تبليغاتX
نشان از بي نشانها --- فرهاد شرف پور
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
جامعه آماده کلیات مفاهیم بحران

کلیا ت و مفا هیم برای اینکه هر مجموعه  کاری شناخته واجرایی شود بایستی به یک سری مفاهیم کلیدی که با آنها سرو کار داریم پرداخته وآشنا بشویم .

حادثه:

واقعه ايست كه ميزان خسارت به دارائيها كم است.آشفتگي در محل حادثه ممكن است پيش بياييد ولي در محدوده بسيار كوچك اين اتفاق رخ ميدهد به طور مثال تصادف يك اتومبيل ممكن است موجب بسته شدن جاده شود. فقط شامل يك گروه كوچك كه متشكل از قربانيان و وابستگان آنهاست مي شود و افراد فاصله هاي دور از واقعه تحت تأثير قرار نمي گيرند.  پيامدهاي بلند مدت و كوتاه مدت فوري داشته است و به يك فضاي جغرافيايي كوچك محدودمي شود.

سانحه:

محدوده واقعه محلي است اما وسيعتر از محدوده يك حادثه مثل آتش سوزي يك هتل.تعداد افراد درگير بعنوان قربانيان و امدادگران زياد است و به همين نسبت به تعداد وابستگان نيز اضافه مي شود..به دليل محدوده جغرافيايي وسيعتر و تعداد بيشتر آدمهاي درگير از نظر فعاليتهاي امدادي وضع پيچيده تر است. به طور موقت ادامه فعاليتهاي كوچك از زير بناهاي مستقيم اجتماعي با مشكل مواجه مي شود. (مانند سانحه تصادف قطار)

بحران:

واقعه ايست كه موجب آشفتگي در مجموعه فرآيندهاي اجتماعي (هر چند موقت) و روابط اجتماعي ميگردد و براي برطرف كردن آن، فرد يا يك گروه كوچك كافي نيست بلكه كل و يا بخش عظيمي از سيستم اجتماعي درگير آن ميشود.تعداد افراد در محدوده آسيب ديده بسيار زياد خواهد بود و در نتيجه تعداد وابستگان درگير افزايش مي يابد.زير بناهاي اجتماعي و ادامه فعاليتهاي جاري جامعه، با مشكلات جدي مواجه مي شوند .مشكلات اكثريت مردم در محدوده آسيب ديده را شامل مي شود، البته كيفيت و كميت براي همه محدوده يكسان نيست. در شرايط بحران، ساخت و كاركرد سازمانهاي اجتماعي تا حد زيادي آشفته مي شود به طوريكه ادامه زندگي انسانها به طور جدي به مخاطره مي افتد در حاليكه اين ويژگي در شرايط حادثه و سانحه وجود ندارد و به طور كلي مي توان این تعريف ذيل را براي بحران داشت. هر حادثه اي كه به طور طبيعي و يا توسط بشر به طور ناگهاني و يا به صورت   به وجود آيد و سختي و مشقتي را به جامعه انساني تحميل نمايد، كه جهت برطرف كردن آن نياز به اقدامات اساسي و فوق العاده باشد.

فاجعه :

فاجعه واقعه اي نسبي يا بي نهايت در محيط طبيعي يا محيطي كه ساخته دست بشر مي باشد  كه به گونه اي معكوس روي زندگي، مالكيت يا فعاليت انسان به اندازه اي كه منجر به يك بحران  مي شود تأثير مي گذارد. فاجعه بحرانی است که جامعه بزرگی از اجتماع را تحت تاثیر خود قرار میدهد ودراین حالت اکثر جوامع بین المللی برای کمک به جامعه بحران زده بسیج میشوند. مانند زلزله ،سیل ،تندباد،آتشفشان ،سونامی یا خشکسالی و یا بیماریهای صعب العلاج  (بیماریهای هموفیلی- فلج اطفال ) بیماریهای واگیر دار(مانند ایدز ) فاجعه اختلال جدي در عملكرد جامعه است، كه منجر به فقدانهاي زياد انساني، مادي يا محيطي مي شود كه فراتر از توانائي جمعيتي است كه تحت تأثير قرار گرفته اند كه حتي بتوانند از منابع خودشان براي استفاده نمونه برداري كنند. بلايا اغلب بر اساس سرعت شروع (ناگهاني يا آهسته)، يا بر طبق دليلشان (طبيعي يا ساخته دست بشر) طبقه بندي مي شوند.

مسئله فاجعه :

حوادث خاصي را كه منجر به فاجعه و موارد اضطراري مي شود را توضيح مي دهد.

روند فاجعه، اينكه اين موارد كجا اتفاق مي افتند چه افرادي بيشتر از طريق اين موارد تحت تأثير قرارمي گيرند.

از آغاز بهتر  از به خود يادآوري كنيم كه فاجعه و موارد اضطراري هر دو اغلب به عنوان وقايع استثنائي به شمار مي آيند، و از زندگي عادي جدا مي باشند. در حقيقت، هر چند كه عكس اين مطلب درست است. بلايا و موارد اضطراري واكنش هاي عمده زندگي طبيعي مي باشند.

اين دو مقوله نتايج روشهايي اند كه جوامع خود را از لحاظ اقتصادي و اجتماعي سازماندهي كرده اند، روشهايي كه جوامع و دستگاههای دولتی  با هم كار مي كنند، و ارتباطي كه بين تصميم گيرندگان است نيز در اين مقوله قرار مي گيرند. بنابراين سيل يا زمين لرزه به خودي خود يك فاجعه نيست.

فاجعه از اين حقيقت ناشي مي شود كه گروهها يا جمعيت هايي مشخص مجبور مي شوند در مناطقي كه از تأثير طغيان رودخانه يا فوران آتشفشان آسيب پذير مي باشند. لازم است كه تفاوتهاي بين خطر و فاجعه قرار دهيم، و درك كنيم كه تأثير فاجعه خطر بر فاجعه لزوما معياري از آسيب پذيري جامعه است. نمودار زير اين شتراك از نيروهاي مخالف را توضيح مي دهد. آسيب پذيري به عنوان پيشرفتي از سه مرحله زير مي باشد:

1- دلايل نهفته: مجموعه اي از فاكتورهاي ريشه اي در جامعه كه با هم آسيب پذيري را شكل مي دهند و آن را حفظ مي كنند.

2-فشارهاي فعال: روندي انتقالي كه تأثير دلايل منفي را به شرايط نا امن سوق مي دهد، اين مرحله ممكن است منجر به فقدان خدمات اساسي يا پخش و توزيع آن شود يا اينكه ممكن است از مجموعه اي از نيروهاي بزرگ باشد.

3- شرايط نا امن: شرايط آسيب پذيري جايي كه مردم و مالكيت آنها در معرض خطر فاجعه قرار دارند؟ محيط فيزيكي آسيب پذير يك فاكتور است، ديگر فاكتورها شامل اقتصاد ناپايدار و سطح درآمد پائين است. 

۴- فاكتورهاي محلي و معلولي بلايا :

شدت هر كدام از بلايا، با مرگ، خسارت يا هزينه هايي كه براي كشورهاي در حال توسعه با افزايش جمعيت حاشيه اي افزايش پيدا مي كند. اين مطلب از طريق ميزان بالاي تولد، مشكلات اجاره زمين و فرصتهاي اقتصادي و فقدان يا اختصاص بر منابع براي نيازهاي اساسي بشر در جمعيتي گسترده، باشد.همانطور كه جمعيت افزايش پيدا مي كند، بهترين زمين هم در مناطق روستايي و هم در مناطق شهري بالا مي رود، و افرادي كه به دنبال زميني براي كشاورزي يا خانه سازي مي باشند مجبور مي شوند كه زمين نامناسبي را بپذيرند. اين روند قدرت بهره وري را كم مي كند و معيارهاي متري از ايمني فيزيكي و اقتصادي را به وجود مي آورد. متن زير هر كدام از اين موضوعات را مدنظر مي گيرد. مهم ترين فاكتور روي تأثير يك فاجعه فقر است. همه فاكتورهاي ديگر كاهش پيدا مي كنند اگر كه جمعيتي كه تحت تأثير قرار گرفته اند از طريق فقر نيز محدود نشده باشند. در حقيقت همه مطالعات فاجعه نشان مي دهند كه ثروتمندترين گروهها ضامن بقاي جمعيتي مي باشند كه تحت تأثير قرار نگرفته اند يا اينكه قادر مي باشند كه به زودي از اين وضعيت بهبودي پيدا كند. در طول طيف گسترده بلايا، فقر عموما مردم را براي تأثير خطرات آسيب پذير مي سازد. فقر توضيح مي دهد كه چرا مردم در مناطق شهري مجبورند در سوراخهايي زندگي كنند كه مستعد زمين لغزه باشد، يا اينكه چرا مردم نزديك آتشفشان ها يا رودخانه هايي مستقر شوند كه به طور اجتناب ناپذيري كناره هاي آنها را آب فرا گيرد. فقر توضيح مي دهد كه چرا خشكسالي كشاورزان روستايي فقير را به عنوان قربانيان در بر مي گيرد و به ندرت افراد ثروتمند را و چرا بيشتر قحطي ها به دليل نبود قدرت خريد غذا نمي باشند و بيشتر به دليل نبود غذا مي باشند. فقر، به ميزان چشمگيري توضيح مي دهد كه چرا بسياري از افراد مجبور به جابجايي از منازلشان به ديگر بخشهاي كشور يا حتي به حاشيه ها براي زندگي كردن مي باشند. چنين مهاجرتهايي كه منجر به بحران مي شود چالش هايي قابل ملاحظه را هم در شرايط كمك هاي فوري براي افراد آواره و هم در شرايط طولاني مدت پيشرفت مطرح مي سازد.

    ۵- موارد اضطراري واژه ديگري كه در ارتباط نزديك با فاجعه است و در اين قسمت استفاده مي شود موارد اضطراري مي باشد. فاجعه ممكن است به عنوان نوع خاصي (يا زير مجموعه اي) از موارد اضطراري است. فاجعه دوره زماني سخت و سطح اضطراري را بيان مي كند. در حاليكه فاجعه دوره خاصي دارد كه در آن زندگي و دارايي لازم بلافاصله در معرض خطر قرار مي گيرند، موقعيت اضطراري را بيان مي كند. در حاليكه فاجعه دوره خاصي دارد كه در آن زندگي و دارايي لازم بلافاصله در معرض خطر قرارمي گيرند، موقعيت اضطراري مي تواند دوره كلي تري را رد بر گيرد كه شامل موارد زير است: بدتر شدن واضح و آشكار در توانائي هاي سازگاري گروه يا جمعيت وجود دارد.توانايي هاي سازگاري فقط از طريق قوه ابتكار غيرمعمول گروه يا جمعيت يا از طريق مداخله هاي خارجي تداوم پيدا مي كنند.

چرخه مدیریت بحران:

اين مديريت پنج وضعیت  دارد كه برنامه ريزي براي زمانهاي ذيل مي نمايد:

·        قبل از وقوع بحران

·        حين وقوع بحران

·        بهبودی نسبی

·        عادی سازی

·        بعد از وقوع بحران(بازسازی)

قبل از وقوع بحران: عوامل مؤثر براي اينكه يك بحران خسارات مادي، انساني و توسعه نداشته باشد مي طلبد كه برنامه مدوني را براي شناخت كاملي از محيط داشته باشیم

1- جمعیت وجامعه شناسي محلی 

2- وضعيت جغرافيايي زمين

3-  آسيبهاي روي زمین

4- آسیبهای زیر زمین

5- تحليل جامع بر روي اين آسيبها

6-اولويت بندي آسيبها

7- بررسی توانائیها

8-اولویت بندی توانائیها

9- ارئه طرح هائی برای کاهش آسیب

10- تنظیم قوانین مورد نیاز جهت پیشگیری،آمادگی،آگاهی،هشدار،مقاوم سازی وکاهش خسارت

11- تدوین وظایف ادارات ونهادهای در گیر در چرخه بحران

12- تدوین ساختار فرماندهان دربحران ونحوه ارتباط آنها

13- جمع آوری کلیه اطلاعات مورد نیاز

14-   تدوین واجرای طرح منطقه بندی روستاهای بالای1500نفرجمعیت،شهرها،شهرستانها،استانهای پرخطر

15- واگذاری بخش عمده کار امداد ونجات درقالب تشکیلاتی مردمی به مردم

16-برنامه ریزی برای آمادگی،آگاهی،آموزش و سازماندهی مردم محلی برای کاهش خسارت

17- مانور وتمرین دستگاههای دولتی ومردمی

زمان وقوع در72ساعت اولیه  بحران:

1. جمع آوری اطلاعات خسارتها اعم از انسانی،حیوانی،ساختاری،زیربنایی واقتصادی

2.تحلیل وارزیابی اطلاعات

3. پاسخگوئی

4. امداد ونجات

5. رسیدگی به وضعیت مجروحین ومصدومین اورژانسی

6. جمع آوری کودکان فاقد سرپرست

7. تدفین قربانیان

8. باز کردن راههای اصلی

9. تامین امنیت

10. کنترل ترافیک جادههای اصلی داخل وخارج از شهر......... بهبودی

1. رسیدگی به وضعیت مجروحین

2. رسیدگی به وضعیت زنان وکودکان فاقد سرپرست

3. کمک به ایجاد سر پناه موقت

4.امداد بازماندگان ورفع مایحتاج عموم افراد بازمانده

5. کنترل موارد بهداشتی تا امراض مسری شیوع پیدا نکند

6. مداخلات روانی بازماندگان وتوجه به نیازهای آنها........

7. تامین حداقل سه ماه موارد بهداشتی و غذایی برای مردم

8. برنامه ریزی وپیگیری روشن نمودن وضعیت معلولین ومجروحین بیمارستانی

9. برنامه ریزی جهت روشن نمودن وضعیت زنهای ،کودکان فاقد سرپرست عادی سازی

عادی سازی موضوع جدیدی نیست،اما باید توجه داشت که اصل مهم برگشت به وضعیت قبل از بحران خانواده های آسیب دیده میباشد(زندگی ادامه دارد).

1.  باز گشائی مدارس

2. بازگشائی مغازه ها

3.  توجه به خانواده هامرد ان وزنان برای کسب درآمد

4.  ایجاد مراکز خود اشتغالی زو د بازده باتوجه به موقعیت محلی

5.  آموزش به مردم برای تولید صنایع دستی محلی وکمک به فروش آنها

6. ایجاد صندوقهای اعطای وام برای کارهای مرسوم محلی

7. فعال شد ن ادارات ودستگاه ها

8. ایجاد فضاهای تفریحی برای مردم وکودکان

9. باز سازی

1.جمع آوری آوارهای

2. باز کردن راهها

3.اصلاح پلها

4. برنامه ریزی وپیگیری ساخت منازل تخریب شده

5. برنامه ریزی وپیگیری منازل قابل مقاوم سازی

6. برنامه ریزی وپیگیری ساخت یامقاوم سازی مراکز تجاری وصنعتی

7. برنامه ریزی جهت ساخت منازل برای زنهای فاقد سرپرست

8. بازسازی تاسیسات زیر بنایی(آب،برق،گاز،مخابرات،مدارس،دانشگاه هاو ادارات)

9. بازسازی مراکز اقتصادی،تجاری،صنعتی

10. بازسازی راهها و جاده ها

منابع:

1.    طرح جامع امدا ونجات کشور

2.    مرکز آموزش آسیای جنوب شرق (ADPC)

3.    تجربیات بم نویسنده

|+| نوشته شده توسط فرهاد شرف پور در و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar