي منابع بيش از 100 كشته ) در اثر تنفس سياه زخم رخ داد . |+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() بسم الله الرحمن الرحیم
و اول فقط كلمه بود، و خدا با گفتن باش! كل جهان را به وجود آورد... و چون در وجود من روح خدا وجود دارد, قدرت كلامم را آنچنان خواهم كرد كه هر چه گویم به وجود اید.... پس من كلامم هستم و شرافت كلام نیاز اولیه هر كسی است كه بخواهد امكان جدیدی را برای خود و جهان ایجاد كند. من فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات هلال احمر و پزشکيار بدون مرز در اين وبلاگ در مورد اصول کمک های اوليه ، آموزش امداد و نجات در دريا ، سيلاب ، جاده ، کوهستان ، زلزله ، آواربرداری ، نشانه گذاری ، زنده یابی، دفاع اتمی ، آموزش خطرات مین و مواد منفجره نشده باقي مانده از جنگ - حقوق بین الملل بشردوستانه و فوريتهای پزشکی در حوادث و مديريت سوانح طبيعی،دارو شناسی ،مبانی آتش نشانی و اطفای حریق ، هنر زنده ماندن در شرایط سخت ،خاطرات امدادی ،مديريت بحران ، مديريت سوانح ، حمايت های روانی ، بیوتروریسم ، شبيه سازی بحران های امدادی مطالبی را ارائه خواهم نمود ./. پست الکترونیکی من : mosaferaseman2002@yahoo.com fsharafpoor@yahoo.com هيچ خدمات داوطلبانه اي بدون ايثارگري امكان پذير نيست No Voluntary Services Is Possible Without Dedication منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشيو موضوعی
امداد و نجات و کمک های اوليهپيوندها
جمعيت هلال احمر فدراسيون بين الملی صليب سرخ و هلال احمر کميته بين الملی صليب سرخ آخرین زلزله در جهان فرهاد شرف پور - امداد و بهداشت پایگاه شهدای بسیج ایرنا فرهاد شرف پور - عقيدتي سياسي پايگاه شهداي ايرنا فرهاد شرف پور - ورزش پايگاه شهداي ايرنا فرهاد شرف پور - عمليات پايگاه شهداي ايرنا فرهاد شرف پور فرهنگ سازي يك بسيجي فرهاد شرف پور - فناوري اطلاعات پايگاه شهداي ايرنا مهندس علیرضا سعیدی شركت صنايع نساجي هلال ايران امداد و نجات mra آمريکا شهریار مزیدآبادی انجمن ملي امداد و نجات گزارشات مرکز مخاطرات طبیعی دانشگاه کولورادو آمریکا سازمان مدیریت بحران نیوزیلند سازمان مدیریت بحران استرالیا سازمان مدیریت بحران آمریکا انجمن حمایت از مصدومین مین ایران بانک اطلاعات سوانح و بلایای جهان مرکز آسیایی آمادگی در برابر سوانح استراتژی بین المللی کاهش بلایا - سازمان ملل تصاوير طوفانهای بزرگ جدیدترین فهرست کنفرانسهای بین المللی در زمینه مدیریت بحران و سوانح برترین سایت زلزله شناسی ایران پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری آگاهی از خطرات موادمنفجره باقی مانده از جنگ باشگاه ما شبکه ارتباطات جنسیتی / زنان منطقه خاورميانه و شمال آفريقا انتشارات مرکز تحقیقات مخاطرات بنفیلد انتشارات مرکز تحقیقات بحران (بلایا) سازمان آتش نشاني شهرداري تهران انجمن جهاني زنان آتش نشان تجهيزات اضطراري آتش نشانان -تجهزات نجات وهيدروليك سايت اختصاصی آواربرداری انجمن ملي آموزشگران اورژانس کنفرانسهای مرتبط با سوانح انجمن بین المللی مدیران بحرن (IAEM) انجمن بین المللی مدیران بحران - شعبه کانادا پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |